مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مقاله ها >> شب یلدا در گذرگاه تاریخ

  

معاون سر محقق عبدالصابر جنبش

شب یلدا در گذرگاه تاریخ

 

یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و طولانی ترین شب سال بر پا می کنند، سابقه درازی دارد. شب یلدا، شب زایش و تولد مهر است که به یادگار آن جشن برگزار می شد. شب یلدا، چناکه امروزه اصطلاحاً آن را شب چله می گویند، چندین هزار سال سابقه داشته و نخستین روز زمستان یا نخستین شب زمستانی بوده که زایش خورشید یا جشن تولد مهر، خورشید شکست ناپذیر بوده است. مردم در گذشته، که پایه زندگی شان برکشاورزی- شبانی قرارداشت و در طول سال، با سپری شدن فصول و تضاد های طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و درازی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کار ها و فعالیت های شان را بر اثر آن تنظیم می کردند.

روشنی و روز و تابش خورشید و اعتدال هوا در نظر شان مظاهر نیک و موافق ایزدی بود. تاریکی و شب و سرما را از نیز از اعمال اهریمن می پنداشتند. ملاحظه می کردند که در بعضی از ایام و فصول، روز ها بسیار دراز می شوند. به همان نسبت درازی، از روشنی و نور خورشید بیشتر استفاده می کردند و می نگریستند که شب ها کوتاه است. کم کم این اعتقاد بر آن ها پیدا شد که نور و روشنی و ظلمت و تاریکی مرتب در نبرد و کشمکش هستند، گاه خورشید و فروغ چیره شده و ساعات بیشتری در پرتو خود مردم را نیرومند نگاه می دارد و گاه مقهور تاریکی واقع شده و ساعات کمتری با فروغ و تابش اندکی فیض می رساند.

در طول سال، دریافتند که کوتاه ترین روز ها، آخرین روز خزان (پاییز) یعنی روز سی ام قوس و طولانی ترین شب ها، شب اول زمستان، یعنی نخستین شب جدی است. اما بلا فاصله پس از این طولانی ترین شب سال، از آغاز جدی، روز ها به تدریج طولانی تر و شب ها کوتاه تر می شود. خورشید هر روز در آسمان می پاید و نور و گرمی نثار می سازد، به همین جهت آن شب را یلدا می نامیدند، یعنی تولد و زایش خورشید شکست ناپذیر، و آن را آغاز سال قرار دادند.

همه اقوام آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند. به ویژه جرمنی ها عید تولد آفتاب را در آغاز زمستان گرفته و آن ماه را به خدای آفتاب نسبت می دادند و این بی تناسب نیست، چه واقعا آغاز زمستان مثل تولد جدید خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود.

در برهان قاطع ذیل واژه یلدا چنین آمده: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جدی و آخر قوس باشد، و آن دراز ترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب آفتاب به برج جدی تحویل می کند، و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک باشد، و بعضی گفته اند که شب یلدا یازدهم جدی است.

اما معارض و ضد تاریکی، روشنایی است. تاریکی نماینده اهریمن و از آثار وجودی اوست. روشنی از تجلیات و آثار یزدانی می باشد. به همین مناسبت در شب ها آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند. همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود، آتش نیز همان تقدس و والایی را نزد مردم دارا شد. چون تاریکی فرا می رسید، در پرتو و روشنی آتش، تاریکی و اهریمنی را از میان می بردند. در شب یلدا، یا تولد خورشید، جهت رفع این نحوست، آتش می افروختند و گرد هم جمع می شدند. خوان ویژه می گستردند. هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. این سفره جنبه ی دینی داشت و مقدس بود. از ایزد خورشید و روشنایی برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک و چیز های دیگر در سفره، تمثیلی از آن بود که بهار و زمستان پر برکت در پیش داشته باشند.

همه شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژ خویی و تباهی نیابد.

شب یلدا در مهین ما به نام شب چله یاد می شود. اما امروزه چرا چله – چله بزرگ می نامند. چله بزرگ از اول جدی است تا دهم دلو (بهمن) که چهل روز تمام ادامه می یابد. چله کوچک از دهم تا اخیر دلو و از آن جهت چله کوچک می گویند که شدت سرما می کاهد.

پس از اول جدی به مناسبت آن که تجدید حیات مهر یا خورشید است، به نام یلدا، یعنی تولد مشهور شده وجشن گرفته می شد. اما آغاز جدی تا جشن بزرگ دیگری نیز بود، چنانکه گذشت هرگاه نام روز و ماه باهم تلاقی و برخورد می کرد، آن روز را جشن می گرفتند.

