|
 طوری
که از دست نوشتۀ پدر شهیدم برمی آید ، در
سحرگاه برفی بیست و هفتم حوت سال 1357 در
قریۀ دوقلعه ولسوالی شیب کوه قلعه کاه ولایت
فراه به دنیا آمدم. بخشی از تحصیلاتم در ایران
و پایان آن در صنف چهاردهم در تربیه معلم
ولایت فراه بوده است . گاهگاهی دست به قلم می
برم و علاوه بر شعر، طنز و مقاله هم می
نویسم و
سردبیری ماهنامه ای بنام ځلا را برعهده دارم .
همچنان در دفتر ساحوی مؤسسه انکشافی سنایی در
فراه ایفای وظیفه می نمایم .
دردها ، رنجها
و مشقت های دوران مهاجرت شاعرم کرد. نجواهای
شعر شاعران بزرگ با صدای گیرای مامایم مرا
وارد دنیایی ساخت که در آن به راحتی نفس می
کشم ، می گریم و می خندم. هنوز هم نجواهای روح
انگیز مامایم که ماتمسرای استاد خلیلی را
زمزمه می کرد در گوشم طنین افکن است .
شعر را از سال
سوم دبستان در ایران و در یک مسابقۀ سرایش شعر
آغاز نمودم و در دومین سال شرکت در مسابقه
مقام اول استانی را بدست آوردم . پس از آن
گاهگاهی شعرواره هایی را اینجا و آنجا به
خوانش می گرفتم و حتی چندین سال شعر نسرودم تا
اینکه با تشویق دوستانم در سال 1382 دوباره به
سرایش شعر آغاز نمودم .
اولین کار جدی من در دنیای شعر
مجموعه « چرا باران نمی بارد؟ » است که در
تابستان 1386 در هرات به زیور چاپ آراسته شده
است . |