|
اجنداى جلسه :
در اين جلسه در ارتباط به پرسش
هاى زيرين بحث صورت گرفت :
مقدمه :
جلسه با سخنان عزيز رفيعى رييس
مجتمع جامعهء مدنى افغانستان آغاز شد، او گفت
که اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان مى خواهد با
راه اندازى يک رشته نشست هاى تحليلى با شمارى
از نماينده گان نهادهاى مدنى، نماينده گان
احزاب سياسى، کارمندان دفتر مشترک تنظيم
انتخابات، روشنفکران و کارشناسان مسايل
اجتماعى به تحليل و ارزيابى انتخابات رياست
جمهورى ١٣٨٣ کشور، بپردازد.
او گفت نشست امروزه نخستين
نشستى است که در پيوند به اين مساله راه
اندازى مى شود.
او از نماينده گان سازمان هاى
امداد همکار و اعضاى بورد
ACSF
که در اين نشست اشتراک داشتند اظهار قدردانى
کرد و از آن ها خواست تا به بيان ديدگاه هاى
خود در ارتباط به پرسشهاى مطرح شده بپردازند.
¨
امان الله جواد:
جامعۀ مدنى در پروسۀ قانون
اساسى و انتخابات سهم شايسته يى داشته است. و
در چنان مناطقى دوردستى برنامه هاى آگاهى عامه
را به پيش برده اند که رسيدن به آن مناطق
براى دولت بسيار مشکل بوده است.
او گفت متاسفانه گاهى کار
سازمان هاى امدادى از طرف بعضى از مقامات دولت
به ديده قدر نگرسته نمى شود او به کنفرانس
"جامعۀ مدنى در تطبيق بودجۀ ملى" اشاره کرده
گفت که در اين کنفرانس بعضى از نماينده گان
حکومت درسخنرانى هاى خود سخنان ناخوش آيندى در
ارتباط به جامعۀ مدنى گفتند، حتى يکى از
نماينده گان وزارت ماليه گفت که ما اين جا کسى
رابه نماينده گى از مردم و جامعۀ مدنى دعوت
نکرده ايم؛ بلکه هر کسى که دعوت شده است صرف
به خاطر خودش دعوت شده است.
انتخابات رياست جمهورى کاملاً
يک پروسۀ تازه در کشور بود و به مانند تخمى
افشانده شده است و يا هم به مانند نهالى است
که غرس شده است. حالا مربوط ما است که چقدر از
اين نهال مواظبت مى کنيم تا به ثمر برسد.
او گفت نبايد بسيار بدبين و
مايوس بود براى اگر کمى ها و کاستى هايى هم
که وجود دارد، مى توان آنها را شناخت ، عوامل
آن را درک کرد و نهايتاً آن ها را از ميان
برداشت.
عالم امينى :
امينى مشخصاً بر داکتر بشر
دوست وزير پلان انتقاد کرد که در مورد
سازمانهاى غير دولتى هيچگونه تفکيکى قايل نيست
و به اصطلاح همه گان را به يک چوب مى راند.
او گفت بايد اين مساله را با
حامد کرزى درميان گذاشت که يک چنين سياستى به
نفع افغانستان نيست. بايد تفکيک در ميان
سازمانهاى امدادى که کار کرده اند و آنها يى
که کار نمى کنند وجود داشته باشد. حربۀ انتقاد
بايد متوجه چنان سازمانهاى باشد نه تمام
سازمانهاى امداد.
او گفت ظرف سالهاى اخير شمارى
از کارکنان سازمانهاى غير دولتى در مناطق دور
دست در جريان اجراى کار به وسيلۀ مخالفان کشته
شده اند و چگونه وزير پلان کشور مى تواند اين
امر را ناديده گيرد.
دکتور صادق مدبر
:
دفتر مشترک تنظيم انتخابات
متشکل از يازده تن است که شش تن آنان افغان و
پنج تن ديگر متخصصان خارجى اند.
