|
سيد جمال الدين افغان از شمار نخستين كساني
است كه در جوامع شرقي عليه استبداد قد علم كر د
و مردمان جوامع مسلمان و ممالك شرق را از
بدبختي هائي كه بآن دست و گريبان بودند آگاه
ساخت.
او عليهء خرافات و عنعه پسندي هاي ناهنجار
مبارزه كرد وسعي داشت مسلمانان در روشنايي دين
به سوي جامعهء مدني رهبري شوند و نهضت هاي
اجتماعي و سياسي شانرا متكي بر تعقل و دانش پي
ريزي كنند. سيد در نوشته هاي و صحبت هايش به
لزوم تجديد حيات مسلمانان تاكيد داشت و اطاعت
كور كورانه را خطر ناك تلقي ميكرد و بكار بستن
تعقل و آزادي را در حيات روز مره توصيه
مينمود.
سيد استاد سياست و دين بود و آنانيرا كه مخالف
تحول و اصلاحات در جامعه بودند مورد انتقاد
قرار ميداد.
او از تعصب ديني و سياسي عاري بود و سعي داشت
مذهب را از حالت ركود نجات دهد. چنانكه او خود
نوشته:
"به منظور وحدت اديان و اتحاد مردمان، نقش ها
طرح كرده، رسايلي نوشتم و اين پلانها و نوشتن
رساييل را بدون تماس با پيروان اديان انجام
دادم، من در موضوع اسباب اختلاف ايشان، و نه
در موضوع اختلاف عقايد پيروان دين و تجزيه
آنها به طوايف و صنوف مختلف تعمق كرده بودم،
ولي در كشور احساس نمودم كه در وراي اتحاد
اديان سه گانه (يهود، نصارا و اسلام) گروه
تذوير كننده، دامهاي خطرناك و پرتگاه تباه كني
بوجود آورده اند كه اصل دين را براي خود
سرمايه تجارت قرار داده و خود شان از پهلوي
دين با عقايد مزخرف تأمين معاش مي كنند. آنها
دين را براي ادامهء حيات سعادتمند براي خودشان
بنفع خود در آورده، هر فرقه را بمثابهء دكاني
پر از متاع و هر طايفه را بصورت معدني از زر و
سيم ناب در آورده و آنها را سرمايه تجارت خويش
قرار داده و خود در پي سود و نفع خود بودند.
بعد تر برايم روشن و هويدا گرديد كه هر كه در
برابر اين تفرقه و تجزيه مبارزه كند و ريشه
اين فساد كه مردمان را بگروه و دسته ها تقسيم
و وحدت آنها را پامال مي كنند مبارزه و مجادله
نمايد در رديف اشخاص كه قاطع تجارت اين گروه
تفرقه اند شده بتواند قرار ميگيرد... تمام
مساعي خود را وقف تشخيص در مردمان شرق ساخته،
در صدر جستجوي درمان بر آمدم. در نتيجه باين
حقيقت رسيدم كه شديد ترين درد شرق انقسام
باشندگان اين سرزمين و اختلاف افكار مردم و
عدم اتحاد و يگانگي فكر و عمل آنهاست.»
از مطالعه نظريات سيد به اين نتيجه ميرسيم كه
موصوف سعي داشت تا عقل را روشن و عقيده را پاك
سازد و آنرا به امور عاليه سوق نمايد تا همه
حواس به امور عامه كه مصالح كشور در آن پوشيده
است متمركز گردد و در سطح جهاني پيروان اديان
و مذاهب مختلف بخاطر ايجاد و حفظ يك تمدن بشري
با هم متحد شوند. گرچه بعضاً مفكوره هاي سيد
را بخاطر رفع اختلافات مذهبي پان اسلاميزم
خوانده اند. اما واقعيت اينست كه سيد جمال
الدين افغان فراختر، وسيعتر يعني جهانشمول و
بشري ميانديشيد و همه را بر عليه استبداد و
استعمار فرا ميخواند.
براي بر آورده ساختن اهداف انساني سيد به روشن
ساختن اذهان به نشر جرايد و اخبار پرداخت و با
سبك مخصوص به خودش ثابت كرد كه تبليغ و جريده
نگاري مستبدين را به زانو در ميآورد و مردم را
به حقوق حقهء شان نايل ميسازد.
سيد جمال الدين افغان كه طرفدار جدي حكومت
قانون بود به نيكي در يافته بود كه جلو
استبداد شاهان و حكمرانان مطلقه فقط در
موجوديت قانون گرفته مي شود سيد در اين راه
مردانه وار گام بر ميداشت و برين نظر بود كه:
زندان در راه استرداد حق از طرف ستم پيشگان
جبار يك نوع ورزش و تبعيد در آن راه سياحت و
قتل به منزله شهادت است.
او ميگويد هيچ احتياج به اين ندارم كه خود را
بيك ملتي نسبت دهم، من افغان ميباشم. مويد اين
واقعيت است كه سيد محاسن همه فرقه ها را مي
شنود و مردمان نيكوي هر ملتي را گرامي ميداشت
و بخاطر شكست استعمار و استبداد و بر قراري
حكومت مشروطه، جمهوريت و پارلمان مبارزه
ميكرد.
