مطالب این صفحه در تاریخ 08/06/2008  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> گزارش ها >> طرح مسالمت آميز رفع جنگ...

  

استاد گلرحمن قاضی

برای خواندن زنده گی نامهء استاد گلرحمن قاضی اینجا را کلیک کنید!

طرح مسالمت آميز رفع جنگ و عناصر عمدهء  تحکيم صلح در افغانستان

 

 

1. گفتگو  و تفاهم با مخالفان

 

الف: مشروعيت شرعي و قانوني گفتگو  و تفاهم  

 

براي مؤثريت و عملي شدن پروسه تفاهم و گفتگو  اولاً باید  روي منابع اسلامي تأمين صلح اتکا صورت گيرد ثانياً تسويد يک طرح همه جانبه که اطمينان جانب مقابل را تضمين و در آن جزئيات مساًله تسجيل شده باشد از طرف مجلسين شورا تصويب و به توشيح  رييس دولت برسد، تا به عنوان قانون براي طرفين ضمانت قابل اعتبار باشد.

 

ب: يک کميسيون با اعتبار تفاهم و گفتگو  باید از  شخصيتهاي واسطه (مورد قبول و قابل تحمل براي هر دو جانب) بعه وجود آید. این شخصیت ها باید به وسیله ء جامعهء مدنی پيشنهاد و به فرمان رييس جمهور اعتبار قانوني حاصل نمايد.

 

ج: حایگاهی ، به نام  جایگاه امن تعين و اعلان گردد، که مخالفان به سهولت و اطمينان خاطر بتوانند در آن جا حضور يابند طوري که امنيت آنها تأمين و تمام مطالب، خواستها و اعتراضات خود را به آزادي کامل گفته بتوانند و امنیت  برگشت  آنها تا  بالوسيله سربازان  کشور هاي اسلامي تاًمین گردد.

 

2. عناصر عمده تحکيم صلح

 

الف: بازسازي اساسي و سرتاسري

يکي از عوامل جنگ در افغانستان فقر، بيکاري و افزایش قیمت هااست، براي اين که مردم  از بیکاری نجات یابند و از حاصل کار خويش زنده گي خود را تأمين نمايند. با استفاده از توليدات داخلي  می توان از واردات سرسام آور مواد خوراکی  جلوگيري کرد. این امر  می تواند سبب ثبات قيمت ها در بازار  های کشور گردد، بايد بازسازي تهدابي در سر تاسر افغانستان در تمام بخشها عملاً با جديت دوامدار و با نظارت قوي آغاز گردد.

 

ب: تنوير و آگاهي

تنوير و آگاهي عمومي به خصوص در ولاياتي که در گيري و جنگ جريان دارد يک برنامه ء  منظم بعمل آيد، در اين راستا نقش ارشادات اسلامي ،

مفيديت صلح و بازسازي در زنده گي فردي و جمعي و آگاهي از ارزشهاي صلح و امنيت  باید استفاده از  کنفرانسها، رسانه ها ، انتشار پوستر ها  و ورقه های تبلیغی در میان مردم ترویج گردد.  ملا امامان مساجد، شخصیت ها  با نفوإ در دهدکده ها  می تواننهد در این امر بسیار موقر باشند.

در مکاتب و پوهنتونها باید موضوعات مربوط به صلح و بازسازي تدریس گردد تا پیام صلح و باز سازی  به وسیله ء شاگردان مکاتب و دانشجویان  پوهنتون ها  به خانواده ها رسانده شود.

 

ج: سپردن کار به اهل کار

يکي از عوامل عمدهء  مخالفت و عدم رضايت مخالفان  کار کرد و سلوک نادرست کارمندان  بخشهاي رهبري و حراست از قانون است، بنا بر عدم کفايت در کار و يا تبعيض و يا عدم دقت و توجه به خصوصيات جامعء  افغاني در نو آوريها موجب گرديده تا عدة از مردم با مخالفان همکاري نمايند و يا در صف آنها قرار گيرند، هر گاه کار به اهل کار سپرده شود و اين اشخاص بر علاوه معلومات لازم محيطي دلسوزي و صداقت به مردم و جامعه داشته باشند، به اين صورت مخالفتها بتدريج کم گرديده، جاي جنگ به صلح و بازسازي تعويض ميگردد.

 

د: توجه به وضعيت عودت کننده گان و بيجا شده گان داخلی

 

 

اکثراً مهاجران  با محبت و علاقمندي به وطن بر می گردند ، ولي در داخل کشور حد اقل امکان زنده گي از جمله نبود سرپنا رو به رو شده9 و این امر سبب  می شود تا  دوباره راهی  ديار مهاجرت شوند .البته چنين نا اميدي سبب عقده مندي نيز مي گردد . این امر می تواند  مخالفت شديد آنها با دولت را سبب شود.  در حاليکه با جابجا کردن عودت کننده گان نه تنها از تعداد مخالفان  کاسته مي شود؛ بلکه هموطنان ما در بازسازي کشور عملاً سهيم مي گردند.

