مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> گزارش ها >> گزارش نشست با استادان......

  

 

 

 

پرتو نادری

گزارش نشست با استادان پوهنتون ها، آموزگاران مکاتب، کارشناسان عرصهء معارف، علمای مذهبی، بزرگان اقوام و خبرنگاران در پیوند به استراتیژی ملی آموزشی در کشور

 

موضوعات مورد بحث:

دراين نشست عمدتاً روي هشت موضوع زيرين بحث و گفتگو صورت گرفت:

1-  تعليمات عمومي

2-  تعليمات اسلامي

3-  تعليمات حرفوي و تخنيكي

4-  سواد آموزي

5-  تربيهء معلم

6-  ساختمان مكاتب

7-  مواد درسي

8-  ظرفيت پروري

 

تعليمات عمومي:

در ارتباط به هر موضوع عمدتاً بحث روي دو نكتهء زيرين متمركز بود:

الف: چگونه گي مشكلات

ب: پيشنهاد ها

 

مشكلات:

·  اساساً معلم، شاگرد، نصاب آموزشي و مكتب اجزاي عمده نظام آموزشي يك كشور را به وجود مي آورد كه با دريغ افغانستان در كليت نظام آموزشي خود در تمام اين بخشها با مشكلات بزرگي رو به رو گرديده و است رفع اين مشكلات به برنامه ريزي هاي دقيق كارشناسانه نياز دارد.

·  وزارت معارف افغانستان ظرف سه دههء اخير بخش اعظم معلمان يا آموزگاران مسلكي خود را از دست داده است. جبران اين خسارهء بزرگ انساني به سالها وقت و مليون ها افغاني نياز دارد.

·        نصاب آموزشي در كشور كمتر با معيار ها ملي و جهاني هم آهنگ هاست.

·  براي آن كه عمدتاً بنا بر سليقه هاي حكومت ها ساخته شده و حتي گاهي تلاش هاي صورت گرفته است تا علوم طبيعي را نيز سياسي بسازند.

به گونه نمونه گاهي شاگردان كسي را به نام رهبر كشور شناختند و بعد زماني كه آن رهبر سقوط كرد در صنف ديگر اين رهبر در چهره يك خاين و وطن فروش معرفي شد.

چنين مسايلي از طرفي سبب ايجاد پراگنده گي فكري در ميان شاگردان گرديد، در جهت ديگر سخنان و آموزش آموزگار در ميان اعتبار خود را در ميان شاگردان از دست داد.

در اين سالها گاهي نصاب آموزشي حتي در شهر كابل از مكتبي تا مكتب ديگر تفاوت مي كرد.

·  در مدارس پناهنده گان در پاكستان و ايران نيز نصاب آموزشي عمدتاً از دو ديدگاه آسيب ديد. نخست اين كه تنظيم هاي جهادي نوع خشونت را وارد نصاب آموزشي كردند و مفاهيم ويرانگر توپ، تانك، تفنگ، راكت و چيز از اين دست وارد نصاب گرديد، و در نتيجه تصويري به شاگردان ارائه گرديد كه باشنده گان شهر ها در داخل كشور همه وابسته حكومت دست نشانده شوروي اند.

در جهت ديگر آن ها سليقه هاي تنظيمي خود را نيز وارد نصاب تعليمي ساختند. و خواستند تا از اين طريق در مناطق زير نفوذ خويش مكاتب را به حوزه هاي تبليغ و پايگاه تنظيم خود بدل كنند. بدين سبب نصاب تعليمي در اين سالها چه در داخل كشور و چه در ميان پناهنده گان نصابي بود سياست زده و سليقه يي.

·  در اين سالها مكاتب در داخل كشور به مراكزفعاليت حزب دموكراتيك افغانستان بدل شد و معلمان به دو دسته حزبي و غير حزبي تقسيم شدند. نهايتاً آن ها در صنف ها اطلاعات ضد و نقيضي را به شاگردان ارائه مي كردند. اين امر صدمهء بزر گي را بر نظام آموزشي افغانستان وارد كرد.

·  حزب دموكراتيك و تنظيم هاي جهادي در پاكستان و ايران بدينگونه به نوع سرباز گيري در ميان شاگردان پرداختند. اگر حزب، جوانان را به سازمانهاي جوانان جذب مي كرد و از آنان سپاهيان انقلاب مي ساخت. تنظيم هاي جهادي نيز جوانان را در مكاتب تشويق مي كردند تا به عضويت تنظيم ها در آمده و نهايتاً به سنگر ها در داخل كشور بروند. اين امر خود نوعي گسترش فرهنگ نظامي گري در معارف كشور بود كه تا هم كنون تاثيرات ناگوار آن در معارف كشور باقيست.