ابو ریحان بیرونی می گوید: این جشن را، یعنی روز اول جدی را نود روز نیز می گویند. چون میان آن تا نوروز، درست نود روز فاصله است.

همه این اشارات و نام ها، حاکی از ن آن آ آن است که شب یلدا و روز دیگان پیوند استواری با خورشید دارد، با مهر که ازین روز بر تاریکی چیره می شود و رو به افزایش می رود. این روز خورشید است، روز مهر است و نزد افراد پیش از اسلام مهر آیین ها بسی گرامی بود و بزرگترین جشن، یعنی جشن تولد مهر یا خورشید به شمار می رفت که آغاز سال محسوب می شد.

خورشید، مهر یا میترا، مسیح و نجات بخش جهان از تولد اهریمن و نکبت بار وی بود. هنگامی که آیین مهر در جهان متمدن کهن منتشر شد، در روم و بسیاری از کشور های اروپایی، به همین جهت روز بیست و یکم دسامبر را که برابر با اول ماه جدی بود، هنگامی که آیین مهر همگانی شده بود، به عنوان روز تولد مهر یا میترا شکست ناپذیر جشن می گرفتند. اما در سده چهارم میلادی به اثر اشتباهاتی که در کبیسه روی داد، تولد مهر نجات بخش، یا مسیحا در بیست وپنجم دسامبر واقع شد و از آن پس تثبیت گردید. تا آن زمان تولد عیسای مسیح در ششم جنوری جشن گرفته می شد، اما دین اغلب رومیان و اغلب کشور های متمدن اروپا، آیین مهر و میترا بود. اما هنگامی که کم کم مسحیت در روم با فشار و ارعاب جا باز کرد، متولیان کلیسا چون نتوانستند با بر انداختن جشن تولد میترا در بیست و پنجم دسامبر غلبه کنند، همان روز را زایش عیسای مسیح اعلام کردند که تا این زمان باقی مانده است.

  را به Natalis  یک واژه سریانی است به معنای تولد. رومی ها خود واژۀ ناتالیس Yalda یلدا  

معنای تولد داشتند. البته تولد میترا و هنگام و موقع زمانی آن نبود که در مسیحیت داخل شد، بلکه در واقع امروزه همه مسیحیان جهان، که شب تولد مسیح را جشن می گیرند و تا بامداد طولانی ترین شب سال بیدار مانده و با خوردن و نوشیدن به شادی می گذرانند، همان تولد میترا، سوشیانت را جشن می گیرند و اغلب مراسم و مناسک و آداب شان مقتبس از آیین مهر است. در مأخذ، شب یلدا به شب میلاد شناخته می شده است. شب میلاد مسیح، مسیحا (= مهر). ثعالبی می گوید که شب میلاد، شبی است که عیسا در آن متولد شده است.

باید دانست که میلاد و یلدا که بنا بر مشهور دراز ترین شب هایی سال است یکی است؛ زیرا یلدا واژه یی سریانی است و در آن زبان درست به معنای میلاد عربی استعمال شده که عبارت از ولادت عیسا (=مهر) می باشد و در اصطلاح نجوم آخرین شب خزان یا نخستین شب زمستان است و دراز ترین شب هاست در همه سال.

 تطبیق شده است  Noel  یلدا با نویل pyne smith در فرهنگ سریانی به انگلیسی، تالیف پاین

و از برخی اشعار فارسی رابطه میان میلاد مسیح و شب یلدا درک می شود، از آن جمله معزی می گوید:

ایزد داد ار، مهر و کین تو گویی

از شب قدر آفرید و از شب یلدا

زانکه به مهرت بود تقرب مومن

زانکه به کینت بود تفاخر ترسا

در برهان قاطع از روی این گونه اشعار، تصور شده که یکی از ملازمان عیسا بوده است، ولی اسم خاصی در کتب ثقه اسلامی دیده نمی شود.

چنانکه اشاره شد، شب یلدا را با شب میلاد مسیح تطبیق کرده اند، باید توجه داشت که جشن میلاد (نویل) که در بیست و پنجم دسامبر تثبیت شده، برابر با تحقیق، در اصل، جشن ظهور میترا (مهر) بوده که مسیحیان در سده چهارم میلادی آن را روز تولد عیسا قرار داده اند. شعرا زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند. شاعران برای بیان مفاهیمی ازین واژه استفاده کرده اند و نشانگر قدامت این یادبود و جشن است:

نور رایش تیره شب را روز نورانی کند

دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

منوچهری

گر نیابد خوی ایشان، درنیابد خلق را

روز روشن در بر دانا شب یلدا شود

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد

مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا

ناصرخسرو

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی

که از یک چاکر عیسا چنان معروف شد یلدا

سنایی

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!