مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

       شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مجلهء جامعه مدنی >> سال پنجم شماره اول

  

 

 

 

استاد عبدالعلی کوهی

کثرت گرایی در حوزهء دین و اجتماع

 

پلوراليسم با وصف آنكه ريشه در تاريخ كهن و انديشه دارد، اما يكي از دست آورد هاي عصر مدرنيته به حساب مي آيد. پلوراليسم علي الاطلاق بر حوزه دين و جامعه تقسيم ميشود، ما انديشه ها و ايديا لوژيهاي پلورالستيك و جامعه پلورالستيك داريم. جامعه ضرورت به تعدد و تكثر دارد، موجوديت تعدد و تكثر در فكر و انديشه، پويا بودن جامعه را نشان ميدهد. پلوراليسم ديني و فكري ريشه در تاريخ فكر و انديشه دارد طوريكه اينگونه تعدد آرا در نزد عارفان اسلام وجود داشته است از نظر آنها قشريت آفات اجتماعي به بار ميآورد. اين عارفان لطيفه هاي جديد و نكات جديدي در حوزه دين ايجاد كردند و به متدينان تقديم نمودند. آنها ادبيات صوفيانه مانند: شريعت، طريقت و حقيقت را مطرح كردند. علم حقيقي از نظر عرفان انسان را عوض مي كند و به او وجود ديگري مي بخشد. محقق از منظر ديد صوفيان بزرگ به كسي گفته مي شد كه به حقيقت رسيده باشد، نه به معناي امروزي كه مفهوم به دنبال علم رفتن را در بر مي گيرد. محقق به حقيقت رسيده است و مقلد به دنبال آن روان است، طوريكه مولا نا مي گويد: از محقق تا مقلد فرق هاست در تاريخ تصوف و عرفان اسلامي شجاعت انديشه متبلور است. پلوراليسم به طور عمده در انديشه ديني و اجتماع وجود دارد، وقتي منظر ها عوض شود دريافت ها عوض ميشود. داستان فيل مولانا به چنين اشاره داد. هندوان فيلي را در خانه تاريك گذاشته بودند، هر كس با لمس كردن فيل او را تعريف ميكرد، زندگي، همين فيل مولاناست ما در خانهء تاريك نشسته ايم و از روشني قضاوت مي نماييم. همين طرز فكر هم اكنون در برابر جامعه و جوانان ما وجود دارد. آنچه هم اكنون فكر و روان ما را به خود مشغول داشته است. بر خورد ما با تمدن غرب است تعدادي اين تمدن را مهد دموكراسي مي دانند، تعدادي فريبنده و تعدادي هم ازين هم بدبينانه به آن نظر دارند.

به دليل نظر هاي مختلف سخنان ما مختلف ميشود، به طور خاص پلوراليسم ديني و تكثر منابع معرفتي از دو طريق، يعني فهم ما از متون ديني و تجربه هاي ديني و عرفاني سرچشمه مي گيرد، به سخن ديگر متون وحي شده و مقدس و تجربه هاي ديني و عرفاني به تعدد و تكثر منابع معرفتي ما را ميساد.

فهم ما از دين متكثر وسيال است، كلام الهي و سخنان پيامبر اسلام، تفسير هاي مختلف بر ميدارد. حقيقت چند لايه است چند لايه بودن حقيقت سراسر عرفان اسلامي را در بر گرفته است، فهم اين منظر به درك هر انسان فرق ميكند، دين يك فرد كم سواد، با يك متفكر فرق مي كند، داستان موسي و شبان را بايد به ياد داشت كه موسي در مقام يك متكلم تنزيهي حاضر ميشود، در حاليكه شبان خدا را به اندازهء فهم خود به تصوير مي كشد. موشگافي دانشمندان پيرامون فصوص مقدس چند لايه است، برداشت هاي اين نصوص متفاوت است، ميتوان امر واحد را به درجات مختلف دريافت. لازمه حيات علمي و اكادميك همين تعدد و تكثر منابع معرفتي است. ابن عربي موسوم به شيخ اكبر كه عرفان نظري را در حوزهء دين اساس گذاشته است و كتاب هاي مشهور فصوص الحكم و فتوحات مكيه را نوشته است، به شيوه غير متفاوت سخن مي گويد اولي مي گويد كه به عرش رفته و پيامبر به او هدايت داده است كه كتاب فصوص الحكم را بنويسد، او پيغمبر نيست، اما پيامبر با او سخن ميگويد اينها و ديگران همه اش تجربه ديني است، كه در حوزه دين شكل گرفته است و در پلوراليسم ديني شامل است. دريافت هاي باطني به تفسير نياز دارد، بسياري از انسانها چيز هاي زيادي را دريافته اند اما نميدانند كه چنين چيزي را مي دانند. ما وقتي چيزي را به مردم ارائه كرده مي توانيم كه تيوري آن را پياده كرده بتوانيم، همه ما اكسيجن را تنفس مي كنيم، اما مخترع و كاشف اكسيجن فقط يكنفر بوده است، زيرا او تيوري آنرا مي دانسته است. فهم اين به طور طبيعي پلورالستيك است، آنهم به دليل كيفيت عملكرد ذهني آدميان تاريخ معرفت انسان به ما ميآموزاند كه حقيقت چند وجهي است، افق هاي تازه و تازه تر در حوزه دين و اجتماع در انتظار ماست.

