مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

       شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مجلهء جامعه مدنی >> سال ششم شمارهء 3

  

پرتو نادری

احزاب سیاسی در دههء دموکراسی

 

یکی از مشکلات بزرگ سیاسی در دههء دموکراسی این است که شاه تا آخر نخواست و یا هم نتوانست  تا قانون احزاب سیاسی را توشیح کند.

احزابی که در این دوره به وجود آمدند به مانند احزاب دوره ء صدارت شاه محمود خان همه در نبود قانون احزاب فعالیت می کردند.

این امر سبب شد تا عمدتاً  احزاب این دوره  در دوجناج چپ افراطی و راست افراطی  به وجود آیند و در نبود قانون احزاب ، احزاب ملی دموکرات و لیبرال مجال رشد نیافتند . برای آن که اندیشه های کمونیستی و اسلام سیاسی  عمدتاً جامعهء روشنفکری افغانستان را در دو نهایت چپ و راست قرار داده بود.

امروزه یکی از بزرگترین مشکل سیاسی افغانستان را نبود احراب سیاسی ملی دموکرات سراسری و با تجربه تشکیل می دهد.

در حالی که بدون چنین احزابی نمی توان کاروان دموکراسی را به هدف رساند.

دموکراسی اهدایی  دوران شاه محمود  خان و دموکراسی دههء قانون اساسی که بعضاً به گونهء طنز آمیز آن را به  نام دموکراسی تاجدار نیزیاد کرده اند،  در نبود قانون احزاب سیاسی و نهایتاً کمبود احزاب قوی و سراسری ملی دموکرت  به هد ف نرسیدند.

 

حزب دموکراتیک خلق افغانستان

 

 حزب دموکراتیک خلق افغانستان  براساس اسنادی که  در رابطه  به تاریچه ء آن انتشار یافته است ، در جنوری 1965 در شهر کابل در خانه ء نور محمد تره کی پایه گذاری شده است؛ اما به گفته ء صباح الدین کشککی در کتاب دههء قانون اساسی ، نور محمد تره کی ، ببرک کارمل و میراکبر خیبر از دههء پنجاه میلادی در تلاش ایجاد حزبی متکی بر اندیشه های کمونیستی  بودند . به گفته ء او آنها  به سال 1950در دوران صدارت شاه محمود خان   جلساتی را روی  این هدف در خانه های دوستان راه  اندازی می کردند . از این جا می توان گفت که  کوشش برای ایجاد حزب دموکراتیک خلق افغانستان از همان سالها آغاز یافت که بعداً  در 1965 به نتیجه رسید.

به سال 1966 حزب دموکراتیک خلق افغانستان نشریه را به نام خلق انتشار داد  که پس از شش هفته ، نشرات آن متوقف گردید.

 

در همین سال انشعابی نیز در این حزب رخ داد و حزب  به دو شاخه ء خلق به رهبری نورمحد تره کی و پرچم به رهبری ببرک کارمل تقسیم گردید.

البته آنها هرکدام خود را حزب دموکراتیک  خلق افغانستان می نامیدند ، ولی در جامعه به نام ارگانهای نشراتی خود خلق و پرچم  شهرت  پیدا کردند.

باید گفت که در دههء دموکراسی تمام آن احزابی که ارگان نشراتی  داشتند به نام نشریه ء خود معروف شدند.

هردو شاخه ء حزب دموکراتیک خلق ( خلقی ها و پرچمی ها ) احزاب ایدیولوژیک وابسته به اتحاد شوروی سابق بودند .

جناح کارمل در مارچ 1968 نشریه یی را به نام  پرچم  انتشار داد .

این نشریه بعداً به سبب انتشار شعری از بارق شفیعی که در آن  به لنین درود فرستاده شده بود، متوقف گردید.

پرچمی ها در کودتای 1973 با داودخان  همکاری کرده و به گونه ء گسترده یی در نظام جمهوری او راه یافتند . این امر زمینهء نفوذ بیشتری شورویها در افغانستان را فراهم ساخت . به تعبیری می توان گفت که نظام داود برای تهاجم شوروی نقش پلی را بازی کرد.