سيد جمال الدين بود ظهور قدرت را در پيشرفتهاي
علوم ساينس مشاهده مي كرد و به اين عقيده بود
كه جهان اسلام براي تجدد ذهني بايد آغوش باز
براي پذيرش و اقتباس از ممالك غير اسلامي
داشته باشد، موصوف بخاطر رفع عقب ماندگي و
مقبابله با استبداد و استعمار تاكيد بيشتر بر
معارف عصري و پيشرفته داشت و عصري شدن را
بخاطر قوت يافتن مطرح مي كرد به گفته سيد:
جهد كن زين بندگي آزاد شو
تا كه خود باشي خداي خويشتن
سيد جمال الدين افغان كه علاقمند حاكميت قانون
و دموكراسي بود ضمن صحبتي كه با پادشاه مصر
حين اقامتش در آنجا داشت، گفت: «ملت مصر مانند
ساير ملت ها خالي از تن پروري و ناداني
نيست.... هر گاه نصيحت مخلص را قبول نماييد هر
چيه زود تر ملت را در احكام كشور شريك و همراه
سازيد و دستور دهيد كه انتخابات مشروع شود تا
نمايندگان ملت قوانين را به تصويب رسانند كه
به رسم واردهء شما تمام گردد و انجام اينگونه
امور سلطنت شما را استوار تر ميسازد»
سيد در مقاله يي زير نام (علت اصلي سعادت بشر)
نوشته است: علل زيادي كه يك شرقي نميتواند در
مورد حكومت جمهوري بحث نمايد، نقش مطلق
زمامداران و محروم بودن مردم از حقوق حقهء
ايشان و خرافات پسندي مردم و مخالفت مصرانه
شان با علوم و ساينس است. از ديدگاه سيد
بهترين حكومات، حكومت جمهوري است كه نمايندگان
مردم، بوسيله مردم انتخاب و امور آنها را
رهبري مينمايند، حكومت مشروطه كه همه
مسووليتها و صلاحيتها بوسيله قانون مشخص شده
باشد. سيد حكومات فوق الذكر را موجب رفاه
اقتصادي، رشد علم و معارف، تحقق حقوق بشر،
تطبيق ماليه عادلانه و بوديجه متوازن به كمك
اهل خبره خوانده است.
سيد ضمن سخنراني ايكه به تقاضا ارادتمندانش در
اسكندريه انجام داد علت عقب ماندگي ممالك شرقي
را دو چيز عنوان كرد 1- تعصب (سؤ استفاده از
دين) 2- استبداد (به زنجير كشيدن ملت) و از
ديدگاه سيد اين بدبختي ها وقتي خاتمه مي يابد
كه حكومت پارلماني باشد.
سيد جمال الدين افغان در بارهء حقوق زنان گفت:
اگر تحصيل علم، خاص مردان باشد، شما را بر حذر
مي دارم از اينكه خروج ما از ناداني از زنجير
پستي، بيچارگي از قعر ضعف و حقارت وقتي ميسر
خواهد بود كه زنان را از حقوق و وجائب شان
محروم نسازيم زيرا ايشان مادرانند و از ايشان
فرزندان تعليم و تربيه و اخلاق ميگيرند. شك
نيست چيزي كه در لوح دماغ آدمي نقش شود به
آساني از بين نميرود. ميگويند آنچه انسان در
طفلي ميآموزد مانند نقش برسنگ است. من ميگويم
كه تهداب تضاد عقايد و پرنسيپ هاي مختلفه در
همين جاست... اگر مادران تعليم يافته اند و
حقوق بشري را ميدانند و بر ايجابات مدنيت و
شرافت آگاهند، بدون شك كودكان شان سجيهء
مادران را اختيار كرده و فضايل را از آنها
ميآموزند. به فكر من فقدان تعليم زن و لوكه
تمام مردان تعليم يافته باشند ملت محض براي يك
نسل طوري كه لازم است زنده خواهد ماند. وقتي
ايشان از ميان بروند اطفال شان كه از كسب سجيه
و تعليم مادران محروم اند فريب كار بار آمده و
ملت شان بيك حالت جهل و بيچارگي وارد ميشود.
سيد جمال الدين اين بزرگترين اصلاح طلب قرن
نزده و شارح حقوق فردي و اجتماعي از ديدگاه
اسلام و موسس معارف عصري در افغانستان گرچه در
علوم و فنون و تكنيك كدام اكتشاف و انقلابي
وارد نكرده، ولي در عالم اجتماعي سياست، دين و
اقتصاد در سه قاره بزرگ مكاتبي تاسيس كرده كه
اكثر رجال مشهور به قول مورخ نامدار كشور
(غبار) شاگردان آن دبستان اند.
هر گاه در زندگي سيد ضرورت احساس ميكرد كه
سوگند ياد نمايد پس سيد به عدالت سوگند ياد مي
نمود زيرا عدالت تامين كننده همه خواستهاي
مشروع انسانهاست.
سيد تعليم و تربيه را در رشد شخصيت انسان موثر
مي پنداشت و به همين علت بود كه موصوف طرفدار
اعادهء جامعهء مدني در كشور و جهان اسلام بود
تا تعصاب مذهبي و استبداد جايش را به تفاهم با
همي، حاكميت قانون و جامعه مرد سالار خالي
نمايد. به اميد اينكه ملت افغان از آزمايش
زمان موفق بدر آيد.
گرچه ره پر خطر و منزل و مقصود بعيد
جان از اين باديه با همت نيكان ببرم |