مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مقاله ها >> مطبوعات آزاد در افغانستان

  

 

 

 

پرتو نادری

مطبوعات آزاد در افغانستان

 

سالهاي1919 تا1929 را مي توان يکي از درخشان  ترين و اثر گذارترين  دورهء مطبوعات درافغانستان خواند . دراين دوران دو رويداد مهم درحيات سياسي – فرهنگي افغانستان رخ داد.

نخست اين که به سال 1924نخستين قانون اساسي در افغانستان پديد آمد که به نام « نظامنامه ء دولت  عليه ء افغانستان» ناميده مي شد .

 درمادهء يازدهم اين قانون  اين گونه به آزادي بيان و مطبوعات اشاره شده است :

« مطبوعات و چاپ روزنامه ها ي داخلي  مطابق حکم قوانين  مربوطه  آزاد است .حق چاپ روزنامه ، مختص به دولت  واتباع افغانستان است و نشرات خارجي از طرف دولت  تنظيم ياسانسور مي شود .»

رويداد دوم ايجاد نظامنامه ء مطبوعات به سال 1928 است.

بدينگونه براي نخستين باردر افغانستان مطبوعاتي متکي بر قانون  به وجود آمد . البته نبايد تصورکرد که نظامنامه ء مطبوعات آزادي کامل بيان را تضمين مي کرد ؛ بلکه دراين نظامنامه مواردي وجود داشت که مي توانست آزادي بيان را محدودکند. دراين نظامنامه درمواردي  براي نشريه ها جزا هايي نيز پيش بيني شده بود.

با وجود آن، انفاذ قانون اساسي و نظامنامه ء مطبوعات ازنظرکمي و کيفي  سبب گشترش مطبوعات در کشور گرديد.

بر اساس مدارکي که در  دست است دراين دوره نشريه هايي دولتيي اتحاد مشرقي ( روزنامه ) ،افغان

 ( روزنامه ) ، ابلاغ ( روزنامه ) ، حقيقت (روزنامه )، امان افغان (روزنامه ) ، غازي ( هفته نامه )، اتفاق اسلام ( هفته نامه ) ، ستاره ء افغان ( هفته نامه )، طلوع افغان ( هفته نامه )، بيدار( هفته نامه ) ،اصلاح ( هفته نامه ) ، ارشادالنسوان ( هفته نامه ) ،جريده ء مکتب ( دوهفته نامه )، مجموعه ء عسکريه ( ماهنامه ) ، معرف معارف ( ماهنامه ) ،آيينهء عرفان ( ماهنامه ) ، مجموعه ء صحيه ( ماهنامه ) ، پشتون ژغ ( ماهنامه ) ،  در شهر کابل و ولايات کشور  به چاپ مي رسيدند. 

ويژه گي  های مطبوعات دراين دوره: 

·                   دراين دوره  درافغانستان مطبوعات آزاد و غير دولتي به ميان آمد. چنان که نخستين نشريه ء آزاد، انيس بود که به مديريت مسوول غلام محي الدين انيس به چاپ مي رسيد . درگامهاي بعدي نسيم سحر به مديريت مسوول احمد راتب و نشريه ء  نوروز  به مديريت مسوول محمد نوروز  به نشرات آغارکردند.

اين نشريه ها به گونه ء هفته نامه به چاپ مي رسيدند  ودر مدت زمان کوتاهي توانستند درميان خواننده گان محبوبيت چشمگيري به دست آورند.

 

·                   حضور زنان در عرصه ء ژوزناليزم درافغانستان  نير از دورهء امان الله خان آغازشده است. چنان که نشريهء ارشادالنسوان نخستين نشريهء اختصاصي زنان به سال1921 به مديريت مسوول اسما رسميه   خانم محمود طرزي به نشرات آغازکرد. دراين نشريه مطالبي نشر مي شد که نه تنها زنان را در حيات خانواده گي کمک مي کرد ؛ بلکه آنها  را در جهت دست يابي به علوم و فنون معاصرو  رسيدن به يک زنده گي اجتماعي بهتر تشويق مي نمود . دراين نشريه گاه گاهي ملکه ثريا خانم شاه امان الله خان نيز نوشته  هاي روشنگرانه يي براي زنان مي نوشت . 

·                   پيدايي نشريه هاي اختصاصي يکي از ويژه گي هاي ديگري مطبوعات اين دوره ا ست . اين امر سبب گسترش مطالعه و مطبوعات در ميان اقشار گوناگون جامعه گرديد . نشريه هاي ارشادالنسوان ، معرف معارف، مجموعهء عسکريه ، مجموعهء صيحيه ، ثروت  و آيينهء عرفان که جاگزين معرف معارف گرديد از شمار نشريه هاي اختصاصي اين دوره اند .

