مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> گزارش ها >> باز نشسته گان از دولت گله دارند

  

 

 

 

نصیبه عالمیار

باز نشسته گان از دولت گله دارند

 

باز نشسته گان بزرگترين عضو جامعه پنداشته ميشوند آنان كه عمر عزيز خويش را در راه نگهداري و پاسداري از وطن خويش به خدمت گذاشته اند و سال ها چي در سنگر و چي در اداره همواره تلاش نموده اند تا اين وطن عزيز را كه اكنون بدست ما ها افتيده آسيبي نرسد و تن زخمي اين مادر گرانقدر هميشه مداوا نموده اند تا فرزندان آيندهء آن اين وطن داغ ديده را شگوفان سازند.

بلي! سخن بالاي آن عده از افرادي است كه بعد از سال ها خدمت ديگر توان كار را ندارند زيرا هميشه در مقابل دشمن ايستاده شده اند اكنون خسته و زار اند و يا اگر تلاش مي ورزند تا باز هم خدمت نمايند دست شان با بي رحمي گرفته ميشود بدون اينكه تشكري نمايند.

جان آقا يك تن از متقاعدين است كه 32 سال خود را و عمر خود رات وقف كار و تلاش در راه مادر وطن نموده است اما امروز كي به زحمت هاي او نظر اندازي ميكند. جان آقا بود و هم سالان وي كه امروز ما با اين راحتي در ديار خود قدم مي گذاريم اما جان آقا امروز ماهانه 280 افغاني بابت زحماتي كه كشيده با بسيار جبر و انتظار ها بدست مي آورد. آيا اين است جواب فدا كاري هاي وي و هم قطارانش؟ جان اقا كه در دوران جواني تانك سنگيني را هدايت ميكرد و دور دست ها را به پاس باني مي گرفت و با هزاران خطر دشمن مواجه ميشد اما نگذاشت دشمن وطن عزيز را به چنگ بياورد و سر داري نمايد اين است قدر داني از وي كه همه به دالر ها صاحب حقوق اند اما وي فقط 280 افغاني! جان آقا امروز تن خسته و بيماري دارد آيا اين مبلغ دردي را دوا خواهد كرد؟ آن هم سالانه اين مبلغ را به طور يكجا بدست مي آورد آيا فكر شده كه اين چي قانوني است.

جان آقا ميگويد: با اينكه قدر ما ها را هيچ كس نميداند اما همه افراد اين وطن روزي مانند ما ناتوان ميشوند حد اقل فكري نمايند....

در اين مورد سيد عنايت الله هوخياني معاون رياست تقاعد ميگويد:

آن تعداد از باز نشته گاني كه پيش از سال هاي 1382  باز نشسته شده اند به اساس رتبه براي شان حقوق وضع گرديده است و به ما ربطي نمي گيرد كه زياد است يا كم چون آن ها به اساس قانون براي آن ها حقوق داده ميشود.

الله داد متقاعد ديگريست كه دروازه هاي دلش را باز ميكند تا راز هاي نهفته اش را باز گو كند اما كسي است كه فرياد اين خدمت گذاران را بشنوند؟ الله داد كه كمر خميده اش را ميخواهد راست كند و حرف بزند مي افزايد: مادر زمان خدمت نظر به مشكلات زنده گي و قميتي از رتبه صرف نظر نموده معاش را قبول كرديم اما بالا خره مدت 30 الي 40 سال كم خدمت است؟ كه اكنون نظر به رتبه ما ها را 280 افغاني ميدهد.

اما اينكه حقوق تقاعد از نظر علم اقتصاد چگونه است.

حكمت الله استاد و كار شناس علم اقتصاد در پوهتنون كابل در اين رابطه ميگويد: حق متقاعدين به طور ثابت و حقوقي حق دارند كه مزد كار و سال هاي خدمت خود را از دولت بگيرند. زيرا دولت در سال هاي خدمت آن ها بر علاوه از نيروي كاري آن ها مبلغي را نيز از معاش و حقوق آن ها در خزينه اندوخته است و اكنون كه دوره هاي كهولت آن ها فرا رسيده وقت آن است تا مقدار ذخيره را كه در خزينه دولت اندوخته و از آن سود برده اند اكنون متقاعدين مستفيد شوند.

اما اين در صورتي است كه دولت با مبلغ نا چيزي هم توان پرداخت آن را ندارد البته در زمان معين اين است  پاداش زحمات آن ها.

چانچه ديده ميشود كه معيار تفاوت در بين متقاعدين اين است كه نظر به رتبه آن ها حقوق پرداخته ميشود.

