|
دوره جـوانـي كـه حدودا از
شانزده سالگي شروع مي شود, طبق نظر بعضي
دانشمندان , پنج سال اسـت , يعني تا بيست
سالگي ادامه دارد و طبق نظر عده اي ديگر, ده
سال است يعني تا 25 سالگي تـداوم دارد.
بـا نظر به ارتباط جسم و
جان و وابستگي ميزان رشدعقل و قوه مدركه با
ميزان رشد بدن , همان گونه كه دوران كودكي و
ميانسالي و كهنسالي از ويژگي هاي خاصي
برخوردار است , دوره جواني هم از اهميت و
ويژگي هاي خاصي برخوردار است.
شـنـاخـت ويـژگـي هـاي
دوره جواني براي جوانان ضروري است , زيرا
انسان تا خود را نشناسد و خـصوصيات خود را درك
نكند, قادر به ساختن و پرورش خود نيست , لذا
در اين بخش سعي شده ويژگي هاي مهم دوره جواني
به اختصار بيان شود كه عبارت است از:
1- تغيير و تحول جسمي
گـرچه جسم انسان هميشه در
حال تغيير و تحول است , اما در دوره جواني ,
اين تغيير و تحول از اهـميت ويژه اي برخوردار
است.
در دوره جواني براثر ترشح
هورمون هاي بلوغ , تغيير و تحول هايي در شـخـص
بـروز مـي كـند و رشد جسم او بيشتر مي شود:
صداي شخص زمخت مي شود,
مو در صـورت و ديـگـر
نـقـاط بدن مي رويد و احساس خاصي در او پيدا
مي شود به گونه اي كه انسان احساس مي كند
تولدي تازه يافته است.
با اين تغيير و تحول جسمي
, ساير امور روحي هم تغيير مي كند, احساس ها و
تمايل هاي جديدي در نهاد جوان به وجود مي آيد,
حالت هاي خاصي به او دست مي دهد, ديگر حالت
هاي زمان كودكي و نـوجـواني را كنار مي گذارد.
آنچه جوانان بايد بدانند,
اين است كه اين دوران , دوراني پر آشوب و
اضطراب انگيز است و بايد مواظب باشند طبق
مصلحت عمل كنند, نه طبق احساسات دروني.
2- بروز احساسات مذهبي
بـا تـحـولي كه براثر بلوغ
در جوانان صورت مي گيرد, استعدادهاي فطري و
طبيعي , يكي پس از ديـگـري جـامـه فـعليت به
خود مي پوشند, علاوه بر خواهش هاي غريزي كه
بين انسان و حيوان مشترك است , مجموعه اي از
گرايش هاي فطري چون احساسات مذهبي و كشش هاي
روحاني در جوانان بروز مي كند.
امروزه روان شناسان
معتقدند: دوره بلوغ , دوره بروز احساسات مذهبي
و تمايل هاي معنوي است.
در ايـن دوره جوانان
مايلند از مبدا هستي آگاه شوند, خالق خويش را
بشناسند و با خداي خويش رابـطـه بـرقرار
نمايند.
اين حس مخصوصا در شانزده
سالگي به اوج مي رسد كه اگر خوب هدايت شود,
عامل مهمي براي رشد معنوي جوانان است.
موريس دبس مي گويد: گـويـا
هـمـه روان شناسان در اين نكته متفق القولند
كه ما بين بحران تكليف و جهش ناگهاني
احـسـاسـات مـذهبي ارتباطي وجود دارد.
در اين اوقات , يك نوع
نهضت مذهبي حتي در كساني ديده مي شود كه سابق
براين , نسبت به مسائل مربوط به مذهب و ايمان
لاقيد بوده اند.
نكته شايان توجه , اين است
كه علاقه به مسائل مذهبي در دوره جواني ,
برنامه اي است كه خداوند حكيم براي كنترل
جوانان قرار داده است , زيرا در سن جواني ,
غرايز طغيان مي كند و درياي روح جـوان
طـوفـانـي مـي گـردد و اگر عواملي مانند مذهب
و ارزش هاي مذهبي در جوانان وجود نداشته باشد,
قطعا مسير جوانان , بر خلاف مسير الهي و
انساني خواهد بود.
