|
¨
مقدمه:
ورکشاپ ( زنان ،
صلح و امنيت ) که مدت سه روز ادامه داشت ، در
آن (٤٥) تن ،شامل (٣٦) زن و (٩) مرد از شهر
کابل و ولايات کشور اشتراک داشتند.
ورکشاپ به ساعت
(٩) بامداد روز سه شنبه ١٠ قوس ١٣٨٣ خورشيدى
بــــرابـــــر با ٣٠ نوامبر ٢٠٠٤ميلادى در
تالار نورستان هوتل انتر کانتننتال کابل آغاز
يافت.
¨
اهداف و مقاصد ورکشاپ:

به گونۀ فشرده
مى توان مقاصد عمدۀ سمينار را به گونۀ زيرين
دسته بندى کرد:
1.
ايجاد فضايى که
اشتراک کننده گان بتوانند تجارب خود از جنگ
هاى گذشته را با مسايل مندرج در قطعنامه ١٣٢٥
بر رسى نمايند.
2.
فرصت دادن براى
نهاد هاى زنان مناطق مختلف کشور، تاگردهم جمع
آمده و در ارتباط به عواملى که بر امنيت زنده
گى آن ها تاثير گذار است، بحث و تبادل نظر
نمايند و راه کارهايى راجهت کمک به صلح
پايدار در افغانستان جستجو کنند.
3.
شناخت ميثاق هاى
ملى و بين المللى که افغانستان به آن ها متعهد
است، تا اشتراک کننده گان بتوانند آن ها را با
فعالان سياسى ملى و بين المللى در ميان
گذاشته و سهم گيرى زنان را در بازسازى
افغانستان پس از جنگ، بيشتر سازند.
4.
تشريح قطعنامۀ
١٣٢٥ شوراى امنيت ملل متحد و استنباط آن از
ديدگاه هاى اشتراک کننده گان و اينکه چگونه
مى توان آن را منحيث وسيله يى جهت رفع هر نوع
خشونت و تبعيض عليه زنان در افغانستان به کار
برد.
5.
طرح پيشنهادها
در امر دادخواهى به سويۀ ملى ، منطقه يى و
بين المللى .
نظريات و تجارب
در مورد معضلۀ افغانستان:
وضع عمومى زنان:
¨
زنان نه تنها در
کشورما ؛ بلکه در همۀ جهان در برابر جنگ ،
خشونت هاى اجتماعى و طبيعى آسيب پذير ترين قشر
اجتماعى را تشکيل مى دهند. تجاوزات جنسى
قاچاق زنان، درهمه جا يک سان عمل مى کند
ما بايد خود را
با روح اين قطع نامه آشنا کنيم، و در جهت
تطبيق آن بکوشيم . براى آن که جهان کنونى ما
هنوز جهان مرد سالار است.
¨
زنان در افغانستان بيشتر نقش
سمبوليک دارندو نه بايد به نقش سمبوليک اکتفا
کنند؛ بلکه بايد در تصميمگيرى هاى مهم در جهت
استقرار صلح و باز سازى کشور سهم داشته باشند.

¨
افغانستان عضو
سازمان ملل متحد است، منشور سازمان ملل متحد
واعلاميۀ جهانى حقوق بشر را پذيرفته است، بنا
ء ً مجبور است که اين قطعنامه را قبول کند و
در جهت تطبيق آن اقدام نمايد. البته بايد
جداً متوجه شرايط خاص کشور خود بود. ما در
گذشته به سبب حرکت هاى تند روانۀ چپ و راست
ضربه هاى سنگينى ديده ايم. به سبب چنان حرکت
ها شمار زيادى زنان قربانى شده اند
¨
به دنيا اوردن
چندين کودک يکى از مشکلات گستردۀ زنان در
افغانستان است بناء بايد برنامۀ کنترول
خانواده گى در تمام مراکز صحى و بيمارستان ها
کشور روى دست گرفته شود و به زنان آموختانده
شود که نسبت به چند کودک بيمار وعليل يکى دو
کودک صحتمند بهتر است . هم اکنون زنان
دربسيارى از ولايات افغانستان از بيمارى
نبرکلوز رنج ميبرند و روزانه شمارى زيادى از
انان هنگام زايمان مى ميرند.
¨
يک رشته رسوم و
عنعنات در افغانستان وجود دارد که نه تنها سبب
پايمال شدن حقوق زنان در شرايط جنگى مى شود؛
بلکه حقوق زنان را در دوره هاى صلح و آرامش
نيز پايمال مى کند.
در قوانين
افغانستان از همان آغاز از حقوق اتباع سخن
گفته شده است ، اما رسم و رواج هاى که از دوره
هاى تاريک به ما رسيده است هميشه مانع آزادى و
حقوق زن بوده است.
¨
سطح پاين آگاهى
و ديدگاه هاى تعصب آميز در مورد زنان اکثرا
سبب بروز خشونت ها در خانواده ها ميگردد ، اين
خشونت ها گاهى سبب فرار زنان از خانواده شده
است که اين امر خود نتايج ناگوارى ديگرى را
براى زنان به بار مى آورد،
تجاوز جنسى ،
قاچاق زنان، خريد و فروش زنان، خودسوزى زنان
د رجامعۀ ما وجود دارد،
¨
زنان قشر محروم
و اسب پذير در افغانستان اند، آنها به امنيت
نياز دارند و امنيت مى تواند زمينۀ مشارکت
آنها را در مسايل اجتماعى بيشتر سازد. بايد
سلاح هر چه زود تر گرد آورى شده و سايۀ
تفنگداران از سر مردان و زنان اين کشور
ناپديد گردد.
و بايد با
درنظرداشت اصل شايسته سالاى در کابينۀ آينده
به زنان سهم شايسته آنان داده شود.
¨
زنان در
افغانستان کارهاى شاقه يى را انجام ميدهند،
مثلاً زنان مجبور ساخته مى شوند تا در پروسۀ
توليد ترياک کار کنند. خشونت گستردۀ خانواده
گى وجود دارد ، در سال گذشته دست کم دو زن به
وسيلۀ شوهران شان در يکى از ولايات کشور
کشته شده اند. شمار زنان معتاد روبه افزايش
است، آنها هنوز خريد و فروش مى شوند. مسايل
مربوط به زنان نه بر اساسى قوانين شريعى و
قانون اساسى نه ، بلکه بر اساس قانون قبيله يى
و رسم و رواجها حل مى شود. بايد در جهت تغيير
اين عنعنات ناپسند تلاش شود و قانون بر حيات
زنان حاکم گردد.
وضعيت زنان بيوه و معلول:

¨
در تقريباً سه
دهه جنگ گذشته هزاران زن در افغانستان نه تنها
شوهران خود را از دست داده اند بلکه به اثر
انفجار راکت ها و بم ها معيوب نيز شده اند.
آن ها محتاج همکارى و دستگيرى اند؛ اما تا
کنون کسى در مورد اين قشر محتاج و مظلوم جامعه
اقدامى نکرده است.
¨
بياييد در باز
توانى زنان معلول و معيوب کارکنيم و نگذاريم
که آن ها دست به گدايى بزنند.
فيصله شده است
که بايد در هر وزارت پنج در صد معيوبين
استخدام گردند، اما تاکنون علاقه يى به
استخدام زنان معلول و معيوب وجود ندارند. بايد
حق مشارکت در تمام عرصۀ براى زنان معلول و
معيوب داده شود.
¨
در اين ميان
زنان بيوه و ضعيف بسيار ناگوار ى و دارندآنها
خود نان آوران خانواده شده اند. و اين در
شرايطى است که زمينۀ کار اجتماعى براى زنان
بيوه وجود نه دارد و از طرف ديگر دولت نيز تا
هنوز در اين ارتباط برنامه هاى مشخصى را در
جهت کمک به بيوه زنان را روى دست نه دارد.
تنها راه اندازى
سيمنارها و ورکشاپ ها در ارتباط به مشکلات
زنان در شهر کابل کافى نيست.
دامنۀ اين
فعاليت ها بايد به ولايات نيز کشانيده شود.
حقوق بشر :
¨
در گام نخست
بايد زنان را از حقوق بشر، دموکراسى ، حقوق و
آزاديها ى فردى آن ها با خبر بسازيم.
هم اکنون زنان
نويسنده ، روزنامه نگار و هنرمنددر ولايات
کشور به وسيلۀ شمار افراد تفنگدار تهديد و
تحقير مى شوند. آنها نمى توانند ديدگاه هاى
خود را بيان کنند.
¨
چنانکه ديده شد زنان با شور و
علاقه مندى در انتخابات اشتراک کرده انداما
شمارى آنها به وسيلۀ شوهران و وابسته گان شان
مورد لت و کوب قرار گرفته اند که چرا ثبت نام
کرده اند و يا هم در انتخابات اشتراک نموده
اند. شمارى از زنان هم که در انتخابات اشتراک
نموده اند، بيشتر به کسى راى داده اند که
شوهران و يا وابسته گان به آنها تاکيدکرده
اند. اين امر نشان ميدهد که به وجود پروسۀ
جارى موجود زنان در افغانستان هنوز از رسيدن
به حقوق شهروندى و حقوق بشرى خويش فاصلۀ زيادى
دارند.

