|
هنر همانند شعر و ادبیات
تراویدهء ذوق و استعداد زیبایی شناختی انسان و
نماد احساس و اندیشه های ظریف و و تلطیف شده
اوست. انسان نه تنها با ایجاد و ابداع پدیده
های هنری ذوق و سلیقه زیبایی شناختی خود را
اقناع و رشد می دهد، بلکه دردها و نیازهای
روانی و حسی خود را نیز از طریق شنیدن یا دیدن
آن تسکین می دهد و برطرف می کند. از همین رو،
تا انسان بوده و هست، هنر با او همراه است و
مانند همه نمادهای گوناگون فرهنگ بشری یکجا با
نسلهای آدمی پویه تاریخ را در نوردیده ، فراز
و نشیب های تحول و دگرگونی ها را پذیرا شده
است.
در این نبشته سخن از هنر
موسیقی است. چنانکه معلوم است، هر ملت و مردمی
از خود میراث و گنجینهای
را هنر موسیقی را دارد. از جمله مردم اوزبیک
نیز در گنجینه بیش بهای فرهنگ دیرین سال خود،
گنج شایگان موسیقی را دارد که از نیاکان
هنرمند، هنر دوست و هنر پرور آنها نسل به نسل
تا امروز رسیده است.
موسیقی هر ملت، از جمله موسیقی
مردم اوزبیک از دو بخش بزرگ تشکیل یافته است:
1ـ موسیقی فولکلوری یا مردمی و
یا عامیانه؛
2ـ موسیقی کسبی یا رسمی.
در این نبشته، آن گونه که
عنوان آن نیز نشان می دهد، ما فقط گفتنی هایی
کوتاه و فشردهای
پیرامون چگونگی موسیقی فولکلوری مردم اوزبیک و
شماری از ویژگی های آن خواهیم داشت، و در مورد
دسته دوم عجالتا حرفی نمی زنیم.
موسیقی فولکلوری مانند دیگر
نمونه های فولکلور مردم از لحاظ زمانی پیش از
موسیقی کسبی در میان مردم پدید آمده، شعر و
آهنگ های آن از سوی مردم عوام ایجاد شده است و
چنان که می دانیم، ایجاد کننده آنها اکثر مشخص
نمی باشد.
دیرین سالی، تنوع محتوا،
سادگی، روانی، اصالت، و ریتم های سیال و روان
آهنگ های فولکلوری از ویژگی ها و مشخصات مهم و
برجسته موسیقی فولکلوری می باشد. این آهنگ ها
در درازای زمان و در پرتو مهارتها و
استعدادهای مبتکرانه مردم صیقل و پالایش
یافته، همانند الماس ها و مرواریدهای تراش
خورده در ابعاد کثیرهء خود طیفهای رنگین و دل
انگیزی از آواها، نواها و سازها را بازتاب می
دهد.
موسیقی مردم اوزبیک از نقطه
نظر مضمون و محتوا، اسلوب و مهارتهای بدیع
اجرایی متمایز و برازنده بوده، آیینهء تمام
نمای زندگی مادی و معنوی، به ویژه حیات
روستایی، دهقانی، مالداری، صنایع دستی محسوب
می گردد.
در موسیقی فولکلوری مردم
اوزبیک آلات موسیقی چون دنبوره، غیژک، زیر
بغلی، تاسک، زنگ، قوبوز (قوبیز)، نی، دایره و
چنگ جای نمایانی دارد. این آلات با امکانات
غنی تصویری و رنگینی انواع خود نیز برجستگی
دارد. این آلات موسیقی در آهنگ ها و سروده های
فولکلوری اوزبیک ها به گونه جمعی، دوگانه، سه
گانه و بیشتر از آن و یا تکنوازی به کار برده
می شود. باید گفت که، در برخی از سرودها و
آهنگ های فولکلوری نواها و ترنمهای موسیقیایی
بدون کاربرد آلات موسیقی اجرا می شوند.
