|
هشت مارچ روز همبسته گي زنان
جهان براي مبارزه در راه صلح، دموكراسي وتامين
حقوق اجتماعي در برابر مردان را شادباش
ميگويم. با اين اميدكه شركتمان درمبارزه براي
آزادي و رهايي ميهن ما گستره تر وهمراهي و هم
آوايي ما با قشر بزرگ زنان مشتاق صلح درجهان
هر روز افزونتر گردد.
هشت مارچ روزيست كه خون زنان
خيابان ها را رنگين ساخت، در هشتم مارچ 1857
ميلادي زنان بافنده شهر نيويارك كه در شرايط
غير انساني روزي شانزده ساعت كار مي كردند و
دستمزد هاي كمتر از مردان دريافت ميداشتند به
خيابان ها آمدند تا حقوق شان را براي ده ساعت
كار در شرايط بهتر و با مزد برابر بامردان طلب
كنند، پاسخ آنان از طرف دولت به گلوله بسته
شد. اين حادثه المناك مهمترين سنگ پايه وحدت و
تشكل زنان سراسر جهان در سازمان هاي سياسي،
فرهنگي و صنعتي جهت احقاق حقوق شان به شمار مي
رود.
واقعهء هشتم مارچ آنچنان تكان
دهنده و رزم قهرمانانه زنان كارگر آنقدر تحسين
بر انگيز بود كه در دههء آغاز سدهء بيستم يعني
سال 1910 در كنگرهء زنان در شهر كوپن هاگن
پايتخت دنمارك بنا به پيشنهاد كرارازتكين
شخصيت برجسته اين جنبش به عنوان روز جهاني زن
به رسميت شناخته شد. كلارا زني است كه در باره
اش نوشته اند: او هم فرد است وهم جمع زني از
آن امروز و از آن فردا ها.
آنچه به او اوج مي بخشد اينست
كه در تمام لحظات زنده گي اشت زنده خواست هاي
به حق زنان بوده است. اين زن نه فقط در عرصهء
جنبش زنان بلكه در تمام عرصه هاي مبارزاتي
احياي حقوق كارگران مي درخشيد وي در سال 1932
در سن 75 ساله گي هنگامي كه به عنوان نماينده
به رايشتاك راه يافت به عنوان رييس جلسه به
پشت تربيون مجلس فاشيستها رفت و فرياد خشم
بشريت را عليه فاشيزم به گوش جهانيان رسانيد،
او خطر فاشيزم را به جهانيان گوش زدكرد و از
آنان خواست تا در جبهه اي عليه اين دشمن گرد
آيند.
با ياد اين زن مبارز مليون ها
زن در سراسر جهان براي احقاق حقوق پايمال شدهء
شان متشكل گرديده و مي گردند، زنان نيك
ميدانند كه اين حقوق آسان بدست نخواهد آمد،
چرا كه حل مساله زنان در گرو حل مسايل بنيادي
جامعه چون استقلال اقتصادي، سياسي و اجتماعي
است.
زنان به مثابه نيمي از پيكر
جامعهء انساني از دير زماني حتي از بدو خلقت و
آفرينش الي امروز در كار و زيست انسان نقش
سازنده و موثري داشته است و دارد. بنا بر
عوامل گونه گون تحت ظلم و ستم قرار داشته است
و مانند مرغ شكسته بال محصور چارديوار خانه
بودهاست و قرن ها، قرنها در تاريكي نگه داشته
شده است.
ولي به تدريج بنا بر خواست
زمان آن ها توانستند راه را براي زيست با همي
يكجا با مردان باز نمايندو به مثابه واقعاً
نيمي از جامعهء بشري كار و پيكار نمايند.
در جوامعيكه هنوز زنان در تحت
خشونت هاي گوناگون به سر مي برندن چگونه ميتون
از آزادي زنان سخن گفت؟ گر چه بسياري از اين
آزادي ها در قوانين سخن رفته اما هنوز عملاً
در بسياري از كشورها از برابري واقعي زنان در
برابر مردان خبري نيست.
در اين برههء حساس و تاريخي
بذل توجه به وضع زنان افغان كه در درازناي
سالهاي جنگ و نا آرامي به صورت عموم و در
جريان زورگويي هاي عقب گرايانه به خصوص
محروميت ها و رنج هاي بيرون از شماري را از سر
گذرانيده و از آزمون دشوار تاريخ با سر بلند و
تن رنجور و ناتوان بدر شده اند بنا بر آن
حراست از انان را ضرورت زمان و حكم وجدان
بدانيم.
بايد متذكر شد كه طبيعت هم
انسان ها را آزاد خلق كرده اين آزادي محدود و
منحصر به مردان نيست و هم در اين آزادي زنان
با مردان حقوق مساوي دارند. طوري كه طبيعت
مردان را براي اجراي مقاصد بزرگ و انجام
مسووليتهاي مهم افريده است، زن هم براي اين
مقاصد آفريده شده است و اين پيام را زن هم با
خود دارد.
بديهيست در خانه اي كه زن نيست
آنجا روح روشني نيست واقعاً وجودزن است كه به
زنده گي خانواده گرمي و روشنايي مي بخشد و
خوشبخت خانوده ايست كه زني كاردان، مادري با
گذشت، چرخ زنده گي شان را با محبت، با ملايمت
با تدبير و فراست به حركت در مي آوردن زن شريك
زنده گي مرد، بازوي تواناي او و مرجع اميد
خانوادهء خويش است، و اين شريك زنده گي، اين
مرجع اميد و اين چرخ روشن خانواده ها در برابر
فاميل، دوستان و اجتماع مسووليت هاي دارد. اگر
زن بيرون كار ميكند و يا درخانه است، باز هم
زن مادر است، زن خواهر است و زن همسر است و
نبايد آن را ناديده بگيرد. به هيچ عنواني آنرا
فراموش كنند. زن گرامي و ارجمنداست چون او
هستي اور جامعه انساني است، مقام زن را بايد
گرامي داشت، چون او سعادت مي آفريند و نخستين
مربي و آموزگار زنده گي است به گفته شاعر:
دامان مادر نخست آموزگاري كودك
است
طفل دانش ور كجا پرورده نادان مادري |