|
وصیتنامه ی من به
پسرم
اتاق
شفاخانه بود. پرستار پرسید : نمی خواهی چیزی بگویی؟ گفتم : چرا می
خواهم. گفت : بگو. گفتم : یک کمی آب می خواهم. گفت : نه ، منظورم
این است که اگر می خواهی چیزی بگویی بگو! گفتم : ببخشید ، گفتم که
آب می خواهم. گفت : هر چیزی را که می خواهی بگویی ، بنویس ( و قلم
و کتابچه یی به دستم داد). گفتم : برای خواستن یک گیلاس آب باید
... پرستار حرفم را برید و گفت...
[بقیه] |
نوشته یی از
سخیداد هاتف |
|
نامهء
نا عاشقانه به
رئیس جمهور!
کرزی عزیز!
از روزی که انتخاب ات کردم حتی یک بار مجال دیدن را نیافتم. هنوز
نقش صورت نازنین و قره قل زیبای تو در خطوط سیاسی ذهنم خودنمایی
میکند .......[بقیه] |

نجیب الله دهزاد |
|
مهمان یار
با انتشار خبر مرگ ملا دادالله، او نیز نفس راحتی کشید، و با آنکه
در تمام دوران حیات لحظه یی از ساحه کاری اش؛ یعنی دنیا، و بخصوص
از محلات اصلی وظیفه اش، عراق و هلمند خارج نشده بود، دیروز چند
ساعتی این طرف ها آمد........
[بقیه] |
نوشته یی از
نجیب الله دهزاد |
|
محکمه سرور مرغباز
ديروز محكمه علني سرور مرغبازبه
پايان رسيد، موصوف متهم به پرتاب سنگ و خشت بسوي مقامات وزارت صحت
بود.
اوكه كلاه قره قولي به سرداشت
وپاچه هايش را هم تا زانو بالاكشيده بود درحالي كه نصوارهايش را به
كثافت داني دم دروازه محكمه تف نمود به پاي ميز محاكمه آمد.
[بقیه] |

مرتضی صارم
|
|
شهزادهء
خوشبخت
مجسمهء شهزادهء خوشبخت در يكي از نقطه هاي
بلند شهر قرار داشت. در چشمهاي مجسمه دو نگين
آبي رنگ ميدرخشيدند و نگين سرخ رنگ ديگري در
قبضهء شمشير جابه جا شده بود.مردم آن را بسيار ميستودند و راستي هم كه
مجسمهء شهزاده خوشبخت بسيار زيبا و ستودني
بود. زنان و مردان به شهزاده دلبسته بودند.
مردان شهر وقتي خسته و ماتمزده به مجسمه
ميرسيدند، زير لب زمزمه ميكردند كه خوب است در
اين جهان دست كم كسي پيدا ميشود كه خوشبخت
است.
[بقیه] |
.JPG)
ترجمه:
پرتو نادری |
|
خواب آلوده گان دموکرات در
پارلمان!
تازه گیها
تلويزيون طلوع در
برنامۀ زنگ خطر، تصاوير تكان دهنده
یی
از
پارلمان افغانستان را به نشرسپرد ه است . اميد وارم که اين بار
تلويزیون طلوع به مانند تلویزیون افغان به اتهام تجاوز بر
ارزشهای ملی و مذهبی یا از آن دست بهانه های که محترم
وزیراطلاعت و فرهنک جناب دکتوررهین بهتر می داند ، به چند ده هزار
افغانی جریمه نشود !
[بقیه] |
نوشته یی از پرتو نادری |