مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

       شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مجلهء جامعه مدنی >> سال چهارم شمارهء اول

  

 

 

 

عصمت الله عثمانی

آیا دیموکراسی در افغانستان قابل تطبیق نیست؟

 

افغانستان كشور اسلامي است كه در ادوار تاريخي قبل از اسلام و بعد از اسلام مهد تمدن هاي گوناگون بوده و تمدن هاي پيشرفته جهان در اين سرزمين امتزاج يافته است. تعجب آور است كشوري كه مهد تمدن باشد واسلام از قرن ها به اينطرف در اين سرزمين حاكميت داشته باشد؛ ولي ظرفيت تطبيق حاكميت دموكراسي را نداشته باشد، اسلام با دموكراسي منافات ندارد در صورتيكه دموكراسي با درنظرداشت قانون مندي اسلام و فرهنگ اصيل مادي و معنوي جامعه خاصتاً جامعة افغاني دراينجا تطبيق گردد. نظام سياسي اسلام متكي به انتخابات و شورا ست در قرآنكريم آياتي وجود دارد كه مردم را به شورا و تفاهم بين هم دعوت مينمايد. بعد از رحلت پيامبر اسلام، حضرت ابوبكر صديق(رض) از طريق شورا و آراي مردم به خلافت منتخب گرديد.

سيد جمال الدين افغاني و شاگر او محمد عبده از جمله كساني اند كه اصلاحات مثبت رادر كشور هاي اسلامي و تحت استعمار ميخواستند بوجود آرند بناً مردم را به وحدت و يكپارچگي جلب مينمودند در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه علل عقب ماني مردم شرق دو چيز است: اول كم دانشي و دوم نفاق واز دين دو مرض مهلك توسط دو چيز نجات يافته ميتوانيم: اول دانش، دوم وحدت و اتفاق و علاوه نمود كه مسلمانان و كشور هاي اسلامي از قانون مندي هاي اسلامي خويش بي خبر و فاصله گرفته اند.

به نظر بنده در كشور عزيز ما افغانستان برخي اصطلاحات و مفاهيم را خاصتاً دانشمندان به زعم خود و با درنظرداشت تخيل وتصور فردي ايشان تغيير و توجيه مينمايند كه با معيار هاي علمي و اكادميك موافق نبوه بناً سو تعبير از آن صورت ميگيرد. پس لازم ميدانم در مور كلمه دموكراسي كه در شرايط فعلي زياد زبان زد مردم قرار گرفته و حرف هاي چندي را ارايه نمايم.

دموكراسي اصطلاحي است مشتق از دو واژه يوناني دموكراسيا، دموس به معني مردم و كراسن به معني حكومت كردن است، براي اولين بار در آتن در زمان كليتن ق م بكار برده شده است. اينكه دموكراسي يك فلسفه است يا ايديالوژي، يا روش براي ادارهء جامعه يا يكي از نظام هاي سياسي ياشكلي از اشكال حكومت است، نظريه هاي مختف وجود دارد؛ ولي دانشمندان و فلاسفه يوناني به شكل جدا از هم چنين توضيح نموده اند: از نظر سقراط حكومت دموكرات آتن به عنوان هرج و مرج بوده كه در آن انديشه يي وجود نداشت و به يقين مديريت دولت كاري نيست كه همگان بتواند هوشمندانه آن را انجام دهند. به نظر افلاطون دموكراسي به معني حكومت توده مردم است، او معتقد است كه در هر جامعه اقليت انگشت شماري هستند كه ظرفيت ديد و درك و عملكرد بلند دارد اگر به همه مردم اجازه حكومت داده شود جامعه بازيچهء ايشان خواهد شد بناً از نظر او براي تأمين استقرار عدالت در جامعه حاكم بايد فيلسوف باشد يا فيلسوف بايد حاكم گردد، هدف و غايه نهايي سياست از نظر او حكمت است وعملكرد سياست را مربوط حكيم ميدانست.

ارسطو ديدگاهش نسبت به افلاطون كمي وسيع تر بوه از نظر او حكومت يكي بعد از ديگري به ميان مي آيد او حكومت دموكراسي را تائيد مينمايد از نظر او سه نوع نظام موجود است كه حالت تغيردارد، حكومت شاهي به حكومت ستمگر، اريستوگراسي به اليگارش و جمهوري به دموكراسي تبديل ميشود.

از نظر او سپينوزوا فيلسوف هالندي دموكراسي طبيعي ترين و معقول ترين شكل حكومت است.

از نظر ابراهام لينكلن دموكراسي حكومت مردم بوسيله مردم و براي مردم، از طرف ديگر دموكراسي به معني مردم سالاري و حكومت بوسيله مردم نيز توصيف شده است.

در اخير چنين استنتاج مي شود كه دموكراسي در معناي اصلي، شكل از حكومت است كه در ان اتخاذ تصاميم سياسي مستقيماً به وسيله شهروندان و بر بناي قاعده اكثريت اعمال مي شود. پس در جامعه افغانستان حاكميت دموكراسي با درنظرداشت قانون اسلام و فرهنگ مادي و معنوي اين جامعه با اصول و پرنسيب هاي وضعي فرد گرايي، اصل برابري، اصل ازادي، قانون اساسي، تفكيك قوا و برگزاري انتخابات قابلايت انطباق را داشته و خوب ترين نظام حكومت حساب شده ميتواند زيرا حقوق همه اتباع اعم از مرد و زن، طفل و جوان، پير و سالخورده در ان اعاده گرديده ميتواند مشروط بر آنكه افراد آگاه، مسوول، متخصص  در راس كرسي ها قرار گيرند.

 

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!