|
خوانندگان
عزیزودوستان گرانقدر!
میخواهم به
زبان خیلی ساده هدفم را طوری بیان نمایم که
اکثراً سوالات زیادی درنزد مردم وجوددارد که
دقیقاً ایجاب دریافت راه های حل جدی یی را می
نماید اما درعوض درگلون ها خفه شده ومانند آب
روان درزیرکاه بدون اینکه کسی حقیقت آنرا درک
نماید جاری اما نا مکشوف باقی می ماند که
موضوع سهل انگاری درایجاد یک کانون علمی
دربدخشان نیزبه همین مثال هم مانند است.
درحالیکه تمامی شرایط ایجاد وتأسیس یک دانشگاه
با سیستم های اکادمیک آن درولایت بدخشان
ازسالها بدین سو
به حد رشد وپختگی آن رسیده،
اما اینکه چرا امکانات منظوری آن تا هنوزوجود
ندارد ، سوالیست لاینحل.
سالها قبل
درولایت فرهنگ پرور وباستانی بدخشان دانشکده
ای تأسیس یافته بود که باوجود مشکلات متعدد،
امید هارا درنزد جوانان عزیز ما زنده ساخته
بود. این ابتکاردرزمان حاکمیت استاد ربانی وبه
ابتکارداکترمحفوظ بدخش وعدۀ زیادی ازروشن
ضمیران ما روی دست گرفته شده بود که توانست
تاحدی نوید بخش نورومعنویت دراذهان عامه باشد.
هرچند مشکلات
زیادی فرا راه این روند وجود داشت اما جوانان
ما با نهایت علاقمندی به دروس خویش ادامه
میدادند. این دانشکده چندین سال به حیات خود
ادامه داد وتوانست تعدادی ازمحصلین را به سال
چهارم رهنمون سازد. اما متأسفانه بعد
ازاستقرارحکومت مردمی وانتخابی ... به عوض
تقویت وارتقا ،این دانشکده به بهانه های مختلف
عملا لغو گردیده ومحصلین آن به هرطرف پراگنده
گردیدند که ازین میان تعداد ازآنها باسرگردانی
وکوبیدن دروازۀ فلان حاکم وفلان قدرتمند
خوشبختانه توانستند با شمولیت مجدد
درسایردانشگاه ها ، تحصیلات خودرا تکمیل
نمایند وتعدادی هم به دلایل مختلف بی سرنوشت
باقی ماندند.
این که کدام
عوامل باعث شد تا بهانه جویی ها فایق آمده
واین بهترین دروازۀ آمال مردم مارا بسته نماید
، بحث کاملا جداگانه ایست ، اما واقعیت اینست
که با بسته شدن این کانون ، خوبترین
امتیازمردم ما بازهم مانند گذشته ها به شکل
پلان شده برای سالها ازنزد شان ربوده شد.
بنده باتحلیل ونگرش عمیقی که
درین عرصه دارم ، موجودیت وتأسیس این بنگاه را
درولایت مان ازاولــویــت ها میدانم. مخصوصا
درین سالها که کمیت جوانان فارغ مان بیشترازد
وچند گردیده است.
باوجودیکه طی
دوسال گذشته نتایج امتحانات کانکورعالی وحتی
بیشترازپنجاه فیصد شاملین کانکوربوده اما با
تأسف درحدود پنجاه فیصد کسانی که به دانشگاه
ها وموسسات تحصیلات عالی راه یافته بودند
نتوانستند به تحصیلات خود ادامه بدهند که
موثرترین عامل درین بدبختی درقدم اول
فقروتنگدستی بوده که جوانان ما نتوانستند حتی
هزینۀ بسیارنا چیزمخارج نهایت اولیۀ خودرا
تهیه نمایند. برعلاوۀ که بعد مسافه وعدم
موجودیت مصئونیت وامنیت درقدم های بعدی
نیزاثرات منفی خودرا بجا گذاشته است.
طورمثال
ازجملۀ ده نفریکه سال گذشته دردانشکدۀ روان
شناسی دانشگاه کابل کامیاب گردیدند ، صرف سه
تن آنان توانستند به تحصیلات خود ادامه بدهند
که اگرازحق نگذریم این به ذات خود یک فاجعه
برای نسل جوان ماست.
اگرتعداد
فارغین صنوف دوازدهم ولایت بدخشان را با بعضی
اززون ها مقایسه نمائیم ، بدون شک این تعداد
بیشترازفارغین چندین ولایت می باشد. حتی من
ولایتی رامی توانم مثال بیاورم که تمام
شاگردان واجد شرایط کانکورآن درسال 86
بیشترازهفتصد نفرنبوده وآنهم طوریکه همه
ذکوربوده وحتی یک نفردخترهم درمیان شان وجود
ندارد حال آنکه این ولایت دارای دانشگاهی
باکمیت هفت دانشکده است اما بدخشان باداشتن
بیشترازچهارهزارفارغ درسال ازین امتیازمحروم
گذاشته شده است. قابل تذکرمی دانم که هدف بنده
ازین مثال ، خدای نخواسته اظهار تعصب نبوده
بلکه بیان حقیقتی است مسلم ، تا بتوانم توجه
مسئولین را به آن جلب نمایم.
به اساس
معلوماتی که بنده دردست دارم درسال جاری
ازمجموع 140 باب مکتب لیسۀ این ولایت به تعداد
4094 تن فارغین ، شامل امتحان کانکورگردیده
اند که متیقنم مانند سالهای گذشته
بیشترازپنجاه فیصد ایشان به دانشگاه ها
وموسسات تحصیلات عالی راه خواهند یافت اما
بازهم یاد آورمی شوم که جای تأسف درآنست که
برای اکثریت ایشان نظر به عواملی که قبلاً
ذکرگردید شرایط ادامۀ تحصیل مساعد نخواهد بود.
باذکرمطالب
فوق طورمختصر، میخواهم توجه تمام نخبگان
،اراکین ومسند نشینان هموطنم را به این نکته
معطوف بدارم که موجودیت یک دانشگاه دربدخشان
ازجملۀ ضرورت های مبرم وحیاتی بوده
وایجاب می نماید تا
فرد فرد ما احساس مسئولیت نموده وفرصت را بیش
ازین ازدست ندهیم. بنده متیقن هستم که
اگردست اندرکاران بدخشانی ما بدون درنظرداشت
ملحوظات ومخصوصا ترس وهراس ازدست دادن موقف
ومقام شان دست به دست هم بدهند ، بدون شک درپی
گیری چند قدم ابتدایی اما با ثبات می توانند
مارا دررسیدن به این مأمول کامگارسازند. ممکن
همه با من هم عقیده باشند که خطۀ کوهستانی ما
بدون رشد علم وفرهنگ وتعلیم وتربیه نمی تواند
ازخود جایگاه ومعنی یی داشته باشد.
تقاضای جدی من مخصوصاً
ازنمایندگان مردم مان درپارلمان کشور اینست که
این هدف گرانبها را دست کم نگرفته ودرپهلوی
سایرخدمات برای موکلین شان ، افتخاراین گزینه
را نیزبرای آینده باخود داشته باشند ، زیرا
سعی وتلاش درین راستا می تواند هم راه را برای
انتخابات باردوم درقلوب مردم شان بازنماید وهم
افتخاردارین را برای خود شان.
با عرض
حرمت وبه امید دست یابی به این هدف والا
کندز- یازدهم دلو 1387 |