مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

       شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مجلهء جامعه مدنی >> سال چهارم شمارهء دوم

  

 

 

 

دوکتور سید امیر شاه

محیط زیست چیست؟

 

مقدمه:

امروزه واژهء محيط زيست (Environment )ورد زبان همه است .معني دقيق اين واژه چيست؟ محيط زيست يكي از واژه هاي بسيار پيچيده و كمتر شناخته شده در افغانستان است .

  در لاتين محيط زيست(Environment ) به معناي تمام اجسامي مي باشد كه اطراف ما را احاطه نموده است . اما معناي امروز اين واژه  آنگونه كه در كتاب هاي بوم شناسي ( اكو لوژي) آمده است ، عبارت ازيك پديدهء پيچيده ودرهم تنيده بوده كه شامل محيط هاي اجتماعي ، بيولوژيكي و فزيكي ميباشد . محيط زيست به تكه هاي شبيه برش كيك تقسيم شده كه برش زيرين را خاك(Lithosphere )   برش ميانه را زيستكره (Biosphere )و برش بالايي را جوكره (Atmosphere) و آن قسمت از خاك كره كه توسط آب و يخ پوشيده شده به نام آب كره (Hydrosphere)  ياد مي كنند .اين برشها زنجيرهء پيچيدهء را با هم مرتبط ميسازد  كه هرگونه دستكاري غير معقول چه در ساختار و چه در  تركيب آن ها، تمام زنجيره اي باهم پيوست محيط زيست را پاره خواهد كرد كه در بعضي موارد قابل ترميم نيست ، يا ترميم آن به ده ها سال ضرورت دارد. به عنوان مثال ، انواع حيوانات و نباتاتي كه منقرض مي شوند ، ديگر هرگز پديدار نخواهند گشت ( مانند دايناسور ها ) ده سال براي رشد جنگل ، پنجاه سال براي تجديد حيات مراتع در مناطق خشك و در حدود يك هزار سال براي جا گزين خاك  فرسايش شده زمان لازم است .  محيط زيست مطالعهءكنش ها واكنش ها ي موجودات زنده است . اين شامل بر هم كنش هاي انسان و محيط فزيكي و نيز بر هم كنش هاي خود محيط هاي فزيكي مختلف است . محيط زيست فقط ومطالعهء اثر هاي محيط بر موجودات زنده نيست . بلكه مطالعه بر هم كنش هاي تمام انواع نيزهست . نوع انسان نوعي است ميان بسياري انواع ديگر ، با اين تفاوت كه توانايي اعمال تاثير بر تكامل انواع ديگر ار يافته است . انسان نه فقط بر تعداد انواع ديگر تاثير ميگذاردو شرايط زيستگاه آن ها را تغير ميدهد ، بلكه ميتواند از طريق تكنالوژي زيستي (Biotechnology)انواع جديد بيافريند(مثلاً انواع تغير جنتيك يافته ) . اين اعمال دو گانهء زيست شناسي و بوم شناسي يك نوع بر تكامل تمام زيستكره ( بايوسفير) در تاريخ زمين بي سابقه است . در بعض                 

موارد ، واژه اكو سيستم مترادف است با محيط زيست.

 

  اجزاي محيط:

1- زيستكره (Biosphere )  

قشر نازك حياتي كرهء زمين را بايوسفيري مي نامد .تمام انواع زنده، درختان ، حشرات ، پرنده گان ، ماهيان ، گل سنگ ، جلبگ ها(الجي ها) ، قارچ ها ، ويروس ها ، باكتري ها و انسان ها ، زيستكره ء زمين را ميسازند. تمام موجودات و سيستم ها از موليكول A N D   تا يك سوم ساز گان با زيستكره باهم در پيوند و دهم پيوسته اند . بايوسفير بسيار مهم است زيرا خاك را حفاظت مي كند، اقليم را تنظيم ميكند ،تركيب ضيايي

( فوتو سنتز) راامكان پذير ميسازد  و به اين ترتيب آكسيجن مورد نياز ما راتامين ميكند . بايوسفير مادهء اصلي براي غذا ، لباس ، دارو و مسكن ما را فراهم ميكند .

تمامي حيوانات در نبرد براي حفظ بقاي  خود بايد منبع غذايي ثابتي داشته باشند و اگرتنها با خوردن ديگر حيوانات ديگر زندگي كنند بقاي آن نوع حيوان طي مراحل پيچيديي دقيقاً تنظيم خواهد شد .بدون صيد صياد نمي تواند باقي بماند .اگر شكار از روي زمين محو شود ، شكارچي نيز از زمين خواهد رفت، آنجا كه انسان همه را شكار ميكند قضيه پيچيده تر مي شود . اما يك چيز روشن است، هرگاه انسانهادر روش خود با محيط زيست تجديد نظر كنند ، روزي خواهد رسيد كه هم خودش و هم لقمه ها از بين خواهد رفت.