¨
تا هنوز نقش
زنان در احزاب سياسى يک نقش سبموليک است و از
قدرت تصميم گيرى برخوردار نيستند بناء باوجود
که در فعاليت هاى سياسى سهم دارند، اما نقش
آنها چندان سازنده به نظر نمى ايد.
¨
ازدواجهاى
اجبارى هنوز در خانواده ها وجود دارد، غير از
اين زنان در ولسواليها و دهکده هاى کشور به
تعليم و تربيه دست رسى نه دارند. بناء فيصدرى
بى سوادان در ميان آنها با مقايسۀ مردان بيشتر
است.
جوانان :
¨
هنوز در بسيارى
از ولايات افغانستان د رسنين پاين به شورهر
داده ميشوند حتى نامزادى ها در دوران کودکى
صورت ميگيرد که اين امر بعداً در خانواده سبب
ايجاد خشونت و بالا رفتن ميزان طلاق ميگردد.
¨
اخيرا شمارى از
دختران جوان پناهندۀ افغان از ايران به
افغانستان رد مرز ميشوند، آنها بدون سر نوشت و
دور از خانواده هاى خود در خطر هر گونه خشونت
و انحراف اخلاقى ميتوانند قرار گيرند.
¨
در شمارى از
ولايات افغانستان بسبب موجوديت تعصبات شديدى
جنسى اکثرا خانواده ها پس از صنف سوم و
نهايتاً صنف ششم به دختران جوان خود اجازه نمى
دهند که به اموزشهاى بيشترى بپردازند.
مهاجرين:
¨
ظرف يکى دو سال
اخير حادثه هاى خودسوزى در ميان خانواده هاى
عودت کننده در هرات بيشتر به مشاهده ميرسد. تا
هم اکنون براى خانواده هاى عودت کننده خدمات
اجتماعى ، صحى و آموزشى از طرف دولت وجود
ندارد.
¨
عودت کننده گان
از بى سر پناهى ، بى کارى ، بيمارى و فقر رنج
ميبرند.
زنان از ديدگاه
خويش امنيت را چگونه تعريف ميکنند؟
¨
امنيت به آن
فضايى گفته ميشود که زنده گى جريان عادى خود
را داشته، جنگ ، منازعه و خشونت وجود نداشته
باشد. انسانها چه از نظر فکرى و چه از نظر
روانى و جسمى احساس آرامش نمايند و نسبت به
يکديگر درک مسؤوليت داشته باشند.
¨
امنيت زنده گى
کردن در فضاى آرام و با ثبات است که افراد
جامعه به ديدگاه ها و نظريات يکديگر احترام
داشته باشند.
¨
امنيت آن شرايط مطمئين
اجتماعى _ سياسى است که در آن افراد و
خانواده ها احساس مصئونيت نمايند و
شرايط اجتماعى نتواندبرزنده گى
خانواده گى و روابط اجتماعى تاثيراتى منفى
بر جاى گذارد
چه عوامل وجود
دارد که ميتواند امنيت و صلح زنان را متاثر
سازد؟)
¨
منازعات اجتماعى
، سطح پايين آموزش، فقر ، بېکارى، عدم تطبيق
قانون ، تفنگ سالارى، تبعيض نژادى و جنسى،
نبودن زمينه هاى اجتماعى کار و موجوديت سنت ها
و عنعنات ناپسند اجتماعى عواملى اند که صلح و
امنيت زنان را متاثر مى سازد.
¨
قوم گرايى،
اعمال خشونت خانواده گى و اجتماعى ، نبودن
اصول ديموکراسى در جامعه، ناديده گرفتن
نظريات زنان، سهم ندادن زنان در پروسه هاى
سياسي _ اجتماعى و اقتصادى، پايين بوده سطح
آگاهى جامعه و نهايتاً مرد سالارى، صلح و
امنيت زنان در افغانستان را متاثر ميسازد
مردم افغانستان
صلح و امنيت راچگونه تعريف ميکند؟
¨
امنيت عبارت از
خلع سلاح عام و تام ، جلو گيرى از جنگ ، از
بين بردن زمينه هاى منازعه وخشونت در جامعه
و محو مفکوره هاى تبعيض آميز مى باشد.
¨
موجوديت يک دولت
مرکزى با پايه هاى مستحکم سياسى اجتماعى
واقتصادى، آزادي، بيان سهم گيرى فعال زنان در
مسايل سياسى_ اجتماعى ضامن امنيت مردم
افغانستان است.
¨
امنيت از نظر
مردم تطبيق فرامين، خلع سلاح عمومى در سرتاسر
کشور، وحدت ملى ، منع کشت خشخاش، منع توليد،
قاچاق و ترافيک مواد مخدر ، تطبيق قوانين ، به
وجود آوردن نظام حساب دهى ، رفع هر گونه تبعيض
قومى، لسانى، منطقه يى و جنسى ميتواند امنيت
تعريف شود.
زنان براى فايق
آمدن بر مشکلات چه فعاليتهاى را بايد به راه
بياندازند؟
¨
مساعد ساختن
زمينۀ کار و ايجاد حرفه ها براى زنان.
¨
ايجاد اردو و
پوليس ملى.
¨
پايه گذارى
مکاتب سواد حياتى و مسلکى.
¨
بلند بردن سطح
آگاهى مردم از طريق اطلاعات جمعى.
¨
پاسدارى از
سرحدات کشور و توزيع تذکرۀ تابعيت به تمام
مردم افغانستان.
¨
توزيع کود و تخم
اصلاح شدۀ بذرى به دهقانان و نظارت از بازار.
¨
موجوديت بودجۀ
ملى متوازن.
¨
گرد آورى عوايد
کشور از تمام ولايات.
¨
تشويق صنايع ملى
و صنايع دستى.
¨
تشويق سکتور
خصوصى در امر سرمايه گذارى.
¨
تبليغات در ميان
مردم، جهت حفظ ارزشهايى پسنديده.
¨
راه اندازى
سمينار ها و ورکشاپها درزمينه هاى مديريت و
اقتصاد.

مواد بين المللى که افغانستان
آنرا امضا نموده است
معرفى
قطعنامۀ ١٣٢٥:
¨
اين قطعنامه به
تاريخ ٣١ اکتوبر ٢٠٠٠ ميلادى در شوراى امنيت
سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است .
اهميت تاريخى
دارد و آنرا مى توان به مثابۀ يک قانون تلقى
کرد.
به سال ١٩٩٩،
پنجاو پنج زن از چهل و چهار کشور جهان در
لندن گرد هم آمدند تا مشکلات زنان را مورد بر
رسى قرار دهند و راه هاى حل مشکلات زنان را در
سطح جهان جستجو کنند.
اين زنان فيصله
کردند که
International Alert
در ارتباط به حل مشکلات زنان کمپاينى را به
راه اندازد، چنين بود که
IA
در کشور هاى
گوناگون با زنان زيادى گفتگو کرد و ديدگاه هاى
آن ها را در ارتباط به مشکلات اجتماعى شان و
راه هاى حل آن مشکلات جوياگرديد.
معاهدۀ رفع
هرگونه تبعيض عليه زنان که به سال ١٩٧٩ در
سازمان ملل متحد تصويب شده است، يکى از بخش
هاى مهم اين قطعنامه است .
در اين قطعنامه
به امر دادخواهى زنان و سهمگيرى آنان در
روند صلح تاکيد شده است.
ارتباط قطعنامۀ
١٣٢٥ با مسايل صلح و امنيت در افغانستان:
¨
زنان افغانستان
نخست بايد مشکلات و ويژه ىگى هاى جامعۀ خود
را بدانند. يعنى دريابند که آن ها در شرايط
کنونى به چه امر نياز بيشترى دارند.
مثلاً اجراى خلع
سلاح و ملکى سازى براى افغانستان بسيار مهم
است، حالا بايد به قطعنامه مراجعه کرد و در آن
ديد که کدام يک از بخشهاى آن در ارتباط به اين
امر راهنمايى دارد. تامطابق آن کار کنند.
¨
امر تحکيم صلح
به وسيلۀ تماس و گفتمان گروههاى حافظ صلح و
شورا هاى زنان يکى ديگر از اهداف اين قطعنامه
است.
با استفاده از
همان بخشى قطعنامه که مساله گفتمان در ميان
نيروهاى حافظ صلح و شوراى زنان را مطرح مى
کند، گفتگوهايى را با نيروهاى حافظ صلح در جهت
تحکيم صلح راه اندازى کنند. تا بتوانند در امر
تامين صلح و امنيت در کشور خود سهم داشته
باشند.
¨
قطعهنامه
CEDAW
نيز که در ارتباط به حقوق مدنى ، سياسى_
اجتماعى و فرهنگى و رفع خشونت عليه زنان بحث
ميکند شامل شش بخش و ٢٩ ماده ميباشد . سيدا
مشخصاً از قطع هر نوع تبعيض عليه زنان حمايت و
تبليغ ميکند . اکثراً زنان در کشورهاى مختلف
جهان سيدا را بهترين وسيلۀ دفاع از حقوق
خويش ميدانند.
در قطعنامۀ سيدا
در ارتباط به پيشرفت زنده گى اجتماعى زنان ،
رفع هر نوع تبعيض عليه زنان ، مسالۀ تساوى
حقوق مردان با زنان ، از بين بردن زمينه هاى
بدکارى و قاچاق زنان، سهم گيرى آنان در امور
سياسى و اجتماعى بحثها و مواد مشخصى وجود
دارد.