هرچند داود خان در سالهای 1975 و 1976 به تصفیه ء پرچمی ها ازدستگاه دولتی بر آمد ، اما در مقابل  خلقی ها و پرچمی ها جهت مقابله با جمهوریت داود خان و  قبضه کردن قدرت  بار دیگر باهم کنار آمدند و سرانجام با کودتای خونین اپریل 1978قدرت را غصب کردند.

 

نهضت اسلامی

 

فعالیت های مبارزه جویانهء این نهضت در زمان جمهوری  داود خان آغاز یافت. چنان که نخستین اقدام مسلحانه ء  آنها جهت سرنگونی رژیم داود  در پنجشیر، لغمان و سرخرود ننگرهار در هم کوبیده شده و رژیم شمار زیادی از آنها را به زندان افگند و شماری را هم تیرباران کرد.

در همین زمان بعضی از رهبران برجسته ء آنان مانند برهان الدین ربانی و گلب الدین حکمتیار به پاکستان فرار کردند.

رهبر این نهضت غلام محمد نیازی بود که به وسیلهء  رژیم داود خان زندانی گردید وپس از سقوط داود ، در نخستین روز های پیروزی کودتای کمونیستی 1978 به وسیله ء رژیم نورمحمد ترکی کشته شد.

در نظام داود خان شماری از فعالان این نهضت دستگیر شده و کشته شدند و شماری هم به پاکستان فرار کردند ؛ اما پس از غصب قدرت به وسیله ء کمونیست های خلقی و پرچمی شمار بیشتر آنان به پاکستان فرار کرده و در آن جا به تاسیس تنظیم های جهادی پرداختند.

این تنظیم ها بعداً جنگ مردم افغانستان بر ضد تجاوز شوروی و حکومت دست نشاندهء کمونستی را رهبری کردند.

دراکتوبر1968در شهرکابل  نشریه ء به نام گهیز به نشرات آغاز کرد. این نشریه  در نشرات خویش به شدت دولت شوروی و نیات آن  در افغانستان را مورد انتقاد قرار می داد و برضد اندیشه های کمونستی و جریانهای چپ کمونیستی  افغانستان مبارزه می کرد . مدیر مسوول این نشریه منهاج الدین گهیز بود. گفته می شد که این نشریه مربوط به  نهضت اسلامی است. ظا هراً گهیز یک نشریه ء آزاد غیر حزبی بود.

منهاج الدین گهیز به گونهء اسرار آمیزی در سال 1972 کشته شد. یک عراده جیب بی نمبرپلیت روسی پشت خانهء او توقف می کند و بعد تفنگدارانی او را از پای در می آورند.

تا هنوز معلو نشد که در پشت این حاثه دست چه کسانی قرار داشت.

 

جریان دموکراتیک نوین ( شعلهء جاوید)

 

جریان دموکراتیک نوین ، یک جریان تند رو کمونستی  وابسته به اندیشه های کمونیستی مائوتسه دونگ بود. آنها باور داشتند که اندیشه های مائو قله ء بلند مارکسیسم و لنینیسم را تشکیل می دهد.

آنها حزب کمونیست شوروی را متهم می کردند که از اصول پایه یی کمونیسم عدول کرده است.

از این که  دولت های کمونیستی شوروی و چین همواره  روابط خصمانه یی داشتند ، این امر  در روابط میان خلقی ها و پرچمی های وابسته به شوروی در یک سو و جریان دموکراتیک نوین ، وابسته به اندیشه های مائو رهبر حزب کمونیست چنین در سوی دیگر، نیز روابط دشمنانه یی وجود داشت.

آنها که جریان کمونیستی در دههء دموکراسی را تشکیل می دادند، هیچگاهی نتوانستند در هیچ یک از مسایل اجتماعی- سیاسی باهم تفاهم کنند.

ظاهراً چنین بود که آنها با فرهنگ تفاهم کاملاً بیگانه بودند.

جریان دموکراتیک نوین  در اپریل 1968 نشریه ء را زیر نام

« شعله ء جاوید» انتشار داد که با پخش اندیشه های کمونیستی ، مبارزه ء خشونت آمیز و مقابله با خلقی ها و پرچمی ها و شعر های سیاسی- ایدیولوژیک می پرداخت.

نشرات شعله ء جاوید در جولای 1969 متوقف گردید.

