|
بحث بر سر دو
تا مقوله است: اول " تعبد " و دوم " تعهد ".
ناگفته پیداست
که در جمع مسایل حاد در جامعه، مشخص ترین
مفهوم ارزشی روشنفکر، وابسته به مسؤولیت و
تعهد وی است؛ به تعبیر روشنتر:
روشنفکر
موجودیست که در وهلۀ نخست ،مفهومش بر می گردد
به داشتن اصل مقولۀ تعهد که بر گرفته از عنصر
مسوولیت است.
برای بازیابی
ژرفتر از دو مفهوم " تعهد" و" تعبد" و بعد
پیوند آن با خود روشنفکر، این دو تا مفهوم را
به گونه فشرده باز خوانی می کنیم تا دریافتها
و بافتهای مان، دچار چالش نشویم:
الف: تعهد
چیست؟
ب: تعبد
چگونه است؟
الف: تعهد
چیست:
تعهد
مجموعه ای از باورهای فردی و گروهی مشترک است
که در پیوند با نهادینه ترین جنبه های فرهنگی،
سیاسی و اجتماعی شکل می گیرد و به عنوان
مهمترین هنجارها " سازندۀ شماری از بزرگترین
کنشهای انسانی است. یعنی به بیان دیگر" میزان
مسؤولیت پذیری انسان برای عملی سازی ارزشهای
مهم و مطرح در ساختار اخلاقی جامعه است. (1)
در لغت، تعهد
به معنای " عهد کردن" و "میثاق بستن" با خود
است و در یک کلام، متعهد به اجرا و عملی بودن
اموری.
ب:تعبد
چگونه هست؟:
تعبد
در لغت، معنایش "بندگی کردن، به عبادت پرداختن
و پرستش کردن" است.(2)
که به بیان
روشن، مفهوم این " بندگی و عبادت و پرستش" خاص
پروردگار است و مقید به اصل غریزۀ پرستش در
برابر خدا.
اما در اصطلاح
مفاهیم و موضوعات اجتماعی و روزمره، بیانگر
نوعی رکود، ایستایی و تحجر انسان در برابر
جریان سیال زندگی و برداشتهای دینامیک (پویا)
آنست که به صورت صریح، ظرفیت کارایی و قابلیت
نوشدن را از آدم سلب می کند.
با توجه به
این دو تا تعریف و توجیه نسبی از مقوله های
تعبد و تعهد، حال می رسیم به ارزیابی مسؤولیت
روشنفکر و میزان تأثیر پذیری آن از این دو
مساله.
"هوبرت
شلایشرت" در کتاب " بحث با بنیاد گرایان و
درآمدی بر روشنگری" می نویسد: یکی از ویژگی
های کار روشنفکر، پرخاش در برابر عناصر
خرافاتی و عدم تعبد از ساختارهای جزمی است.
(3)
هر چند این
تعبیر هوبرت، ماهیت کاملی از یک برداشت روشن
را ندارد، اما به گونۀ ضمنی، اشاره یی پنداشته
می شود به عنوان یک انتقاد نهادینه بر تعبد
پسندی برخی از روشنفکران جزم اندیش.
مشکل تعبد
پذیری، بیشتر دامنگیر روشنفکران حوزه یی و
حزبی است؛ زیرا این دسته از روشنفکران(4) جزم
اندیش اند و رهبر باز و به نوعی ایدلوژی زده و
باور ساز.
در کشورهای
عقب مانده ی جهان سوم ( به ویژه کشور ما) تعبد
به مثابۀ مهمترین مشکل، به یک سنت خرافی بدل
شده؛ در حالیکه در جوامع مدرن ( با توجه به
مشکلات متعدد دیگر که هنوز وجود دارد) تعبد
فقط یک مفهوم عبودیت در برابر خداوند(ج) را
افاده می کند.(5) شاید هم علت اساسی در اصل
تعبد پذیری روشنفکران جامعۀ ما نداشتن زمینه
های باز برای انتقاد، آزادی بیان، پلورالیزم
سیاسی و در کلیت اصل دموکراسی پنداشته شود.
زیرا تعبد
فرزند تعصب است و نیای هر دوی شان، حاکمیتهای
"توتالیتر"، استبدادی و به هر حال نامشروع که
روشنفکر خواهی نخواهی (آگاهانه یا ناآگاهانه)
در زیر پوشش اینگونه فضا قرار می گیرد و در
دریافتش از مقوله های تعهد و تعبد، بیشتر از
آن تأثیر می گیرد.
با پی جویی و
تا حدی کالبد شگافی از دو مقوله ی تعهد و
تعبد، یک نکته به وضاحت مطرح می گردد که
مسوولیت روشنفکر امروز، داشتن " تعهد" است نه
" تعبد" کورکورانه از آنچه که هست و آنچه که
باید باشد، بل تعهد روشنفکر آنست که به عنوان
آگاه ترین عنصر عقلانی در برابر متعبدان و
متحجران به نفی برخیزد و مسوولیتش را که اصل
تعهد پذیری در بیرون راندن عبودیت سیاسی و
کرنش در برابر غیر عقلانی بودن مسایل و عدم
مشروعیت ها است، ادا کند تا تعهد راستین، بر
تعبد دروغین چیره گردد.
پانوشت:
1_حسن نراقی،
مسؤولیت ما چیست؟ مجله ی نگاه نو، شماره ی
هفتم، 1381، ص.61
2_حسن
عمید،فرهنگ فارسی، نشر : سپهر، چاپ هشتم،
1371، تهران، جلد اول، ص 587.
3_هوبرت
شلایشرت، بحث با بنیاد گرایان( در آمدی بر
روشنگری) ترجمه محمد رضا نیکفر، نشر: طرح نو،
1380، ص 242.
4_من با
تعبیرهایی مانند: روشنفکر.جزم اندیش ویا
روشنفکران جزم اندیش، اصلاً مخالفم، زیرا
معنای روشنفکر با جزم اندیشی قطعاً در تضاد
است؛ ولی به گونۀ اصطلاحی اینجا تعبیر جزم
اندیش آورده شده؛ یعنی این اصطلاح، گونۀ "
مجازی " دارد نه حقیقی.
5_ شاید برخی
ها خرده بگیرند که در جوامع مدرن اصلاً میزان
عبودیت در برابر خداوند(ج) بسیار پائین است؛
در حالیکه در جوامع عقب مانده و سنتی به ویژه
کشور های مسلمان، میزان عبودیت و خداپرستی حد
اعلا را دارد که این خرده گیری تا حدی درست
است؛ اما با توجه به حضور آگاهانه ی جوامع
مدرن، مقوله عبودیت اگر کم هم هست، فقط در
برابر پرستش به خدا، معنای آگاهانه می یابد نه
در برداشتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و
اقتصادی. |