|
وطندارم من وتو هم بهاریم
من وتو همدم وهم روز گاریم
پس ازاین جای جنگ وجای کینه
به زخم همدگرمرحم گذاریم
چه کس آورده بین ما جدائی
جدایی،بی وفایی،بی نوایی
نه نامی ازتو می ماند نه از من
نباشد بین ما گرآشنایی
مگو ازکابلم،ازقندهارم
مگو ازغزنی ام یااز مزارم
بگوا زکشور افغانستانم
ورورم ،اکه ام،یارم،برارم
اگردرکوه وجوی وجر نشستیم
میان آتش وخنجر نشستیم
به فرش صلح می رقصیم امروز
اگر دیروز درسنگر نشستیم
مبادا بی بهار،این کشتزاران
مبادابی شکوه ،این کوهساران
بشارت میدهدا زفصل رستن
سرودصلح ،برلب های باران
وطندارم اگرباشی توهمگام
بریزد تلخی ایام ا زکام
اگرازبادهء وحدت ننوشیم
نه هویت،نه فرهنگ است ونی نام
من وتو میوهء یک باغ گیریم
من وتوآرزوی یک ضمیریم
پس ا زعمری جدایی وخصومت
برای دوست بودن ناگزیریم
وطندارم بکن شکر خدارا
به سوی آسمان دست دعا را
کنون با بازوان آرزومند
کنیم آباد این ویرانه ها را
|