رحمت الله معروف به شير آغا كه عصا در دست و در دهليز هاي رياست تقاعد سر گردان اين طرف و آن طرف مي رود با قد بلند كه زمان آن را خميده است ميگويد: هنوز تازه به دوران جواني رسيده بودم كه وارد سنگر داغ نبرد شدم او اندكي مكث نموده به ياد جواني به ياد روز هاي كه در خاك و گرد سنگر تفنگ بدست شاهد كشتن دوستان اش بوده و لحظه شماري مي نمود كه چطور و چگونه جچلو دشمن را بگيرد اضافه ميكند: كسي به ياد آن هاي كه در خاك و خون غلطيدن و يا غلتيدند همهء آن ها زنده گي را دوست داشتند اما از زنده گي زياد تر وطن را دوست داشتند كه خود را و زنده گي خود را فداي وطن كردند. اما امروز كسي به فرياد آن ها جواب داده است؟ شير آغا ديگر چيزي نمي گويد و فقط عصاي خود را با عصباني به زمين مي كوبد و داد ميزند من 4 روز است كه دنبال تقاعدي مي گردم من كه زنده ام كه قدر مرا دارد اين را ميگويد و از زينه ها پايين ميشود و در راه غم و غم كنان روان ميگردد.

بر اينكه امتياز متقاعدين روشن گردد داكتر شمس معاون دفتر اطلاعاتي وزارت ماليه ميگويد: نظر به قانون متقاعدين از هيچ اقيازي برخوردار نبوده و صرف نظر به رتبه و مدت خدمت شان از معاش برخوردار اند يعني اينكه نظر به رتبه آن ها حقوق شان سنجيده شده در بدل مبلغي را اخذ مي نمايند همچنان شمس مي افزايد: دولت براي آن عده از جنرالان كه فوق لسانس اند و اكنون DDR شده اند سالانه به مبلغ 250 دالر پرداخت مي نمايند.

به گفته شمس معاون دفتر اطلاعاتي وزارت ماليه آن عده از جنرالان كه سن شان از 65 كمتر است و به تقاعد مساعد نمي باشند و داراي تحصيلات عالي هستند اما در ظرف دولت تنقيص شده اند 600 الي 800 دالر را اخذ ميدارند و رتبه هاي پايين تر از آن ها هيچ امتيازي نداشته و صرف بعد از تنقيص دو بوجي گندم هفت كيلو بوره و ده دالر را اخذ مي نمايند و بس. حالا اينكه ديگر باز نشسته گان با اين پول نا كافي چي گونه گذازه نمايند خداوند خود ميداند.

در حالي كه در كشور هاي خارج حقوق متقاعدين بالا تر از فرد فعال كه مصروف كار است مي باشد چون آن ها تهداب گذارن هستند و بركت وطن و آن ها بر علاوه از حقوق اصلي تقاعد خود از امتياز هاي ديگري چون مسايل اقتصادي، مسكن و غيره ضرورت هاي شان را دولت به دوش دارند.

اما در افغانستان حتي بوديجه متقاغعدين سال به سال كوچكترين تغيير نكرده و در ضمن در نصف سال تثبيت بوديجه صورت مي گيرد كه اين خود مشكل است عظيم و بزرگ اينكه متقاعدين با پول ناچيزي كه مي گيرند چگونه عمران حيات مي نمايند بحث بزرگ و مشكل تر از آن است.

اين مشكلكه امروز برذاي باز نشسته گان وجود دارد نميتوان مانع و صد راه بزرگ مردانه وطن شود آنان تلاش مي نمايد تا هر طوري شده اين مشكل را بر طرف نمايند اينكه چطور؟

حفيظ الله كه در زمان خويش پيلوت بوده امروز كسي آن را نمي شناسد ميگويد: ياد آن روز هاي كه بر فراز قله هاي بزرگ وطن پروانه وار پر مي زدم و هواي دل انگيز وطن را از دل و جان تنفس مي كردم به ياد دارم كه چگونه تار پود دشمن را سوزانده و از بين مي بردم اگر امروز اين حق ناچيز را براي ما ميدهند شكايت ندارم زيرا من براي مادرم زحمت كشيده ام وي را در آغوش گرفته ام و نگذاشته ام كسي به وي خيانت نمايد اما فقط آرزو دارم كه فرزندان آينده نيز نگذارند اين وطن درد كشيده ما بدست ناكسان زار و پارچه پارچه شود همين ديگر گفتني ندارم زيرا اين وطن قانون دارد بايد مطابق آن عمل شود و ما همچنان كه باز نشسته ايم و توان داريم كار ميكنيم با وجود تقاعد غوث بشيري معين وزارت كار و امور اجتماعي ميگويد: به اساس قوانين نافذ كشور براي متقاعدين حق و حقوق داده ميشود و اينكه بايد در كدام حالات يك فرد بايد از حقوق تقاعد مستفيد شود در قانون تسريع است.

 

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!