مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

       شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مجلهء جامعه مدنی >> شمارهء مسلسل 38

  

معاون محقق عبدالهادی صافی

نقش عرف در جامعه اسلامی

 

عرف چیست؟

عرف روشی است فعلی یا قولی که در نفوس رسوخ یافته و طبایع سلیم آن را می پذیرد بدون آنکه با نص و یا اجماع سابق در تضاد باشد. هم چنان گفته شده است که: عرف روش مستمر یک قوم است، در گفتار یا رفتار،  که آن را عادت و تعامل نیز می گویند، و لازم نیست تمام افراد یک قوم آن روش را دارا باشند تا عرف تحقق یابد، بلکه کافی است که اکثریت آنان دارای آن روش باشند.

حضرت پیامبر اسلامی (ص) درباره عرف می فرماید: "آنچه را که مسلمانان نیکو و پسندیده می دانند، نزد خداوند (ج) نیز نیکو است و آنچه را که مسلمانان بد بدانند نزد خداوند (ج) نیز بد است. علماین اسلامی می گویند عرف شناخته شده مردم همانند شرط مقرر است که از طرف شریعت باشد.

علمای شیعه امامیه نیز به عرف ارزش به سزایی قایل هستند و می گویند: به خاطر تغییر عرف و عادات تغییر احکام جایز است.

چون نقش عرف در تغییر احکام قابل غور و دقت است، لذا علمای اصول فقه یکی از شرایط اجتهاد را آشنایی را عرف منطقه می دانند، چنانچه حضرت امام شافعی (رح) در مذهب خویش اقوام قدیم و جدید دارد که اقوام جدید وی را تغییر عرف منطقه پیوسته بوده است.

مجتهدین و علماین امت اسلامی در استنباط اکثر جزئیات دینی به عرف اتکاء داشته اندو. که در حل بسیاری از مسایل کمک نموده است، مثلا وقتی دو نفر در دعوی اختلاف نمایند و هیج کدام آنها شاهد نداشته باشد، گفتار هر کدام آنها که مورد تایید عرف است، پذیرفته می شود. به همین ترتیب دعوی که از طرف عرف تکذیب شود، شنیده نمی شود و یکی از موارد دیگر ارزش عرف این است که اگر کسی قسم یاد کند که گوشت نمی خورد، ولی گوشت ماهی را نوش جان نماید، حانث قسم نمی شود، زیرا گوشت ماهی در عرف گوشت نی گویند.

شرایط عرف: عرف با در نظر داشت شرایط زیر مورد قبول می باشد:

1-  عرف باید مخالف نصوص و منابع شرعی نباشد.

2-  عرف مورد پسند عقل و مطابق ذوق سلیم باشد.

3-  از امور تکراری و شایع بین مردم باشد.

4- عرف و عادت مربوط زمان گذشته باشد و یا فعلا معمول باشد، صرف زمان آینده فاقد اعتبار است.

5- عدم قرارداد بر خلاف عرف، زیرا با وجود شرط صریح از متبایعین دیگر زمینه برای آن باقی نخواهد ماند.

 اقسام عرف: علماء عرف را به چند اعتبار تقسیم نموده اند:

1ـ تقسیم عرف به اعتبار حکم:

الف ـ عرف صحیح: عبارت است از آنچه در میان مردم معروف گردد، بدون اینکه حلال را حرام و یا حرام را حلال نماید و بدون اینکه مخالفت با نص شرعی داشته باشد و یا مصلحتی را از بین ببرد و یا مفسده ای را ببار آرد. مانند این عرف مردم که مهریه زن را به دو نوع یعنی معجل و موجل می پردازند و امثال آن.

ب : عرف فاسد: عبارت از آن روشی است که نزد مردم متعارف باشد؛ ولی بر عدم مشروعیت آن دلیل اقامه گردد و ئاز منشا فطرت و عقل سلیم و نیازهای ضروری جامعه پدید نیامده باشد مانند متعارف بودن معاملات سوئدی در بانک ها، به میراث بردن بیوه ها، دادن و گرفتن زنان در ؟؟ و امثال آن.

2ـ تقسیم عرف به اعتبار سببت!

الف : عرف لفظی: و آن عبارت از لفظی است که در عرف مردم اختصاص به معنی ـ پیدا کند، که معنی اصلی آن نباشد و با معنای لغوی آن و یا معنی که در عرف مردم دیگر، دارد منافات داشته باشد. مانند اختصاص دادن لفظ «ولد» به اولاد پسر درد حالیکه در لغت برای پسر و دختر هر دو وضع شده است.

ب : عرف عملی: یعنی هر شیوه ای عملی که در بین اکثریت اقشار مردم متعارف و متداول گردد، مانند: شیوع بیع «معاطاه» یعنی داد و ستد و خرید و فروش بدون راندن لفظ به زبان خریدن و فروختن، در معاملات معمولی و ساده.

3ـ  تقسیم عرف به اعتبار منشا صدور!

الف : عرف عام: عبارت از روشی است که همه یا بیشتر مردم علی الرغم تفاوت های زمانی، مکانی، محل زندگی، دانش و زبان، رنگ و نژاد و امثال آن آن را پذیرفته باشند. مانند عرف مردم در عقد استضاع، یعنی عقد و قرارداد در مورد بیعه که وصف آن بیان شده و در ذمه ای فرد باشد. مثل اینکه خیاطی در مقابل دریافت مبلغی پول، پیراهنی با خصوصیات سفارشی تیار کند و بدوزد.

ب ـ عرف خاص: روشی است که در میان گروه خاص، که دارای یک مکان یک زمان و یک پیشه هستند، وجود دارد، مانند عرف که در شهرها یا منطقه ای بین صنعتگران یا اهل علم و فن خاص وجود دارد.

 

موارد استفاده از عرف:

1- موضوع و یا جایی که در آن نص شرعی و یا اجماع خاص نباشد. درین صورت می توان از عرف و عادت حاکم، حکم شرعی را استنباط نمود.

2- موقعی که مفهوم چیزی بدون مراجعه به عرف معلوم نباشد، به این ترتیب که یا موضوع عرفی باشد و یا شارع و قانون گذار، تعریف و تشخیص آن را به عرف وئاگذار نموده باشد.

موردی که لفظ به گونه ای بیان شود که برای کشف و دریافت ـ مراد متکلم باید به عرف مراجعه شود.

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!