مطالب این صفحه در تاریخ 05/21/2007  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مقاله ها >> مدرنیزاسیون، سنت و رسانه ها

  

 

 

 

عزیز الله آریافر

مدرنیزاسیون، سنت و رسانه ها

 

سرعت شتابناک تجدد و وقوع دگرگونی های گسترده، در شقوق گوناگون زندگی انسان غربی، مردم جوامعی را، که بر بالین خواب آور سنت خفته بودند، در برابر هجوم توفانی قرار داد، که ماهیت و ابعاد آن به درستی قابل درک نبود.

    اساسا نو گرایی و تجدید نظردر باور ها و ساختار های سنتی دنیای غرب از اندیشه های متکلمین مسیحی و دانشمندان اواخر قرون وسطی ریشه می گیرد، این پروسه به شکل یک حرکت و جوشش درون زا با تاثیر گذاری عوامل دیگری نظیر جنگ های صلیبی، فتح قسطنطیه، اکتشاف راه های دریایی و کشف سرزمین های ماورای دریاها پس از طی مراحلی که چندین سده را در بر گرفت، به شکل گیری کامل مدرنیته در اروپا منجر گردید.

   همزمان با این تحولات عظیم در اروپا،شرق و به ویژه جهان اسلام در پایان یک تمدن شکوفا در سراشیبی نوعی انحطاط و واماندگی قرار گرفت. درست در چنین شرایطی سرزمین های شرقی با پدیده ای مواجه گردید، که نه آنرا می شناخت و نه برای پذیرش و یا گزینش بخش هایی از آن آمادگی داشت.

   در ابتدا کشور های اروپایی با استفاده از هنجار های خشونت آمیز استعماری همزمان با تسلط در این مناطق؛ پروژه های مدرنیزاسیون را به مرحله  اجرا گذاشتند، که با واکنش های شدید ضد استعماری و نیز ضعف های ماهوی ، این پروژه موفقیت چندانی درپی نداشت. و شکاف عمیقی را باعث گردید، که بحران های ناشی از آن تا امروز به اشکال گونا گونی متبارز می شود.

    اما با انقلاب ارتباطات و تکنولوژی الکترونیک روند مدرنیزه ساختن جوامع غیر غربی با بهره گیری از افزارهای جدید ارتباطی اشکال نسبتا متفاوتی را اختیار کرده است. در این میان نقش برخی رسانه ها با پوشش جهانی آنها نسبت به سایر رسانه ها برجسته می نماید.

    مدرنیزاسیون اساسا پروژه ا یست، که از بیرون می آید تا مبانی سنتی کشور های عقب مانده را نابود نموده ویا به حاشیه براند . دراین راستا ظرفیت های جوامع مزبور یا بستر های عملیاتی کمتر مورد توجه قرارمی گیرد . استراتیژای، شاخص ها و روش های مدرنیزه سازی نیز توسط کشورهای توسعه یافته تعیین می شود. اراده یی از بیرون با ویران سازی ساختار سنت های قدیمی در صدد اعمار بنا های جدید بر می آید؛ بی آنکه در این فرآیند ارادهء عوامل و نیروهای درونی تاثیر قابل ملاحظه یی داشته باشد.

    این شکل از مدرنیزه سازی که اساسآ شیوه ای در برابر فرایند مدرنیته به عنوان جریانی درون زا و منبعث از بذر اندیشه های جدید در متن جوامع سنتی است، تا حال با شکست ها وموانع بنیادین روبرو بوده است.

  در حالی که مدرنیزاسیون با آژندایی از قبل آماده و تعریفی بیرونی و اغلب ناقص وبی قاعده از جوامع توسعه نیافته وارد میدان می شود؛ مدرنیته حرکتی است، که از درون جوامع در حال دگرگونی، با پی بردن نخبگان فکری و روشنفکری این جوامع به عوامل انحطاط و سنت های باز دارنده، آغاز می شود.