·                   مطبوعات دراين دوره به يک مفهوم خصوصيت همه کشوري پيداکرد. يعني براي نخستين بارنشريه هايي درشماري از شهر هاي افغانستان  کارنشراتي خود را آغازکردند.مثلاً طلوع افغان  در قندهار، اتحاد مشرقي درجلال آباد، اتفاق اسلام درهرات،غازي در خوست، ستاره ءافغان  در پروان ، اتحاد اسلام (بيدار) در شهرمزارشريف ازشمارنشريه هاي ولايتي افغانستان دراين دوره است. بدينگونه مردم افغانستان در شهر هاي ديگرکشور نيزبانظام اطلاع رساني مطبوعاتي آشنا شدند. و مساًلهء  ديگر اين که از نظر اطلاع رساني نه تنها ارتباطي  درميان شهريان کابل باشهروندان ديگر شهرهاي افغانستان به وجود آمد ؛ بلکه دولت نيز توانست تارابطه و حضورخود  در ميان مردمان  ولايات کشوررا بيشترتاًمين کند. غيرازاين تنوع نشريه ها سبب ايجاد نسل نوي ازروزنامه نگاران در کشورگرديد. 

·                           مطبوعات دراين دوره چه ازنظر پيراسته گي زبان و چه از نظر تنوع ژانر هاي ادبي و ژورناليستي گسترش بيشتري يافت و اين امر اثرگذاري مطبوعات بررشد بشري را افزايش بخشيد.  گذشته ا ز آن ايجاد نشريه هاي اختصاصي ازيک سونه تنها افزايش روزنامه نگاران در کابل را در پي داشت ؛بلکه در جهت ديگر اين امر سبب گرديد تا مطبوعات اطلاعات بيشتري در عرصه هاي گوناگون حيات اجتماعي اقتصادي را در د سترس مردم قراردهد.

.

          اساساً گسترش مطبوعات در اين دوره بربنياد يک ضرورت اجتماعي – اقتصادي و سياسي استواربود . دولت امان الله خان به گونه يي درتمام عرصه ها به نوساري افغانستان علاقه داشت و اين امر به يک مطبوعات با مسووليت نياز داشت تا ضرورت پي ريزي چنين  تحولاتي را براي مردم  روشن کند. 

    يکي از بزرگترين اثرگذاري مطبوعات اين دوره را مي توان  دراين امرجستجوکردکه   بعداًهيچ نظام استبدادي  وخودکامه يي در افغانستان  نتوانست   يک سره بر ضد مطبوعات برخيزد؛ بلکه آنها  نا گزير آز آن شدند تا دست کم به  مطبوعات دولتي  درکشوراجازه ء فعاليت بدهند. 

صدارت شاه محمود خان (1946-1953) و دومين تجربه ء  مطبوعات آزاد  درافغانستان

دومين قانون مطبوعات  به سال  1950 درشرايطي  در افغانستان نافذ گرديد  که کشور بار ديگر  آبستن  تحولات سياسي  - اجتماعي شده بود .

انفاذ اين قانون  نه تنها  زمينه ء  فعاليت  محدود نشريه هاي غير دولتي را به وجودآورد؛ بلکه  درجهت ديگر روشنفکران  و رده هاي آموزش ديده ء کشورعملاً آماده شده بودند تاهسته هاي  سازمانهاي سياسي  خود را پايه گذاري کنند .

نشريه هاي انگار ، نداي خلق ، وطن ، نيلاب ، ولس ، و آيينه ، مطبوعات  آزاد  و غير دولتيي  اين دوره به شمار مي آيند که  در شهر کابل به نشر مي رسيدند .  به همينگونه  نشريهء  غير دولتي اتوم  درشهرميمنه مرکز ولايت فارياب به چاپ مي رسيد .   نشريه  هاي دولتي پامير ، صداي ملت ، پيام افغان  ،  الفبا ،  و ژو ندون   نيز  در اين دوره  در مرکز  و  ولايات کشور به نشرات آعاز کردند که بيانگر ديدگاه ها و سليقه هاي سياسي - اجتماعي دولت بودند .

همانگونه که پيش از اين اشاره شد ، در اين دوره  درافغانستان  تلاش  هايي نيز در جهت  ايجاد احزاب و سازمانهاي سياسي به وجود آمده بود. چنان که « ويش زلميان » يا جوانان بيدار نخستين حلقه ء سياسيي بود که در کابل پايه گذاري گرديد .

نشريه ء انگار  به مديريت  مسوول  فيض محمد انگار  و ولس  به مديريت مسوول  گل پاچا  الفت  ارگان هاي   نشراتي  ويش زلميان بودند .

حزب يا  حلقه ء سياسي وطن نشريهء وطن را به مديريت  مسوول مير غلام محمد غبار  انتشار مي داد و به همين گونه نشريهء نداي خلق ارگان نشراتي حزب خلق بود  که به صاحب امتيازي دکتر محمودي  به نشرات آغاز کرد.

با دريغ که تجربهء مطبوعات آزاد  در اين دوره عمر درازي نداشت  و به سال  1951 نه تنها  دروازه هاي تمام اين نشريه  ها بدون هيچگونه  دلايل قانوني  به وسيله ء دولت  بسته شد  ؛ بلکه احزاب و سازمانهاي سياسي نيز منحل گرديدند. دولت براين هم بسنده نکر د و  شماري از اعضاي  رهبري سازمانها و احزاب سياسي  وطن ، خلق و ويش زلميان را  دستگير  و به زندان افگند . بدينگونه تا ده سال ديگر در دوره ء صدارت داودخان ، افغانستان  از مطبوعات آزاد  ، احزاب و سازمانهاي سياسي بي بهره باقي ماند .