ژانرهای موسیقی فولکلوری
اوزبیکی از نقطه نظر ویژگی های محتوایی و نحوه
اجرای خود به دو دسته بزرگ تقسیم می شوند:
دسته یکم، آن ژانر یا گونه های
موسیقی اند که در زمان خاص و وضعیت معین اجرا
شده، عمومی نمی باشند. آهنگ ها و سرودهای این
دسته موسیقی عموماً مربوط به انواع مراسم و
عنعنات، جریان کار و تولید و نظایر آن بوده،
فقط در زمان برگزاری و اجرای آنها اجرا می
شوند. به گونهء مثال، سرودهای «یار ـ یار»،
«اولنگ» در مراسم عروسی؛ «ییغی»، «آیتیم» یا
«شاه حسین» در هنگام عزاداری؛ «آلاهی» و
«یازی» در هنگام کشت و خرمن کوبی؛ «هوشیم» یا
«هوش ـ هوش» هنگام دوشیدن شیر یا « اله» وقت
خواباندن کودک خوانده شده، در زمان دیگر ترنم
نمی شود. همچنان، در موسیقی فولکلوری اوزبیکی
نمونه هایی در مورد مطلب باران، رمضان و غیره
نیز وجود دارد. این گونه سرودها با صوت، آهنگ
و ریتم های خاص، ولی بدون آلات موسیقی اجرا میشوند.
دستهء دوم:
آن گونه های آهنگ ها و سرودهای
موسیقی اند که تابع زمان و شرایط ویژه و مشخص
نیستند و در همه جا و در هر زمانی می توانند
اجرا شوند. در این دسته انواع قوشیق ها، تیرمه
ها، یله ها، اشوله ها و همه آهنگ ها و سرودهای
مشابه آنها شامل است. این دسته موسیقی نیز از
نگاه ویژگی های محتوایی، ساختار موسیقیایی،
اصول و شیوه های اجرایی خود باز هم به ژانر ها
و شاخه های فرعی دیگر تقسیم می شوند.هر یک از
ژانرها و نوعهای مربوط این دسته با تم، ریتم و
موضوعات کثیر الابعاد و متنوع خود مشخص می
شوند. به گونهء مثال، تنها اگر «قوشیق» را در
نظر بگیریم، قوشیق ها خود دارای طیف رنگین
محتوایی چون عشقی، تاریخی، هجوی، اجتماعی و
غیره بوده، که این همه مضون متنوع و مختلف در
ساختار میلودیک و شعری معین هر یک از ژانرها
محدود می باشد. قوشیق ها عموماً توسط مردان،
زنان، جوانان، نوجوانان و کودکان اجرا می
شوند.
باید گفت، که برخی از سرودها
مانند: «ییغی»، «ایتیم»، «ای شاه حسین»،
«هوشیم»، «اله»، «اولنگ»، «یار ـ یار »،
سرودهای داستان «طاهر و زهره»، «یازی ـ زیبا»
کاملا زنانه بوده، فقط توسط زنان و دختران
خوانده یا اجرا می شود. در حالی که سرودهای
«رمضانی» یا «رب من»، «طلب باران»، «آلاهی»،
«توره»، «بای جوره» و غیره ویژه مردان بوده،
فقط توسط مردان و پسران خوانده و اجرا می شود.
در این میان برخی از سرودها
مانند: یار ـ یار، اولنگ، رمضانی، طلب باران
به گونهء گروهی یا جمعی اجرا گردیده، شمار
دیگر چون: هوشیم، آله، آلاهی و بیشتر آیتیم ها
(به استثنای «ای شاه حسین») به گونهء تک آوازی
اجرا می شوند. همچنین، بسیاری از سرودهای یاد
شده بدون آلات موسیقی اجرا می شوند.
در برخی از آهنگ های شاد رقصی،
رقاص با مهارت صدای قاشق ها یا پیاله ها و
گاهی هم سنگ های کوچک را با انگشتان هنر آفرین
خود با آهنگ دف و چنگ و آواز خواننده جور و
هماهنگ می سازد. این گونه رقص ها را «قاشق
بازی» و «پیاله بازی» می گویند و ویژه زنان و
ددوشیزگان این فن است و هر کس از عهده اجرای
آن بر آمده نمی تواند.
