|
گوش کن ای
عرفان!
مثل ما هرکه
به آغاز گلی خوش باشد
جویش ازلهجۀ
آب
باغش ازچلچله
ها محروم است.
اینطرف سنگ
تقدس دارد
وکسانی
که
خلاف من و تو
دل به
دیوار،به تسلیم وتماشا بسته ست.
من و تو شاید
شاید ای دوست
جنایت کردیم
کزدبستان
تماشا رفتیم
رود را
فهمیدیم
وبه آیینه
به
رخسارافق بوسه زدیم!
اینطرف سنگ
فقط سنگ کرامت دارد
وهمان آدمک
برفی و دیوار و مترسک ...
گوش کن ای
عرفان؛
از دیاری که
دران دست حقیقت حبس است
وفقط
«هیچ»عزیز است و نجیب
هجرت ما حتمی
ست!
زود شو تا
برویم
عطر اینجا
ممنوعست!
بامدادجمعه 21میزان
85ـفراه |