|
حدوداً 470 کيلومتر شاهراه
کابل- مزار، که تازه به خوبي اسفلت شده، فقط
هفت ساعت راه را دربر مي گيرد تا به شهر مزار
شريف رسيد.
پنج سال پيش، زماني که
براي اولين بار، پس از سالهاي دراز دوري و
مهاجرت، به ميهنم برگشته بودم، سيماي اين مسير
و اين شاهراه، چيزي ديگري بود و همين فاصله را
بايد در شانزده ساعت عبور مي کردي و در فاصلة
نه چندان دور 30 کيلومتري از کابل، در
نزديکيهاي شمالي، جسد خشک شدة يکي از رهبران
محلي طالبان را مي ديدي که برستون چوبي، در
حياط منزل رهايشي، که از مسير شاهراه به خوبي
ديده مي شد، آويزان شده بود. جسد طالب، که
لباس تاريکي به تن داشت، در دوماه آويخته برآن
چوب، خشکيده بود و زماني که باد مي وزيد، طالب
خشکيده به پرچم سياهي مي ماند، که بر خانه هاي
لميده و افسردة شمالي، در اهتزاز باشد. در
منزلي که طالب سياه آويزان بود، خانوادة بزرگي
زندگي مي کرد و کودکان اين خانواده با طالب
خشکيده و سياه بازي مي کردند. مردم از طالبان
متنفر بودند و با انداختن نگاهي بر طالب
خشکيده، انزجار شان را از طالبان سيه فکر نشان
مي دادند و برخيها از ديدن طالب سياه لذت مي
بردند.
در مسير راه، خانه هاي
ويران، باغها و تاکهاي از سر بريده، موترهاي
زنگ زده، رنگ باخته و گلوله باران چشم هر
بيننده را مشغول و قلب هرعابر را داغدار و
دردمند مي ساخت. وقتي در آن بالاها بر فراز
هندوکش مي رسيدي تونل سالنگ، که مثل سوراخ
تاريک در انبار سپيدي برف مي ماند، توجه ات را
به خود جلب مي کرد و ترس اين که چگونه اين
پساژ را عبور کرد تمام بدنت را مي لرزاند.
صدها هم ميهنم درين تونل، هنگام جنگها و دهها
تن ديگر از کمبود هوا در جريان عبور ازين
پساژهلاک شده اند.
از آن روز بدينسو، به شکل
دوامدار، به افغانستان مي روم. امروز شاهراه
کابل ـ مزار ترميم شده و تونل سالنگ بازسازي
گرديده است. چهره هاي کابل و چند شهر بزرگ،
ديگر شده اند. در تازه ترين سفرم، که مصادف
بود با ماه دسامبر، ساختمانهاي جديدي را در
کابل، مزار شريف و هرات ديدم، که بسيار زيبا
بودند. سيستم ارتباط تليفوني نيز بسيار بهتر
شده است. امروز پنج موسسة ارتباط تليفوني در
افغانستان فعاليت دارند، که سهولتهاي فراواني
را بار آورده اند، جوانان با اين تليفونهاي
سيار بازي مي کنند.
تا پنج سال پيش از امروز
صحبت تليفوني، ازکابل به لوگر، که فقط در 50
کيلومتري کابل موقعيت دارد، غير قابل تصور
بود، ولي امروز فقط يک لحظه مي خواهد تا اين
آرزوي شما نه تنها به ولايات، بل به همة جهان
برآورده گردد. فقط بايد پول داشته باشيد!
امروز، شش بانک ملي و
چهار بانک جهاني در افغانستان فعاليت دارند.
آنها به شکل تعجب آوري رشد مي نمايند و پولهاي
فراواني در مي آورند. تنها کابل بانک، که
مؤسسة خصوصيست، چهاربار از سه سال پيش، که
تازه به کارپرداخته بود، بزرگتر و متمولتر شده
است. حالا فقط چند دقيقة بيش وقت شما را نمي
گيرد تا از کابل به هرات، که حدوداً 800
کيلومتر از کابل فاصله دارد، پول بفرستيد.
قبلاً فرستادن صد دالر از طريق حواله (پول را
به صرافي در کابل مي سپرديد و نمايندة شما پول
را از نمايندة صراف در محل بدست مي آورد) به
همين شهر هشت دالر قيمت داشت، در حالي که
امروز کمتر از دو دالر از طريق بانکهاي مدرن
اجراء مي گردد. فقط بايد پول داشته باشيد!