در رقص و سرود «قاشق بازی» و
«پیاله بازی» رقاص در لای انگشتان هر دو دست
خود دو ـ دو و گاهی بیشتر قاشق ها را به گونه
ای می گیرد، که قسمت دسته قاشق ها در پشت دست
ها و قسمت اصلی قاشق ها در میان کف دستهایش
قرار می گیرد. در این حال قاشق ها به پیشت هم
در تماس بوده، با حرکت انگشتان به هم می خورند
و تولید صدا می کنند. رقاص این کار را طوری با
مهارت اجرا می کند، که صدای موزون برخورد قاشق
ها با ریتم آهنگ دف و چنگ نوازنده ها کاملا
هماهنگ و منطبق می شود. در این جریان، حرکات و
اهتزازات موزون پاها، دست ها، چشم ها، ابروها
و در مجموع تمام نقاط بدن رقاص با ریتم دف،
چنگ، قاشق ها، پیاله ها یا سنگ ها به طرز جالب
و خوشایندی ترکیب و هماهنگی می یابد و به
آهنگ، سرود و رقص زیبایی هنرمندانه و دلکشی می
بخشد.
یکی از مهمترین و ارزشمندترین
ژانر موسیقی فولکلوری مردم اوزبیک را آهنگ های
داستان های حماسی و رزمی تشکیل می دهد. این
بخش آهنگ ها توسط هر آواز خوانی نمی تواند
اجرا گردد. آهنگ های حماسی از اجرا کننده نه
تنها مهارت اجرایی از نگاه صوت و ریتم می
طلبد، بلکه استعداد عالی شاعرانه، اسلوب
اجرایی و حافظه نیرومند را نیز لازم دارد.
آهنگ های حماسی اوزبیکی بیان
کننده قهرمانی ها، دلاوری ها، روح سلحشوری،
میهن پرستی، آزادی خواهی، عدالت پسندی، عشق،
دوستی، صداقت، مردانگی و عیاری بوده، دنائت،
رذالت، خیانت، اسارت، بزدلی و بیداد و
بیدادگر، خاینان و نامردان را مورد نکوهش قرار
می دهد. در میان مردم این گونه هنر مندها به
نام «بخشی» و گاهی هم «شاعر» یاد می شوند.
واژه «شاعر» به این هنرمندان از آن رو اطلاق
می شود، که بسیاری از این هنرمندان زبردست و
با استعداد در جریان سرایش داستان ها، خود نیز
ابیات و پرداخت های شعری تازه ای را برای
آرایه و هر چه بیشتر جالب شدن و غنی گردیدن
اثر، فی البدیهه می گویند. به گونهء مثال، به
روایت شادروان استاد قاری محمد عظیم عظیمی به
نگارنده، یکی از استادان این عرصه به نام
«شکور بخشی» (در اواخر سدهء سیزدهم و اوایل
سدهء چهاردهم هجری در سرپل زندگی داشته است)
توصیف اسپ گور اوغلی، ابزار، هوشیاری، زیرکی،
سرعت، وفاداری، نیرومندی و بالاخره آماده کردن
و آوردن او نزد گور اوغلی را فقط یک شب تمام
می سروده است. طبیعی است که چنین کار شگفتی
آور از عهدهء هر هنرمند بخشی پوره نیست و تنها
استادان بزرگ و داهی این عرصه مانند شکور بخشی
می توانند چنان مهارت اعجاب انگیز از خود به
ظهور برسانند.
در واقع هنرمندان داستان های
حماسی و رزمی تنها اجرا کننده محض و سادهء این
آثار نبوده، بلکه خود نیز با برخورداری از
استعداده عالی شاعری و سخنسرایی خداداد، بخش
ها و پارچه های نوی را در داستان های استادان
پیشین می افزایند و حتی برخی از آنان داستان
های تازه ای از وقایع یا رویدادهای زمان زندگی
خود پدید می آورند. از همین سبب، سرودهای
(داستانی) حماسی و رزمی مردم اوزبیک در درازای
زمانه ها با دگروگونی شرایط زندگی مردم نه
تنها از لحاظ شکل، بلکه از نگاه محتوا و مضون
خود نیز دستخوش تغییر و تحولات مناسب و مقتضی
شده و می شود.