دارالانشا که به رياست دکتور
فاروق وردک آغاز به کار کرد يک خارجى به صفت
مشاور؛ او نيز وجود داشت.
عمده ترين مشکل اين بود که
تمام صلاحيت هاى کارى در دفتر مشترک به عهدۀ
خارجى ها بود و افغان ها نقش درجه دوم داشتند.
به گونۀ نمونه تمامى کارمندان
در پروسۀ انتخابات که شمار آنها به يک صدو
بيست هزار تن در سراسر کشور مى رسيد به وسيلۀ
دفتر
UNOPS
و همکارى يونما کابل استخدام شدند که
دارالانشا در اين زمينه نقشى نداشت.
در يک جمله مى شود گفت
UNDP
مالک تمام انتخابات بود، افغانها درمسايل مالى
هيچگونه نقش و صلاحيتى نداشتند .
او گفت در اين پروسه اضافه از
١٧٠ داوطلب خارجى وجود داشت که مستقلانه کار
مى کردند و با دفتر مشترک و دارالانشا
هيچگونه مشوره يى نداشتند.
حتى از زکيم شاه تا دکتور
فاروق کمترين صلاحيت را داشتند و صلاحيت ها
همه در دست کارمندان خارجى متمرکز بود.
مدبر گفت با اين حال مى خواهم
بگويم که با وجود مشکلاتى درونى
GEMB
کدام خيانت عمده ، سازمان يافته و کدام دستبرد
سياسى در پروسۀ انتخابات و در روز انتخابات
وجود نداشته است.
او به مساله رنگ در روز
انتخابات اشاره کرده گفت که اين مساله يک
اشتباهى تخنيکى بود تا يک تخطى آگاهانه و
سازمان يافته.
در اين ارتباط که درشمارى
صندوق ها اورق هاى راى قبلاً انداخته شده بود،
او گفت که چنين تخطى تنها و تنها به يک کانديد
بر نمى گردد؛ بلکه به گونه يى شامل همه
کانديدان مى شود.
با وجود اين همه نواقص،
انتخابات يک تجربۀ سودمند بود و مشروعيت آن در
چنين اشتباهاتى نمى تواند زير سوال ببرد،
اوتاکيدکرد که دفتر مشترک و دارالانشا به
هيچگونه به نفع يک کانديد مشخص کار نکرده است.
مرضيه مينه :
هميشه دفتر مشترک تنظيم
انتخابات گفته است که رهبرى پروسۀ انتخابات
به عهدۀ افغانها ست نه به عهدۀ خارجى ها.
شما فکر نمى کنيد که حالا
بسيار ناوقت است که گفته مى شود که رهبرى
پروسۀ انتخابات به عهدۀ خارجى ها بوده است؟
مدبر
:
به زبان رسمى مى شود گفت که
رهبرى به عهدۀ افغانها بود؛ اما مشکل در همين
جاست که افغانها واقعاً رهبرى را بر عهده
نداشتند.
او گفت در انتخابات اضافه ٢٥٠
مليون دالر امريکايى مصرف شده است، صلاحيت
چگونه گى اين مصرف تماماً در اخيتار متخصصان
خارجى بود نه افغانها .
عبدالواسع آرين:
در مجموع انتخابات تجربه خوبى
براى مردم بود ، مردم در پروسۀ راى دهى شامل
شدند.
اين جا ١٨ کانديد وجود داشت که
شمارى آن ها کمتر از يک فيصد راى آوردند،
مردم در ارتباط به کانديدان عمدتاً به سه بعد
شخصيت آنها انديشيده اند.
¨
شخصيت کانديد
¨
برنامه کارى کانديد
¨
روابط کانديد با مردم
در بعد نخست ، مردم به اين
انديشيده اند که کانديد چقدر مى تواند به امر
وحدت ملى افغانستان مفيد باشد در بعد ديگر
مردم به چگونه روابط کانديد با اقوام گوناگون
کشور انديشيده اند و به همينگونه در بعد سوم
مردم به اين امر انديشيده اند که آن ها رييس
جمهورى تعيين نمى کنند که تنها بر آنها حکم
براند، بلکه بايد برنامه کارى موثر داشته
باشد.