به خوبي بياد دارم پنج
سال پيش از امروز را، زماني که براي بار نخست
از دوبي به کابل پرواز کرديم. هواپيماي بوينگ
فرسودة 737 آريانا با تأخير زياد و خدمات
ناکافي به مشکل بدنه اشرا به کابل مي کشاند.
در آن زمان آريانا با سه هواپيماي کهنه به
تهران، دوبي و اسلام آباد پرواز داشت. در سفري
که ماه نوامبر از دهلي جديد به کابل داشتم،
هواپيماي اير بس با خدمات بسيار خوب و به موقع
مساعد در اختيار مسافرين قرارداشت. امروز شرکت
هواپيمايي آريانا سه برابر تعداد هواپيماهايش
را بلند برده و به 14 استقامت داخلي و خارجي
فعاليت دارد.
شرکت هواپيمايي خصوصي کام
اير در سال 2003 شروع به فعاليت نمود. امروز
اين شرکت به 11 مسير پرواز مي کند و صاحب
امکانات و خدمات بسيار خوبي است. زماني که در
ماه نوامبر از کابل به مسير هرات با استفاده
از پرواز بوينگ جديد 373 اين شرکت حرکت کرديم،
خدمات خوب و برخورد نيک حملة پرواز بسيار
خوشحالم ساخت. مگر فراموش نکنيد بايد بسيار
پول داشت تا از خدمات آريانا و کام اير مستفيد
شد.
شهرهاي بزرگ افغانستان
صاحب مغازه هاي زيبا و بزرگ لباس، آرايش و
لوازم خانه اند. تنها در شهر کابل 9 درمزار
شريف 6 و در هرات هفت مرکز بزرگ تجارتي خريد
فعاليت دارند. هوتلهاي مدرن پنج ستاره نيز از
مهمانان "فقط پولدارخود" پذيرايي مي کنند.
کمترين قيمت براي يک اتاق يک تخت 120 دالر
امريکايست.
امروز هفت کانال خصوصي و
يک کانال دولتي تلويزيوني از کابل به تمام
کشور فعاليت دارند. در پهلوي راديوي ملي 40
راديوي محلي به نشرات مي پردازند. نشرات
افغانستان برنامه ها و گفتمانهاي زنده، سازنده
و گرمي را به خورد بيننده و شنونده مي دهند،
که حقيقتاً در تاريخ کشورم بي نظير است.
واقعيت اينست که آزادي
بيان به يک دست آورد بزرگ دوران پس از طالبان
مبدل گشته است. آموزش و پرورش ميان کودکان و
نوجوانان به يک انقلاب اجتماعي - فرهنگي شباهت
دارد. خانواده هاي افغان، بخصوص خانواده هاي
فقير، فرزندان شان را، اعم از پسر و دختر، به
تحصيل مي فرستند؛ چيزي که تا پنج سال قبل قابل
تصور نبود و شباهت به يک خواب داشت.
جامعة مدني به آهستگي شکل
مي گيرد. در شهر هرات، در همايش نمايندگان
جامعة مدني و حقوق بشر، که گفتماني را در
پيوند با نقش جامعة مدني راه اندازي کرده
بودند، شرکت نمودم. بحثهاي سازنده و گرم درين
همايش مرا واداشت تا باورمند گردم که براي
جامعة مدني جا و امکانات زيستن فراهم گشته است
و اين خود باعث زمينه سازي نقش مثبت در حيات
اجتماعي و سياسي براي نهادهاي غيردولتي مي
گردد. تا همين پنج سال قبل به مشکل مي
توانستيد تصور کنيد که سه يا چهار نهاد
اجتماعي، همسويي و همفکري داشته باشند. امروز
58 نهاد اجتماعي، که در راستاي تحکيم جامعة
مدني و حقوق بشر کار مي کنند، دور شبکة جامعة
مدني و حقوق بشر، که از سوي انستيتوت حقوق بشر
دنمارک حمايت مالي و تخصصي مي گردد، جمع شده
اند. اين شبکه که در مدت دو سال توانسته دامنة
فعاليتهايش را به بيش از 19 ولايت کشور
بکشاند، جايش را در جامعه پيدا کرده است.
طالبان، به عنوان مانع
بزرگ در روند تکاملي افغانستان، وجود دارند.