با اين حال در دوران صدارت  داود خان نيز نه تنها نشريه هاي دولتي گذشته به کار خود ادامه داند ؛ بلکه نشريه هاي دولتي  ديگري چون  کابل تايمز ، هيواد ، ستوري ، سره مياشت ،  افغانستان ، پيام حق ،  تعليم و تربيه ،  الفلاح ،  آريانا  ، کانو او صنايعو  و مهري  در کابل و  بعضي از ولايات کشور پايه گذاري شدند . بايد ياد آوري کرد  که داود خان  نيز به مانند هاشم خان به آزادي مطبوعات  و آزادي بيان اعتقاد و باوري نداشت . ازهين جهت  مطبوعات در دوره ء او متکي برنظام استبدادي بود  و ديدگاه هاي روشنفکران ونياز هاي مردم  در آن مجال بازتاب نداشت . 

ويژه گيهاي مطبوعات  دورهء شاه محمود خان  :

·         دردوران شاه محمود خان نخستين بار نشريه هاي حزبي درکشور به وجود آمد . مير محمد صديق فرهنگ  در کتاب افغانستان در پنج قرن اخير مي  نويسد  : هرچند اين هر سه جمعيت [ويش زلميان ، حزب وطن و حزب خلق] اصولاً از دموکراسي  به شکل دولت شاهي مشروطه طرفداري مي کردند ؛ اما  ازنگاه اسلوب  و نحوه ء تبليغات تفاوتهاي بارزي  در بين ايشان  به نظر مي رسيد . به اين معني  که مضامين " وطن " و "ولس " معتدل و استدالي  و طرز بيان  "نداي خلق " تند جذباتي و بود ، درحالي که  " انگار" اسلوب خاصي نداشت .» 

·           اين نشريه  ها چنان کانونهاي   پرورش افکار سياسي توانستند يک نسل سياسي در کشور  را پرورش دهند .

نسل سياسي پرورش يافته به وسيله ء اين نشريه ها  بعداً در رويداد هاي سياسي – اجتماعي  دههء دموکراسي (1963-1973) نيز نقش برجسته يي داشتند  . حتي مي توان گفت که مبارزات سياسي و مطبوعات سياسي دههء دموکراسي ادامه ء همان تجربه ء  هايي سياسي دوران شاه محمود  خان است . 

·         آگاهي و اطلاعات  مردم  و نسل جوان افغانستان درارتباط به مفاهم حزب سياسي  و مبارزه ء سياسي  سازمان يافته  به وسيله ء همين  نشريه ها دست کم در ميان  اقشار آموزش ديده ء کشور گسترش پيدا کرد.

دههء  دموکراسي  و پيدايي نشريه هاي ايد لوژيک :

درسومين  قانون اساسي افغانستان  که به سال 1964 نافذ گرديد ؛ در ارتباط به مطبوعات و آزادي بيان چنين آمده است :

« آزادي بيان  از تعرض مصون است . هر انسان حق دارد مطابق به احکام قانون ، به طبع و نشر  مطالب بدون ، ارائه قبلي آن به مقامات ، بپردازد. اجازه و امتياز تاًسيس  مطابع عمومي و نشر مطبوعات ، تنها به اتباع دولت افغانستان ، مطابق  قانون  داده مي شود . تاًسيس  و تدبير  دستگاه  عامه ء فرستنده  راديو و تلويزيون  مختص دولت است . 

سومين قانون اساسي درافغانستان در شرايطي نافذ گرديد که حرکت هاي پنهاني درجهت شکل گيري انديشه هاي اسلام سياسي و انديشه هاي  انقلابي کمونيستي عمدتاً  درشهرکابل به وجود آمده بود .

هرچند نخستين آثار و نوشته هاي  ايديولوژيک مارکسيستي – لينينستي به زبان هاي فارسي دري و پشتودرزمان صدارت شاه محمود خان در افغانستان  به گونه ء پنهاني  انتشار يافته بود ؛ ولي  ازاين که  شاه محمود وعده هاي درجهت  تحقق دموکراسي  داده بود بناًفعاليت هاي سياسي احزاب آن دوره  عمدتاً برمحورانديشه هاي آزاديخواهي  و دموکراسي  برمبناي نظام مشروطيت متمرکز شده بود.

مي توان گفت  درآن زمان انديشه ء کمونيستي مجال تبارزمستقيم را نيافت واما دردههء دموکراسي اين  انديشه  وانديشه ء اسلام سياسي  بيشتر در جامعه  گسترش يافت.

غير  از آن  در زمان صدارت  ده ساله ء  داودخان مناسبات افغانستان  بااتحاد شوروي بيشتر  ازهر زمان ديگر نزديکتر گرديده بودکه

اين امرنيز  درامر پيدايي احزاب  و جريانهايي با انديشه هاي کمونيستي  نقش مهمي داشت .

هرچند دردههء دموکراسي  حلقات سياسي متمايل به لبراليزم  و دموکراسي غرب نيز با نشريه هاي خود پا  به ميدان گذاشتند ؛ ولي مجال گسترش بيشتري نيافتند .

درحقيقت ميدان سياست درافغانستان در آن زمان  در ميان  انديشه هاي  کمونيستي و انديشه هاي  اسلام سياسي  تقسيم شده بود.

اين احزاب و سازمانها جهت پخش انديشه  هاي سياسي ارگان هاي نشراتي خود را به وجود آوردند. 

