|
آموزش حق جهاني تمام افراد بشر است و هيچ
دولتي و هيچ نيرويي حق آن را ندارد تا کسي را
بنا بر تبعيض رنگ ، زبان ،مذهب ، جنس و غيره
از حق آموزش محروم سازد .
حق آموزش انسانها را درامر رسيدن به حقوق
ديگرآنها نيز کمک مي کند . براي آن که افراد
آموزشديده مي توانند بدانند که قانون براي
آنها چه حقوق و مکلفيت هايي داده است.
افزون براين آموزش انسانها را در امر رسيدن به
رهبري سياسي –اجتماعي جامعه و ابزار هاي قدرت
سياسي – اجتماعي کمک مي کند.
هر جامعه يي داراي سرگذشت تاريخ ، فرهنگ ،
مذهب و باورداشت هايي است و هر جامعه نياز
دارد و حق دارد تا دشته هاي علمي ، فرهنگي و
تاريخي اش از نسلي به نسل ديگري انتقال يابد .
مامي دانيم که اين انتقال بدون آموزش ضورت
نخواهد گرفت.
براي اجراي آموزش هر جامعه به نظام آموزشي
نياز دارد.
در جهت ديگر در امر انتقال داشته هاي فرهنگي
يک جامعه همه افراد آن جامعه مکلفيت دارند و
از اين جا اين ضرورت آموزش همه گاني به ميان
مي آيد.
به همان پيمانه يي که نظام هاي استبدادي و
توتاليتر از بي اطلاعي و سطح پايين آگاهي و
معرفت مردم سود مي جويند به همان پيمانه نظام
هاي مردم سالار با اطلاع دهي به مردم و بالا
بردن سطح آگاهي آن ها قوت مي گيرد. اين يک امر
بديهي است که مشروعيت نظام هاي مردم سالار
از راي و اراده ء مردم بر مي خيزد ، اما اين
مشروعيت آن گاه که با آگاهي و اراده ء
آگاهانهء مردم پيوست مي شود قوت بزرگتري پيدا
مي کند. اراده و آگاهي مردم دو سرچشمه ء
هميشه گي مشورعيت و قوت نظام هاي مردم سالار
است.
در قانون اساسي افغانستان اموزش هاي ابتدايي
يک امر جبري خوانده شده و آموزش تا سويه
ليسانس رايگان مي باشد. اين امر امکان آموزش
را براي همه جوانان کشور چه فقير و چه قروتمند
فراهم کرده است.
پايه هاي مشروعيت يک دولت مردم سالار به
راي آگاهانه ء مردم وابسته است. مردم آن گان
مي توانند آگاهانه از حقوق مدني خود استفاده
کنند که به آموزش دسرسي داشته باشند. از اين
جهت گسترش آموزش در جامعه هم آهنک باسرشت
دولت هاي مردم سالار مي باشد.
براي آن که به هر پيمانه يي که شهروندان از
حقوق و مکلفيت هاي خود آگاهي داشته باشند ،
اين امر يک دولت مردم سالار را دراجراي برنامه
هاي اجتماعي و فرهنگي – آموزشي و حاکميت قانون
، کمک مي کند.
در حکومت هاي مردم سالار نه تنها شرايط مناسب
آموزش فراهم مي شود؛بلکه زمينهء آن را نيز
فراهم مي سازد تا دانش آموزان و دانشجويان
بتوانند سازمانها صنفي و فرهنگي خود را ايجاد
کند.
غير ازاين دولت هاي مردم سالار خود را مکلف به
ايجاد شبکه هاي کتابخانه هاي عامه مي داند.
مطبوعات آزاد را پايه گذاري و تقويت ميکند.
بيسوادي را در جامعه ريشه کن مي کند تا افراد
جامعه امکان دسترسي به اطلاعات و آگاهي هاي
مدني را داشته باشند.
دولت هاي دموکراسي يا مردم سالاربا فراهم
ساختن شرايط ايجاد نهادهاي مدني ، سازمانهاي
آموشي و فرهنگي جوانان امکانات آموزش نسل جوان
را بيشتر مساعد مي سازد.
در اين زمينه نه تنها دولت دامنه ء مکاتب را
گسترش ميدهد ؛ بلکه به بخش خصوصي اين امکان را
مي دهد تا در بخش آموزش سر مايه گذاري نموده ،
مکاتب و پوهنتون هاي خصوصي را پايه گذاري کند. |