·  هم اكنون شاگردان در مكاتب بيشتر توجه به آن دارند تا با ياد گرفتن زبان انگليسي و برنامه هاي كامپيوتر براي خود شغلي پر در آمدتري در موسسات جستجو كنند. ادامه اين امر اميد افغانستان به داشتن متخصصان را از ميان بر مي دارد. دراز مدت اين امر تاثير ناگواري بر حيات اقتصادي و فرهنگي افغانستان خواهد داشت.

·  آموزگاران در افغانستان شايد محروم ترين قشر اجتماعي كشور را تشكيل دهند. امتيازات كمتري دارند، با اين حال آن ها نمي توانند حقوق ماهوار خود را در موقع آن دريافت كنند. اين امر سبب شده است تا فرار معلمان از مكاتب كماكان ادامه يابد. معلماني كه مهارت هاي بيشتري دارند، مي كوشند تا سازمان هاي غير دولتي و يا در جاهاي ديگري براي خود شغلي دست و پا كنند،ويا دست كم مي كوشند تا در كنار معلمي شغل ديگري نيز براي خود دريابند. در اين صورت آموزگار، كمتر مي تواند با عشق و مسووليت به آموزش بپردازد.

آموزگاران گرسنه و بي سرپناه اند. اگر ديروز در كتاب هاي درسي مي نوشتند كه يك جمع يك مساوي به دو تفنگ مي شود، بدون ترديد معلم گرسنه به شاگردان ياد خواهد داد كه يك جمع يك مساوي به دو نان مي شود. آموزگار گرسنه و تشنه نمي تواند شاگردان را از سرچشمه علم و معرفت سير آب سازد!

·  در كمتر مكتبي افغانستان است كه در آن امكانات ورزشي، كتابخانه، آزمايشگاه و ديگر امكانات اموزش وجود داشته باشد.

مكتب تنها گرد آوردن شاگردان دريك  اتاق خالي نيست. هم اكنون شايد صد درصد مكاتب افغانستان از داشتن چنين چيزهاي محروم اند. حتي مكاتب گروه ترانه خوان ندارند تا دست كم ترانهءاستقلال كشور را بخوانند. چنين است كه امروزه انگيزه هاي رفتن به مكتب در ميان كودكان و نوجوانان بسيار كاهش يافته است. گاهي خانواده ها با اجبار كودكان شان را به مكتب مي فرست.

 

·   در باز  سازی و نو سازی  مکاتب باید  تناسب نفوس در نظر گرفته شو  و همچنان  دولت باید به بازسازی مکاتب در مناطق دور دست و کوهستانی توجه نموده و نباید تمام کمک ها  در ایت زمینه به شهر کایل و مراکز وبایت ها محدود شود .

·   در مناطق کوهستانی گاهی در میان مکتب و حانه های شاگردان فاصله ء زیادی وجود دارد . وزارت معارف باید اين امر  را در نظر داشته و مکاتب  را مطابق  به نوفوس به گونهء بسازد تا روزانه وقت بیشتر شاگردان صرف  روف و آمد  به مکتب نشود .

·  تعلیمات بعد از صهنف نهم باید  به بخش های علوم طبیعی و اجتماعی دسته بندی  شود .

·         در سال باید سه امتجان سه ماه ، شش ماهه و سالانه اخذ گردد.

·  نمره شمولیت به دارالمعلمین ها و آن شما فاکولته های که  معلم تربیه می کنند باید  بالا برده شود .

·   گزارش های  وجود دارد که  دولت می خواهد جهت جبران کمبود معلمان آن عده از افسرانی را که  از وظایف  نظامی شان بر کنار شده اند ، به شغل معلمی استخدام کند . این امر می تواند خود مشکلات بزرگی را برای معارف نوین در افغانستان به وجود آورد . معلمی  یک مسلک است و هر درس خوانده يي نظامی نمی تواند معلم شود  و غیر از آن جذب هزاران نظامی به شغل معلمی می تواند نوعی  فضای نظامی را در معارف کشور  پدید آورد .

·  به گونهء اخص تدرس  مضامین علوم طبیعی  و ریاضیات  در  کشور وضعیت ناگواری دارد . نه تنها   نصاب آموزشی مضامین علوم طبیعی و ریاضیات  با معیار های علمی جهانی هم آهنگ نیست ؛ بلکه در جهت دیگر کمبود آزمایشگاهها در مکاتب سبب شده ا ست تا این مضامین به  گونه ء درست و موثر تدریس نگردد. دولت باید برنامه هايي داشته باشد تا نه تنها کیفیت  اموزش در کشور بالا برود ؛ بلکه باید کوشید تا باید آن  نهاد هایی را کمک کرد که پروسه گسترش آموزش علوم طبیعی و ریاضیات در کشور  را کمک می کنند .

