|
محمود طرزي يكي از چهره
هاي درخشان فرهنگي سياسي قرن بيست در
افغانستان است. نامبرده در جوار مرقد سلطان
محمود غزنوي پا به عرصه هستي گذاشت، بدين نسبت
او را محمود نام گذاشتند.
نابساماني سياسي، فرهنگي
او را متوجه وطن و مردم گردانيد و و به اثر
تشويش پدر، در سرزمين هاي بيگانه چون هند «سه
سال در كراچي» بغداد و دمشق مصر و استانبول و
ساير مناطق به تحصيل در عرصه هاي مختلف علوم
از جمله حقوق، سياست، فلسفه، حكمت و ادبيات
پرداخت.
سالهاي تبعيد او كه دو دهه طول كشيد،
سالهاي مهمي براي طرزي بود. او در مدارس دمشق
و قسطنطينيه با فرهنگ و نهادهاي اروپايي، تماس
حاصل كرد و با جنبش ملي عصماني و ديدگاههاي
پان اسلامي سيد جمال الدين افغان آشنا شد، در
سال 1901 پس از وفات امير عبدالرحمان خان،
طرزي همراه خانواده در سايه عفوي عمومي كه
رسماً از طرف امير جديد اعطا شده بود به
افغانستان باز گشت.
طرزي جوان، اثرات نامطلوب
انزواي سياسي، فكري و فرهنگي را به امير خاطر
نشان ساخت. طرزي به رياست دفتر ترجمه در بار
منصوب گرديد و وظيفه اصلي او اين بود كه امير
را در جريان حودثي كه در جهان اسلام و اروپا
رخ مي دهد قرار دهد.
در اثر تلاش هاي خستگي
ناپذير طرزي و حمايت عنايت الله خان پسر بزرگ
امير حبيب الله خان« سرپرست اداره تعليم و
تربيه ون چاپخانه دربار» سر انجام طرزي توانست
موافقت امير را به دست آرد تا بار ديگر
مطبوعات متوقف شده افغانستان را در شهر كابل
از سر بگيرد. بهر حال در اكتوبر 1911 م نشريه
يي زير نام «سراج الاخبار افغانيه» به مديريت
محمود طرزي در شهر كابل بر نشرات آغاز كرد.
سراج الخبار افغانيه بر
جسته ترين پديده مطبوعاتي اين عهد به شمار
ميرفت كه هر ماه در 14 صفحه انتشار ميافت.
«سراج الاخبارافغانيه»
نخستين رسانه خبري موفق در تاريخ افغانستان
جديد بود. اين اخبار كه از اكتوبر 1911 تا
جنوري 1919 منتشر مي شد، نقش مهمي در توسعه
جنبش نوگرايي افغانستان ايفا مي كرد. سراج
الاخبار تديبوني براي گروه كوچي از روشنفكران،
جوانان افغان به شمار مي رفت كه در پي توجيه
اخلاقي، اصول اساسي وطن دوستي و نوگرايي افغان
بود.
هدف عاجل طرزي آن بود، تا
نشريه اي را كه به نظر او يكي از مهمترين
ابزار تمدن جديد به شمار مي رفت، براي كشور به
ارمغان آورد، او اظهار ميداشت كه: « به جزء
قبايل بدوي و وحشي، هيچ جامعه سازمان يافته اي
بدون رسانه خبري وجود ندارد.» طرزي به اين هدف
هم اخبار داخلي و هم خارجي را نشر ميكرد. اين
اخبار از مطبوعات انگليسي، اردو، تركي، عربي و
هم از روز نامه ها و مجلات فارسي ترجمه و نقل
ميشد. او براي نخستين بار آزادي مطبوعات را در
افغانستان بنيان گذاشت و پيرامون آزادي
مطبوعات گفته است: «آزادي قلم مقيد به حق و
باط تحرير نيست، بلكه آزادي آن است كه هر آنچه
خواسته باشد بنويسد قضاوت را به قارئين
بگذارد.» سراج الاخبار تحت سر دبيري طرزي از
نو گراي حمايت مي كرد و عهده دار آموزش سياسي
و اجتماعي طبقه حاكم افغانستان بود.
طرزي به عنوان مدفع
روشنگري به تجزيه و تحليل عواملي توجه نمود كه
باعث عقب ماني افغانستان و جهان اسلام به طور
عام شده بود. طرزي تاكيد مي كرد كه چنين توجهي
نه تنها يك افتخار، بلكه وظيفه هر مسلمان و هر
افغان وطن دوست است. طرزي معتقد بود و تمام
تجارب تاريخ افغانستان نشان ميدهد كه يكي از
عوامل اصلي عقب افتادگياين كشور، فراموشي
آموزش و كسب علم ميباشد. طرزي، همچنين خاطر
نشان ميساخت كه فراگرير زبانهاي خارجي همراه
با تكنالوژي جديد توسط مردم جاپان كه يكي از
ملت هاي آسياي است نهاد هاي ملي اين كشور را
بهبود بخشيده و اصالت آنرا حفظ مينمايد. او
تاكيد ميكرد كه دانش خارجي، افغانها را قادر
خواهد ساخت ، دستاورد هاي علمي و تكنالوژي سري
بريتانيا را بهتر درك كنند. او در مقاله ويژهء
از جوانان كشور خواست تا ايمان خود را با كسب
دانش كه تنها چيزي است كه آنان را قادر به
شناخت خداوند و آفرينش مي سازد و موجب ميگردد
كه علم را از جهل باز شناسند، تقويت كنند،
طرزي، همچينين تلاش ميكرد كه محبت وطن را مبا
مقاصد نوگرايي يكي بداند، او استدلال ميكرد
كه: كسي كه وطن خود را دوست دارد، دين خود را
دوست دارد، كسيكه دين خود را دوست دارد، وطن
خود را گرامي ميدارد. به همين تربيب وطن دوستي
مستلزم تمايل به اصلاح و نوسيازي نيز ميباشد.