جریان دموکراتیک نوین درجامعه به نام ارگان نشراتی خود

 « شعله ء جاوید» شهرت داشت و مردم آنها را شعله یی ها می گفتند.

آنها باورمند  به مبارزه ء مسلحانه بودند و انتظار داشتند تا با راه  اندازی قیامهای مسلحانه در دهکده ها سرانجام شهر ها و نهایتاً شهر کابل را محاصره کرده و قدرت را به دست آورند .

محاصره ء شهر ها از طریق دهکده ها عمده ترین شیوه ء مبارزه ء انقلابی آنها را تشکیل می داد.

ظاهراً آنها نتوانستند به سازمان حزبی واحد دریک ساختار واحد دست یابند . از همین سبب آن ها  در زمان داود خان و رژیم کودتای کمونیستی به گروههای کوچکتری تقسیم شدند.

آنها به مبارزهء پارلمانی و دموکراسی باور نداشتند . همان گونه که خلقی ها و پرچمی ها فکر می کردند که مسکو و حزب کمونیست شوروی سرچشمه ء حقایق بی پابان جهان است به همان گونه شعله یی ها پیکن ، اندیشه های مائو و حزب کمونیست چین را یک چنین سرچشمه یی می دانستند.

 

جمعیت عوام (صدای عوام )

 

این جمعیت در میان مردم  و در مطبوعات کشور به نام « صدای عوام » شهرت داشت . برای آن که ارگان نشراتی آن « صدای عوام » نام داشت.

این نشریه از ماه مارچ تا جون 1968 نشرات داشت. رهبری صدای عوام راعبدالکریم فروزان بر عهده داشت.

این حزب  اندیشه و ایدیولوژی مشخصی نداشت. به گفتهء صباح الدین کشککی در کتاب دههء قانون اساسی :

« حزب جمعیت عوام برای نیل به اصلاحات طرفدار به میان آوردن شورش در میان مردم بود؛ ولی از نظر اقتصادی روش سوسیالزم را بر می گزید. ولی از نظر عقیده یک گروه الحادی نبود.»

او در ادامه می نویسد:

« این حزب کدام پروگرام مشخصی نداشت.نه کاملاً روش الحادی کمونستی داشت و نه هم مفکوره ء کامل العیار اسلامی است و ا ز این رو  نتوانست پیروان زیادی را به دست آرد.»

 

جمعیت سوسیال دموکرات (افغان ملت)

 

نام رسمی افغان ملت « جمعیت سوسیال دموکرات» بود و تا هم اکنون مردم این حزب را به نام افغان ملت که نام ارگان نشراتی آن بود ، می شناسند. به قول صباح الدین کشککی :« این حزب دارای انگیزه های حاد ملیت خواهی ، اصلاح طلبی و ضد دستگاه برسر اقتدار(اگرچه نه به معنی مخالف باشخص پادشاه ) بود.

 جمعیت سوسیال دموکرات را غلام احمد فرهاد مشهوربه پاپا رهبری می کرد.

این حزب در هوای رسیدن به افغانستان کبیر بود . چون باور داشت که بخش های از پاکستان ، ایران و شوروی جز خاک افغانستان است و باید به افغانستان پس داده شود .

آنها نقشه ء این افغانستان کبیر را درپیشانی نشریه ء خود انتشار می دادند.

جمعیت سوسیال دموکرات پس از انتخابات 1969 دستخوش انشعاب شد . فدا محمد فدایی  به سال 1971 نشریه ء دیگری به نام «ملت » در مخالفت با غلام احمد فرهاد پایه گذاری کرده و در  رهبری انشعابیون قرار گرفت.

کشککی در کتاب دههء قانون اساسی گفته است که حزب  سوسیال دموکرات را اکثر حلقه های سیاسی افغانستان یک حزب طرفدار برتری نژادی می شناختند ، که به برتری پشتونها بر سایر ملل و اقوام افغانستان قایل بود . »

 

جعیت دموکرات مترقی ( صدای عوام )

 

در جون 1966 نشریهء تازه یی به نام «صدای عوام » در شمار نشریه های غیر دولتی در شهرکابل به نشرات آغاز کرد.

این نشریه  ارگان نشراتی « جمعیت دموکرات مترقی» بود . این نشریه نیز جا گزین نام این حزب شد .