¨
از اين که در
قوانين اساسى شمارى از کشورها و از جمله قانون
اساسى افغانستان احکامى در ارتباط به تامين
حقوق زنان وجود دارد، بناءً حکومت بايد در
ارتباط به تامين حقوق زنان سياست هاى مشخصى
را روى دست گيرد.
اين قطعنامه
دولت را کمک مى کند تا از سياست عدم تبعيض در
برابر زنان کار بگيرد.
زنان بايد در
قانون اساسى آن بخشهاى را که در ارتباط به
حقوق آن ها احکامى دارد، مورد بر رسى قرار
دهند تا به چگونه گى حقوق خود در قانون اساسى
آگاهى پيدا کنند، آنها بايد مسالۀ تساوى حقوق
زنان با مردان در قانون اساسى را پيدا کنند و
بعد در چارچوب قانون اساسى به دادخواهى و امر
تامين حقوق خود بپردازند.
¨
سيدا بايد در
محکمۀ عالى افغانستان پذيرفته شود، البته درک
سيدا به وسيلۀ زنان و مراجع حقوقى افغانستان ،
زمانى ميسر ميشود که ، قطعنامۀ سيدا به زبان
هاى رسمى کشور ترجمه شود. در صورت پذيرش
قطعنامۀ سيدا در محکمۀ عالى افغانستان امکان
تغييراتى در قانون محکمه ميتواند وجود داشته
باشد و اين تغييرات بايد به وجود بيايد.
حکومت افغانستان
بايد بودجه يى را جهت تطبيق سيدا مشخص سازد.
امر مهم اين است که زنان در افغانستان در
پروسه هاى سياسى بايد در همکارى نزديک با
مردان به فعاليت هاى خويش بپردازند و در
پروسه هاى سياسى _ اجتماعى خود برنامه هاى
دراز مدت و دور نمايى داشته باشند. آنها بايد
خود را با سياست هاى جارى درکشور، منطقه و
جهان آشنا سازند.

نگرانى هاى زنان
افغانستان در رابطۀ به قطعنامۀ ١٣٢٥ :
¨
در اصول با
قطعنامه وبا مسايل انعکاس يافته در آن موافقت
وجود دارد اما بايد زبان قطعنامه قاطعيت
بيشتر داشته باشد.
¨
مواد قطعنامه تا
حد جامع است ؛ و لى در قطعنامه هم جنبه هاى
مثبت و هم جنبه هاى منفى.بعضى بخشهاى قطعنامه
به توضيحات بيشتر نيازمند است.
¨
جنبه هاى تبليغى
و تشريحى قطعنامه بايد بيشتر مى بود.
¨
مواد قطعنامه
بايد به زبانهاى محلى ترجمه شود.
به نظر شما چه
خاليگا ها و کمبوديها در قطعنامه وجود دارد:
¨
قطعنامه زبان
ضعيف حکمى دارد.
¨
زبان
قطعنامه دشوار است ، قطعنامه بايد به زبان
ساده و روان نوشته شود.
¨
نخست بايد براى
زنان در هر کشورى آگاهى داده شود تابعداً
آنها بتوانند در تصميم گيرى ها سهيم گردند.
¨
ديگر اين که
قطعنامه براى تمام کشورهاى جهان در سطح يکسان
ساخته نشده است.
¨
در ارتباط به
امنيت زنان بيوه ، معلول و معيوب و امر شرکت
آنها در امور اجتماعى و سياسى در قطعنامه
اشارۀ وجود ندارد.
غير از اين در ارتباط به اين
قطعنامه هيچگونه شيوۀ گزارش دهى پيش بينى نه
شده و
کميته هاى ارزيابى بر تطبيق قطعنامه وجود
ندارد.
به جاى عبارات
"فراخوانده ميشود" و کلمه هاى " سازد" و
"نمايد " بايد عبارات تاکيدى مانند "توظيف
ميگردد" ، " مسؤوليت دارد" آورده شود.
در صورت عدم
تطبيق اين قطعنامه هيچ گونه باز پرسى و نظارت
جدى پيش بينى نه شده است تاکشورهاى متعهد در
اجراى قطعنامه احساس مسؤوليت بيشتر نمايند.
خلاصه اين که
اين قطعنامه بيشتر جنبۀ تيوريک و نظرى دارد و
کمتر جنبۀ عملى.

براى تصميم گران
سياسى چه پيشنهادهاى مشخص داريد؟
¨
دولت هابايد با
امضاء يک رشته توافقات بين المللى نقش و سهم
گيرى زنان در سطح ملى و بين المللى را بالا
ببرند، تا زنان بتوانند در امر تطبيق اين
قطعنامه نظارت داشته باشند.
¨
در امر سهيم
ساختن زنان در پروسه هاى سياسى _ اجتماعى جداً
با مسايل فرهنگى واجتماعى هر کشور بايد با
احتياط لازم برخورد صورت گيرد.
¨
در قوانين مدنى
افغانستان، جهت تثبيت حقوق بيشترى زنان و
کودکان بايد تعديلات به سود آنها وارد گردد.
¨
از سرمنشى ملل
متحد تقاضا ميشود که با درنظر تاشت شرايط خاص
افغانستان زمينۀ کمکهاى بيشتر را بر اى کودکان
، زنان معلول و معيوب و زنان بيوۀ افغانستان
فراهم کند.
¨
ارزيابى قطعنامه
١٣٢٥ بايد در چارچوب فرهنگ و عنعنات پسنديده
و شرايط اسلامى افغانستان صورت گيرد.
¨
در موقع امضاء
قطعه نامه ها بايد دقت کامل صورت گيرد
ودولتمردان بايد در ارتباط به تعهد خويش ثابت
قدم باشند. و به همين گونه دولت مردان بايد در
تطبيق قطعنامه هاى سازمان ملل متحد خاصتاً
قطعنامه هاى که در ارتباط به حقوق زنان و
کودکان صادر ميشوند، قاطع و مصمم باشند.
¨
تصميم گيران
سياسى بايد پيش از امضاء هر قطعنامه يى ،
نظريات مردم ( زنان و مردان) را در آن ارتباط
جويا شوند و از تصميم خود به مردم آگاهى دهند.
جنبه هاى مثبت و
عملى سنتها در افغاسنان :
چالش هاى عمدۀ باز دارنده
کدامها اند ؟
¨
ندادن حقوق
قانونى به زنان .
¨
سطح
پايين سواد و فرهنگ درميان مردم.
¨
نظام مرد
سالارى در جامعه،موجوديت افکار تاريک و عقب
گرا درميان شمارى از موى سفيدان .
¨
موجوديت افراد
مسلح غير مسؤول.
¨
فرهنگ خشونت در
خانواده و درجامعه.
¨
عدم آگاهى زنان
از حقوق و وجايب شان و فقر فرهنگى .
¨
رنگ مذهبى دادن
به عرف و عنعنات ناپسنديدۀ اجتماعى در مورد
زنان.
¨
اجراى کارهاى
شاقه به وسيلۀ زنان .
¨
بى کارى گسترده
درميان زنان.
¨
عدم حضور فعال
و گستردۀ سياسى _ اجتماعى زنان درجامعه .
¨
کمبود زمينه هاى
تبادل افکار زنان بامردان .
¨
انواع تعصب
،تبعيض وعدم درک درست از شريعت اسلامى.
¨
حاکميت قوانين
قبيلوى .
¨
سو استفادۀ
سياسى از مذهب .
¨
جنگ هاى تحميلى
، مهاجرتهاى اجبارى و آفات طبيعى.
¨
تقليد نا
آگاهانه از فرهنگ بيگانه.
¨
ازدواجهاى
اجبارى، بد دادن و بدل دادن دختران، رسم و
رواجهاى ناپسند اجتماعى ، نامزديها و ازدواجها
در دوران کودکى، مصارف کمرشکن در مراسم عروسى
و تعذيه دارى.
¨
پايين بودن سطح زنده گى
اقتصادى .
¨
نبود يک نصاب
واحد تعليمى در سطح کشور.
¨
بيماريهاى
روانى وعصبى ناشى از جنگ هاى طولانى.
چگونه ميتوان
بدان چالش ها پرداخت؟
¨
بلند بردن سطح
آگاهى مردم .
¨
ترويج فرهنگ
بردبارى و احساس نوع دوستى.
¨
رشد صنايع دستى
زنان.
¨
پايه گذارى
شوراهاى محلى زنان و مردان.
¨
رشد فرهنگ
مسؤوليت پذيرى و حساب دهى.
¨
ايجاد فرهنگ
مشوره و تبادل افکار.
¨
تشخيص
اولويتها.
¨
تامين امنيت.
¨
رشد نهادهاى
مدنى منحيث ناظران در امر تطبيق برنامه ها و
سياست هاى دولت .
¨
بلند بردن دانش
سياسى زنان، از طريق برنامه هاى دراز مدت
آموزشى در داخل و خارج کشور.
¨
تغيير در
ساختار تشکيلاتى دولت و نهادهاى غير دولتى جهت
استخدام بيشتر زنان.
¨
تطبيق قانون
اساسى و قوانين ديگر در مورد زنان.
¨
تحکيم روابط
دوستانه با کشورهاى جهان.