چگونه گي مطبوعات در دههء دموکراسي : 

دراين دوره  علاوه برنشريه هاي دولتي در مرکز و ولايات اضافه از سي نشريه ء غير دولتي درشهر کابل به چاپ مي رسيد.  در کليت نشريه هاي اين دوره را مي توان به گونه ء زيرين دسته بندي کرد : 

1- مطبوعات دولتي

 2- مطبوعات حزبي

3- مطبوعات آزاد 

 آز آن  ميان  اين نشريه هاي غير  دولتي( حزبي و آزاد) زيرين  در شهر کابل  به نشرمي رسيدند:  

وحدت ، پيام امروز، افغان ملت ،خلق ، مردم ، مساوات ، پيام وجدان ، پرچم ، صداي عوام ، شعلهء جاويد ، ترجمان ، صبا ، کمک ، کاروان ، خيبر ، گهيح ، پروانه ، هدف ،جبههء ملي ، پکتيا ، سپيده دم ، افغان ولس ، اتحاد ملي ، روزگار ، افغان ، نداي خلق ، ملت ، افکار نو ، پيکار  و شوخک .

همان گونه که گفته شد در اين دوره انديشه هاي سياسي و ايو لوژيک کمونيستي و انديشه ء اسلام سياسي بيشتر  در ميان  جوانان رشد مي کرد و هواه خواهاني بيشتري مي يافتند . بيسايري از روشنفکران افغانستان  به اين باور اند که اگر دموکراسي و مطبوعات آزاد عمر درازتري مي داشت و نشريه هاي ليبرال و متکي به اصول دموکراسي در کشور به  قوت بيشتري  مي رسيد ،  بدون ترديد نشريه هاي ايولوژک سرانجام  براي چنان نشريه هايي جاي خالي مي کردند ؛ ولي به سبب کوتاهي عمرمطبوعات آزاد چنين نشد .

آين دوره براي مطبوعات افغانستان  تجريه ء بسيار مهمي به شمار مي آيد ؛ مگر چنان دولت مستعجيلي دير نپاييد  و سر انجام  داودخان با همکاري  حزب دموکراتيک خلق افغانستان  در نتيجه ء يک کودتاي نظامي قدرت در کشور  را قبضه کرد و بدينگونه يک بار ديگر  مطبوعات آزاد و دموکراسي در افغانستان خفه گرديد . چنان که در دوران  داود خان نه قانون مطبوعاتي در کشور وجود  داشت ، نه پارلماني و نه هم آزادي هاي مدني  .

  اثر گذاري مطبوعات اين دوره  :  

·         دراين دوره در افغاستان نشريه هاي ا يديولوژيک پديد آمد. انديشه هاي کمونيستي  علاوه بر محمل هاي ديگري که داشت ،  به وسيله ء نشريه هاي خلق ، پرچم و شعله ء جاويد درجامعه  پخش مي گرديد  . اين نشريه  ها هوا خواهان زيادي داشتند . بسياري از جوانان از مطالب  نشراتي اين نشريه ها به گونهء مهمترين مواد آموزشي  درجهت فرا گيري تيوري هاي کمونيستي  استفاده مي کردند . در جهت ديگر نشريه گهيح براي جواناني که انديشه هاي اسلام سياسي را دنبال مي کردند نيز چنين موقعيتي را داشت .

·         جدل هاي ايديو لوژيک  و بحث هاي داغ  سياسي بيشتر در مطبوعات اين دوره  به چشم مي خورد . آما بيشترينه  اين بحث ها و جدل ها  نه در جهت رسيدن  به يک تفاهم  اجتماعي – سياسي بود ؛ بلکه  بيشتر هدف بر سر بيمقدارکردن انديشه ها و شخصيت هاي مخالف سياسي  دور مي زد  . چنين بحث هايي با چنين روحيه يي  روزتا روز شگاف ،  درميان حلقات  روشنفکر جامعه را بيشتر مي ساخت .   نتايج ناگوارچنين بحث و جدل هاي تخريبي را در دوره هاي بعدي مي  توان به روشني ديد  . چنان که زماني که  حزب دموکراتيک  خلق در نتيجه ء يک کودتاي خونين  در اپريل  1978 به قدرت رسيد حتي دو جناح خلق و پرچم  که در حقيقت دو شاخه  از يک تنه ء واحد  بودند ، نتوانستند يکديگر  را تحمل کنند ، چه برسد  به اين که  احزاب  و جريانهاي  سياسي ديگرتحمل شود .

نشريه هاي هم که در  محدوده ء انديشه ء اسلام سياسي  تبليغات مي کردند ، روحيه ء جوانان  وابسته به اين  انديشه را چنان پرورش  مي دادند  که آنها  تمام جوانان ديگر را کمونيست مي پنداشتند .  غير از اين نشريه هاي آزاد و غير دولتي ي هيچ نتوانستند که  به گونه ء  اعضاي خانواده ء جامعه ء مدني  با يکديگرهمکاري کنند . درميان آنها  روابط   غير  دوستانه يي حاکم بود . چنان که  هر باري که يکي از اين نشريه ها به وسيله ء دولت تعطيل مي شد ؛  نه تنها نشريه هاي ديگر آز  آن دفاع نمي کردند ؛ بلکه اين امر سبب خشنودي آنها نيز مي گرديد . شايد همين امر بود که با وجود اين همه نشريه  و موجوديت قانون اساسي  روزنامه نگاران  نتوانستند  تا انجمن صنفي  خود را به وجود بياورند . اين امر را مي توان يکي از  بزرگترين  نقطه ء  ضعف مطبوعات اين دوره به شمار آورد .