 

 

پيشنهاد و راه حل ها:

·  نصاب آموزشي در افغانستان بايد سر از نو به گونهء فراهم شود تا نه تنها با معيار ها و نياز منديهاي ملي، بلكه با دست آورد هاي علمي و فرهنگي جهان هم آهنگ باشد. افغانستان اگر در يك جهت مي خواهد ارزشهاي واقعي فرهنگي و ملي خود را حفظ كند، بدون ترديد در جهت ديگر ناگزير از آن است تا هم آهنگ با موازين و پيشرفت هاي علمي در سطح جهان گام بردارد.

·  نصاب تعليمي بايد به وسيله گروهي از متخصصان، دانشمندان، روان شناسان، آموزگاران و كارشناسان داخلي و نماينده گان سازمان هاي آموزشي و فرهنگي جهاني ازنو نوشته شود.

·  نصاب تعليمي بايد ارزش عملي داشته باشد، نصاب تعليمي بايد جوانان افغانستان را در امر توسعه در زمينه هاي گوناگون حيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كمك كند.

·  بايد نصاب آموزشي افغانستان سياست زده نباشد و نبايد اجازه داد كه نصاب آموزشي در خدمت جريان هاي سياسي قرار گيرد. البته اين امر به مفهوم مخالفت با آموزش علم سياست در مكاتب نيست.

·  نصاب آموزشي بايد از چنان ارزش هاي ملي و علمي بر خوردار باشد كه با تغيير نظام هاي سياسي دستخوش تغييرات نشود و از بين نرود.

·  در تهيهء نصاب آموزشي بايد جداًٌ به امر روانشناسي كودكان، نوجوانان و جوانان توجه شود. بايد موضوعات متناسب به سن و سال آن ها گرد آوري گردد.

·  گاهي كتاب هاي درسي در افغانستان از يك زبان پيراسته بر خور دار نيست و گذشته از اين مساله گاهي داراي چنان اشتباهات گسترده چاپي مي باشد كه مفهوم را بر هم مي زند و حتي مفهوم ضد گونه يي پيدا مي كند. بايد تمام كتاب هاي درسي به وسيلهء گروهي از ويراستاران، ويرايش شود.

كوشش شود تا از نفوذ كوچكترين اشتباهات چاپي جلو گيري گردد. در دوره ابتداييه بايد كتاب ها به گونه رنگه، قطع و صحافت زيبا به چاپ برسد.

·  وزارت معارف همه ساله به مليون ها عنوان كتاب درسي نياز دارد، بناً بهتر خواهد بود تا چاپخانهء اين وزارت باز سازي شده. و كتاب هاي مكاتب در همين چاپخانه به چاپ برسد.

·  بايد در مكاتب متوسطه و ليسه ها كتابخانه ها و آزمايشگاه ها ايجاد گردد.   

·  نصاب آموزشي در دورهء ليسه بايد چنان علمي و معياري تهيه شود كه بتواند پايهء اساسي آموزش آن ها را در دوره تحصيلات عالي در پوهنتون ها تشكيل دهد.

·  براي كودكستان ها بايد مطابق به معيار هاي فرهنگي و جهاني نصاب آموزشي ساخته شده  واز  نظر تشكيل  باید  به وزارت معارف تعلق گيرد.

·  براي شاگرداني كه استعداد فوق العاده دارند بايد صنف جدا گانه وجود داشته باشد.

·        بايد زمينهء آموزش كودكان داراي معيوبيت فراهم گردد.

·  جهت رهبري بهتر نظام معارف در كشور بايد كميتهء عالي كارشناسان معارف در سطح وزارت معارف و رياست هاي معارف در ولايات به وجود آيد.

·  معارف در افغانستان هميشه از حمايت مردم برخوردار بوده است. بايد كوشيد تا در سطح هر ولايت كميته هاي دفاع از معارف به وسيله مردم، روشنفكران، تاجران ملي و ديگر داوطلبان خدمت به معارف پايه گذاري گردد.

 

 

·  تصاب آموزشی  کودکستانها باید به گونهء اماده شود که  کودکستان بتواند  نقش دورهء آماده گی  را برای  شاگردان داشته باشد .

·        کودکستانها باید در افغانستان رشد متوازن داشته باشند .

·  سن شمولیت کودکان به مکتب از هفت ساله گی  به شش ساله گی  پایین آورده شود .

·    ساعت درسی باید جهل و پنج  دقیقه باشد و برای اجرای این  امر باید مکاتب دو وقته باشند نه سه وقته .

·        پس از هر سه ساعت  درسی باید برای شاگردان تفریح داده شود .

