|
حق حيات، حق آزادي، حق دفاع از حقوق سياسي، حق
تساوي در برابر قانون از جمله حقوق با اهميت
در حقوق بشري تلقي ميشوند و نا گفته پيداست كه
حقوق بشر، بزرگترين دست آورد بشر در عرصه
انسانيت، حقوق و آزادي هاي انسان است.
در جهان معاصر و انسان معاصر بزرگترين و
والاترين ارزش هايش، همان ارزش هائي اند كه در
فهرست حقوق بشر درج شده اند. با همين ارزش
هاست كه تمام پديده هاي ديگر ارزيابي ميشوند.
رابطه آزادي و حق، رابطه خيلي نزديك و به هم
پيوسته است. حق و آزادي دو روي يك سكه اند. حق
اگر باشد، ولي آزادي براي اجراي حق نباشد، باز
هم بودن آزادي، آزاد بودن بيهوده است. بنا
برين وقتي به فهرست حقوق بشر نگريسته شود،
حقوق بشر در واقع آزادي هاي بشر است. اگر ما
يك تعريف مختصر از حقوق بشر داشته باشيم كه
حقوق بشر عبارت از حقوقيست كه انسان از بدو
خلقت جهت به دست آوردن آن تلاش نموده است.
سوالي كه مطرح ميشود اينست كه آيا اسلام مربوط
انسان معاصر شده ميتواند يا خير؟
پس اگر شده نميتواند هميشه بايد شرايط جاهلي
اعراب قبل از اسلام را با خود داشته باشيم.
اولين ماده اعلاميه جهاني حقوق بشر، متضمن حق
حيات و آزادي است. آيا اسلام مخالف حق حيات
است و آزادي را از مردم سلب مينمايد؟ دراينجا
بهتر به نظر ميرسد كه ترجمه يكي از آيات قرآن
عظيم الشان را از نظر بگذرانيم: «هر كس انساني
را بدون ارتكاب قتل يا فساد در زمين بكشد،
چنان است كه گويي هم انسان ها را كشته است.»
آيه مباركهء احترام شدن حق حيات در اسلام به
اثبات ميرساند كه اسلام حتي حق خود كشي را
براي انسانها نميدهد هيچ فردي حق گرفتن حيات
را از خود نداده. پس حق حيات چيزي تازه و كشف
تازه در قابل حقوق بشر نيست و اسلام اين حق را
براي انسانها صد ها سال قبل قايل بوده و
فرامين متعدد الهي براي احترام نمودن اين حق
به انسانها نازل شده اند. امامتأسفانه ما شاهد
يك عده اشخاص هستيم كه داد از اسلام و مسلماني
ميزنند اما كاري را انجام ميدهند كه نه
مسلمان و نه هم غير مسلمان آنرا انجام ميدهد.
پس چطور بالاي همچو افراد اعتماد كرد؟ طفلي كه
رونده مكتب باشد، شخصي كه دنبال پيدا كردن
روزي حلال براي خانوادهء خود باشد و ده ها
بيگناهي كه از عابرين راه باشند چه تقصير
دارند كه قرباني حملات انتحاري ميشود و همچو
اشخاص وحشي پاداش بهتر را هم ميخواهند اما قبل
از انجام عمل خود فكر نميكنند كه اين عمل آن
ها در آيات قرآني منع قرار داده شده است و اين
هم واضح است كه اعطا نمودن و گرفتن حيات جز حق
خداوند (ج) حق كسي ديگر نمي باشد.
در آخر سخن بايد گفت همچو اشخاص از اين بيشتر
اسلام عزيز را نزد جهانيان يك ديني معرفي
نكنند كه اسلام به حيات انسانها هم ارزشي قايل
نمي باشد. |