  مدرنیته درصدد باز تفسیر وبازنگری روشنگرانه و متکی به خرد نقاد تمام مواریث و سنت های گذشته است. در این میان سنت های انحرافی، نا کار آمد و بی ریشه را از میان برمی دارد؛ و آن سنت های مسکوتی را، که با تغیر کارکرد آنها در دنیای امروز از کارآیی لازم برخوردار می شوند، فعال می سازد. در دنیای غرب مدرنیته اتفاق افتاده است و در اغلب نقاط دیگر دنیا مدرنیزاسیون. و براساس همین تباین بنیادین میان این دو جریان وضعف های ذاتی مدرنیزاسیون است، که جوامع در حال مدرنیزه سازی ، از تعارض های ذاتی و دوگانگی های اقتصادی، فرهنگی واجتماعی رنج می برند. وگونه ای خارجی ستیزی در طیفی از تقابل فکری نسبتا آرام و قاعده مند، تا برخوردهای شدیدآ خشونت آمیز در میان آنها شایع گردیده است.

     در دنیای معاصر بخشی از پروژه مدرنیزسیوان به دلیل شکست روش های قبلی و توسعه سرسام آور شبکه های ارتباطی به وسیله رسانه ها به پیش برده می شود.

    رسانه های نوشتاری به علت فقدان جنبه های تصویری وپوشش محدود آنها از تاثیر گذاری کمتری برخودار اند. معهذا جایگاه آنها را از اواسط قرن نزده تا حال در این زمینه نمی توان نادیده انگاشت. به تعبیر دیگر جرقه های سنت شکنی و تورید نظری فرهنگ اروپایی از همین مجرا عبور کرده است. هر چند در اغلب موارد، شیوۀ نگرش این رسانه به عمق فلسفۀ غرب و مبانی اصیل توسعه و تعالی در آن دیار به غایت سطحی و ساده اندیشانه بوده است.

   مشکل اساسی ما در شناخت واقعی و خردمندانه غرب نهفته است. ورنه علی رغم برداشت های قشری و تقلید ناشیانۀ برخی ها از تفاله های  زیانبار فرهنگ غربی، غرب میراث عظیمی از علم، تجربه، تمدن و سازماندهی امور جدید را به جهان عرضه نموده است، که بایستی در اکتساب و آموزش آن با شتاب بیشتر، اما با توسل به روشهایی عقلایی اقدام کرد.

   نمی توان تمام سنت گذشته را یکسره کنار گذاشت؛ آینده بی هیچ شبه ای بر شالوده سنت های پیشین پیریزی می شود.  به گفته دانشمندی؛ سنت مجموعۀ خرد گذشتگان است. اما باید در نظر داشت، که هیچ سنت مجرد و انتراعی بیرون از حوزۀ فعال زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دنیای جدید، قادر به ابقا و ادامه کارکرد خویش نیست؛ مگر اینکه در مواجهه  با امواج گسترش یابنده نوگرایی، در چارچوپ اشکال جدید استحاله شود.

  چنانچه گفته شد، مدرنیزاسیون رسانه ای با راهبرد ها و سیاست های موجود، درست در مقابل سنت ها قرار می گیرد. این نوع برخورد به واکنش های متقابل می انجامد؛ واکنش هایی که فرایند توسعۀ جوامع پیشامدرن را با چالش ها و عطالت نا خوشآیندی روبرو می سازد. آنچه امروزه از مجرای رسانه های ارتباطی جهانی پخش می شود، بیشتر برابتنای اصالت کالا شکل می گیرد. ماهیت ومضمون تولیدات رسانه ای نیز بر اساس تقاضای بازار ساخته می شود، نه عوامل هدایتگرانه و ارشادی، که بخشی از رسالت اصلی رسانه هاست. 

   رسانه های بزرگ به ویژه کانالهای تلویزیونی دارای پوشش جهانی، دست اندرکار یکسان سازی سنت ها، اخلاق و فرهنگ جوامع دیگر، مبتنی بر الگوهای ظاهری غرب هستند. این پروسه به گونه ای جریان می یابد، که هیچ بدیل و جایگزین متناسبی، که از اقبال و جامعه پذیری لازم برخوردار باشد ، ارائه نمی شود. در واقع فرایند مدرنیزه سازی از طریق این رسانه ها، فرآیندی یک جانبه و تک خطی است، که در آن بسترها و زمینه های فکری جوامع در حال گذار منظور نمی شود. بنابر این صرف اقلیت بسیار محدود مردم این مناطق، که به لحاظ بر خوداری از سرمایه بیشتر در رده های بالایی جامعه جای گرفته اند، شاید روی خوشی به آن نشان دهند. در حالی که نا رضایی اکثریت قاطع، فضای مناسبی را برای تبدیل سنت گرایان به جبهۀ بنیاد گرایان افراطی و سازمانیافته مساعد می سازد.