کسانى هم که راى کم گرفته اند،
براى آن ها يک تجربۀ مثبت است که تا به چگونه
گى روابط و برنامه هاى کارى خود بينديشند.
بايد به برنامه هاى کارى يا خط
مشى کانديدان توجه شود و جنبه هاى مثبت آن ها
گرد آورى و اجرا شود.
بايد حکومت آينده را کمک کنيم
تا بر اساس تحکيم و حدت ملى کار کند و به مردم
خدمت نمايد.
بهتر آن است که آينده نگرباشيم
و با آينده نگرى از وقوع مشکلات جلو گيرى
کنيم. مشخصاً جامعۀ مدنى بايد ظرفيت آن را
داشته باشد تانگذارد اشتباهات بزرگ شود وبايد
پيش از آن که اشتباهات به آينده برسد آن ها
را مهار کرد و ازبين برد.
اگر رنگ پيش از روز انتخابات
مورد ازمايش قرار نگرفته است، يک اشتباه است
يک نقطه منفى است.
يکى از نقاط ضعيف پروسۀ
انتخابات مربوط به ساختار دفتر مشترک انتخابات
و چگونه استخدام کارمندان پروسۀ انتخابات بود
که بايد در اين جا افراد و اشخاص غير حزبى و
بيطرف سهم داشته باشند. بيطرفى کارمندان شرط
مهمى است.
عزيزرفيعى :
شما فکر مى کنيد که مردم بايک
آگاهى سياسى _ اجتماعى به کانديدان راى داده
اند، پس درين صورت چرا آن شمار کانديدانى که
پايه يى روشنفکرى داشته اند، راى کمترى آورده
اند؟
واسع آرين :
روشنفکران روابط مردمى ضعيفى
دارند، رييس اقوام و قبايل هر چندآموزش نديده
اند؛ ولى اين ها ريشۀ مردمى دارند. در جاى
که نظريات روشنفکر قبول نميشود، ميدان را ترک
مى کند، درحالى که رييس قوم مى ماند تا مشکل
را حل کند، روشنفکران افغانستان بايد ريشه هاى
مردمى خود را قوت بخشند.
برنامه هاى کارى بايد ويژه گى
هاى ملى داشته باشند مردم بايد نياز منديهاى
خود را در برنامه ها درک کنند. سطح آگاهى مردم
بايد بالا برده شود. براى آن که هر انکشافى
از مردم آغاز مى شود.
انجنير فضل احمد:
واقعاً بعد خارجى انتخابات قوى
تر بود و در جهت ديگر مردم بسيار ناتوان و
نيازمند اند و فکر مى کردند که کرزى مى تواند
کمک هاى بيشترى را جلب کند. بناءً کرزى را
درهمين مرحله مفيد تر ديدند، اساساً نياز مندى
شديد ملت به کمک هاى اقتصادى سبب شد تا به
کرزى راى بدهند. مهم اين است انتخابات بتواند
به حکومت هاى توتاليتر پايان دهد.
بسيارى از کارمندان و گرداننده
گان راى دهى ظرفيت رهبرى مردم را نداشتند.
مردم در نتيجۀ برنامه هاى آگاهى عامه ثبت نام
کردند، به پاى صندوق هاى راى رفتند ؛ ولى آنها
در جريان راى دهى به صورت خوب و بيطرفانه
راهنمايى نشدند. چنان که سرى بودن انتخابات
حفظ نگرديد.
عالم امينى :
درانتخابات هم خارجى ها و هم
داخلى ها دچار اشتباه شدند.
خارجى ها تنها اين هدف را
داشتند که انتخابات اجرا شود. در جهت ديگر او
گفت پيوسته منابع و رسانه ها خطر انفجار بم و
راکت و خرابکارى از بيرون در روز انتخابات پخش
مى کردند و اين امر توجه همگان را به بيرون
جلب کرد، در حالى که همه مشکلات و نارسايى از
بيرون نبوده است.
