مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

       شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مجلهء جامعه مدنی >> سال سوم شمارهء نهم

  

 

 

 

عبدالصابر جنبش

هشتم مارچ را گرامی میداریم!

 

هشت مارچ روز همبسته گي زنان جهان براي مبارزه در راه صلح، دموكراسي وتامين حقوق اجتماعي در برابر مردان را شادباش ميگويم. با اين اميدكه شركتمان درمبارزه براي آزادي و رهايي ميهن ما گستره تر وهمراهي و هم آوايي ما با قشر بزرگ زنان مشتاق صلح درجهان هر روز افزونتر گردد.

هشت مارچ روزيست كه خون زنان خيابان ها را رنگين ساخت، در هشتم مارچ 1857 ميلادي زنان بافنده شهر نيويارك كه در شرايط غير انساني روزي شانزده ساعت كار مي كردند و دستمزد هاي كمتر از مردان دريافت ميداشتند به خيابان ها آمدند تا حقوق شان را براي ده ساعت كار در شرايط بهتر و با مزد برابر بامردان طلب كنند، پاسخ آنان از طرف دولت به گلوله بسته شد. اين حادثه المناك مهمترين سنگ پايه وحدت و تشكل زنان سراسر جهان در سازمان هاي سياسي، فرهنگي و صنعتي جهت احقاق حقوق شان به شمار مي رود.

واقعهء هشتم مارچ آنچنان تكان دهنده و رزم قهرمانانه زنان كارگر آنقدر تحسين بر انگيز بود كه در دههء آغاز سدهء بيستم يعني سال 1910 در كنگرهء زنان در شهر كوپن هاگن پايتخت دنمارك بنا به پيشنهاد كرارازتكين شخصيت برجسته اين جنبش به عنوان روز جهاني زن به رسميت شناخته شد. كلارا زني است كه در باره اش نوشته اند: او هم فرد است وهم جمع زني از آن امروز و از آن فردا ها.

آنچه به او اوج مي بخشد اينست كه در تمام لحظات زنده گي اشت زنده خواست هاي به حق زنان بوده است. اين زن نه فقط در عرصهء جنبش زنان بلكه در تمام عرصه هاي مبارزاتي احياي حقوق كارگران مي درخشيد وي در سال 1932 در سن 75 ساله گي هنگامي كه به عنوان نماينده به رايشتاك راه يافت به عنوان رييس جلسه به پشت تربيون مجلس فاشيستها  رفت و فرياد خشم بشريت را عليه فاشيزم به گوش جهانيان رسانيد، او خطر فاشيزم را به جهانيان گوش زدكرد و از آنان خواست تا در جبهه اي عليه اين دشمن گرد آيند.

با ياد اين زن مبارز مليون ها زن در سراسر جهان براي احقاق حقوق پايمال شدهء شان متشكل گرديده و مي گردند، زنان نيك ميدانند كه اين حقوق آسان بدست نخواهد آمد، چرا كه حل مساله زنان در گرو حل مسايل بنيادي جامعه چون استقلال اقتصادي، سياسي و اجتماعي است.

زنان به مثابه نيمي از پيكر جامعهء انساني از دير زماني حتي از بدو خلقت و آفرينش الي امروز در كار و زيست انسان نقش سازنده و موثري داشته است و دارد. بنا بر عوامل گونه گون تحت ظلم و ستم قرار داشته است و مانند مرغ شكسته بال محصور چارديوار خانه بودهاست و قرن ها، قرنها در تاريكي نگه داشته شده است.

ولي به تدريج بنا بر خواست زمان آن ها توانستند راه را براي زيست با همي يكجا با مردان باز نمايندو به مثابه واقعاً نيمي از جامعهء بشري كار و پيكار نمايند.

در جوامعيكه هنوز زنان در تحت خشونت هاي گوناگون به سر مي برندن چگونه ميتون از آزادي زنان سخن گفت؟ گر چه بسياري از اين آزادي ها در قوانين سخن رفته اما هنوز عملاً در بسياري از كشورها از برابري واقعي زنان در برابر مردان خبري نيست.

در اين برههء حساس و تاريخي بذل توجه به وضع زنان افغان كه در درازناي سالهاي جنگ و نا آرامي به صورت عموم و در جريان زورگويي هاي عقب گرايانه به خصوص محروميت ها و رنج هاي بيرون از شماري را از سر گذرانيده و از آزمون دشوار تاريخ با سر بلند و تن رنجور و ناتوان بدر شده اند بنا بر آن حراست از انان را ضرورت زمان و حكم وجدان بدانيم.

بايد متذكر شد كه طبيعت هم انسان ها را آزاد خلق كرده اين آزادي محدود و منحصر به مردان نيست و هم در اين آزادي زنان با مردان حقوق مساوي دارند. طوري كه طبيعت مردان را براي اجراي مقاصد بزرگ و انجام مسووليتهاي مهم افريده است، زن هم براي اين مقاصد آفريده شده است و اين پيام را زن هم با خود دارد.

بديهيست در خانه اي كه زن نيست آنجا روح روشني نيست واقعاً وجودزن است كه به زنده گي خانواده گرمي و روشنايي مي بخشد و خوشبخت خانوده ايست كه زني كاردان، مادري با گذشت، چرخ زنده گي شان را با محبت، با ملايمت با تدبير و فراست به حركت در مي آوردن زن شريك زنده گي مرد، بازوي تواناي او و مرجع اميد خانوادهء خويش است، و اين شريك زنده گي، اين مرجع اميد و اين چرخ روشن خانواده ها در برابر فاميل، دوستان و اجتماع مسووليت هاي دارد. اگر زن بيرون كار ميكند و يا درخانه است، باز هم زن مادر است، زن خواهر است و زن همسر است و نبايد آن را ناديده بگيرد. به هيچ عنواني آنرا فراموش كنند. زن گرامي و ارجمنداست چون او هستي اور جامعه انساني است، مقام زن را بايد گرامي داشت، چون او سعادت مي آفريند و نخستين مربي و آموزگار زنده گي است به گفته شاعر:

دامان مادر نخست آموزگاري كودك است

طفل دانش ور كجا پرورده نادان مادري

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!