|
کا
ظم کاظمی
دریکی از روز های داغ وغبار آلود سال 1984
میلادی خانواده ء محمدکاظم کاظمی به کاروان
چندین ملیونی آواره گان افغانستان پیوست .
آنها از بیابانهای سوزانی گذشتند تا این که در
استان خراسان ایران جاگزین شدند .
کاظمی در آن هنگام هفده سال داشت . در آن
سالهایی که صدای طبل تجاوز ارتش شوروی در کوچه
کوجهء افغانستان می پیچید؛ کسی جه می دانست که
تا چند سال دیگر این جوان هفده ساله چهره یی
خواهد بود نام آور در شعر و ادبیات مقاومت
افغانستان .امروزه کاظک کاظمی در حوزهء
گسترده ء زبان فارسی دری به حیث یکی از شاعران
پیشگام شعر مقاومت و یکی از پزوهشگران عرصه ء
ادبیات شناسی و نقد ادبی شهرت گسترده یی دارد.
او
از دانشگاه فردوسی در ایران دانشنامهء لیسانس
دارد. بااین حال جادوی شعر و ادبیات هیچگاهی
او نگذاشت تا در این عرصه به کار بپردازد.
کاظمی شاعر کمسرا است ؛ اما شعرش از نظر محتوی
از ابعاد گسترده ء سیاسی – اجتماعی و مذهبی بر
خوردار است.او در شعر هایش بیشتر به روایات و
اسطوره های مذهبی و سامی دلچسبی نشان می دهد
و آنها را با رویداد های زمان خویش در می
آمیزد . کاظمی در کاربرد واژه گان وسواسی
زیادی دارد و به تعبیر خودش« شاعر کوششی است
نه شاعر جوششی»
در
بعد دیگر کاظمی در عرصه پژوهشهای ادبی و نقد
ادبی یکی از چهره های پرکار و موفق است .
نوشته های پژوهشی او از دقت و ژرفای ستا یش
بر انگیزی بر خوردار است.
چنان که کتابهای چاپ شده ء او به نامهای «
روزنه » ، «شعرپارسی» و « همزبانی و بی زبانی»
از اهمیت بزرگی پژوهشی بر خوردار اند .از
کاطمی دو گزینهء شعری به چاپ رسیده است .
گزینهء نخستین « پیاده آمده بودم » نام دارد
که این نام برگرفته از نام یکی از شعر های
بلند این گزینه است .
شعر
پیاده امده بودم این گونه آغاز می شود :
« غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم ، پیاده خواهم رفت »
این
شعر در آستانه سقوط دولت دست نشانده شوروی
سروده شده بود. در این شعر او از اسطوره ها و
روایات مذهبی استفاده نمی کند ؛ بلکه با یم
دید اجتماعی اندوه ملیونهای آواره افغان در
ایران را فریاد می زند .
این
شعر ا نه تنها می توانم اوج کار کاظمی دانست ؛
در ابیات معاصر افغانستان کمتر شعری به چنین
شهرت و محبوبیتی رسیده است .با این حال هنوز
گامهای کاظمی در نفس گرم جاده به سوی
افغانستان جاری نشده است . شاید هم یکی از
دلایل این باشد که هنوز دهل و کرنای دموکراسی
اهدایی دوستان امریکایی نتوانسته است تا گوش
شمار ریادی از فرهنگیان چناهنده ء افغانستان
طنین اعتماد آمیزی داشته باشد.
گزینهء دوم او به سلسله ء«
گزیده ء ادبیات معاصر » انتشار یافته است . |