نارسايى از طرف مردم نبود.
مساله رنگ يک امر تصادفى نيست ، اگر رنگ
آزمايش شده بود و رنگ اصيل نبود چرا بدل
نشداين يک نقص است و اگرآزمايش هم نشده بود
باز هم اين خود اشتباه ديگرى است.
او گفت در هر حوزۀ که کانديدى
طرفداران بيشتر داشت، مردم رهنمايى مى شدند که
به او راى بدهند. مردم به برنامه راى نداده
اند.
بسيارى از روشنفکران برنامه
هاى کانديدان را نخوانده اند چه برسد به مردمى
که بى سواد اند.
امينى گفت من فکر مى کنم مردم
به آزادى ، به دموکراسى و به سرنوشت خود راى
داده اند وحتى مى شود گفت که مردم راى داده
اند تا ديگر دخالت خارجى در افغانستان نباشد.
او گفت بايد نقاط مثبت
انتخابات برجسته شود، به عقيده امينى نقاط
منفى هم بسيار زياد بود، چنان که درهمان ساعت
اول روز انتخابات دکتور فاروق وردک خود گفت
که بايد انتخابات به يکى دو روز ديگر به تعويق
بيفتد. اين گفتۀ او نشان مى دهد که ميزان
نواقص بسيار زياد بوده است.
عزت الله حبيب :
حالا که در اين انتخابات نقش
افغانها ضعيف بوده است آيا اين نگرانى وجود
ندارد که نقش افغانها در انتخابات پارلمانى
آينده هم ضعيف خواهد بود؟
صادق مدبر:
روى استراتژى انتخابات
پارلمانى اين روزها کارمى شود. بايد بگويم
اين استراتژى هم به وسيلۀ خارجى ها ساخته مى
شود.
در حالى که بايد صلاحيت کارى
از افغانها باشد و خارجى ها نقش مشاور داشته
باشند.
او گفت تا ايجاد پارلمان همين
دوره را هم دورۀ انتقالى مى گويند و در اين
دوره بايد کمسيون مستقل انتخابات ساخته شود.
امان الله جواد:
آيا خارجى ها در تمام جزييات
پروسه دخالت داشتند؟
صادق مدبر :
بلى ! صلاحيت استخدام کاملاً
در دست آنها بود و به همينگونه صلاحيت مالى.
خارجى ها عقيده داشتند که افغانها در پروسۀ
انتخابات بى تجربه اند، بناءً در مسايل مالى
چنين پروسۀ نيز بى تجربه اند.
اوگفت در ولايات استخدام به
گونۀ صورت گرفت که بعداً هر کارمند توانست
شمار از خويشاوندان خود را شامل پروسه سازد.
داکتر بلوچ :
نتيجۀ انتخابات از آغاز معلوم
بود، مردم مى فهميدند که در هر صورت آقاى کرزى
برنده است.
سازمان ملل متحد به گونه يک
نمايش دموکراسى انتخابات را در افغانستان راه
اندازى کرده است. اين مساله براى بوش هم بسيار
مهم بود.
حالا سخن اين جاست که چه بايد
کرد تا در آينده چنين نواقصى در انتخابات وجود
نداشته باشد.
او گفت بايد تمام نواقص
جمعبندى شود، سطح آگاهى مردم بالا برده شود تا
در آينده جلو وقوع نواقص گرفته شود.
صادق مدبر:
انتخابات با پول خارجى ها و
متخصصان خارجى اجراشد. حتى در دارالانشا بعضى
مناقشات به وسيلۀ خارجى ها حل مى شد يعنى
وقتى دو افغان در مساله يى مناقشه مى داشتند
بعداً سخن يک خارجى را مى پذيرفتند به دليل
که گويا او يک عنصر بى طرف است.
