مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> همکاران قلمی >> داود عرفان

  

   

بنام حضرت دوست

داود عرفان

 

طوری که از دست نوشتۀ پدر شهیدم برمی آید ، در سحرگاه برفی  بیست و هفتم حوت سال 1357 در قریۀ دوقلعه ولسوالی شیب کوه قلعه کاه ولایت فراه به دنیا آمدم. بخشی از تحصیلاتم در ایران و پایان  آن در صنف چهاردهم در تربیه معلم ولایت فراه بوده است . گاهگاهی دست به قلم می برم و علاوه بر شعر، طنز و مقاله هم می

نویسم و سردبیری ماهنامه ای بنام ځلا را برعهده دارم . همچنان در دفتر ساحوی مؤسسه انکشافی سنایی در فراه ایفای وظیفه می نمایم .

دردها ، رنجها و مشقت های دوران مهاجرت شاعرم کرد. نجواهای شعر شاعران بزرگ با صدای گیرای مامایم مرا وارد دنیایی ساخت که در آن به راحتی نفس می کشم ، می گریم و می خندم. هنوز هم نجواهای روح انگیز  مامایم که ماتمسرای استاد خلیلی را زمزمه می کرد در گوشم طنین افکن است .

شعر را از سال سوم دبستان در ایران و در یک مسابقۀ سرایش شعر آغاز نمودم و در دومین سال شرکت در مسابقه مقام اول استانی را بدست آوردم .  پس از آن گاهگاهی شعرواره هایی را اینجا و آنجا به خوانش می گرفتم و حتی چندین سال شعر نسرودم تا اینکه با تشویق دوستانم در سال 1382 دوباره به سرایش شعر آغاز نمودم .

اولین کار جدی من در دنیای شعر مجموعه « چرا باران نمی بارد؟ » است که در تابستان 1386 در هرات به زیور چاپ آراسته شده است .

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!