¨
تربيۀ متخصصان
به هدف حمايت از حقوقو زنان و کودکان.
¨
انکشاف بيشتر
رسانه هاى گروهى .
¨
مبارزه با رسم و
رواجهاى ناپسند.
¨
انکشاف متوازن
آموزش وپرورش و پرداخت بودجۀ قابل ملاحضه، جهت
بهبود کيفيت آموزش در مکاتب و پوهنتونها.
¨
انکشاف برنامه
هاى حرفوى و مسلکى براى افراد کم سواد و افراد
که به پروسۀ ملکى سازى مى پيوندند.
¨
ايجاد فابريکه
ها.
¨
ايجاد زمينه ها
ى ورزش براى زنان .
¨
تهيۀ سرپنا
براى زنان بى سرپنا، بيوه و معيوب.
¨
ايجاد يک
معاهدۀ جزايى، براى آنانى که عليه زنان دست
به خشونت ميزنند.
¨
بالا بردن سطح
آگاهى زنان از طريق مطبوعات، تبليغ حقوق زنان
در مساجد، ايجاد مراکز صحى براى
معتادان،افزايش کودکستان هاى محل کار وزيست، و
سرعت در پروسۀ
DDR.
چگونه ميتوان
ازمحيط به نفع خود استفاده کرد؟
¨
بايد از منابع
دست داشتۀ محيطى استفاده شود و توليدات کشور و
سکتورهاى خصوصى تقويت گردد.
¨
اصلاحات
اقتصادى _ اجتماعى در سطح کشور پياده شود.
¨
از قانون اساسى
بايد در تمام عرصه هاى زنده گى سياسى اجتماعى
کشوربه حيث يک منبع بااعتبار و راهنما کار
گرفته شود.
¨
در جهت پيش برد
برنامه هاى اجتماعى و اقتصادى بايد از نفوذ
شخصيت هاى دينى و مذهبى و متنفذان محل استفاده
گردد.
¨
استفادۀ سالم از
روند دموکراسى و توسعۀ آزادى بيان.
¨
مشارکت زنان در
همه ابعادزنده گى اجتماعى و سهم گيرى فعال
آنان در امور سياسى و امنيتى.
¨
تلاش در جهت
تطبيق قانون اساسى.
¨
افزايش فشار از
طريق جامعۀ مدنى در جهت رشد اصلاحات ادارى و
قضايى.
¨
استفاده سالم و
مشروع و مؤثر از کمکهاى منابع امداد جهانى.
¨
جلو گيرى از
کشت ترياک و توليد مواد مخدر.
¨
همکارى با
ارگان هاى امنيتى در جهت جلوگيرى از اختطاف و
قاچاق کودکان و فعاليت هاى تروريستى.
¨
جلب توجه
بيشترى جامعۀ بين المللى به مسايل افغانستان
.
¨
مسدود کردن
مراکز فساد و رستورانت هاى خارجى که اعمال
منافى اخلاق در آنها صورت ميگرد.
¨
دادن نقش بيشتر
به کميسون مستقل حقوق بشر افغانستان .
¨
استفادۀ مناسب
از فرصت ها و امکانات که در قانون اساسى براى
زنان و در ارتباط به پارلمان وجود دارد .
¨
استخدامبيشتر متخصصان کشور
نسبت به متخصصان خارجى.
طرح برنامه ها
درجهت تقويت نقش زنان در امر باز سازى
¨
زنان نخست بايد
نقش اساسى خود را در باز سازى از خانواده
آغازکنندو بعد به امر بازسازى در سطح جامعه
بپردازند.
¨
زنان به خود
آموزى نياز بيشتر دارند.
¨
زنان ميتوانند
در امر انتقال فرهنگ سالم افغانستان و با حفظ
ارزشهاى ملى واسلامى به نسل هاى آينده سهم
داشته باشند.
¨
زنان ميتوانند
مشارکت سياسى خود را گسترش بدهندو بيشتر از ٢٥
در صد کرسى هاى شوراى ملى را احراز کنند.
¨
زنان ميتوانند با ايجاد مراکز
آموزشى و پروژه هاى اقتصادى و انکشافى خود را
به خود کفايى و استقلاليت اقتصادى برسانند.
¨
زنان نظر به
شايسته گى، لياقت و سابقۀ کار ميتوانند در سطح
عالى تصميم گيرى قرار گيرند و دولت بايد از
چنين امر پشتيبانى کند.

¨
زنان به صورت کل
در تمام عرصه هاى حيات اقتصادى، اجتماعى،
سياسى و فرهنگى جامعه ميتوانند نقش سازنده
داشته باشند.
¨
نصف پيکر جامعه
را زنان ميسازند، بناءً سهم گيرى آنها دوشادوش
مردان از اهميت حياتى برخوردار است.
¨
زنان در عرصۀ
سياسى ، در سطح تصميمگرى و رهبرى جامعه
ميتوانند عضوى پارلمان و کابينه باشند و
ميتوانند به مقام رياست جمهورى دست يابند و در
شورا ها و اردو و پوليس ملى کار کنند.
¨
در عرصۀ اقتصادى
زنان ميتوانند به تجارت بپردازند، در کارخانه
هاى صنايع سبک و سنگين کار کنند، به زراعت و
مالدارى بپردازند به همين گونه زنان ميتوانند
در ايجاد سازمانهاى دولتى و غير دولتى و
نهادهاى حرفوى فعاليت داشته باشند.
¨
زنان ميتوانند
در عرصه هاى آفرينشى ( هنر و ادبيات) فعاليت
کنند.
¨
در بلند بردن
کيفيت تعليم و تربيه سهم بگيرند.
¨
در ايجاد و
تقويت شورا هاى محلى زنان مى توانند ابتکار
داشته باشند.
¨
پايه گذارى
مراکز صحى ، حمايت از کودک و ما در مراکز صحت
روانى در تمام ولايات.
¨
زنان در احزاب
سياسى مى توانند فعاليت کنند.
¨
مشارکت وسيع
زنان در برنامه هاى تبليغاتى در ارتباط به
قانون اساسى ، انتخابات، کنوانسيونهاى بين
المللى.
¨
در تدوير و راه
اندازى سمينارها، نشستها،گفتگوها، در رابطه به
تاثيرات منفى رسوم و عنعنات درجامعه ، ايجاد
مراکز ورزشى راه اندازى مسابقات ور زشى،
اموزشى، هنرى، توسعه مطبوعات و ايجاد
کانونهاى علمى فرهنگى مى توانند دوشادوش مردان
کار کنند.
ضميمه ها:
قطعنامۀ شاملان
ورکشاپ زنان، صلح و امنيت
ورکشاپ سه روزه
يى زير نام زنان، صلح و امنيت توسط مجتمع
جامعه مدنی افغانستان و سازمان انترنشنل
الرت (آماده گى بين المللى ) با اشتراک
نماينده گان جامعه مدنی ، احزاب سياسی و
اراکين بلند پايۀ دولتی تدوير يافت ، در
ورکشاپ مسايل عمده يى در ارتباط به مشکلات
اساسی زنان و جامعه در راستای امنيت، و ضرورت
استحکام صلح ، حقوق بشر و مسايل حقوقی زنان،
مشارکت زنان و تصميم گيری ها ى اجتماعی و
سياسی و همچنان ايجاد برنامه های متوازن
اقتصادی برای خود کفايی زنان مورد بحث و
مذاکره قرار گرفت، شاملان ورکشاپ نکات زيرين
را مطرح کرده و از مسؤولان خواسته اند تا در
زمينه اقدام جدى نمايند.
1.
ايجاد فضای امن
و سالم برای اشتراک فعال همه جانبۀ زنان . .
2.
پی گيری مسايل
حقوقی زنان و جلوگيرى از تخطى هاى بشرى.
3.
تجديد نظر بر
آن بخش از قوانين کشور که جواب گوي نياز مندی
های زمان نميباشند.
4.
طرح قانونی برای
جلو گيری از خشونت های خانواده گى ازدواجهای
اجباری، ازدواجهای دوران طفوليت و تعديل فقرۀ
25 مادۀ 617 در مورد بد دادن.
5.
ايجاد کمسيون با
صلاحيت نظارت از تطبيق قوانين نافذ در کشور.
6.
تطبيق ميثاق ها و قطعنامه های
بين المللی که دولت به آن متعهد است.
7.
توجه جدی به
ايجاد نظام تعليمى و تربيتى سالم و فراگير
به خصوص براى زنان .
8.
تاکيد و حمايت
از مشارکت فعال سياسی زنان.
9.
آگاهی بخشيدن
زنان از حقوق اسلامی و قوانين نافذ در کشور.
10.
توجه به برنامه
های انکشافی و توسعوی برای زنان در مرکز،
ولايات و دهکده ها.
11.
تدوير کورسها و
اداره های آموزشی حرفوی خاص برای زنان.
12.
بذل مساعی جهت
رفع مشکلات زنان و کودکان متکفل، بی سرپناه،
معلول و معيوب و ايجاد اشتغال سالم برای
ايشان.
13.
جلو گيری از
قاچاق، فروش و اختطاف زنان وکودکان .
14.
توجه جدى و جلو
گيری از کشت خشخاش، قاچاق و اعتياد به مواد
مخدر.
15.
ايجاد و توسعه
مراکز خدمات اجتماعی و کاريابی برای عودت
کننده گان و بيجا شده گان داخلی.