 

ر: جلوگير از برخورد نادرست قواي نظامي داخلي و خارجي در  شناسایی مخالفان

 

در اکثر مناطق بنابر اطلاعات نادرست و عدم دقت قواي نطامي سبب کشته شدن اشخاص ملکي بيگناه شده و متحمل خسارات جاني و مالي ميشوند که اين تجربه ناکام گذشته است که از اثر بي خبري و اطلاع نادرست و مخالفت چند نفر محدود يک قريه بمباردمان مي گردد و سر انجام تمام مردم محل مهاجر و با افراد مسلح در صف مخالفين قرار ميگيرند، لذا نبايد تجارب نکام و تلخ گذشته تکرار شود بلکه از آن تجارب در جهت مثبت، صلح و بازسازي استفاده بعمل آيد.

 

ز:دريافت بديل کشت کوکنار

طوري که سالهاي متمادي ديده شده، در بعضي مناطق بخصوص محلاتيکه زمين کم دارند و نسبت

تکافوي معيشت از کشت کوکنار استفاده، مي نمايند و اخيراً  به سبب اجرای برنامه های نادرست  نه تنها میزان تولید کوکنار در کشور کاهش نیافته است ؛بلکه سبب افزایش آن نیز گردیده است .

با استفاده از برنامة درست و مناسب هر محل چنان بديل به عمل آيد که از يک طرف  بيکاران  صاحب کار شوند و از جانب ديگر صاحب زمين هم توليد معادل را به دست آورد.

 

س: تجانس قومي و همبستگي ملي

بدون شک تجانس و همبستگي دو عنصر لازم يکديگر و اجزاي لايتجزاي موجوديت کشور ها بوده و از عوامل بقاي آنها مي باشد که سبب صلح برادري و صداقت و اعتماد ميان مردم شده و در نهايت موجبات توسعه انکشاف و استقلال سياسي را تحقق ميبخشد.

 

ش: روش رهبران سياسي

روش رهبران ميتواند يک پارچگي جامعه را تأمين نمايد و يا آنرا چند پارچه سازد بعضي از رهبران بدون اينکه متوجه شوند، بي جهت آتش تفرقه را دامن ميزنند در حاليکه ممکن است قطب هاي متضاد را مطمئن ساخته تا آنها ضمن حفظ خصوصيات و امتيازات يکسان خود بتوانند توانايي خود را در تأمين اهداف ملي و مصالح علياي سر تاسري کشور بکار برند.

علاوتاً اگر رهبران در يک کشور چند تکه نسبت به تمام اقوامي که در قلمرو واحد کشور زنده گي

ميکنند احترام و محبت صادقانه و دلسوزانه نشان دهند مسلماً سبب جلب مردم گرديده و نتيجه آن اساس همبستگي و تجانس ملي خواهد شد که حاکميت ملي را تأمين ميمنايد.

 

ص: تقويت اردوي ملي

اردوي ملي نيز يکي از عوامل يکپارچگي جامعه (ملت) ميباشد به اين مفهوم که در اردوي ملي جوانان را تحت تعليم و آموزش قرار ميدهد، تا در ذهن آنها سوابق قومي ، انساني و منطقوي و امثال آنها باقي نماند و يا بحد اقل برسد و به عوض آن علايق ملي در وجود آنها تقويت گردد.

 

م: عدم مداخلات خارجي

يکي از عوامل مخالفتها مداخلة خارجي بخصوص کشور هاي همسايه ميباشد، در اين راستا کار دو بعدي ضرورت است.

اولاً بايد دولت جمهوري اسلامي افغانستان با ديپلوماسي سالم و سازنده، کشور هاي مداخله گر را از طريق گفتگو و مساعي جميله کشور هاي صلح دوست ، اطمنان دهد که افغانستان با تمام کشور های همسایه خواهان روابط دوستانه بوده و  درامئر داخلی آنها مداخله نمی کند و از آنها نیز چنین عملی را انتظار  دارد.   چنین  گفتگو هایی می تواند اعتماد کشور های دیگر به افغانستان را جلب کند.

ثانياً جامعهء  بين المللي باید کشور هاي مداخله گر در امور افغانستان  را طبق موازين بين المللي وادار سازند تا از مداخله دست بردارند و به عوض در بازسازي افغانستان شرکت نمايند.

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!