پایه گذار و رهبرجمعیت دموکرات مترقی محمدهاشیم میوند وال بود.

این حزب به مبارزات پارلمانی باورمند بود . از نوعی سوسیالیزمی حمایت می کرد  می بایست از طریق پارلمان به میان می آمد . با شیوه های مبارزاتی خشونت آمیز مخالف بود.

این نظر وجود دارد که میوند وال این حزب را در اگست 1966 که هنوز در مقام صدارت بود پایه گذاری کرد.

در آغاز شماری از افراد فرصت طلب  در حزب گرد آمدند ؛ اما پس از دوره ء صدارت او چنین افرادی او را تنها گذاشتند .

میوند وال جمعیت دموکرات مترقی را رهبری می کرد و در تجمعات حزبی به ایراد سخنرانی می پرداخت.

میوند وال دیدگاههای سیاسی اش و از جمله درنشریه ء  مساوات ارگان نشراتی حزب به نشر می رساند.

میوند وال در نخستین ماههای داود خان  به اتهام کودتا دستگیر شد و بعداً شبی از رادیو اعلان گردید که او در زندان با استفاده  ازنکتایی خود کشی کرده است؛ اما این خبر را حلقات روشنفکری و مردم افغانستان نتوانستند باور کنند .بیشتر باور ها چنین بود که او به  دراثر شکنجه در زندان کشته شد. دراین ارتباط جناح پرچم را که در دستگاه داود نقش قابل توجهی داشتند مسوول می دانستند.

 

حزب زرنگار

 

این حزب  را استاد خلیل الله خلیلی شاعر و پژوهشگر نام آور کشورپایه گذاری کرد. گفته می شود که بعداً استاد خلیلی از رهبری آن  کنار رفت .   رهبری حزب عمدتاً متشکل از افرادی بود که در مقامات بلند دولتی کار می کردند. ارگان نشراتی زرنگار« اتحاد ملی» نام داشت به همین دلیل به نام اتحاد ملی شهرت یافت.

زرنگار شاید یگانه حزب در دههء دموکراسی بود  که از شاه طرفداری می کرد.

 

محفل انتظار ( ستم ملی)

 

پس از آن که انشعاب 1966  حزب دموکراتیک خلق افغانستان را به دوبخش پرچم و خلق تقسیم کرد. طاهربدخشی که یکی از پایه گذاران این حزب بود با جناح خلق باقی ماند .

پس از مدت زمان کوتاه به اثر اختلافاتی که با حفیظ الله امین پیدا کرد ، از کمیته مرکز جناح خلق جدا شده و گروه سیاسی تازه یی را ایجاد کرد.

تا جایی که در بعضی از اسناد رسمی این گروه آمده ویاهم  در سخنرانی  های رهبر این گروه محمدطاهر بدخشی شنیده شده است ،  نام این گروه  « محفل انتظار» خوانده می شد ؛ اما درحلقات سیاسی و در میان مردم به نام « ستم ملی» شهرت پیدا کردند.

صباح الدین کشککی در کتاب دههء دموکراسی در رابطه به این حزب چنین گفته است:

«ستم ملی بر ضد استیلای پشتون بود و اتهام وارد می کرد که پشتون ها ازراه وارد کردن اختناق بر گروپهای نژادی دیگر و اللخصوص ازبیک ها و ترکمن ها و بعضی از گروپهای تاجیک تسلط یافته و زمامداری شان را در کشور ادامه داده اند. این حزب نتوانست برای خود جریده یی نشر کند و به حیث یک حزب منظم تبارز نکرد.»

طاهر بدخشی رهبر این حزب در زمان خلقی ها زندانی  گردید  و پس از مدتی کشته شد.

ستم ملی  طرفدار کار در میان دهقانان و روستاییان کشور بود . توسل به نیروی قهریه را در رسیدن به هدف یکی از شیوه های موثر می دانست . شمار زیادی از اعضای ستم ملی دوره های آموزشی خود  درپوهنتون و مکاتب را نظر به دستور سازمان رها می کردند و به اصطلاح سیاسی آن روزگار به کار توده یی در میان مردم می پرداختند. از نقطه نظر اسلوب و شیوه های مبارزاتی آنها همسویی هایی با شعله یی داشتند .

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!