آنها، که از پاکستان حمايت مي شوند، مشکلات
بزرگ امنيتي را باعث مي گردند. تمام افغانها
به ثبات و امنيت، نياز حياتي دارند. زمان
اقامتم در کابل به ديدن خاله ام، که خانم مسن
و مهربانيست و در حومة شهر اقامت دارد، رفتم.
در گفتگويي که همرايش داشتم يگانه آرزويش را
پرسيدم. بزرگترين و يگانه آرزويش اين بود که
طالبان برنگردند. اين آرزويش مرا به فکر عميقي
واداشت. آيا برگشت طالبان قابل ثصور است؟
طالبان در تباني با حزب
اسلامي (گلبدين حکمتيار) با دهشت افگنان بين
المللي و القاعده همکاري دارند. مذاکرات بي
نتيجه ميان افغانستان و پاکستان تأثير خاصي بر
وضع امنيتي کشور نگذاشته است. به زودي جرگة
بزرگ ملي در پيوند به تشنجات قومي در مزرهاي
هردو کشور و مسايل امنيتي در دوسوي ديورند،
داير مي گردد. به باور کامل من پاکستان در
برخوردش با مسايل افغانستان و مبازره عليه
دهشت افگني، صادق نيست.
درين پنج سالي، که با
افغانستان از نزديک در تماس هستم، بدين باور
رسيده ام که نهادهاي دولتي افغانستان واقعاً
ضعيف هستند؛ شايد اين خود عامل عمدة اين همه
نابسامانيهاست. من فکر مي کنم مردم من به دولت
کارا و فعالي نيازمندند تا رهبري سياسي جامعة
شان را به عهده گيرد. بدون چنين دولتي، هيچ
نوع پيشرفت قابل تصور نيست.
جامعة مدني بايد زمينه
هاي بيشتر رشد و تأثيرگذاري پيدا کند. چگونه
مي توان دموکراسي را بدون اين نقش تأثيرگذار
جامعة مدني، حتا تصور کرد. دولت افغانستان به
ظرفيت سازي نياز دارد. اقتصاد ملي را بايد شکل
داد و جريان بازسازي اجتماعي را بايد اصلاح
کرد. فساد اداري را، که مردم کشورم از آن به
سطح مرگ خسته اند، بايد نابود کرد؛ در غير آن
اين مرض، دولت افغانستان را نابود خواهد کرد.
من چندين بار شنيدم و
متيقن شدم که جوانان بيکار به قربانيان و
سربازان براي طالبان و دهشت افگنان تبديل مي
شوند. آنها يا استخدام مي شوند يا از فقر،
گرسنگي و مواد مخدر نابود مي گردند. در واقع
قشر سازندة ميهنم در خطر بزرگي قرار دارد.
جنايت به شکل سرسام آوري
در کابل و شهرهاي افغانستان رشد مي کند. پوليس
افغانستان توانايي مقابله با جنايتکاران
سازمان يافته را ندارد.
جنگسالاران خطر و سد بزرگ
ديگري در برابر دموکراسي اند. آنها در هر جايي
حضور دارند... در پارلمان، در ادارات محلي، در
حکومت و سکتور خصوصي.
کشت، توليد و قاچاق مواد
مخدر از ديگر معضلات بزرگ افغانستان است.
درماه نوامبر، زماني که از مزارشريف سوي
جوزجان روان بودم، بخوبي مي شد دشتهاي
گلبارشدة خشخاش را مشاهده کرد. مافياي بزرگ
جهاني چون ايتاليا، روسيه، پاکستان، ايران و
تاجکستان در همنوايي مافياي افغان، امپرياليزم
مواد مخدر را ساخته اند. مواد مخدر هرسال
بيشتر از سال پيش توليد مي گردد. پولهاي بدست
آمده به آدرسهاي خطرناک مي روند. بايد همه
بدانند که قسمتي ازين پولها به آدرس دهشت
افگنان بين المللي فرستاده مي شود. اين تنها
وظيفة افغانها نيست تا در مبارزه عليه اين
امپرياليزم بين المللي بروند؛ بلکه اين مشکل
بزرگ جهاني به تعهد عمل در سطح جهان نياز
دارد.