عزيز رفيعى:
در ارتباط به نقش بيشتر خارجى
ها در پروسۀ انتخابات مى خواهم بگويم که
اساساً منابع امداد خارجى مى خواستند که نقش
خارجى ها در پروسۀ انتخابات بيشتر باشد.
درحالى که همين منابع امداد در پروسۀ قانون
اساسى علاقه داشتند که آن پروسه به مانند يک
پروسۀ کامل افغانى به پيش برده شود.
مساله ديگرى را که مى خواهم
مطرح کنم اين است که در پاکستان هيچ معيارى
براى ثبت نام افغانها وجود نداشت، درحالى که
در ايران تنها آن هايى اجازۀ راى دهى داشتند
که کارت خروج را دريافت کرده بودند. چون همه
گان کارت خروج نداشتند و شمارى هم به
افغانستان برگشته بودند و اين جا هم زمان ثبت
نام تمام شده بود، بناءً آن ها از حق راى
دهى خود محروم شدند، آيا چنين مسايلى را مى
شود در رديف تخطى ها حساب کرد؟
عزت الله حبيب :
اساساً يک عده پناهنده گان
افغان در ايران از هراس اين که به وسيله
پوليس شناسايى شوند، نمى خواستند که کارت راى
دهى بگيرند، براى آن که اجازۀ رسمى اقامت در
ايران را نداشتند.
صادق مدبر:
در پاکستان ٧٠٠٠٠٠ پناهنده ثبت
نام کردند و دست کم ٥٠٠٠٠٠ راى دادند .
اساساً نگرانى وجود داشت که شمارى از پشتون ها
و هزاره هاى پاکستانى به نام افغان راى دهند.
در ايران ٢٦٠،٠٠٠ تن راى
دادند.
امان الله جواد:
خانوادۀ من در آن روز ها در
پشاور بودند، از اين که از کابل کارت ثبت نام
گرفته بودند براى شان حق داده نشد که راى
بدهند.
عبدالرحمان هوتکى :
اينکه مردم افغانستان در طول
تاريخ براى بار اول اين حق را به دست مى آورند
تا به پاى صندوقهاى راى رفته زعيم خويش را خود
انتخاب نمايد يک نقطۀ عطف در تاريخ کشور ماست
. به اين اساس باوجود مشکلات عديده مردم
افغانستان در انتخابات رياست جمهورى چنان سهم
گيرفتند که جهانيان را به حيرت واداشت.
با وجود اينکه مردم ما در
انتخابات عمومى بکلى تجربه نداشت؛ولى رويهمر
فته از امتحان زمان خيلى موفق بدر آمدند. در
جريان انتخابات کمى و کاستى هاى تخنيکى موجود
بود؛ ولى اين کاستى ها آنقدر چشمگير نبوده که
بالاى ماهيت انتخابات تاثر منفى وارد نمايد.
بالاتر از همه اشتراک
زايدالوصف مردم اعم از زنان و مردان ما بود که
در انتخابات سهم خيلى فعال گرفتند و مشروعيت
انتخابات افغانستان را بايد از نقطه نظر
اشتراک مردم ارزيابى نمود. به اساس فيصدى گفته
مى توانيم که در حدود ٧٥درصد مردم واجد شرايط
راى دهى در انتخابات سهم فعال گرفته است. اگر
اين فيصدى در مقايسه با کشور هاى پيشرفته جهان
که ساليان دراز در انتخابات تجربه کافى دارند
و هم اهميت انتخابات را درک ميکنند، مقايسه
شود، انتخابات افغانستان فيصدى بالاترى از راى
دهندگان را بخود جلب نموده است . روى اين
دليل ما انتخابات افغانستان را مثبت ارزيابى
مى نمايم.
من در سوال قبلى به اين اشاره
کردم که در جريان انتخابات کمى و کاستى ها
البته مربوط نواقص اداراتى بود که انتخابات را
رهبرى مى نمودند.
