مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

       شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مجلهء جامعه مدنی >> سال پنجم شماره اول

  






عبدالصابر جنبش

از پران ناته تا رجنی پران

 

خانم رجني پران، بهسين يگانه بانوي از هندوان و سكهاي افغانستان است كه ساليان درازي در راديو افغانستان گوينده گي مي كرد.

او دختر پران نات است. پران نات چند يوك كه غنيمت تخلص مي كرد يگانه آواز خوان هندو در راديو افغانستان بود. او در گذر پايان چوك در همسايه گي شادروان ساربان آواز خوان كم نظير كشور به سال 1972 با نخستين گريه اش، والدين خود را مژده بخشيد كه (من آمدن تا عشق بنياد كنم!) در سال 1946 ميلادي از ليسه غازي سند فراغت بدست آورد، بعداً، به شغل آزاد گراييد و مغازهء فروش اسباب منزل را باز كرد.

فراتر از اين تلاشها، گاهگاهي دست به پرده هاي هار مونيه نيز مي برد و از سوز دل مي سراييد. سپس استاد بزرگوار مرحوم عبدالغفور برشنا او را راهي راديو كابل آن وقت نمود تا استعداد خود را تبارز دهد. اولين آهنگ پران نات اين مطلع را داشت:

جنون دارد دلم ديوانهء كيست

چو مجنون ساكن و يرانهء كيست؟

در آن زمان راديو كابل وسايل ثبت دايمي موسيقي نداشت و آهنگ هاي هنر مندان مستقيما پخش ميشد چنين است كه از اين هنر مند پردرد آهنگهاي بيشتري در دست نيست. خوش بختانه دوستداران او تلاش به خرچ داده اند تا در صورت امكان شمار از آهنگهاي او را به گونهء جديد ثبت و عرضه دارند.

پران نات به زبان هاي فارسي دري، پنجابي و اردو آهنگهاي پرسوز و با كيفيتي اجرا كرده است.

آن سلسله مو آيد اگر بر سر بازار

بازار شود از نفسش تازه چو گلزار

آهنگهاي او با آقاي خيال و آرمان آهنگ روز بود. اشعار عام فهم انتخاب مي كرد تا به هر دلي چنگ بزند. با ساربان در خانقاه كوچه علي رضاخان اشتراك و بدرگاه خالق گيتي نعت و مناجات مي خواند.

هستم به زنجيرت اسير

يا غوث الاعظم دستگير

بيشترين آهنگ ها را استاد خيال و شاد روان نينواز برايش مي ساختند، با ساربان همپايه و با آرمان همنوا بود با طلعت محمود آواز خوان فلمي هند هم مكاتبه داشت و در روز هاي تجليل جشن استرداد استقلال كشور او را در تپهء پغمان پذيرايي ميكرد:

دل چو از دلربا جدا بشد

آن كه بيمار بي دوا با شد

در زندگي و تجارت قدمهايي بر داشت كه تا آن زمان ديده نشده بود:

1- اولين اعلان تجارتي جهت ازدياد فروش و معرفي كالاي تجارتي از طريق راديو كابل به وسيلهء پران نات ايجاد شد.

2- اولين مغازه فروش سامان آلات موسيقي و بازيچه كودكان را آن هنر مند تاسيس كرد.

3-  سامان آلات پلاستيكي مورد ضرورت خانواده ها توسط او عرضه شد.

4- جايزه براي مشتريان در افغانستان را او به وجود آورد. متاسفانه حادثه يي، دنياي پر محبت او را در سال 1960 م از هم پاشيد، زيرا آتش سوزي كه در محل فروشگاه تجارتي او رخداد همه چيز او را نابود و طبعش را واژگون ساخت.

چندي كوشش هاي كرد كه به پا ايستد مگر نشد. با راديو افغانستان دوباره به كار شروع كرده و به ثبت آهنگهاي جديد پرداخت، مگر به زودي به بيماري كشنده سر دچار شد و جهت تداوي به هند رفت..

سر انجام سال 1983 م پران نات از جهان ديده فروبست و  اما صدا و سرود هايش در حافظه علاقمندان او جاودانه باقيست به گفته فروغ فرخزاد: تنها صداست كه مي ماند پران نات، دو پسر و دو دختر داشت كه يكي از آن ها خانم رجني پران مي باشد. وي در سال 1951 م مانند لكشمي (ثروت) به خانه پدر در گذر پايان چوك كابل به دنيا آمد.

در سال 1970 از ليسه زرغونه فارغ گرديد. همزمان مكتب آسمايي را جهت فراگيري زبان هندي و علوم مذهبي هندويي تعقيب كرد در فعاليت و برنامه هاي هنري مكتب نيز اشتراك مي ورزيد و سهم فعال مي گرفت. خانم رجني مي خواست انجنيري ساختمان شود مگر دشواري هاي مالي پدرش نگذاشت تا او به اين آرزويش برسد. او چند سالي را با خانواده اش در هندوستان سپري كرد مگر چنان كه مولاناي بلخ گفته است:

هر كسي كو دور ماند از اصل خويش

باز جويد روز گار اصل خويش

آنان واپس به زاد گاه شان بر گشتند. رجني با آشوك كمار بهسين پيوند زندگي مشترك بست.

پسانتر در راديو افغانستان در برنامه نشرات زبان اردو به كار گوينده پرداخت و دوازده سال به گوينده گي ادامه داد. افزون بر اين او در مكتب آسمايي نيز به تدريس مي پرداخت. چندي هم در وزارت ماليه به صفت تايپست زبان انگليسي كار كرد.

رجني پران سفر هاي به هندوستان داشته و هر بار كست هايي از آواز خوان هاي هندي با خود مي آورد و بدين صورت در غناي آرشيف موسيقي راديو افغانستان كوشيده است.

  بانو رجني پران بعد از ترك اجباري وطن با شوهرش و سه كودكش در ايالات متحده امريكا اقامت دارد.

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!