وظيفه هر وطن دوست است كه آموزش را گسترش داده
و به توسعه نهاد هاي آموزش كه رشد افغانستان
را تضمين خواهد كرد، كمك كند.
زمينه اجتماعي ديگر مورد
علاقه طرزي اقتصاد افغانستان است، طرزي
هموطنانش را ترغيب مي كرد كه نو آوري هاي چون
تيلفون، تلگراف و اتومبيل را بپذيرند و به
وارد كردن ماشين آلات صنعتي، تاسيس دفتر پستو
تشكيل شركت هاي تضامني كه به نظرل او به
انسجام اقتصاد افغانستان كمك مي كرد، تن در
دهند او تاكيد ميكرد كه وجود خط آهن براي سرعت
بخشيدن به اين روند ضروري است. خط آهن تاثير
عظيمي بر جامعه افغانستان خواهد گذاشت و نظر
مردم را در باره زمان و فاصله كه به طور مثال
مسير هرات و كابل را از سي و پنج روز به سه
روز تقليل مي دهد، دچار دگرگوني كامل خواهد
نمود.
از آنچه در مورد طرزي،
سراج الاخبار و روشنگري، گفته آمديم به اين
نتيجه ميرسيم كه سراج الاخبار و انديشه هاي
تجدد پسند ارزنده طرزي، تاثير بزرگي بر جوانان
تجدد خواه و تعليم ديده افغان داشت، سراج
الاخبار از همان آغاز نشرات خود هدفمندانه به
فعاليت هاي نشراتي نوگرايي شروع نمود، طرزي در
عين مبارزه با فساد اداري، اجتماعي در دستگاه
دوات، هوشيارانه سراج الملدت والدين را مدح
ميكرد و او را در موضع حمايت از ملت و سراج
الاخبار قرار ميداد. از جانب هم از وطن و از
آزادي و ارزش استقلال در نزد افغانها و ساير
ملل بحث ميداند و مسالهاي فراواني از ترقي و
پيشرفت كشور هاي اروپايي و آسيايي را در پرتو
آزادي و استقلال شان در سراج الاخبار به نشر
مي رساند.
اين جريده كه مخاطبانش
زنان و مردان جامعه بود، نه تنها رهنماي فكري
و تربيتي جوانان افغان، وطنپرستان و منورين
بود بلكه بر افگار آزاديخواهان و اصلاح طلبان
و روشنفكران كشور هاي همسايه و منطقه نيز اثر
گذاشته بود.، حلقات روشنفكري و اصلاح طلب نما
را، سمرقند و فارس در هند،تركيه، مصر آنرا به
غور مطالعه ميكردند. طبق گفته سامسونف، كار
گذار سياسي روسيه تزاري درسن پترزبورگ، در
بخارا يكصد و بيست نفر مشتري سراج الاخبار
اند. ميرزا يوف، استاد دانشگاه دوشنبه، تحليلي
خوبي از مضامين و مقالات اين جريده نموده و
مينويسد« اين مضامين و موضوعات به نيرو هاي
ترقيخواه، ملت هاي آسيا در مبارزه شان به خاطر
تحكيم استقلال ملي و رشداقتصادي و فرهنگي ملي
الهام مب بخشيد.» بر اثر افكار و ايده هاي
محمود طرزي، در بارشاه امان الله خان بر محور
ضديت با انگليس مي چرخيد و صداي استقلال خواهي
و آزادي طلبي از تمام صخره هاي افغانستان
شنيده ميشد.
لودريك آدمك، افغانستان شناس امريكايي از قول
همسفري سفير انگليس در كابل مينويسد كه : «در
چند سال سلطنت شان امان الله خان صداي استقلال
و آزادي زبان زد همه بود، از شاه گرفته تا
كوچي هاي شتروان كه از بازار هاي دهلي تا
آسياي ميانه رفت و آمد ميكردند، از سوراخ هاي
بيني شان نفس استقلال بيرون مي آمد.» پس بجاست
كه بگويم محمود طرزي با انتشار پيكره هدفمند
سراج الاخبار افغانيه انقلابي را در مطبوعات و
سلك روز نامه نگاري كشور ازاين طريق در اذهان
و افكار جوانان و تحول طلبان براه انداخت كه
نتيجه و حاصلش همان جنبش مشروطيت و استقلال
كامل كشور بود. |