محيط زيست ارتباط مستقيم با انكشاف اجتماعي و اقتصادي دارد . يكي از آن انقراض نسل حيوانات وحشي و ديگري آن كاهش تنوع زيستي مي باشد .

اصطلاح حيات وحشWildlife)) هم به حيوانات و هم به نباتات وحشي اطلاق ميگردد.امروزه حيات وحش با دو خطر بزرگ روبه رومي باشد. نابودي زيستگاه ( Habitat) و شكار نا محدود .زيستگاه معناي خانه را دارد وقتيكه خانهء يك حيوان تخريب ميگردد ، حيوان يا محكوم به مرگ ميگردد يا مهاجر ميشود .  وظيفه يي را كه يك حيوان در اجتماع حيواني اجرا ميكند به نام نيچ (Niche)ياد ميگردد. از جمله دلايلي ديگر، تغيرات در پوشش نباتي و خشك شدن آبهاي ايستاده درنتيجهء خشكسالي هاي 1999-2001 است كه به عنوان نمونه ميتوان از ايستگاه پرندگان مهاجر ( مخصوصاً كلنگ سفيد ، قاز حسيني ) نام برد .

تنوع زيستي (Biodiversity)

تنوع گونه هاي كه درافغانستان يافت مي شود در زمرهء قلمرو هاي است كه معلومات مربوط   به آن چندان زياد نيست .تا هنوز در افغانستان 123 نوع پستاندار 460 نوع پرنده و 3700 نوع  نباتات و عابيوي(Vascular Plant ) 800 نوع اندميك شناخته شده است. اما من عقيده دارم كه شمار زيادي از گونه هاي ناشناخته هنوز در ارتفاعات هندو كش و دره هاي بلند كوهستانات مركزي وجود دارد  . شناسايي حيوانات ونباتات وحشي به نوبهء خود ستون فقرات تمامي فعاليت هايي را تشكيل ميدهد كه در حوزه هاي بايوسفير بوم ساز گان و بوم شناسي به انجام ميرسد .

 در افغانستان شماري زيادي از نباتات و حيوانات وحشي اجداد نباتات مزروعي و حيوانات اهلي ميباشند . اين حيوانات و نباتات مواد خام جنتيكي براي اصلاح نسلهاي اهلي اند .اجداد وحشي نباتات مزرعه اي عبارت اند از : پسته ، ناك ، زرد آلو ، آلو ، آلو بالو ، بادام ، گندم و برنج . اجداد وحشي حيوانات اهلي عبارت اند از گوسفند ماركو پولو، گوسفند يورال ، بز كوهي و غژ گاو .

در افغانستان تنوع زيستي به شدت كاهش مي يابد .

در گذشته دهقانان حبوبات گو ناگوني را متناسب با تفاوت هاي بومي ، خاك و اقليم كشت ميكردند .

 اكنون جاي برنج لغماني و بغلاني را برنج هاي پاكستاني گرفته و در آيندهء نزديك ناك چينايي جايگزين ناك اندرابي خواهد شد تخم هاي اصلاح شدهء كه از خارج وارد ميگردد، زراعت افغانستان را به سوي (Monoculture ) تك زراعتي كشانده و نباتات تغير ژنتيكي يافته از يكسو جاي گندم هاي محلي را ميگيرد و از سوي ديگر عادت غذايي مردم را تغير ميدهد .

2 جوكره(Atmosphere)

جوكره شامل آب و هواي كره زمين است كه در بالاي كره خاكي (Lithosphere) موقعيت دارد .تغيرات جوي شامل مجموعه اي از تغيرات آب و هواي متوسط گرمايي زمين . بارندگي و تغير در الگوي وزش باد است بيشتر اين تغيرات بخاطر افزايش گاز كاربن داي اكسايد ( Co2  )در اثر فعاليت هاي روز مره  انسان و ايجاد پديده هاي گل خانه يي به وجود آمده اند. اين تغيرات ادامهء حيات حيوانات و نباتات را به خطر انداخته است.گرم شدن دنيا (Global Warming) چالش بزرگي است كه مرز نمي شناسد و همهء دنيا را چه فقير و چه غني متاثر خواهد ساخت. ده سال گذشته جز گرم ترين سالهاي كره زمين بوده اند و  سال 2005( 1384خورشيدي)  را به عنوان گرمترين سال تاريخ نام برده است .گياهان زنده كاربن داي اكسايد راجذب و اكسيجن را آزاد ميكند . اگر تمام جنگل ها از سطح زمين ناپديد گردندمقدار ( O2 )افزايش ميابد. جنگل ها نقش اصلي را درموازنهء اتموسفير و اقليم هاي زمين دارد . جنگل زدايي باز تابهاي جدي در فرايند تبخير و ميزان سازندگي دارد. وقتيكه جنگل ها نابود شود .تعادل اتموسفير بهم ميخورد و اين موضوع تاثير منفي بر اقليم دارد از اين جهت است كه جنگلهاي جهان را (( ريه هاي كره زمين)) ناميده اند.