3- استقلال طلبي
از جمله ويژگي هاي دوره
جواني , غريزه استقلال طلبي است.
كودكان تا به دوره جواني
مي رسند, به استقلال و وابسته نبودن , علاقه
بسيار پيدا مي كنند.
آنها علاقه مند مي گردند
كارهايشان را خود انجام دهند و در اموري مانند
تحصيل , انتخاب شغل و حـرفـه , انتخاب دوست و
همسر, پوشيدن لباس و رفت و آمدها, خود تصميم
بگيرند.
آنها احساس مـي كـنـنـد:
كودك نيستند,بايد روي پاي خود بايستند و خود
را از وابستگي به والدين يا ديگران برهانند.
اين حس كه خداوند حكيم در
وجود آنان قرار داده , زير بناي اعتماد به نفس
, موفقيت در جامعه و مسووليت هاي اجتماعي است.
نكته بسيار مهم و شايان
توجه , اين است كه جوانان در اشباع اين حس
نبايد تندروي كنند و از حد طـبـيـعـي آن پا
فراتر گذارند, زيرا اين حس , اگر كنترل نشود,
نتايج ناگواري به دنبال خواهد داشـت.
اين حس بايد به كمك والدين
اشباع شود, زيرا جوانان از تجربه كم تري
برخوردار هستند و مـمـكـن اسـت از جاده مصلحت
زود خارج شوند.
بسان زماني كه كودك مي
خواهد در راه رفتن استقلال پيدا كند, به
راهنمايي و كمك والدين احتياج دارد و بدون
ياري آنها ممكن است حوادث ناگواري , مانند
افتادن, به زمين خوردن , اصابت به شي ء خطرناك
برايش پيش آيد, جواني هم كـه تـاكـنـون بـه
والدين وابسته بوده و الان مي خواهد مستقل
شود, قطعا احتياج به راهنمايي و كمك دارد.
بـنـابـرايـن جوانان عزيز
بايد مواظب باشند, ضمن اشباع حس استقلال طلبي
خويش از تذكرها و راهـنـمـايـي هـاي والـدين
خود كه در مسائل زندگي از تجربه بيشتري
برخوردار هستند, كمال اسـتـفاده را ببرند و
بدانند هيچ پدر و مادري راضي نيست كه فرزندش
را در مسير انحراف ببيند.
جوانان بايد بدانند آنها
محصول عمر والدين هستند و پدر و مادر در تربيت
آنها سختي هاي بسياري را متحمل شده اند و
محبتشان در وجود آنان ريشه دوانيده است , از
اين رو به سبب علاقه اي كه به فرزندان خود
دارند, نمي توانند در برابر سرنوشت آنان بي
تفاوت باشند, همان گونه كه شما جوانان امروز و
پدران فردا نمي توانيد در قبال سرنوشت فرزندان
آينده تان بي تفاوت باشيد.
البته بسياري جوانان چون
تازه پا در مرحله بلوغ گذاشته اند, با ترس و
وحشت سعي مي كنند خود را از طـفـيـلي بودن
برهانند و به استقلال برسانند.
زيرا هنوز خود را به
والدين و حمايت هاي آنان نـيـازمـنـد و
وابـسـته مي دانند, بنابراين سعي مي كنند از
افراط و تند روي بپرهيزند, اما جواناني
هـسـتـند كه در اين كار دچار تند روي مي شوند
و به نام استقلال , مسيري غير از مصلحت واقعي
خويش مي پيمايند.
لذا روان شناسان گفته اند:
براي جوانان , زمان بلوغ , زمان پرواز از
آشيانه هاست.
زمـاني است كه مي توانند
تنها و آزاد به سوي انجمن ها و مجامع جوانان
بگريزند, در حالي كه هنوز از جدايي و تنهايي
وحشت دارند.
همين تفاوت بين خواسته ها
و قدرت بر آوردن آنها سبب مي شود كه جوانان
غالبا رفتاري زننده و ناموزون پيدا كنند.
بـعـضـي از جـواناني كه به
دنبال آزادي و استقلال مي روند و آرزوي جدايي
از پدر و مادر در دل مـي پـرورند, هر چه
ناتوان تر مي شوند از اين تنهايي بيشتر مي
ترسند و نسبت به والدين خشن تر و گـسـتـاخ
تـر مـي گردند, از اين رو بيش تر به حركات
بچه گانه دست مي زنند.