تخطيها از موازين حقوق
بشر از چالشهاي بزرگ ديگر جامعة ما در
افغانستان است. در گفتماني، که در شبرغان راه
اندازي گرديده بود، من از فعالين حقوق بشر
شنيدم که مردم در زندانهاي خصوصي، توسط تفنگ
بدستان شکنجه مي شوند و برخوردهاي خلاف کرامت
و شأن انسان درين زندانها صورت مي گيرد.
مهمترين قربانيان تخطيهاي حقوق بشر را زنان و
کودکان تشکيل مي دهند. زنان، که اکثريت بيش از
50 درصد نفوس کشور را تشکيل مي دهند، بخصوص در
ولايات دور افتاده، از کوچکترين و ابتدايي
ترين موازين حقوق بشر برخوردار نيستند.
متعصبين مذهبي مانع اصلي نقش فعال زنان در
جامعه مي شوند و ديوار بزرگي را بروي پيشرفت و
ترقي اجتماعي مي سازند.
در همايش هرات، يک جوان
دانشمند، که به قدرت فکري اش مي شد
افتخارکرد*** برايم گفت که نقش مذهبي متعصبين
ايران بر ولايات غربي غور، بادغيس و فراه
تأثير بسيار نادرستي بر روان جامعه گذاشته
است. چنين نقش ناميموني را پاکستان در ولايات
جنوبي زابل، ارزگان، هلمند و قندهار بازي مي
کند.
نيروهاي نظامي و محافظين
صلح آيساف، نقش مهمي در اوضاع امنيتي دارند.
گروههاي بازسازي ولايتي، که در جنب اين نهاد
بين المللي فعاليت دارند، کارهاي بزرگي را
انجام مي دهند. مردم از نقش حفاظت امنيت عامه
و بازسازي آيساف راضي به نظر مي رسند. آقاي
عبدالقادر وثيق، روشنفکر صاحب نام در شهر
هرات، برايم گفت: بدون نقش مثبت اين نيروها،
جنگسالاران و تفنگ بدستان به جان هم مي افتند
و جنگهاي داخلي يکبار ديگر افغانستان را خواهد
سوخت. اما او نحوة برخورد آيساف با معنويات
جامعة افغانستان را نقادانه مي نگريست. وثيق
مي گفت، آيساف قبل از ورود به افغانستان بايد
اين کشور را خوب مي شناخت.
خانم ثريا پرليکا، فعال
حقوق بشر، در کابل برايم گفت که نيروهاي خارجي
در افغانستان رسوم و مقدسات مردم را بايد
رعايت کنند. اگر آنها، خود، حقوق بشر را نقض
کنند، مردم افغانستان اعتماد خود را از آنها
خواهند گرفت. اين گفته هاي خانم پرليکا،
نمايانگر يک سلسله واقعيتهاست، که انکار نمي
شود و نظاميان خارجي مقيم در افغانستان به آن
آغشته اند.
پنچ سال کار در افغانستان
و سفرهاي متداوم به کابل و ساير شهرهاي کشور،
مرا به يک مسأله باورمند ساخت که اين پنج سال
دست آوردهايي داشته است، ولي چالشهاي بسيار
مهمي نيز در برابر ما افغانها قرار دارد، که
اگر به موقع و با رويکرد شفاف و جديد با
همنوايي و مفاهمة ملي و بين المللي به آن
پرداخته نشود، عاقبت بدي انتظار ما را خواهد
داشت. عراق، شايد!
..................................................................................................
*روزنامة
پوليتيکن، از پر تيراژ ترين روزنامه هاي
دنمارک است. اين روزنامة تحليلي- خبري به
نشرية فعال و تأثيرگذار بر سياست داخلي و
خارجي دنمارک شهرت دارد. اين روزنامه، در
دنمارک و خارج از دنمارک پخش مي شود و
طرفداران زيادي را در ميان سوسيال دموکراتها،
ليبرال دموکراتها و احزاب سنتريست- راديکال
دارد. جهت معلومات بيشتر به
www.politiken.dk
مراجعه شود.
**
ملک ستيز مسؤول برنامه ها در انستيتوت حقوق
بشر دنمارک و عضو مرکز مطالعات و حقوق بشر
دنمارک است. وي مسؤوليت برنامه هاي افغانستان
را به عهده دارد و به شکل متداوم به افغانستان
سفر مي نمايد
**ُُُ*
نام اين جوان
را به دلايل امنيتي درين مقاله نگنجانيده ام
(نگارنده) |