|
جوانان عزيز آيا ميدانيد شير
دروازه در كجاي شهر كابل موقعيت دارد. يقين و
باور دارم كه شما با نام شير دروازه آشنا
هستيد. اگر احياناً با اين نام آشنايي نه
داريد ديوار هاي كه پهن و قديمي را در بالاي
كوه كه از ناحيه پل آرتل شروع و تا فراز كوه و
از آن جا به طرف بالا حصار قد افراشته حتماً
ديده ايد! اين همان شير دروازه كابل است كه در
اين مختصر خدمت شما معرفي ميگردد. جوانان عزيز
اگر از طرف دهمزنگ به سوي سينماي پامير و يا
بر عكس آن حركت نماييد در سمت جنوب درياي كابل
بر فراز كوه ديوار هاي كهن را مشاهده مي كنيد
كه اين ديوار از نخستين روز گاران كه شهر كابل
به حيث مركز اداري (پايتخت كشور عزيز ما
افغانستان) برگزيده شده بود غرض محافظت شهر از
حملات خارجي، ديوار هاي مستحكم اعمار گرديده
بود كه به عقيده مورخين قدامت تاريخي آن
احتمالاً به دوره يفتلي ها مي رسد.
به اساس روايات تاريخي و
افسانه هاي قديمي كابل، اين ديوار در زمان
پادشاهي بنام (زنبورك شاه ) كه در بيداد گري و
ظلم سفاكي نام داشت آباد شده است زنبورك شاه
كه فعلا يك قسمت كوه هم به نام او ياد مي شود،
خواست غرض حفظ و حراست از شهر قديم كابل
ديواري دورادور شهر آباد كند تا از نفوذ تجاوز
گران جلو گيري كرده باشد، همان بود كه او
بازور و جبر با استفاده از نيروي مردان و
جوانان و كار فرمايان بسيار خشن و بي رحم كه
در راس كار قرار داشتند به اعمار ديوار ها
پرداخت.
كار فرمايان در اجراي امر
پادشاه از اغراق كار گرفته كساني را كه در
جريان كار بسستي و يا تنبلي از خود نشان
ميدادند زنده در لا به لاي ديوار انداخته و گل
و پخته بالاي مي ريختند چنانچه تعداد زيادي در
جريان كار قرباني جور و جفاي اين جباران و
ظالمان شدند.
گويند در ميان اين كار گران
جوان نامزد داري كه از صبح تا شام با تمام قوت
و نيرو و با خستگي ناپذيري كار ميكرد نيز وجود
داشت، چون زمان عروسي آن جوان فرا رسيد. او يا
جرئت نميكرد كه رخصت اخذ نمايد تا مراسم عروسي
اش برپا شود. روزي نامزدش به كوه آمد و در جمع
كار گران مشغول كار شد او در امر خشت بردن و
آب آوردن و سنگ دادن و گل دادن مشغول بود و با
دلگرمي كار مي كرد.
روز ديگر (زنبورك شاه) براي
تماشاي ديوار آمد و از جريان كار باز ديد نمود
تا آنكه نزديك دختر جوان رسيد، همينكه پادشاه
به دختر نگاه كرد، دختر چادر به رخ كشد، شاه
متعجب شد كه با مردان در اينجا كار ميكني و از
من روي مي پوشاني، دختر گفت تنها تو مرد هستي
و با اشاره به كار گران گفت كه اين ها كمتر از
زن نيستند. اگر مرد مي بودند اين همه جور و
ظلم ترا پذيرا نمي شدند. اين بگفت و سنگي بر
داشت و بر سينه پادشاه كوفت و او را نقش زمين
ساخت. همان بود كه همه مردم از جور ظلم و
بيگار آن رهايي يافتند.
به هر صورت قسمتي از اين ديوار
ها در ادوار مختلف يا جديداً اعمار شده و يا
هم مرمت شده اند. اين ديوار مرتفع دو كوه شير
دروازه و كوه آسمايي را با هم وصل ميكرد درهء
كوچك كابل به پلي بسته بود كه توسط يك قلعه از
آن دفاع مي شد در جنوب قلعه بزرگ بالا حصار
اعمار شده بود كه در ساختمان تعمير آن عمدتاً
از سنگ، خشت خام و گل (پخسه) استفاده شده بود.
اين ديوار در زمان بابر و
جهانگير كه علي مردان خان با ايشان همكاري
داشت (قرن 15 و 17) و دورهء احمد شاه دراني و
پسرش تيمور شاه كه سر دار جان خان پوپلزائي با
آنها كمك كرد (قران 18) و زمان امير عبدالرحمن
خان مرمت يا تجديد ساختمان شده و دهكده هاي دو
طرف درياي كابل را با هم وصل نمود.
قسمتي از اين ديوار در ناحيهء
پل آرتل كه مانع تطبيق برنامهء انكشاف شهري
بود، ويران گرديد. اين ديوار در سراشيبي كوه
شير دروازهء ديوار هاي شهر را دو دروازه از هم
جدا ميكرد، يكي به طرف راست كابل نزديك باغ
بابر كه بنام دروازه گذرگاه مشهور بود و هم
امروز نام اين محل آشنا هستيم، دروازهء دومي
جانب چپ در ناحيه دهمزنگ بنام دروازهء قندهار
ياد مي گرديد. از اينجا ديوار به طرف قله كوه
آسمايي بالا ميرفت تا نزديكترين قلعه شهر را
استحكام بخشد و در نظر بود تا همواري هاي ده
افغانان برسد. در دروازهء ديگر بنام هاي
دروازه سفيد و دروازه سردار جان خان تهداب
گذاري شد دروازه دومي نزديك مزار بابا كيداني
موقعيت داشت. دروازهء ديگري بنام پات در عقب
مسجد عيد گاه كه داراي يك پله چوبي بود نيم آن
بالاي نيمه ديگر قات مي شد و همچنان به طرف
شمال مغرب در جناح راست درياي كابل منطقه
چنداول قرار داشت.
جوانان عزيز اين بود معلومات مختصر در مورد
ديوار هاي شير دروازه كه خدمت شما تقديم شد.
دراخير پيشنهاد ميگردد تا در صورت امكان دولت
و بخصوص مراجع مربوط به حفظ و حراست از آبدات
تاريخي سعي ورزند تا از تخريب اين ديوار كه در
اين آواخر سرعت يافته و مردم غرض ابادي منازل
شخصي شان آنرا تخريب و از گل و خاك آن استفاده
مي نمايند جلو گيري به عمل آيد.
|