پسري كه فحش مي دهد, خشونت
مي كند, در را به هم مي كوبد, سر ميز غذا دير
حاضر مي شود و به طور كلي غير قابل تحمل است ,
مسلما براثر بلاتكليفي شديد روحي است.
او استقلال مي طلبد و در
عين حال از آزادي مي ترسد و به علت عقده هاي
رواني و عوارض ناشي از آن است كه ستيزه جويي
مي كند.
4- تخيل گرايي
يـكـي از ويـژگـي هاي دوره
جواني , تخيل گرايي و روي آوردن به امور خيالي
و افسانه اي است.
جوانان گاهي آن چنان وارد
دنياي خيال و اوهام مي شوند كه تصور مي كنند
دنياي ديگري غير از عالم خيال , تحقق ندارد و
گاه آن چنان , اين حالت بر آنان مسلط مي گردد
كه روحشان را سخت مـتاثر مي كند و در نتيجه
آنان را از امور واقعي و درك حقايق زندگي باز
مي دارد.
و اين حس آن قـدر قـوي
اسـت كه مي توان گفت : جوانان در دوره جواني
با افكار خود زندگي مي كنند.
دوره جواني , دوره علاقه
به امور موهوم و عشق به خيال هاي ناشدني است.
جـوانـان چـون تـجربه
زندگي كردن را ندارند و تازه پا به جاده زندگي
گذاشته اند, گاهي آن چـنـان بـه فـرداي خـود
فـكـر مي كنند كه آرزوهاي شيرين خود را به
صورت كاخ هاي مجلل و افـسـانه اي در مي آورند
و از مشاهده آن , غرق در شادي و مسرت مي شوند
و گاهي هم به ناكامي خود مي انديشند و از تصور
آينده ناموفق , گرفتار ياس و نا اميدي و
دلسردي مي شوند.
اگرچه جوانان هنگام روبه
رو شدن با واقعيت ها و مسائل زندگي از تخيل ها
و آنچه در عالم خيال است فاصله مي گيرند, اما
با اين حال تخيل گرايي اگر در حد طبيعي باشد و
جوانان را در آرزوها و خـيـال هـاي ناشدني غرق
نكند, خالي از فايده نيست , بلكه اين حالت كه
خداوند در وجود جوان نـهـاده است , مي تواند
منشا اموري مثبت هم بشود, از جمله اين كه حس
ابداع و ابتكار را در وجود جوانان بيدار مي
كند و آنان را براي پيشرفت و نيل به مدارج
عالي تر آماده مي سازد و موجب تقويت نيروي ذهن
و انديشه و عامل خلق امور هنري , فكري , علمي
و ذوقي مي شود.
كرسي موريسن مي گويد:
گـاهـي يك تخيل عميق , بر اثر تربيت و تجربه
يا به واسطه تاثيرات محيط به صورت يك شاهكار
هـنـري يـا تابلو نقاشي يا اختراع مكانيكي در
مي آيد.
افكار و عقايد, زاييده
همين قوه تخيل است و نـبـوغ نـيز مولود همان
مي باشد.
عالي ترين تجليات مغز بشري
در اختراعات و ترقيات مكانيكي و فهم رياضيات
عاليه , نتيجه همين قوه تصور و تخيل است.
موريس دبس چنين مي نگارد:
بـايـد بـا دقـت تـمام , ما بين فعاليت طبيعي
فكري جوانان نورس با حالات غير عادي آنان كه
نزد مـبـتـلايان به امراض عصبي ديده مي شود
تفاوت قائل شد.
اين تخيلات از لحاظ
امكانات جديد و اخـتراعات و افكار بديع ,
بسيار غني است و براي پيشرفت فكري و فرهنگي
جوانان مقدمه مناسبي مـي بـاشـد.
جـوان نـو رسـيـده كه
علاقه مفرطي به صور شاعرانه پيدا مي كند, در
مقابل زيبايي , حـسـاس تـر از ديگران است.
تجسم و تخيل , جوان را وادار مي سازد كه وجود
خود را كشف كند و ديگران را درك نمايد. |