گفتنی است که، این امر از یک
سو موجب پیدایی و ریانت های تازه برای داستان
مشخص می گردد. چنانکه تنها داستان «گور
اوغلی» دارای چندین و ریانت در میان تورکان
افغانستان و بیش از پنجاه و ریانت در میان
مردمان تورک تبار جهان می باشد. از سوی دیگر،
«بخشی» ها داستان های جدیدی از رویدادها و
سیماهای تاریخی زمان خود پدید می آورند. چنان
که، در صد سال اخیر داستان ها و سروده های
تازه ای در زمینه های رویدادهای سیاسی، نظامی،
اجتماع، و عشقی از سوی هنرمندان مردمی ایجاد
شده است، که داستان هایی در مورد کارروایی ها
و شخصیت سیماهایی مانند: توره، بای جوره،
اکبرخان، دولت کپتان، عبد الرشید دوستم و غیره
از همین شمار اند.
قدیمی ترین و جالب ترین داستان
های حماسی مردم اوزبیک «گور اوغلی»، «آواز
خان» و «الپامیش» است. باید گفت، که این نوع
موسیقی یا آهنگ های داستانی حماسی با همین نام
و محتوا یا به نام ها و محتوئای دیگر در میان
سایر مردمان دیگر، به ویژه مردمان تورک تبار
در کشورهای دیگر ممکن است وجود داشته باشند.
ولی، قدر مسلم این که آهنگ ها، نواها و
سوردهای موسیقی مردمی هر ملتی با وجود شماری
از مشترکات، همانندی ها و همگونی ها، دارای
ناهمگونی ها و ویژگی های محتوایی، شکلی، محلی
و ملی خود می باشند. باید گفت، که داستان های
حماسی فقط از سوی مردان و با همنوایی دنبوره
یا قوبیز اجرا می شوند.
یکی از آیینهای بسیار نیکو در
موسیقی مردمی اوزبیکی هنر « بدیهه گویی» یا
«بدیهه خوانی» است. این شیوه بیشتر در ژانر
قوشیق ها در موضوعات، آهنگ ها و ریتم های
گوناگون توسط هنرمندان با استعداد اجرا می
گردد. در «بدیهه خوانی» دو هنرمند آوازخوان
همراه با آلات موسیقی در یک آهنگ و وزن شعری
مشترک به نوبت بدیهه خوانی می کنند. شعرها در
رابطه به شخصیت و ستایش هنرمندان از سوی
یکدیگر، ستایش فضایل کریمانه و مهماندوستانه
برگزار کننده محفل، برخی از حاضران طرف علاقه
آوازخوانان و سایر موضوعات مورد هنظر در آهنگ
و وزن شعری یگانه گفته می شود.
گاهی بدیهه گویی شکل سوال و
جواب را اختیار کرده، هر آواز خوان به سوالی
که از سوی طرف مقابل به او راجع شده، پاسخ
مناسب می دهد و به تعقیب آن خود نیز سوالی را
حواله طرف مقابل خود می کند. معلوم است، که در
این ژانر هنری جالب استعداد شعری، مهارت بدیهه
گویی، حاضر جوابی، حضور ذهن و بینش ژرف هنرمند
به ستایش میزبان، اهل مجلس، اعضای آرکستر و
مسایل اخلاقی و اجتماعی می پردازد. این سنت
ارزشمند هنری هم اکنون نیز به قوت خود باقی
است.
نکته سزاوار یاد کرد دیگر در
این موضع یکی هم جایگاه و اثرمندی سرودها،
آهنگ ها و اوزان شعری موسیقی فولکلوری در شعر
و ادبیات نوشتاری است. بسیاری از شاعران بزرگ
پیشین چون نوایی، لطفی، بابر، مشرب و دیگران
در آثار خود، به ویژه در شعر از چشمه سار زلال
موسیقی و سرودها های مردمی بهره ها گرفته، در
های گران بهایی را در آرائه های آثار خود به
کار برده اند. چنان که، نوایی اوزان سرود
فولکلوری چندی مانند «چنگه» را شامل عروض شعری
نموده، بدین ترتیب اوزان و بحور شعری را از
گنجینه سرودهای فولکلوری مردمان تورک غنیتر
ساخته است.