3- آب كره(Hydrosphere )

 آب كره آن قسمت از زمين است كه توسط آب و يخ پوشيده نشده باشد ،  آب كره به تغييرات آب و هوا حساس است .هر دگرگوني در چرخه آب (Water Cycle) تاثير مستقيم بر پيشرفت اقتصاد و بر روي محيط زيست دارد .

4- خاك كره (Lithosphere )

اين كره  شامل طبقات خاك سنگ ها و كو ها مي باشد . خاك جايي است كه نباتات در آن نشو و  نما ميكند . طبقهء فوقاني خاك (Topsoil)  داراي مواد عضوي بوده و حاصلخيزي زمين را تعين مي كند . خاك در اثر تجزيهء سنگ ها به وجود مي آيد . حيوانات از نباتات تغذيه مي كنند . انسان ها در بالاي خاك خانه مي سازند.

آگاهي محيط زيست :

((  بهار خاموش )) اثر راسل كارسون  نويسنده و زيست شناس امريكايي در افزايش آگاهي بين المللي نسبت به خطر هاي آلودگي زيست محيطي موفقيت شگفت انگيزي داشت .اين كتاب براي مثال كاهش عظيم تعدادي از انواع پرنده گان در اثر كاربرد آفت كش ها ( مخصوصاً پودر دي، دي ، تي )را آشكار ساخت .با افزايش آلودگي هاي شهري  در بعضي شهر ها مثل مكزيكو ستي را غيرقابل تنفس كرده است، كتاب راسل كارسون در سال 1962 به چاپ رسيد . اما آگاهي جهان به دههء 1970 ميرسد . اين دهه با تولد نخستين جنبش هاي بوم شناسي و واكنش خود دولت ها و بر پايي نخستين كنفرانس بزرگ محيط زيست از سوي سازمان ملل در 1972 استاكهلم ، يك نقطه عطف بود . كنفرانس محيط زيست كه از 5 تا 14 جون 1972 در استاكهلم داير گرديد ، دو دست آورد بزرگ داشت ، يكي اعلام پنج جون  به حيث روز جهاني محيط زيست ، وديگري اعلاميهء 28 ماده اي محيط زيست كه به نام اعلاميه استاكهلم ياد مي گردد.

 اين روند آگاهي پس از كشف شگاف هاي لايه اوزون در سال 1985 و به اثر گازات گلخانه اي شدت گرفته است .اين موضوع آشكار شد كه بشر نه تنها انواع حيوانات و نباتات را ؛ بلكه اتمسفير، كنترول كننده اقليم را نيز نابود ميكند.

 بالا رفتن آگاهي محدود به كشور هاي صنعتي نبماند ؛ بلكه  به كشور هاي در حال توسعه نيز راه يافت .كشور هاي در حال توسعه فهميدند كه منابع طبيعي شان ( جنگلها ، مراتع ، حيات وحش ) در حال نابودي است .

 آگاهي بوم شناسي  در كشور هاي صنعتي با آلودگي و امكان تغير اقليم قريب الوقوع آغاز يافت و اما در كشور هاي جهان سوم اين امر با نا پديد شدن جنگلها ، مراتع و پاين آمدن سطح زندگي آغاز يافت . آگاهي محيط زيست در افغانستان به آن شخصي ميماند كه همان شاخه يي را قطع مي كرد كه خود  بالاي آن نشسته  .

 امروز افغانستان با  بحران شديد زيست محيطي رو به رو است .  مهم ترين بخش اين  بحران همانامسالهء بيابان زايي (Desertification) جنگل زدايي (Deforestation) فشار بيش از احد در مراتع و فرسايش شديد خاك ( افزايش طوفان هاي شديد گرد و خاك )آلودگي شهر ها و انكشاف شهر ها بدون انجام مطالعات و ارزيابي دقيق زيست محيطي نظير كانالزاسيون مي باشد . اما با بهره گيري از بنيان هاي قوي علمي و تحقيقاتي و استفاده از تكنالوژي نوين زيست محيطي ميتوان رشد اقتصادي را با حفظ محيط زيست همگام كرد .

 

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!