اجنداى ورکشاپ:
زنان صلح و امنيت
ورکشاپ رشد ظرفيت در مورد قطعنامة 1325،از
ديدگاه افغانان
10 الی 12 قوس برابر با 30 نوامبر الی 2
دسامبر 2004
محل برگذاری: تالار نورستان، هوتل
انترکانتيننتال کابل
مرام:
ارزيابی مسايل مربوط به امنيت و نيازمندی زنان
به امر حمايت و تقويت صلح در افغانستان و
ارتباط آن به
فيصله نامه های بين المللی مانند قطعنامة 1325
شورای امنيت ملل متحد، به مثابة وسايل تشويق
کننده در زمينه.
مقاصد:
1.
ايجاد فضايی که اشتراک کننده گان بتوانند
تجارب خود از جنگ های گذشته را با مسايل مندرج
در قطعنامة 1325 بررسی نمايند.
2.
فرصت دادن برای نهاد های زنان مناطق مختلف
کشور، تا گرد هم جمع آمده و در ارتباط به
عواملی که بر امنيت زنده گی آن ها تأثير گذار
است، بحث و تبادل نظر نمايند و راه کارهايی را
جهت کمک به صلح پايدار در افغانستان جستجو
کنند.
3.
شناخت ميثاق های ملی و بين المللی که
افغانستان به آن ها متعهد است، تا اشتراک
کننده گان بتوانند آن ها را با اراکين ملی و
بين المللی در ميان گذاشته و سهم گيری زنان را
در بازسازی افغانستان پس از جنگ، بيشتر سازند.
4.
تشريح قطعنامة 1325 شورای امنيت ملل متحد و
استنباط آن از ديدگاه اشتراک کننده گان و
اينکه چگونه می توان آن را منحيث وسيله يی در
افغانستان به کار برد.
5.
طرح پيشنهادها برای پی گيری دادخواهی به سوية
ملی، منطقه يی و بين المللی.
روز اول: 10 قوس 1383
برنامة قبل از ظهر:
8:00
–
8:30 ورود مهمانان و اشتراک کننده گان
و ثبت نام آن ها
8:30
–
10:00 خوش آمديد توسط مجتمع جامعة مدنی
افغانستان
10:00
–
10:15 وقفة چای
10:15
–
10:45 معرفی مهمانان و ورکشاپ
10:45
–
11:15 نگرانی ها و توقعات
11:15
–
12:30 چشم اندازی بر تناقضات و
کشمکش ها در افغانستان
12:30
–
1:30 وقفه نان چاشت و ادای نماز ظهر
برنامة بعد از ظهر:
1:30
–
3:00 کار گروهی:صلح و امنيت
3:00- 3:30 تشريح نتايج کارهای گروهی
3:30
–
4:30 کار گروهی:راه اندازی فعاليت ها
در مورد امنيت و صلح
4:30- 5:00 تشريح نتيجه کار گروهی،
فيد بَک و مباحث
7:00 شام نان شب در دفتر مجتمع
جامعة مدنی افغانستان
روز دوم : 11 قوس 1383
برنامة قبل از ظهر:
8:00- 8:15 معرفی برنامة روز/ مسايل
مربوط به بود و باش اشتراک کننده گان
8:15- 9:00 ميثاق های بين المللی که
افغانستان به آن ها متعهد می باشد
9:00- 10:30 تشريح قطعنامة 1325 شورای
امنيت ملل متحد
10:30- 10:45 وقفة چای
10:45- 12:30 کار گروهی:ارتباط قطعنامة
1325 با مسايل صلح و امنيت در افغانستان
12:30- 1:30 وقفة نان چاشت و وقت ادای
نماز ظهر
برنامة بعد از ظهر:
1:30-3:30 کار گروهی
جوانب مثبت رسوم و عنعنات
افغانی
3:30- 3:45 وقفة چای
3:45- 4:30 تشريح نتيجه کار گروهی،
فيد بَک و نتيجه گيری
7:00 شام صرف نان شب در رستورانت
مارکوپولو
روز سوم: 12 قوس 1383
برنامة قبل از ظهر:
8:30- 8:45 معرفی برنامة روز/ مسايل
مربوط به بود و باش اشتراک کننده گان
8:45- 10:15 کار گروهی:درکدام برنامه
های بازسازی زنان نياز به سهمگيری دارند؟
10:15-10:30 تشريح نتيجه کار گروهی
10:30- 10:45 وقفة چای
10:45- 12:00 کار گروهی:انکشاف
ستراتيژی هايی که منجر به بهبود نقش زنان در
بازسازی افغانستان پس از جنگ می گردد
12:00- 12:30 تشريح نتيجه کارهای گروهی
12:30- 1:30 وقفة نان چاشت و ادای
نماز ظهر
1:30- 3:30 طرح برنامه های آينده
برای پی گيری ورکشاپ
3:30- 3:45 وقفة چای
3:45- 4:15 نتيجه گيری (فيد بَک) و
مباحثه
4:15- 4:30 ارزيابی کلی ورکشاپ
4:30- 5:00 قطعنامة ورکشاپ، تشکری و
پايان برنامه
6:00 شام صرف غذای شب و محفل شعر
خوانی در دفتر مجتمع جامعة مدنی افغانستان
بيانيه هاى
مشرح:
¨
دکتور سيما سمر رييس کمسيون
مستقل حقوق بشر افغانستان :
سيماسمر سخنان خود را با
توضيحاتى در ارتباط به چگونه گى قطعنامۀ ١٣٢٥
شوراى امنيت سازمان ملل متحد ، آغاز کرد .

او گفت اين
قطعنامه در اکتوبر ٢٠٠٠ ميلادى در شوراى امنيت
سازمان ملل متحد تصويب شده و از کشورهاى عضو
خواسته شده است تا در امر اجراى آن اقدام کنند
.
اين يک قطعنامۀ
ويژه براى زنان است و در آن تاثيرات ناگوار
جنگ بر زنان بر رسى شده است، اين که چرا زنان
در اين قطع نامه مشخص شده به دليل آن است که
زنان در تمام کشورها نسبت به مردان قشر آسيب
پذير تر در برابر جنگ ، خشونت هاى اجتماعى و
خانواده گى اند.
سيماسمر گفت اگر
اين قطع نامه به گونۀ درست در جهان تطبيق
گردد، زنان در تمام جهان از عمده ترين مشکلات
خود رهايى مى يابند.
زنان نه تنها در
کشورما ؛ بلکه در همۀ جهان در برابر جنگ ،
خشونت هاى اجتماعى و طبيعى آسب پذير ترين قشر
اجتماعى را تشکيل مى دهند.
تجاوزات جنسى
قاچاق زنان، درهمه جا يک سان عمل مى کند ، هم
اکنون بر اساس گزارشها در تشنج هاى که در
دارلفور سودان جريان دارد، بيشتر از ديگران ،
زنان و کودکان قربانى خشونت مى شوند، ما يک
چنين تجربه هاى تلخ وسياه در کشور خود و در
بوسنيا نيز شاهد بوده ايم.
بسيار مهم است
که ما بايد خود را با روح اين قطع نامه آشنا
کنيم، آن را بدانيم و در جهت تطبيق آن بکوشيم
. براى آن که جهان کنونى ما نيز جهان مرد
سالار است.
يکى از عمده
ترين اهداف اين قطع نامه اين است که به زنان
فرصت داده شود تا با تصميمگيرى هاى آگاهانه در
جهت استقرار صلح و باز سازى در کشور هاى خود
سهم بگيرند .
او به حکومت هاى
موقت تشکيل شده به وسيلۀ مجاهدين در لاهور
پندى و پشاور پاکستان انتقاد کرده گفت که در
ترکيب آن حکومت ها گذشته از اين که نمايندۀ
زنان وجود نداشت ؛ بلکه حتى از زنان يادى نيز
نگرديد.
در دوران حکومت
مجاهدين زنان به حاشيه رانده شده بودند، حتى
پروژه هاى که مشخصاً مربوط به زنان مى شد مورد
تهديد قرار مى گرفت و بدينوسيله زمينۀ فعاليت
هاى اجتماعى زنان از ميان برداشته مى شد.
در جلسۀ بن نيز
زنان سهم شايسته يى نداشتند، هر چند شمارى از
زنان در کنفرانس جامعۀ مدنى اشتراک داشتند.
هر چند در کنفرانس بن دو
وزارتخانه به زنان داده شد، اما تا هنوز در
امور مهم کشور و در تصميمگيرى هاى مهم با زنان
مشوره صورت نمى گيرد. حضور زنان بيشتر نقش
سمبوليک دارد.

زنان نبايد به
نقش سمبوليک اکتفا نکنند؛ بلکه بايد در
تصميمگيرى هاى مهم در جهت استقرار صلح و باز
سازى کشور سهم داشته باشند.
زنان در طول
تاريخ در کشور ها و يا بهتر است بگويم که در
جهان مرد سالار ما وضعيت ناگوارى داشته اند.
از اين جهت اين
قطع نامه اهميت بزرگى دارد، افغانستان عضو
سازمان ملل متحد است، منشور سازمان ملل متحد
واعلاميۀ جهانى حقوق بشر را پذيرفته است، بنا
ء ً مجبور است که اين قطعنامه را قبول کند و
در جهت تطبيق آن اقدام نمايد.
