مطالب این صفحه در تاریخ 02/04/2008  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> مقاله ها >> بزرگداشت مولانا در بلخ

  

ش مسعوده

بزرگداشت مولانا در بلخ

 

هوسی است در سر من که سر بشر ندارد

من از این هوس چنانم که ز خود خبر ندارم

دو هزار ملک بخشد شه عشق هر زمانی

من از او به جز جمالش طلبی دگر ندارم

 

                                                                     (مولوی)

 

هفتم جدی سالجاری که مصادف بود با واپسین روز های سال 2007 میلادی( سال نام نهادۀ مولانا) همایش با شکوهی در تالار دانشگاه بلخ به میزبانی عطا محمد نور والی ولایت بلخ برگزار گردید.

در این گردهمایی که ده ها تن از اندیشمندان، مولانا شناسان و مولانا دوستان از ولایات مختلف کشور اشتراک نموده بودند . با نوای پرشور نی آغاز یافت.

به مناسبت این جشنواره 10 کتاب از ده نویسندۀ همشهری حضرت مولانا چاپ گردید. تندیس های خداوندگار بلخ برای گرامیداشت و سپاس از دانشمندان، نویسندگان، شعرا، آموزگاران و شخصیت های برتر ساخته شده بود.

پست کارتی که در یک رخ آن تمثال خداوندگار بلخ و در رخ دیگر آن غزل معروف "باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم " با شماره گان بلند نقش شده بود برای تمام اشتراک کننده گان توزیع گردید.

جشنواره که ساعت 8:30 صبح آغاز گردید  سخنرانی ها، سرایش غزلهای از مولانا جلال الدین محمد بلخی، نمایشنامه، موسیقی ، توزیع هدایا، گشایش نمایشگاه های کتاب، نقاشی، قالینهای هنری، دیدار از زادگاه مولانا و شام شعر و موسیقی را شامل میشد.

آقای عطامحمد نور که جشنوارۀ بلخ را از هزینۀ شخصی اش برگزار نموده بود گفت که افغانستان زادگاه مولانا و ترکیه محل زیست وی پیوند خواهری بین دو شهر بلخ و قونیه را ایجاد خواهد نمود.

 

او همچنان افزود که کنسولگری ترکیه بازسازی خانقاه مولانا، ایجاد پارکی بزرگ و روابط فرهنگی بین این دو شهر را روی دست خواهد گرفت.

 

پرتو نادری، شاعر و نویسنده هم که در این محفل حضور داشت  سال ویژه مولانا را آغازی برای تحقیقات و مطالعات درباره مولانای بلخی عنوان کرده و گفت: "سال 2007 آغازی برای شناخت بهتر مولانا د رجهان خواهد بود. او گفت هنوز مولانا در زادگاه خویش نا شناخته است  برای آن که هنوز در رابطه به زنده گی و آثار او در افغانستان پژوهشهای گسترده یی  صورت نگرفته است.

چاپ و منتشر شدن ده اثر از ده نویسندۀ همشهری مولانا در بلخ، یکی دیگر از ویژه گی های  جشنوارۀ ( قفل زندان شکن) است.  بعضی از این آثار که  در رابطه به مولانا نوشته شده است قرار ذیل اند:

جایگاه کودک در مثنوی، نوشتۀ رحیم ابراهیم

با یک پیاله چای چطوری عزیز من؟( مجموعه شعر) عفیف باختری
مولانای محمدی سیرت، پژوهش غنی برزین مهر
تأثیر عرفان بر شعر سده پنجم و ششم، نوشته اسدالله حارس
مفهوم فولکلور و بخشهای آن، پژوهش محمد صالح راسخ
روشنتر از همیشه،( مجموعه شعر) صادق عصیان
تا همیشه های دیگر،( مجموعه شعر) وهاب مجیر
کورها، (مجموعه داستان) شفیق نامدار
گل قاه قاه (مجموعه افسانه ها)، نوشتۀ تقی واحدی

مولانا غرب را تسخیر می کند، ترجمه سید هارون یونسی

 

 

سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) سال ۲۰۰۷ را سال مولانا نام گذاشته و به این مناسبت همایشهای متعدد در کشورهای مختلف جهان از جمله ایران، ترکیه و افغانستان و نیز سازمان ملل متحد برگزار شد.

ديوان شمس- مثنوي معنوي و فيه ما فيه از جملۀ معروفترین آثار این عارف نامی به شمار میرود.