نوایی با آگاهی ژرف و گسترده
از موسیقی فولکلوری از نام، اوزان، ریتم ها و
آهنگ های مردمی در آثار خود، به ویژه داستان
های «خمسه» استفاده زیادی کرده است. چنان که
در بیت زیر از سرود و رقص ویژه تورک به نام
«هی تولوگوم هی تولوم» یاد می کند:
تورک سرودی بیله سالیب
قولوم قیلسم ادا هی تولوگوم هی
تولوم
همچنین، از سرود و آهنگ های
شادیانه تورکی (اوزبیکی) به نام های «یار ـ
یار» و «اولنگ» که در مراسم عروسی، زنان و
دوشیزگان در پیشگاه عروس در شب زفاف یا هنگام
فرستادن دختر به خانه شوهر اجرا می نمایند، در
تصویر سازی صحنه ها و رویدادهای داستان های
«خمسه» اش استفاده کرده است. چنان که در بیت
زیر نوایی از سرود «اولنگ» که در وزن و آهنگ
معروف به «چنگه» است، این گونه یاد کردی دارد:
مغنی توزوب چنگه و زنیده
چنگ نوا چیک که هی هی اولنگ جان
اولنگ
و سرود دیگر فولکلوری «یار ـ
یار» را در وزن همان «چنگه» چنین یاد می کند:
دیسانگ سین که: جان قراداشیم
یار یار مین آیته ی که : مونگلوغ
باشیم یار یار
یا
نوایی سر منزلینگ چنگه
دور سرودونگ داغی سور ایلا چنگه دور
ایلاغونچه یار یار
اولغوسی مینینگ ییغلاریم زار زار
اولغوسی
نوایی این ابیات را با نام،
آهنگ و ریتم سرود های مشهور فولکلوری تورکی
(اوزبیکی) درست در شرح و تصویر سازی مراسم
عروسی اسکندر با روشنک و مهرناز، در داستان
«سد اسکندری» خمسه خود با مهارت استادانه ای
می آورد، که با مضون و فضای رویدادهای داستان
کاملا انطباق و هماهنگی دارد.
گذشته از این، موسیقی و آهنگ
های مردمی منبع جوشان الهام، باروری و رشد
استعدادهای هنرمندان بوده در این راستا
اثرمندی زیادی داشته است. آهنگ ها و نواها و
سرودهای مردمی یا فولکلوری یا اصالت ذاتی،
روانی و هماهنگی استوار خود با روان و احساس
مردم، در شنونده حلاوت و لذت ویژهای
می دهد. این نوع موسیقی و آهنگها را هر زمان و
با هر نوع آرکستر و از زبان هر آواز خوانی که
بشنویم، همچنان در گوش ها خوشایند، لذت بخش،
اثرمند و نامکرر است.
بسیاری از هنرمندان مشهور کشور
ما و بیشتر آواز خوانان قدر اول جهان نخستین
گاه های خود را در جاده دشوار گذار هنر موسیقی
از همین نقطه آغازیده اند و بالندگی، شهرت و
رنگینی آهنگ های خویش را مرهون گنجینه پربار
موسیقی فولکلوری مردم خود اند.
در فرجام اینکه، شرایط زندگی
شهری، تکنالوژی و به ویژه وسایل و دستگاه های
تخنیکی مدرن موسیقی و صوتی کنونی در زندگی
مردم و مخصوصا افزایش فزاینده نقش رادیو،
رادیو کست، ویدیو و تلویزیون دامنه موسیقی
مردم را با سرعت بیرحمانه ای از شهرها به
روستاها و نقاط دور افتاده می راند. چنانچه
امروز در شهرها و حتی در روستاهای نزدیک
«بخشی» ها کمتر دیده می شوند و مردم هم کمتر
از شنیدن داستان های حماسی و رزمی برخوردار می
گردند. و امروز با دریغ شاهد متروک شدن و حتی
از میان رفتن آیین جلیل «گور اوغلی» خوانی،
بخشی ها و آلهء موسیقی ویژه بخشیان به نام
«قوبوز» هستیم.