البته بايد
جداً متوجه شرايط خاص کشور خود بود. ما در
گذشته به سبب حرکت هاى تند روانۀ چپ و راست
ضربه هاى سنگينى ديده ايم. به سبب چنان حرکت
ها شمار زيادى زنان قربانى شده اند. از گذشته
بايد آموخت، امروز هم هر حرکت تندروانه مى
تواند زنان را با قربانى ها و مشکلات بزرگى رو
به رو کند.
سوال اين جا ست
که چرا کسانى مى خواهند حرکت زنان در جهت
رسيدن به حقوق شان را سد کنند. به سبب آن که
مردسالارى حاضر نيست به زنانى در حيات سياسى
_ اجتماعى کشور نقشى بدهد.
آنچه که مهم است
زنان بايد اعتماد به نفس داشته باشند نبايد از
ميدان مبارزه بيرون شوند.
نبايد فرصت داد
که به نام مذهب، رسم و رواج و مسايل ديگر برضد
زنان عمل شود.
هم اکنون
امکاناتى فراهم شده است، انتخابات پارلمانى
پيش روى است.
٢٥ در صد
پارلمانى آينده را زنان تشکيل مى دهند از هم
اکنون بايد کوشيد تا چنان زنان شايسته را به
پارلمان فرستاد که بتوانند از حقوق زنان دفاع
کنند و حرفى براى گفتن داشته باشند.
البته زنان
مشکلاتى نيز درميان خود دارندو يکى از اين
مشکلات اين است زنان نه تنها همبسته گى کامل
ندارند، بلکه به تخريب شخصيت يکديگر نيز مى
پردازند. اين در حاليست که ما شمار معدد وى از
زنانى را داريم که در عرصه هاى گوناگون فرهنگى
سياسى _ اجتماعى فعال اند.
اين امر سبب
پراگنده گى زنان مى شود به همبسته گى آنان
صدمه مى زند، وحدت نظر درميان زنان بسيار مهم
است.
بر اساس اين قطع
نامه بايد زنان در تمام عرصه ها حضور فعال و
سازنده داشته باشند، نه حضور سمبوليک. زنان
بايد آزادانه ديدگاه هاى خود را در ارتباط به
مسايل سياسى _ اجتماعى مطرح کنند.
سطح پايين آگاهى
و شرايط نادرست و ناکافى آموزش مشکل ديگرى
زنان در افغانستان است،
سطح پايين
آگاهى سبب مى شود که آن ها نتوانند مستقلانه
تصميم بگيرند.
ماهمه مى دانيم
که فيصدى بلندى زنان در انتخابات اشتراک کردند
و راى دادند؛ اما من اطمينان دارم که بخش
بيشتر آنان قبل از رفتن به مراکز راى دهى با
شوهر لن يا ديگر وابسته گان خود مشوره کرده
اند به مفهوم ديگر از آن ها دستور گرفته اند.
ظاهراً زنان
بايد به مسعوده جلال راى مى دادند. دست کم به
سبب آن که يک زن بود؛ اما نتيجه نشان مى دهد
که زنان به او راى نداده اند. هر چند از آغاز
معلوم بود که دکتور مسعوده در انتخابات برنده
نيست ؛ اما راى بيشتر زنان نشان مى داد که
زنان از يکديگر حمايت مى کنند، البته در اين
انتخابات من به هيچ يک از کانديدان راى ندادم.
مساله صحت يکى
ديگر از مشکلات عمده يى زنان است.
هنوز زن در
افغانستان نمى تواند تصميم بگيرد که چند کودک
به جهان آورد. ما دران پى هم کودکانى به دنيا
مى آورند و در وضعيت دشوار اجتماعى و اقتصادى
صحت خود را از دست مى دهند و زود پير مى شوند
و ميزان مرگ مير در ميان آن ها بالا مى رود.
امروزه اکثر
زنان در افغانستان از استخوان دردى ها شکايت
دارند، دليل آن شير دادن پيهم آن ها به کودکان
پشت در پشت است.
برنامۀ کنترول
خانواده گى بايد در تمام مراکز صحى و
بيمارستان ها روى دست گرفته شود و به زنان
آموختانده شود که نسبت به کودک بيمار وعليل
يکى دو کودک صحتمند بهتر است و زنان بايد اين
انتخاب را داشته باشند.
بر دولت بايد
فشار بياوريم که در جهت تطبيق قطعنامه
١٣٢٥شوراى امنيت سازمان ملل متحد مسؤولانه
اقدام کند.
¨
گل احمد مددزى ،
رييس حقوق بشر وزارت امور داخله :
او گفت هم اکنون
، نهاد هاى گوناگونى ساخته شده اند و در جهت
دفاع از حقوق زنان کارمى کنند و به همين گونه
جامعۀ جهانى اقدامات گسترده يى را در اين
زمينه در افغانستان روى دست گرفته است.
با اين حال در
هر کشورى مشکلاتى وجود داد که اين مشکلات
قشرهاى آسيب پذير را از حقوق شان محروم مى
کند.
حل اين مشکلات
زمانى ميسر مى شود که تمام افراد جامعه بتواند
به امکانات وخدمات اجتماعى _ اقتصادى کافى
دسترسى داشته باشند.
همين اقدامات
سمبوليک هم که د رجهت دفاع از حقوق زنان در
کشور صورت مى گيرد، خوب است.
براى آن که اين
اقدامات سمبوليک خود مى تواند عده يى از افراد
را متوجه حقوق زنان در جامعه سازد.
او گفت در وزارت
امور داخله به امر حقوق زنان توجه جدى صورت مى
گيرد و وزارت تلاش دارد تا زنان بيشترى را در
چار چوب خود استخدام کند.
مددزى گفت ما
علاقه داريم تا شمار بيشتر دختران را در
اکادمى پوليس جذب کنيم تا در آينده در صفوف
پوليس به کشور خدمت کنند. او انتقاد کرد که
سال گذشته با وجود به راه انداختن يک کمپاين
تبليغاتى در بيست ليسه در شهر کابل، تنها بيست
دختر جوان حاضر شد که در اکادمى پوليس ثبت نام
کنند. مددزى گفت پوليس آينده افغانستان نه
تنها بايد مدافع حقوق زنان و مردان کشور به
گونۀ يک سان باشد؛ بلکه بايد پوليس آينده
ترکيبى باشد از زنان و مردان؛ اما اين امر
بدون همکارى زنان امکان پذير نيست .
¨
پوهنوال گل
رحمان قاضى استاد فاکولتۀ حقوق پوهنتون کابل:
مى توان از زن
که همان مادر است به حيث اساس جامعه ياد کرد .
در داستان خلقت آدم و عالم مى دانيم که ابتدا
حضرت آدم خلق شد و اما زمانى که بى بى حوا
خلق شد، اجتماع به وجود آمد.
بدينگونه
اساس اجتماع را زن گذشته است.
وقتى که خداوند
مى گويد که زن ومرد تکميل کنندۀ يک ديگر است
يعنى شمالباس زنان تان و زنان شما لباس شما
است، به اين مفهوم است که زن و مرد هميشه لازم
و ملزوم يک ديگرند، و به تنها يى نمى توانند
زنده گى کنند.
بى بى خديجه شغل
تجارت داشت و بى بى عايشه به مبارزه و کار
سياسى مى پرداخت چنين کار هايى مطابق اسلام و
احکام قرآن است.
به همين گونه
زمانى که خداوند بر فرق بنى آدم تاج کرمنا مى
نهد . تنها به مرد اشاره نمى کند؛ بلکه به بنى
آدم يعنى به زن و مرد اشاره مى کند.
آمده است که
روزى حضرت پيغمبر اسلام به خانه آمد و ديد که
يکى از بى بى ها آسياى دستى را مى چرخانه و جو
آسيا مى کند، پيغمبر در کنار او نشست و دست
روى دست او گذاشت و به چرخاندن آسيادستى ادامه
داد، بايد بپذيريم که در متمد ترين جامعه از
زن به حيث يک وسيله و کالا هم استفاده مى شود.
اما در افغانستان چنين نيست . من واقعيت مساله
را مى گويم نه اين حوادث و اخلاقى را که در
اثر جنگ به وجود آمده و خشونت عليه زنان را
گسترش داده است.
ما بايد هم
اکنون به شيوه ها و ميتودهاى بينديشم که چگونه
مى توانيم مشکلاتى را که جنگ در اين زمينه به
وجود آورده است از ميان برداريم .
مشکلات را خوب
بشناسيم و بعداً راه هاى حل آن را مشخص سازيم.
¨
محبوبه حقوقمل
وزير دولت در امور زنان:
امنيت و حقوق
فردى نظم هر جامعۀ را تشکيل مى دهد، يکى بدون
ديگرى نمى تواند وجود داشته باشد.
حقوق ،افراد
جامعه را مورد نظارت قرار مى دهد.
امنيت در کنار
حقوق سرنوشت ساز است، بى امنيتى نظم و قانونيت
را از بين مى برد.
نقض حقوق مردم و
خاصتاً زنان ناشى از بى امنيتى در کشور در سه
دهۀ گذشته بوده است.
انسانيت يک
مفهوم بزرگ است که زن و مرد هر دو را شامل مى
شود، زن به مانند مرد از حقوق فردى واجتماعى
خود بايد بهره مند باشد.