    رسانه ها ضربآهنگ تسخیر جهان توسعه نیافته را با القاء ذهنیت فرهنگی منفعل ساز ، و زمینه سازی برای حضور سرمایه و تثبیت قدرت شرکت های فراملی، تشدید می کنند.

بنابراین در شرایط شکل گیری جهان اقتصادی، کارکرد افزارهای اطلاع رسانی، بیش از پیش در خدمت یک چنین جریانی قرار می گیرد.

  هرگاه این جریان در جوامع بومی باموانع و واکنش های ناشی  از سنت و ارزشهای محلی مواجه شود، بی تردید در جهت مقابله با آنها از کنشگرهای گوناگونی استفاده صورت میگیرد. این کنشگرها از یک موج تبلیغاتی رسانه ای تا توسل به تهدید و کار برد نیروی نظامی را در برمی گیرد.

    البته این عملیات گسترده، تحت پوشش دموکراتیزه سازی، رعایت حقوق بشر، ترویج آزادی و فروریزی نظام های استبدادی صورت می پذیرد.

    اما طرح های بسته بندی شده و فاقد ضمانت های اجرایی ایکه برای دگرگونی خصلت ها، سنن و نظام فرهنگی یک جامعه تحت هر عنوانی از بیرون وارد می شود؛ قطعا کارساز نخواهد بود. زیرا سهل ترین و کوتاه ترین راه در جهت ایجاد تحول در جوامع ایستا، تحریک از درون و انتقال تجربه های ساز گار و همنوا با تراز فکری و ظرفیت های داخلی آنهاست. این رویکرد را می توان به عنوان مدرنیته و حرکتی درون زا در برابر مدرنیزاسیون  فرمایشی و وارد شده از بیرون که در آن کارگزاران بومی هیچ تاثیری ندارند، قرار داد.

   رسانه ها در این راستا می توانند، نقش مثبتی ایفا کنند.  به گونه ایکه اصلاحات  از درون و کسب تجربه های موافق با مقتضیات جامعه ازبیرون، در یک خط تدریجیی توأم با روابط سازمند با یکدیگر قرار گیرند.  به این ترتیب آن عده از سنت ها و هنجار های گذشته، که توان ماندن و قدرت پویایی در جهان معاصر را دارند، در میکانیزم های جدید، ساختار بندی می شوند.  آنچه به وجود می آید تلفیقی از عناصر محلی بازنگری شده ازمجرای معرفت شناسی جدید و عناصر سازگار و تجربه شدۀ جهانی خواهد بود.

    هر چند شبکه یی شدن جهان در عرصه های اقتصادی، فرهنگی و اطلاعاتی راه را برای جهانی شدن و ظهور جهانی یک دست هموار می کند، معهذا این همگونی از بسیاری جهات صرف از لحاظ تمدنی مقدور خواهد بود.

   جبهۀ جهانی شدن و یا به تعبیر دیگری جهانی سازی به هر پیمانه ای که پیشروی کند، ما باز هم در عقب جبهه شاهد نوعی تکثر و تنوع فرهنگی و اختلاف ساختاری ارزشها و سنت ها خواهیم بود.  در این میان قدرت هویت و تثبیت «ما» های خودی در برابر «ما» های دیگران کماکان- ودرصورت موجودیت یک نظام عادلانهء جهانی باشدت نسبتا کمتری- باقی می ماند. چرا که انسان بادر نظر داشت خصائص پیچیده درونی و سائر عوامل بیرونی، هرگز همچون کالای تولیدی یک ماشین به شکل وشمائل یکسانی تن در نخواهد داد.

     چندگانگی در عرصهء باورها و اعتقادات،معرفت شناسی و برخورد با پدیده های طبیعی و ما فوق طبیعی، و موجودیت جهانبینی های متفاوت در میان انسان ها چیزی نیست،که بتوان آنرا با پروژه های این جهانی به همگونی مطلق مبدل ساخت.

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!