·           ادبيات سياسي ، شعرسياسي  و داستان سياسي  در مطبوعات اين دوره بيشتر از هر زمان ديگري چهره مي نمايد . درهمين سالها اکثر نشريه  ها  و به خصوص نشريه هاي حزبي  و آزاد بيشتر به شعر سياسي  اهميت دادند  و  از آن به حيث يک وسيله ء  مبارزه استفاده کردند . قابل توجه اين است  که بخشي بيشتر اين شعر هاي سياسي در اوزان نيمايي سروده مي شد و انتشار چنين شعر هايي درجهت ديگر سبب گسترش  بيشتر شعر نيمايي در ميان نشل جوان و هواه خواهان اين شعر گرديد .

·      بحث هاي داغي ايولوژ يک و بحث هاي سياسي  در مطبوعات اين دوره انگيزهء خوبي را در ايجاد زمينه ء مطالعه در کشور  به وجود آورد .   از نقطه نظر گسترش فرهنگ مطالعه در ميان  اقشار آموزش ديده  و  دانشجويان ، دهه ء دموکراسي را مي توان  يکي از دوره هاي استثنايي در افغانستان به حساب آورد.

   چنان که هم اکنون شماري زيادي از شاعران ، نويسنده گان و شخصيت هاي اجتماعي – فرهنگي  و سياسي     شناخته    شده ء کشور همان هايي اند  که دردورهء دموکراسي  فعاليت هاي  فرهنگي وسياسي را آعاز کرده بودند .

محور عمده ء حوادث سياسي بيست و چند سال گذشته ء افغانستان را احزاب دههء دموکراسي و شخصيت هاي سياسي اين دوره تشکيل مي دهند .  

·      نوع  تفکرليبراليستي نيز  به وسيلهء مطبوعات اين دوره  درافغانستان ا شاعه يافت ؛ ولي ازآن جايي که  شاه نتوانست جراًت کند تا قانون مطبوعات را امضا نمايد ،  بناً احزاب قوي ملي با انديشه هاي آزاديخواهانه به وجود نيامد . و جريانهاي هم  که  با چنين شعارهايي به وجود آمده بودند ؛ درهياهوي مبارزات مطبوعاتي جناح هاي تند  روي چپ و راست  ، نتوانستند که قامت راست نمايند . بناً مي توان گفت که ظرف سي سال گذشته جاي يک انديشهء ملي متکي بر  معيار هاي جهاني دموکراسي ؛ حقوق بشر و آزادي فردي در کشور خالي بوده است . هم اکنون نيز کمبود  چنين انديشه يي و کمبود  چنين احزابي توانسته است مشکلات جديي را بر سر  را رشد  و انکشاف افغانستان  به وجود بياورد .

 

بااين حال در زمان دکتر نجيب الله برشمارنشريه ها افزوده شد وبه ظاهر بعضي از نشريه هاي آزاد به وجود آمد ؛اما هيچکدام اين نشريه ها نمي توانستند مسايل جدي سياسي – اجتماعي  را مطرح کنند. هرچند در شماري نشريه ها  انتشار مطالب انتقادي آغازياف ؛ ولي اين انتقاد ها بيشتر به مسايل دست  دوم و سوم مي پرداخت  تا مساله ء اساسي . مثلاً تا  آخر هيج نشريه ء نتواست بگويد که اتحاد شوري به ا فغانستان  تجاوز کرده است. نشريه هاي به ظاهر آزاد  اين  دوره  يا به وسيله ء دولت پايه گذاري شده بودند ،  يا هم به وسيله ء جناحبندي هاي درون حزبي  .

غيراز اين در اين دوره يکي چند  نشريه ء حزبي هم  وجود داشت  . البته اين احزاب و سازمانها  با دولت کنار آمده و با حزب دموکراتيک خلق که در زمان نجيب  نام وطن به خود اختيار کرده بود ايتلاف نموده بودند .

به  هر صورت در  دوران دکترنجيب الله  شماري ازنشريه هاي ادبي و فرهنگي – اجتماعي  مربوط به بعضي از  سازمانها ي اجتماعي و نهاد هاي علمي وضعيت بهتري پيدا کردند . هر چند  حکومت دکترنجيب  کدام قانون مطبوعات را نافذ نکرد ؛ ولي اوسياستي را به نام مشي مصالحه ء ملي روي دست گرفت  که به ظاهر مي خواست  با مجاهدين يک حکومت ايتلافي بسازد؛ مگر مجاهدين  نپذيرفت . دراين دوره اندکي از آن سختگيري هاي پيشين کاسته شد و اين امر تا حدودي زبان انتقاد را وارد مطبوعات کرد . حتي   هفته نامهء کابل که اساساً يک نشريهء ساخته شده به دست دولت  بود و ظاهراً نشريه غير  دولتي  قلمدادمي شد  براي نخستين بار گقتگو هايي را با بعضي ازفرماندهان  و شخصيت هاي  مخالف دولت  و از جمله با فرمانده احمد شاه مسعود انتشار  داد . روزنامه ء پيام وابسته به حزب هم تا حدودي به انتثار انتقاد از وضعيت پرداخت . نشريهء آزادي   به سبب انتشار يک مطلب انتقادي مصادره شد و مدير مسوول آن سخی غيرت زندانی شد .