با احترامى که
به تمام قوانين و عرف و عادات کشور خود داريم
بايد بگويم يک رشته رسوم در جامعۀ، وجود دارد
که نه تنها سبب پايمال شدن حقوق زنان در شرايط
جنگى مى شود؛ بلکه حقوق زنان را در دوره هاى
صلح و آرامش نيز پايمال مى کند.
مشکلات رويه هاى نابرابرى در
مورد زن وجود داشته است که براى زن اجازه کار
در بيرون خانه داده نمى شده است. البته اسلام
با چنين روحيه يى موافق نيست.

در قوانين
افغانستان از همان آغاز از حقوق اتباع سخن
گفته شده است ، اما رسم و رواج هاى که از دوره
هاى تاريک به ما رسيده است هميشه مانع آزادى و
حقوق زن بوده است، بازهم مى خواهم تاکيد کنم
که چنين رسم و رواجهايى به هيچصورت ريشه در
سرچشه هاى اسلام ندارد.
به هر صورت بر
اساس چنين رسم و رواجها ى زنان قرن ها از حق
تحصيل محروم بوده اند.
به زنان هيچگونه
امکانى در جهت فعاليت هاى سياسى وجود نداشته
است ، بايد اين واقعيت را بپذيريم که نه تنها
در دهکده ها؛ بلکه د رشهر نيز مردان از نام
بردن زنان خود شرم مى کند.
اين همه مسايل
به ريشه هاى خشونت عليه زنان بر مى گردد.
هم اکنون
رويدادهاى درمحاکم رخ مى دهدکه بيانگر خشونت
شديد خانواده گى در افغانستان است.
امروزه در کشور،
قانون اساسى بر حقوق مساوى مرد و زن را تاکيد
مى کند، به همين گونه تمام ميثاق ها و
کنوانسيون هاى بين المللى بر اين امر نيز
تاکيد دارند.
اما ديد فرهنگى
در مورد زن در خانواده سبب بروز خشونت بر
عليه زنان مى شود . اين خشونت ها از اهانت به
شخصيت زنان گرفته تا لت و کوب فزيکى آن ها
جريان دارد.
اين خشونت ها
گاهى سبب فرار زنان از خانواده شده است که اين
امر خود نتايج ناگوارى ديگرى را براى زنان به
بار مى آورد،
تجاوز جنسى ،
قاچاق زنان، خريد و فروش زنان، خودسوزى زنان
د رجامعه ما وجود دارد،
ريشه هاى اين
دلايل را مى توان در خشونت پيدا کرد و اين
خشونت مى تواند در شرايط جنگى گسترش پيدا مى
کند.
در دوران صلح
رسم و رواج هاى منفى و در دوره هاى جنگى حوادث
جنگى و فرهنگ جنگى خشونت در برابر زنان سبب
مى شود.
نهادهاى مدنى
بايد درجهت رسيدن اتباع به حقوق شان تلاش کنند
. خاموشى نهادهاى مدنى مى تواند به اين مفهوم
تعبير شود که گويا آن ها به اين امر موافقت
دارند.
¨
حبيبه سرابى
وزير امور زنان :
در دوران ادارۀ
موقت و حکومت انتقالى افغانستان در ارتباط
به امنيت بحث هاى زيادى شده است البته امنيت
براى هر شهروند به مانند آب و هوا است که
بدون آن امکان زنده گى نمى تواند وجود داشته
باشد.
اين زنان نيست
که به امنيت نياز دارند؛ بلکه مردان نيز محتاج
يک شرايط امن اجتماعى براى ادامه زنده گى اند.
زنان قشر محروم
جامعه اند ، بناء امنيت مى تواند زمينۀ مشارکت
آنها را در مسايل اجتماعى بيشتر سازد. مثلاً
بدون امنيت زنان نمى توانند در مسايل سياسى
و اجتماعى شرکت کنند. با اين همه زنان نشان
دادند که از مشکلات نمى ترسند. چنان که آن
ها با شور و علاقه به پاى صندوق هاى راى رفتند
و دريکى از رويدادهاى بزرگ سياسى کشور سهم
گرفتند.
از اين نگاه انتخابات براى
زنان افتخار بزرگى به بار آورده است .

من از تمام
اشتراک کننده گان اين ورکشاپ آرزو دارم که
بتوانيم صداى خود را به گونۀ مشترک بلند کنيم
و با صداى قوى بخواهيم که سلاح هر چه زود تر
گرد آورى شده و سايۀ تفنگداران از سر مردان
و زنان اين کشور ناپديد گردد.
من مى خواهم با
مجتمع جامعۀ مدنى افغانستان همصدا شوم که
بايد اصل شايسته سالاى در کابينۀ آينده در نظر
گرفته شده و به زنان سهم شايسته آنان در
کابينه داده شود.
بايد زنان در
سطح تصميم گيرى کشور نقش موثرترى پيدا کنند.
بايد زنان خود
را توانمند سازند و با تصميم خود بتوانند به
اهداف سياسى واجتماعى خود برسند.
¨
نفيسه جان
سلطانى ، رييس سازمان زنان معلول و معيوب :
جنگ ها شمار
زيادى زنان را معيوب و معلول ساخته است .
امروزه آن ها محتاج همکارى و دستگيرى اند؛ اما
تا کنون کسى در مورد اين قشر محتاج و مظلوم
جامعه اقدامى نکرده است.
معلولين و
معيوبين مى خواهند چون زنان ديگر کار کنند،
درميان آن ها افراد آموزش ديده وجود دارد.
وزير محترم امور
زنان که خود يک زن است بايد زمينۀ کار براى
زنان معيوب و معلول را آماده کند.
ما حق کار کردن
و حق زنده گى در جامعه را داريم .
بياييد در باز
توانى زنان معلول و معيوب کارکنيم و نگذاريم
که آن دست به گدايى بزنند.
فيصله شده است
که بايد در هر وزارت پنج در صد معلولين
استخدام گردند، من وقتى با وزيران تماس مى
گيرم، مى بينم که علاقه به استخدام زنان معلول
و معيوب وجود ندارند.
وزارت امور زنان
بايد مشکلات ما را در کابينه مطرح کند.
بايد حق مشارکت
در تمام عرصۀ براى زنان معلول و معيوب داده
شود.
در لويه جرگۀ
قانون اساسى دومعيوب از طرف دولت انتخاب شد،
اما هر دو مرد بودند. آنها نمى توانند از حق
زنان نماينده گى کنند.
در پارلمان
آينده بايد نمايندۀ زنان معيوب عضويت داشته
باشند.
¨
پښتون نمايندۀ
زنان ولايت بدخشان:
در سال هاى
حاکميت طالبان ولايت بدخشان بيرون از ساحۀ
کنترول آن ها قرارداشت، بناءً ما در آن سالها
نسبت به زنانى که در مناطق زير کنترول طالبان
قرار داشتند يک رشته امتيازاتى داشتيم.
مثلاً دختران به
مکتب ها مى رفتند . زنان در ادارات دولتى کار
مى کردند. ما در اين سالها شوراى زنان بدخشان
را ساختيم.
با
وجود اين همه بايد گفت که شرايط زنده گى براى
فعاليت هاى گستردۀ اجتماعى وسياسى در بدخشان
نيز هميشه محدود بود است.
مثلاً برضد
شوراى زنان تبليغات زيادى وجود داشت، شمارى
نمى خواستند که اين شورا به فعاليت خود ادامه
دهد و از حقوق زنان دفاع کند. ما با فقر
گسترده يى روبه رو بوديم. در چار چوب اين شورا
مى کوشيديم تا در جهت بهبود زنده گى خود تلاش
کنيم ؛ اما مقامات حکومتى هيچگونه توجهى به
زنان نداشتند.
در اين ميان
زنان بيوه و ضعيف بسيار ناگوار ى و دارند.
شمار زياد زنان در بدخشان در جريان سالهاى جنگ
شوهران شان را از دست داده اند و خود نان
آوران خانه اند.
درکليت زنان در
بدخشان از انواع خشونت، تبعيض جنسى ، فقر و
بيمارى رنج مى برند، بيمارى تبرکلوز در ميان
زنان بدخشان بسيار زياد است. ميزان مرگ و مير
زنان را هنگام زايمان بسيار نگران کننده است،
خدمات صحى و آموزشى کافى براى زنان وجود
ندارند.
آنها در يک
ولايت دور دست زنده گى مى کنند و با زنان
ولايت ديگر افغانستان رابطه ندارند، من به
مجتمع جامعۀ مدني پيشنهاد مى کنم تا با ايجاد
يک چنين ورکشاپ ها و سمينار ها زمينۀ آن را
آماده کند که زنان ولايات با يکديگر و به
همينگونه بازنان کابل رابطۀ بيشترى داشته
باشند.
¨
داکتر اکرم
خپلواک :
بسيار ضرورى است
که ما در گام نخست عوامل خشونت و عوامل مشکلات
زنان را پيدا کنيم.
بدون شناخت اين
عوامل مانمى توانيم به فعاليت سودمندى
بپردازيم.
ما در يک جامعۀ
سنتى و قبيله يى زنده گى مى کنيم، روسوم و
عنعنات قبيله يى در جامعه وجود دارد.
گاهى اين رسوم
قوى تر از قانون عمل مى کند. حالا دريک چنين
کشور ضرورى است تا با احتياط حرکت کرد.