در کمپ هاى مهاجرين افغان هادر
پاکستان مشکل از نوع ديگرى وجود داشت. در آنجا
کسانيکه از داخل افغانستان کارت راى دهى حاصل
نموده بودند اجازۀ راى دهى براى شان داده نشد
در حاليکه دفتر مشترک از طريق وسايل اطلاعات
جمعى به اطلاع مردم رسانده بودکه هر کس از هر
جا که کارت به دست آورده باشد ميتواند و در
جاى ديگر راى بدهد ولى در عمل چنين نشد.
مساله رنگ و استخدام کارکنان
راى دهى از محلات مربوط آن حوزه و نبودن
ناظرين ملى در اکثر ساحات از کاستى ها وعيب
هاى اين پروسه بود که نبايد در انتخابات
پارلمان تکرار شود.
دست آورد بزرگ اين انتخابات
آنست که براى بار اول مردم افغانستان اين حق
را به دست آورد که درمورد زعيم کشور خود نظر
خود رابه اساس راى خود ابراز دارد. و مقدرات
ملى خود را خود بدست گردد.
مردم افغانستان به زور مندان و
تفنگسالاران پيام اشکار افراستاد که ديگر ملت
حاضر نيست تحت قمچين جور و جفا اين زورمندان
که هيچگاه نداى ملت را نمى شنيدند حرکت کنند.
ديگر دست آورد اين که مردم افغانستان با مجامع
ملى و بين المللى فهماندند که آنها داراى سطح
بلندى آگاهى سياسى اند. و تصوراتيکه قبلاً در
مورد فهم سياسى مردم افغانستان در حلقات
روشنفکران ملى و سياستمداران خارجى موجود بود
اشتباه بود. بعد از انتخابات همه به اين
واقعيت پى برده است که اگر به مردم افغانستان
مجال داده شود ميتواند سر نوشت خود راخود
تعيين نمايد.
عبدالواسع آرين:
مى خواهم در ارتباط به استعفاى
دوتن از کانديدان بگويم که دو روز پيش از
انتخابات از کانديداتورى خود به نفع کرزى
گذشتند و راى هاى هم که به آن ها داده شده است
به کرزى حساب نمى شود، اين کار آن ها مى تواند
به مفهوم به هدر دادن راى مردم تلقى شود.
نبايد راى مردم به هدر برود.
آنهابايد پيش از آن که ورقه
هاى راى دهى به چاپ مى رسيد، استعفا مى دادند
تا تصويرهاى شان در ورق ها چاپ نمى شد.
در آينده بايد در مورد
کانديدان معيارهاى مشخصى وجود داشته باشد.
عزيز رفيعى :
اجازه بدهيد که به گونۀ فشرده
بحث هاى خود را جمعبندى کنيم:
در کليت نظريات نيکى در ارتباط
به انتخابات وجود داشت ، همه گان انتخابات را
يک تجربۀ نو براى افغانستان دانستند، انتخابات
امر مفيدى براى افغانستان بوده است، هرچند
مشکلات و نواقصى هم در آن وجود داشته است .
پس از چند دهه جنگ و پس از اين
همه حکومت هاى متکى بر کودتا و تفنگ وقتى
افغانستان انتخابات راتجربه مى کند وحکومتى بر
بيناد انتخابات به وجود مى آيد ، اين امر
واقعاً مى تواند براى اينده اميد وار کننده
باشد.
از اشتباهات بايد درس گرفته و
عوامل تکرار آن را از ميان برد.
انتخابات پارلمانى پيش روى است
افغانستان نياز دارد تا يک پارلمان قوى و آگاه
داشته باشد، براى رسيدن به چنين پارلمانى بايد
انتخابات پارلمانى در يک فضاى مساعد و به دور
از تهديد و تخطى صورت گيرد.
سطح آگاهى مردم بايد با اجراى برنامه هاى
آگاهى عامه بالا برده شود و امنيت به پيمانۀ
بيشتر در دهکده ها ى کشور تامين گردد. |