مي توان گفت که پس ازيک دهه و اندي سکوت و اضطراب يک بارديگر درآخرين سالهاي حکومت نجيب  باب بحث ها و گفتگو هايي  در مطبوعات افغانستان بازشد؛ مگر هنوز چنين بحث هايي  به نسج وقوامي  نرسيده بود که  مجاهدين بر کابل تسلط پيدا کردند .

 مجاهدين و مطبوعات آزاد  :

مجاهدين کار مطبوعات  خود را به حيث يک وسيله ء مهم تبليغاتي  درپاکستان آغاز کردند.  تنظيمهاي هفت گانه هر کدام در پاکستان  نشريه  هايي داشتند و بدينوسيله تبليغات حکومت کابل را  پاسخ مي دادند .

اما در کابل ، در زمان حکومت پروفيسور برهان الدين رباني قانون تازه ء مطبوعات نافذ گرديد . سالهاي حاکميت مجاهدين در کابل سالهاي بسيار دشواري بود .  مي توان ا ين سالها را سالهاي جنگهاي تنظيمي و سالهاي جنگ با طالبان خواند .

با اين حال دراين سال ها چند نشريه غير دولتي در کابل پايه گذاري شد . مانند نشريهء هفته نامه ء کابل ، صبح اميد ، فرياد عصر ، هنداره ، شهر، ارشادالنسوان ،  امهات المومنين و  بالاحصار...

اين نشريه ها هرچند  انتقاد هايي را درارتباط به کار کرد دولت ، جناح هاي دولت ، قومندان سالاري و مسايل مربوط به مشکلات زنده گي شهري  ، فساد درادارات دولتي  انتشار مي داند  ؛ ولي نهايتاً  انتقاد ها بيشتر متوجه گروهها و جناح هاي رقيب مي شد . 

مطبوعات دردورهء حکومت انتقالي – اسلامي افغانستان

با ايجاد اداره ء موقت پس از کانفرانس بن در نوامبردو هزارويک ميلادي  قانون جديدي مطبوعات  در کشور نافذ گرديد .

قانون جديدي مطبوعات  نسبت  به قوانين گذشته  دست کم  اين امتياز  را دارد که راديوو تلويزيون  را ازانحصار دولت  بيرون مي کشد  و به بخش  خصوصي  و شهروندان افغانستان ، اين امکان  را مي دهد که به پايه گذاري  راديو، تلويزيون  و بنگاه هاي توليد فلم بپردازند . دست کم  ازهمين نقطه نظر مي توان گفت که در گذشته  قانون مطبوعات  درافغانستان  هميشه با يک پا راه رفته است .

با اين حال بنا به گفته ء مقامات وزارت  اطلاعات و فرهنگ هم اکنون   اضافه  از سه صد   نشريهء مختليف  در  شهرکابل و  ولايات کشور انتشار مي يابد .

گفته مي شود که  حدود يک صدو هشاد نشريه از کل نشريه ها در شهر کابل به نشر مي رسند .

عمدتاً نشريه هاي اين دوره  را مي توان به گونهء زيرين دسته بندي کرد:

 1- نشريه هاي  دولتي

 2- نشريه  هاي تنظيمي

  3- نشريه هاي سازمانها و اجزاب تازه  به وجود آمده

4- نشريه هاي سازمانهاي امداد  داخلي

5- نشريه هاي سازمانهاي  امداد جهاني

6-  نشريه هاي نماينده گي هاي سازمان ملل متحد

7- نشريه هاي نهاد هاي مدني

8- نشريه هاي  آزاد  که به وسيلهء رورنامه نگاران مستقل   به چاپ مي رسدد

البته نيرو هاي ايساف نيز  در شهر کابل نشريه يي را  زيرنام  صداي آزادي  انتشارمي دهد .  

شايد خيلي بد بينانه باشد  که گفته شود از نظر مالي هم اکنون  کمتر نشريهء مستفلي را مي توان  در افغانستان سراغ کرد . البته  منابع مالي نشريه هاي دولتي و تنظيمي روشن است .

مشکل ديگر اين است  که تا هنوز کمتر نشريه يي در کابل اين ظرفيت را ازخود نشان داده است که  در صورت  قطع کمک هاي منابع امداد بتواند به  حيات نشراتي خود  ادامه بدهد .

وقتي در کابل نشريه  تازه يي به ميان مي آيد نخستين پرسشي که در ذهن  خواننده گان  بيدار مي شود اين است که دست اندر کاران نشريه  با چه  شيوه يي  و از کدام منبعي هزينه ء موردنياز  را دريافته  است .

پرسش من اين جاست ، وقتي که  نشريه يي در نخستين  شماره ء خود با چنين  پرسشهايي رو به رو مي شود،آيا مي تواند  در ميان  مردم اعتباري پيدا کند ؟  من شک دارم .