زنان کابل تمام
زنان افغانستان نيستند. تمام توجه در کابل
متمرکز شده است . درحالى که ما بايد وضعيت
زنان در ولايات دوردست و دهکده ها را مورد بر
رسى قرار دهيم . زنان کارهاى دشوارى را انجام
مى دهند هنوز خريد و فروش مى شوند . بر آن ها
استبداد شديدى روا داشته مى شود.
در حالى که در
قوانين کشور و در قرآن شريف حقوق زنان مشخص
شده است؛ ولى بسيار ديده شده است که مسايل
مربوط به زنان نه بر اساسى قوانين شريعى و
قانون اساسى ، بلکه بر اساس قانون قبيله يى و
رسم و رواجها حل مى شود.
من پيشنهاد مى
کنم که بايد در جهت تغيير اين عنعنات ناپسند
تلاش شود و قانون بر حيات زنان حاکم گردد.
تنها راه اندازى
سيمنارها و ورکشاپ ها در ارتباط به مشکلات
زنان در شهر کابل کافى نيست.
دامنۀ اين
فعاليت ها بايد به ولايات نيز کشانيده شود.
ما در ارتباط به
حقوق زنان، دموکراسى و حقوق بشر شعار سر مى
دهيم، درحالى که ضرورت است تا در گام نخست
زنان را از حقوق بشر، دموکراسى ، حقوق و
آزاديها ى فردى آن ها با خبر بسازيم.
¨
ماريا سزاوار از
ولايت بلخ:
با آن که اخيراً
شمار نهادهاى مدنى در ولايت بلخ به فعاليت
آغاز کرده اند، با اين حال هنوز زنان در اين
ولايت مشکلات زيادى دارند.
زنان نويسنده ،
روزنامه نگار و هنرمند به وسيلۀ شمار افراد
تفنگدار تهديد و تحقير مى شوند.
زنان ولايت بلخ
با علاقمندى در انتخابات اشتراک کردند؛ اما
شمار آن ها مورد لت و کوب قرار گرفتند که چرا
کارت ثبت نام گرفته اند و يا هم در انتخابات
اشتراک کرده اند.
زنان مجبور ساخته مى شوند تا
در پروسۀ توليد ترياک اشتراک کنند. خشونت
گستردۀ خانواده گى وجود دارد ، در سال گذشته
دست کم دو زن به وسيلۀ شوهران شان کشته شده
اند ، اماهيچ کسى پيدا نشد تا اين ماجرا را
دنبال کند و به اين امر پاى بند اند.

شمار زنان معتاد
روبه افزايش است، زنان به کارهاى شاقه واداشته
مى شوند.
با اين همه زنان
در ولايت مزار به ميزان چشمگيرى در انتخابات
اشتراک کردند که اين امر براى ما مى تواند
افتخار بزرگى به حساب آيد.
¨
اولان خطيبى از
ولايت هرات:
ما مى بينيم که
کشور به سوى دموکراسى به پيش مى رود؛ اما
بايد بدانيم که اگر سطح آگاهى مردم همچنان
پايين بماند، پروسۀ دموکراسى پايدار نخواهد
بود.
سطح دانش نه
تنها در ميان زنان، بلکه درميان مردان نيز
پايين است. مردان بايد به اين آگاهى برسند که
با فعاليت و کار زنان در عرصه هاى گوناگون
زنده گى اجتماعى موافقت کنند.
تا کنون نقش
زنان در احزاب سياسى، نقش سمبوليک است. زنان
قدرت تصميمگيرى را در احزاب ندارند.
در بسيارى از
سازمان ها از آن جهت به زنان عضويت داده مى
شود که به جامعۀ جهانى نشان بدهند که آن ها
اهميت نقش زنان را درک مى کنند .
چنان که ديده مى
شود ميزان ازدواجهاى اجبارى ، خود سوزى و
ميزان طلاق در خانواده ها رو به افزايش است.
در ولايت هرات
آن گونه که ديده شده است ميزان خود سوزى در
خانواده هاى عودت کننده گان زياد است.
اخيراً شمار
زيادى از زنان و دختران جوان از ايران به
افغانستان رد مرز مى شوند، آن ها بى سرنوشت و
دور ازخانواده هاى خود در خطر هر گونه خشونت و
انحراف اخلاقى مى توانند قرار گيرند.
براى خانواده
هاى عودت کننده خدمات اجتماعى وجود ندارد، آن
ها از بى سر پناهى ، بيکارى ، بيمارى و فقر
رنج مى برند.
وابسته گى
اقتصادى زنان به شوهر مشکل ديگرى است که سبب
مى شود تا زنان نتوانند از حقوق خود استفاده
کنند.
ما در شهر هرات
خواستيم تا بازارى براى زنان بسازيم که
بتوانند به تجارت بپردازند، مگر. در برابر آن
مشکلات زيادى ايجاد کردند.
مشکل ديگر اين
است که اين مردان نيستند که در برابر زنان از
خشونت کار مى گيرند، بلکه زنان نيز در برابر
يکديگر متوسل به خشونت مى شوند.
×××
ديدگاه و
پيشنهادهاى اشتراک کننده گان در رابطه به
چگونه گى ورکشاپ:
¨
ازين که
افغانستان عضو سازمان ملل متحد است بناءً مکلف
به تطبيق اين قطعنامه ميباشد و مردم افغانستان
حق دارند که از مواد اين قطعنامه آگاهى حاصل
کنند.
¨
يک سال بعد بايد
يک چنين ورکشاپى راه اندازى شود، در آن
ورکشاپ بايد اشتراک کننده گان ورکشاپ موجود
نيز دعوت شوند. آنها بايد از کار کردهاى خود
گزارش بدهند. در ورکشاپ آينده بايد پيشرفتهاى
در ارتباط به تامين حقوق زنان بر رسى شود، غير
از اين بايد جامعۀ مدنى با اجراى کار هاى منظم
در جهت ارتقاى خود نيز بکشوند.
¨
اين ورکشاپ
زمينۀ آن را فراهم کرد تا زنان ازولايت مختلف
کشور گردم هم آيند و مشکلات شان را در ارتباط
به قطعنامۀ ١٣٢٥ بايکديگر مطرح نمود و راه هاى
حل آنها را جستجو نمايند. غير از اين ورکشاپ
به ما کمک کرد تا از مواد قطعنامۀ ١٣٢٥ و يک
تعداد قطعنامه ها و ميثاق هاى بين المللى
اطلاعاتى به دست آوريم.
¨
آگاهى از
قطعنامۀ ١٣٢٥ يکى از ارزشمند ترين بخش هاى
اين ورکشاپ بود.
¨
تشريح و توضيح کنوانسيون
CEDAW
براى
من آموزش فراموش ناشدنى است.
¨
مشکلات که در
اين ورکشاپ در ارتباط به زنان مطرح شد، ما را
برانداشته است تا با جديت در تطبيق قطعنامۀ
١٣٢٥ بکوشيم و در اين زمينه خواهان همکارى
دولت نيز ميباشيم. ما چالشها و مشکلات در
قطعنامه را فهميديم و راه هاى حل آنها را
دريافتيم.
¨
در ورکشاپ فضاى
باز، وحدت نظر و تفاهم وجود داشت، ما از وقت
کم استفادۀ بيشتر کرديم.
¨
معلومات در بارۀ
قطعنامۀ ١٣٢٥ و جستجو راه هاى سهم گيرى زنان د
رتامين صلح و امنيت در اين ورکشاپ براى من
بسيار با اهميت بود.
¨
در اين ورکشاپ
در ارتباط به شمارى از قطعنامه هاى ملل متحد
اطلاعات به دست آورديم.
¨
فايق آمدن بر
مشکلات، اتحاد، اتفاق و همبسته گى بيشتر زنان
را ايجاب ميکنند که ما در اين ورکشاپ در اين
ارتباط آگاهى پيدا کرديم. و همچنان اطلاعاتى
که از قطعنامۀ ١٣٢٥ وسيدا حاصل کرديم براى ما
بسيار مفيد بود.
¨
ما دريافتيم که
جامعۀ جهانى حقوق زنان را در مرکز توجه خود
قرار داده است. و به همين گونه از سخنان
اشتراک کننده گان معلوم مشود که همگان در جهت
تطبيق قطعنامۀ ١٣٢٥کمر همت بسته اند.
¨
در اين ورکشاپ
از قطعنامۀ ١٣٢٥ و سيدا و مبارزات سياسى زنها
در سطح جهان اطلاعات به دست آورديم.
¨
با کمال افتخار
در بارۀ قطعنامۀ ١٣٢٥ معلومات به دست آوردم.
¨
دريافتيم که
جامعۀ جهانى حقوق زنان را بيشتر از پيش طرف
توجه قرار داده است.
¨
در يافتيم که
جهت رفع مشکلات در افغانستان بايد بدون تعصب
مرد و زن در کنار هم کار کنند
¨
در اين ورکشاپ
من دوستان تازه يى پيدا کردم.
¨
در رابطه به
شرايط زنده گى زنان آسيب ديده در جهان و
افغانستان اطلاعاتى به دست آوردم.
 ورکشاپ
ساعت پنج شام روز پنجشنبه ١٢/٩/١٣٨٣ به کار
خود پايان داد.
|