شرح کوتاه در مورد زندگی مولانا

مولانا جلال الدين محمد بلخي ؛ رومي؛ فرزند بهاالدين الولد سطان العلماء در ششم ربيع الاول سال ۶۰۴ در شهر بلخ متولد شد.هنوز بحد رشد نرسيده بود كه پدر او به علت رنجشي كه از سلطان محمد خوارزمشاه پيدا كرده بود شهر و ديار خود راترك كرد و با خاندان خود به عزم حج و زيارت كعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نيشاپور به زيارت  (عطار)  عارف مشهور قرن هفتم شتافت .  جلال الدين  را ستايش كرد . وكتاب اسرار نامۀ خود را به او هديه داد.
پدرش از خراسان عزم بغداد كرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصريه عازم مكه شد. وپس از بر آوردن مناسك حج قصد شام كرد و مدتها در آن شهر ماند و در پايان عمر به شهر قونيه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق ميپرداخت.
جلال الدين محمد پس از وي در حالي كه بيش از24 سال از عمرش نمي گذشت بر مسند پدر نشست و به ارشاد خلق پرداخت . در اين هنگام برهان الدين محقق ترمذي كه از تربيت يافتگان پدرش بود, به علت هجوم تاتار به خراسان و ويراني آن سرزمين به قونيه آمد و مولانا او را چون مراد و پيري راه دان برگزيد و پس از فوت اين دانا مدت 5 سال در مدرسه  خود به تدريس فقه و ساير علوم دين مشغول شد . تا آنكه در سال 642 هجري به شمس تبريزي برخورد .
شمس و خصوصیات معنوي او در مولانا سخت اثر كرد . مولانا قبل از ملاقات با شمس مردي زاهد ومتعبد بود و به ارشاد طالبان وتوضيح اصول و فروع دين مبين مشغول بود . ولي پس از آشنايي با اين مرد كامل، ترك مجالس وعظ وسخنراني را ترك گفت ودر جمله صوفيان صافي واخوان صفا درآمد وبه شعر وشاعري پرداخت واين همه آثار بديع از خود به يادگار گذاشت .
شمس بيش از سه سال در قونيه نماند وبه عللي كه به تف
صيل در شرح احوال مولانا بايد ديد . شبي در سال 645 ترك قونيه گفت وناپديد شد . مولانا در فراغ او روز گار ي بس ناروا گذراند وچون از وي نا اميد شد دل به حسام الدين چلپي سپرد و به در خواست او به سرودن اشعار مثنوي معنوي مشغول شد. و اشعار اين كتاب را به حسام الدين عرضه ميكرد, تا اينكه سر انجام در اوايل سال 672 هجري به ديدار يار شتافت. در طي سه قرن پيش از روزگار زندگي او, درباره اقسام علوم ادبي , فلسفي , ديني و غيره به همت دانشمندان و شاعران و نويسندگان نام آور فارسی زبان مطالعات عميق انجام گرفته وآثار گرانبهايي پديد آمده بود.
شعر فارسي در دوره هاي پيش از مولانا با طلوع امثال رودكي , عنصري , ناصر خسرو , مسعود سعد , خيام ,انوري ,نظامي ,خاقاني راه درازي سپرده ودر قرن هفتم هجري كه زمان زندگاني مولوي است , به كمال خود رسيده بود. شعر عرفاني هم در همين دوره به پيشرفت هاي بزرگ نائل آمده و بدست عرفاي مشهوري همچون سنايي , عطار و ديگران آثار با ارزشي مانندحديقه , منطق الطير , مصيبت نامه , اسرار نامه و غيره پديد آمده بود.
مولوي را نمي توان نماينده دانشي ويژه و محدود به شمار آورد. اگر تنها شاعرش بناميم يا فيلسوف يا مورخ يا عالم دين, در اين كار به راه صواب نرفته ايم . زيرا با اينكه از بيشتر اين علوم بهره وافي داشته و گاه حتي در مقام استادي معجزه گر در نوسازي و تكميل اغلب آنها در جامعه شعرگامهاي اساسي برداشته , اما به تنهايي هيچ يك از اينها نيست, زيرا روح متعالي، ذوق سرشارو بينش ژرف وی موجب شده تادر هيچ قالبي متداول نگنجد.
شهرت بي مانند مولوي بعنوان چهره اي درخشان و برجسته در تاريخ مشاهيرعلم و ادب جهان بدان سبب است كه وي گذشته از وقوف كامل به علوم وفنون گوناگون, عارفي است دل اگاه، شاعري است درد شناس، پر شور وبي پروا و انديشه وري است پويا، كه ادميان را از طريق خوار شمردن تمام پديده هاي عيني و ذهني اين جهان, همچون: علوم ظاهري , لذايذ زود گذر جسماني، مقامات و تعلقات دنيوي ، تعصبات نژادي، ديني و ملي، به جستجوي كمال و آرام و قرار فرا مي خواند. آنچه مولانا ميخواهد تجلي خلق و خوي انساني در وجود آدميان است كه با تزكيه درون و معرفت حق و خدمت به خلق، عشق، محبت، ايثار، شوق به زندگي و ترك صفات ناستوده به حاصل مي آيد.
هنر بزرگ او بحث و بررسي هاي دلنشين و جاودانه اي است كه به دنبال داستان ها پيش مي آورد و انديشه هاي درخشان عرفاني و فلسفي خود را در قالب آنها قرار ميدهد. داستان بهانه اي است تا بهتر بتواند در پي حوادثي كه در قصه وصف شده ، مقاصد عالي خود را بيان دارد.
در تعريف تصوف سخنان بسيار آمده است. از ( ابو سعيد ابو الخير ) پرسيدند كه صوفي كيست؟ گفت: آنكه هر چه كند به پسند حق كند و هر چه حق كند او بپسندد. صوفيان ترك اوصاف و بي اعتنايي به جسم و تن را واجب مي شمارند و دور ساختن صفات نكوهيده را آغاز زندگي نو وتولدي ديگر به شمار مي آورند.

 

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!