آيا چنين نشريه ها يي مي توانند  به حقيقت آزادي بيان  وفادار بمانند ؟ باز هم  مي توان شک کرد .

آيا چنين نشريه هايي مي توانند رکن چهارم دموکراسي  در کشور  را تاً مين کنند ؟ بازهم مي توان شک کرد .

عمدتاً سازمانهاي امداد خارجي ، نماينده گي هاي سازمان ملل متحد، سازمانهاي امداد داخلي ، جناح هاي مختليف دولت ، تنظيم هاي جهادي و حتي بعضي از سفارت خانه  و ... منابع مالي نشريه هاي آزاد تشکيل در کشور را مي دهند .

همان گونه که گفته شد  حيات اين نشريه ها وابسته  به ادامه ء  کمک ها ي  منابع امداد رسان است .اين تجربهء تلخ ظرف يک سال و چندماه گذشته وجود داشته است که  شماري نشريه ها به سبب قطع کمک هاي منابع امداد از نشر بازمانده اند . متاسفانه انه اين تجربه در آينده نيز مي تواند تکرار شود.

 و يژه گي هاي  مطبوعات اين دوره : 

·         بزرگترين ويژه گي مطبوعات در اين دوره رشد  چشمگيري کمي آن است . هيچ وقت افغانستان  درهيچ  دوره يي به اين شمار نشريه نداشته است. شايد به گونه ء تقريبي  مي توان گفت که تا هم اکنون  در هر دو روز  در افغانستان يک نشريه پابه گذاري شده است . اين که اين نشريه ها چگونه و بر بنيا چه نيازمنديهاي سياسي – اجتماعي و ياهم اقتصادي – فرهنگي پايه گذاري شده است  خود مي تواند موضوع بحث گسترده دامني بوده باشد .

افزايش نشريه ها شمارزيادي ازجوانان را  به عرصه ء مطبوعات کشانيده است . با وجود مشکلاتي که در کار   نشريه ها اين دوره  از نظر مسلکي  وجود دارد  بازهم مي توان انتظار داشت که  نسل جوان افغانستان بتواند  تجربه هاي سودمندي  را در زمينه ء روزنامه نگاري به دست   آورد.   از اين که مطبوعات کنوني  از نظرفني  با تجربه هايي نويني به  همراه دارد بناً مي توان انتظارداشت که تدريجاً چنين تجريه  هايي در ميان نسل جوان افغانستان تغميم .و گسترش يدا کند .  

·         از نظر مالي مطبوعات غير دولتي اين دوره را مي توان مطبوعات وابسته گفت. اين وابسته گي سبب مي شود  تا  چنين  روزنامه هايي بيشتر به خواست ها و بينش هاي  منابع امدادخودتوجه کنند . مثلاً شمار زيادي از نشريه هاي مربوط به سازمان هاي امداد خود را  ازبيان مسايل سياسي وحوادث جدي اجتماعي کنارمي کشند. ظاهراً به دليل اين که گويا انها سازمانهاي غير سياسي اند بناً پرداختن به مسايل سياسي خلاف روش هاي کاري آنها مي باشد . وقتي مطالب چنين نشريه هايي را مرور مي کني با  اين پرسش رو به رو مي شوي که اگر اين نشريه  نمي بود چه چيزي در زنده گي کم  مي بود  و حالا که هست چه کمبودي راپر کرده است ؟ با وحود اين همه کنار کشيدن ها ازبيان مسايل سياسي تا هنوز سازمان هاي امداد خارجي و شمار زيادي سازمانهاي داخلي موفق نشده اند که مردم افغانستان و خاصتاً روشنفکران و رده  هاي آموزش ديده  ء کشور  را متقاعد سازنند که آنها درپشت پرده کار هاي سياسي نمي کنند .

    شماري از  روزنامه نگاران به روزنامه نگاري نه به حيث  يک مسووليت اجتماعي  اطلاع رساني  ؛ بلکه به حيث يک حرفه نگاه    مي کنند. باري يکي ازمديران مسوول که يک  فصلنامه ء ادبي- فرهنگي   را به چاپ مي رساند گفته بود : هر سه ماه پنج هزار دالر امريکايي کمک مي گيرم ،  دو هزار صرف چاپ  مجله  مي شود وسه هزار ديگر  را مي گذارم در جيب . در اين صورت آيا واقعاً روزنامه نگاري  يک حرفه ء  پر درآمد نيست ؟ 

·         وابستگي مالي روحيه ء انتقاد  در نشريه هاي غير دولتي را ناتمام گذاشته است . به اين معني که به اصطلاح مردم  ، طرف منابع امداد رسان  ديواوراست  و تمام لبه ء تيزانتقاد متوجه ء  طرف مخالف مي شود.