در فهم و درك مفاهيم اين زبان شفاف نيست، حقيقت و واقعيت يك لايه نيست، تفسير تجربه هاي ديني نزد همه كس يكسان نيست، يك نوع تعدد و تنوع در فهم دين وجود دارد. طوريكه بعضي به يك نقطهء سطحي رسيده اند و آنرا لايزال ميدانند به آزادي مذهب و اديان از تجليات پلوراليسم است. آدمي را نميشود به طور كل در يك قالب گرد آورد، اين تنوع لازمهء خلقت آدمي است. همينگونه پلوراليسم اجتماعي، پذيرفتن عقايد ديني، اجتماعي و حركات جمعي است، همه چيز متكي بر پلوراليسم است اين تعدد و تكثر در اجتماع اجتناب ناپذير است اين تعدد و تنوع افكار اساس بحث ما از خود و از دستگاه ادراكي ماست. آنچه در فرجام در مورد پلوراليسم گفته شود،‌اين خواهد بود كه واقعيت چند وجهي است و با زندگي آدمي منافات ندارد. پلوراليسم اجتماعي متكي بر تكثر معرفتي است و از مولفه هاي دموكراسي محسوب ميشود.

دموكراسي پايه هاي معرفتي است كه يكي از پايه هاي آن پلوراليسم اجتماعي است در پلوراليسم اجتماعي كه شامل احزاب، اتحاديه ها، انجمن ها و نظرات و منظر هاي گونه گون پيرامون نحوه حكومت و اجتماع ارائه مي گردد در توزيع درست مقدار ثروت و توزيع عادلانه معرفت همكاري خواهد كرد و جامعه را تداوم خواهد بخشيد. دنياي ما، دنياي كثرت است، فهم ما از حيات و مفاهيم آن متفاوت است. اين تعدد و تكثر يك امر طبيعي است، وقتي احزاب در جامعه نقش اساسي دارند كه داراي پايه هاي تيوريك بوده باشند گفته ميشود كه هر تغيير و تحول با يك پشتيوانه تيوريك شكل مي گيرد.

بدون پايه هاي تيوريك هر تغيير و تحول نا تمام خواهد ماند. ازين منظر است كه گفته اند، دموكراسي يك جد و جهد تيوريك است كه در تداوم حيات انسانها شكل گرفته است و نحوه كار برد قدرت را تعريف كرده است.

درك مردم از خود، حقوق خود و تعريف قدرت اساس مبارزات حق خواهي انسانها را نشان ميدهد. انقلاب كبير فرانسه در قرن نزده با پايه هاي تيوريك به وجود آمد و شعار هايي جديدي چون: آزادي، برادري، مساوات در نتيجهء اين انقلاب تولد گرديد و اين شعار ها او را جاودانه ساخت بعد از وقوع اين انقلاب هگل به شعار هاي اين انقلاب نظر داشت و روز نامه هاي وقت فرانسه را به دقت مي خواند، تا شعار ها و پايه هاي تيوريك اين انقلاب را دريابد.

هر تحول و دگرگوني بر دو اصل استوار است. اول مفهوم حق در برابر كليف دوم تجديد نظر در باره معرفت. نظم و قانون دموكراسي نمي آورد، جامعه مدني به بار نمي آورد. در حاليكه حكومت هاي تو تاليتر و استبدادي هم نظم دارد و هم قانون اين نظم و قانون ناشي از حقوق انسانها نيست. دموكراسي مباني خويش را حقوق مردم، كسب معرفت و تجديد نظر انسان پيرامون خودش ميداند. تا جاييكه مردم قدرت و صلاحيت كنترول حكومت را پيدا كند. تجمع قدرت در دست يك فرد، دشمن دموكراسي است. دست ظلم از آستين قدرت بيرون ميشود، بايد اين قدرت به شكل خود جوش و مضبوط كنترول گردد.

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!