این جریان ناهنجار تنها به
کشور و جامعهء ما منحصر نیست، بلکه موسیقی
مردمی سایر کشورها نیز در معرض تاثیر چنین
جریانی قرار دارد. از همین سبب، امروز در
بسیاری از کشورها نهادهای ویژه ای به منظور
پاسداری و نگهداشت موسیقی فولکلوری تاسیس شده
است. آنها از طریق ایجاد مراکز مطالعاتی و
پژوهشی، ایجاد گروه ها و دسته های هنری ویژه
موسیقی و هنر فولکلوری، دعوت و تشکل هنرمندان
این عرصه و حتی آموزش جوانان مستعد توسط
استادان و پیشگامان این هنر اصیل مردمی، می
کوشند تا این گنجینه بزرگ و ارزشمند را، که
معرف هویت اصیل هنر موسیقی ملی، تاریخ و
عنعنات کشورشان است، از دست ندهند.
در کشور عزیز ما هر چند در
شهرهای بزرگ موسیقی و هنر مردمی در معرض تاثیر
و تهدید جریان یاد شده در بالا قرار دارد، ولی
هنوز روستاها، دهات و شهرهای کوچک دور افتاده
در قلب خویش این در گرانبها و امانت جلیل را
با خود دارند. لازم است، تا نهادهای فرهنگی و
هری دولتی و غیر دولتی مربوط در شناسایی،
تقویت و پاسداری این میراث بیش بهای ملی توجه
نمایند و از آنها در معرفی هنر اصیل ملی و
مردمی خود به جهانیان و علاقمندان استفاده
نمایند.
به عنوان پیشنهاد طرح نکات آتی
را در زمینه لازم می دانم:
ـ نهادهای فرهگنی دولتی و غیر
دولتی برای پاسداری از موسیقی فولکلوری برنامه
های کاری و عملی مشخصی را طرح و در منصه اجرا
گذارند؛
ـ این نهادها فوند ویژه ای
برای اجرای برنامه های عملی خود ایجاد نمایند؛
ـ نمونه های موسیقی فولکلوری
به گونه های صوتی، تصویری و نوشتاری به شیوه
علمی، جمع آوری و ثبت گردد؛
ـ آن گونه که در کشورهای دیگر
است، در کشو ما نیز بایستی موزیم و آرشیف ویژه
آلات و ابزار موسیقی، نمونه آهنگ ها، رقص ها
(به گونه صوتی و تصویری متحرک)، فوتوی استادان
و ماهران این گستره تاسیس گردد؛
ـ همه ساله فستیوال موسیقی
فولکلوری ( با در نظر داشت تنوع آن در بخش های
جداگانه مانند فستیوال بخشی ها یا قوشیقچی ها
و...) دایر گردد؛
ـ جوایز ویژه ای برای هنرمندان
ممتاز (درجه اول، دوم و سوم) این عرصه به نام
استادان گذشته تاسیس و اعطا شود؛
ـ کنفرانس ها، سمینارها و
سمپوزیم های علمی و پژوهشی در رابطه به ابعاد
و گستره های گوناگون موسیقی فولکلوری، تجلیل و
بزرگداشت استادان گذشته در سطوح مختلف (ملی و
بین المللی) از سوی نهادهای فرهنگی و هنری
دایر گردد؛
ـ برای آموزش و آشنایی با
تجارب، کارکرد و ستاوردهای کشورهای دیگر، به
ویژه کشورهای همجوار که دارای ویژگی های مشترک
در زمینه اند، قراردادهای همکاری، تبادل
تجارب، سفر و بازدید هیئت های هنری و تخصصی،
تدویر کنسرت ها و مسابقات هنری، کورس های
آموزشی و غیره امضاء گردد؛
ـ پژوهش ها و تالیفات
دانشمندان و پژوهشگران این عرصه به گونه کتاب
و رساله چاپ شود؛
ـ برای معرفی و شناسایی داشته
های این هنر، اوستادهای سازنده آلات موسیقی
مردمی رسانه های گروهی به ویژه تلویزیون ها
برنامه های ویژه ایجاد گردد؛
ـ گروه های موسیقی فولکلوری
اقوام کشور در دسته های جداگانه در مرکز و
ولایات مربوط تاسیس شود. |