هرچند نشريه هاي که به وسيلهء تنظيم ها و يا هم  به وسيلهء  شماري از مقامت بلند پايه ء دولتي  کمک مالي مي شوند  نيز زبان  انتقادي دار ند، حتي مي توان گفت که زبان انتقادي در مطبوعات کنوني نسبت به  هردوره ء ديگر چشمگير تر ، تند تر و قوي ترازگذشته  مي باشد  ؛ ولي اين  انتقاد  ها درمطبوعات کنوني  بيشترينه انتقاد ها يست جهت دار . به اين معني که نشريه ها عيوب منابع امداد وحاميان خود را نمي بينند و يا نمي خواهند ببينند . گويي آنان  قامت بلنداني اند  که خداوند جامه ء سبز بلند  دمو کراسي را درروز ازل بر قامت آنها بريد ه است . امروزه در کابل مي توان  ازشيوه انتقاد يک نشريه درياف که آن نشريه از چگونه منبعي تمويل مي گردد. از اين نقطه نظر به پندارمن مطبوعات  دههء دموکراسي آزاد تراز مطبوعات غير دولتي  اين دوره است . درآن زمان مطبوعات  غير دولتي حزبي به وسيله حزب و مطبوعات آزاد بدون کمک منابع  امداد انتشار مي يافتند . امتيازبزرگ آن  نشريه ها در اين  بود که  در چاپخانه ء دولتي  به چاپ مي رسيدند .

·         دراين دوره نشريه هاي تک زبان يعني نشريه هاي مختص  به  زبان فارسي دري ويا هم  پشتو نسبت به گذشته ها بيشتر به نظر مي رسد . بااين حال اکثريت نشريه ها مشترکاً به هردو زبان فارسي دري و پشتو انتشار مي يابند .

·         افزايش کاربرد  واژه هاي انگليسي در مطبوعات اين دوره چشمگير تر به نظر مي رسد . اين درحاليست که  شمار زيادي از نشريه ها يک  يا چند صفحه ء خود را به زبان انگليسي اختصاص داده اند  که اين امر  درمطبوعات افغانستان سابقه نداشته است . مساًله ء نگران کننده  در ارتباط به دو زبان  رسمي کشور فارسي دري و پشتو اين است که به سبب بي تجربه گي دست اندرکاران شمار زيادي نشريه ها  اين دو زبان  درمطبوعات کنوني کشور وضعيت نگران کننده يي دارند . زبان  بسياري از نشريه ها بامعيار هاي دستوري و هنجار هاي نويسنده گي  هم آهنگي ندارد.

·         بسياري از نشريه ها به نوعي تکرا رنشريه هاي ديگر اند . گويي چنين نشريه هايي همه با يک روش وهد ف  نشراتي مشترک  پا به ميدان گذاشته اند.   ميتوان  به يک چنين  نتيجه يي هم دست يافت  که شماري از نشريه ها نه بر بنياد يک ضرورت اجتماعي – فرهنگي وياهم  سياسي پايه گذاري شده اند  ؛ بلکه  در پايه گذاري آن   ها بيشترينه مساًله ء ايجاد شغل براي چند  تن و بيشتر براي مدير مسوول مطرح بوده است .

·         با اين همه دراين دوره در حالي که سخن از  ازادي بيان ؛ حقوق بشر و مطبوعات آزاد در ميان است ،  روزنامه نگاران افغانستان بيشتر از هر دوره ء ديگري  مورد تهديد بوده اند . شايد يکي از دلايل دراين امر نهفته باشد که انتقاد ها بيشتر جناحي  است  تا انتقاد هاي سازنده . انتظار برده مي شود که در مطبوعات اين دوره  طرح هاي سازنده و علميي در ارتباط به نوسازي افغانستان ،  مطرح شود که با دريغ چنين طرح هايي را کمتر مي توان در  مطبوعات کنوني مشاهده کرد . هنوز درافغانستان مطبوعات ازمطلق گرايي رنج مي برد. در اکثرنشريه ها   نظر به بر داشت  گرادننده گان آنها خوب ها هميشه  به گونه ء مطلق خوب اند و بد ها به گونه ء مطلق بد .

کاش مطبوعات ما  صداي مولا نا جلال الدين را که  از هفت سده بد ينسو بلند است مي شنيدند :

پس بد مطلق نباشد  درجهان

بد به نسبت باشد اين را هم بدان

·         مطبوعات اين دوره بيشتر به شيوه ء حذف مخالفان عمل مي کند تا پذيرش آنها.  اين شيوه  به نوعي ياد آور همان شويه ء نادرست  دوره هاي است  که مطبوعات کشور  متکي بر نظام هاي استبدادي و فاشستي بود . درحالي که امروزه حد اقل ظاهراً مضمون روزگارما بر اشتراک گسترده ء مردم و همه  گروهها در ساختارحکومت  و امور سياسي – اجتماعي   استوار است .

·         ويژه گي  مهم ديگري مطبوعات دوره ء حکومت انتقالي – اسلامي افزايش نشريه هاي اختصاصي زنان در مرکز  و ولايات کشور است . براساس يک تخمين ابتدايي هم اکنون حدود بيست نشريه درشهر کابل يا براي زنان انتشار مي  يابند و يا هم دست اندرکاران آنها زنان اند . اين امر  زمينهء آن را فراهم کرده است  تا شمار بيشتري زنان  در عرصهء مطبوعات به کار بپردازند . مطبوعات افغانستان درهيچ دوره يي نتوانسته بود  تا اين شمار شمار زنان را به کار هاي ژورناليستي جذب کند .

غير از اين به اثر کمک هايي مرکز مطبوعاتي آيينه  شماري ازدختران جوان در زمينه ء فوتو ژورناليزم آموزش ديده و هم اکنون با مطبوعات همکاري دارند .  

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!