·  حجم موضوعات کتاب  باید با در نظر داشت سال تعلیمی  به گونه ء اماده شود که امکان تطبیق  آن وجود داشته باشد .

·    در امر ارتقای شاگردان ازیم صنف  به ثنف دیگر  باید تجدید نظر شود و بهتر آن خواهد بود تا  ازبین برده شود .

شاگردانی که  ازکشور های دیگر می ايند  باید پس  ازاخذ امتحان مطابق به سن و سال شان در مکاتب جذب شوند .

·         آموزش برنامه های کمپیوتر باید  به نصاب آموزشی افزوده  شود .

·  مکاتب نباید به میدان رقابت احزاب سیاسی بدل شود . باید از فعالیت اجزاب سیاسی در مکاتب جلو گیری شود .

·  جهت تفاهم و همکاری در میان معارف  و خانواده ء  شاگردان باید انجمن  های مکاتب و  اولیای شاگردان  به وجود آید . این انجمن ها می توانند بسیاری  از مشکلات مکاتب  را در تفاهم و همکاری با هم  از میانم بر دارند .

·  کوشش شود تا انجمن ملی دفاع از معارف در سطح کشور ایجاد گردد و به همین گونه با یم جنین انجمن هایی در سطح هر ولایت کشور  پایه گذاری گردد.  دراین انجمن ها افراد  داوطلب باید از میان تاجران ملی ، علمای دینی ، بزرگان اقوام ،  خطیبان مساجد ، کارشناسان عرصه ء تعلیم و تربیه  بر گزیده شوند

·  انکشاف متوازن در معارف کشور یک امر بسیار مهم می باشد که می تواند  از بروز هر گونه سوء تفاهم در میان مردمان ولایات اقوام گوناگون کشور جلو گیری کند . وزارت معارف باید جداً این مساله را در امر بازسازی مکاتب و ایجاد مکاتب تازه  و تهیه ء سامان وسایل آموزشی ، آزمایشگاهها و کتابخانه ها و امکانات  ورزشی  درنظر بگیرد !

 

 

تعليمات اسلامي:

مشكلات:

·  كمبود مدارس بزرگ تعليمات اسلامي و مدرسان قوي در افغانستان سبب شده است كه شماري از جوانان به كشور هاي همسايه، عمدتاً به پاكستان و ايران بروند.

اين جوانان اكثراً در معرض تبليغات حلقات تند رو مذهبي آن كشور ها قرار گرفته و با افكار آميخته با تند روي مذهبي و سياسي به كشور بر مي گردند كه اين امر مي تواند براي آيندهء كشور زيانبار باشد.

·  در مدارس مذهبي افغانستان نصاب آموزشي يك دست و جود ندارد، افزون بر آن هيچگونه نظارتي بر اين مدرسه ها نيز ديده نمي شود.

·  استادان در مدارس مذهبي، از دانش هاي امروزين كمتر آگاهي دارند، بناً آن ها نمي توانند موضوعات ديني را با در نظر داشت چالش هاي علمي امروزين تدريس نمايند.

قرائت چنين استاداني از دين خيلي ها كهنه و قديمي است و از اين رو چنين استاداني دين و علم را در برابر هم قرار مي دهند.

·  نصاب آموزشی  درمدارس افغانستان هنوز به همان شیوه ء سنتی خود باقی مانده است ، در حالی شرایط نوین ایجاب  می کند تا در نصاب آموزشی  مدارس  و مکاتب دینی علوم مروج روزگار نیز جا داده شود .

·  افزون بر این باید علوم طبیعی  در تلفیق با علوم دینی جزء نصاب آموزشی  مدارس  و مکاتب دینی باشد .

·   دولت باید برنامه هایی را در جهت انکشاف مکاتب و م دارس مطرح نموده و  منابع امداد را قناعت بدهد تا به مکاتب و مدارس دینی کمک کنند .

 

 

پيشنهاد ها و راه حل ها:

·  بايد مدارس بزرگ ديني در شهر كابل و مركز زون هاي افغانستان ساخته شود و براي آن ها نصاب آموزشي با در نظر داشت تحولات علمي در جهان ساخته شود.

·  مدارس ديني نبايد به مراكز سياست هاي مذهبي و تقابل مذهب با تجدد گرايي تبديل گردد.

·  در جهت تربيه استادان علوم ديني بايد برنامه هاي جدا گانه يي با وزارت تحصيلات عالي روي دست گرفته شود تا زمينه هاي جذب شماري از فارغان فاكولتهء ها شرعيات وحقوق به مدارس ديني فراهم گردد.

·  در مدرسه هاي ديني بايد تاريخ، جامعه شناسي، حقوق و ديگر علوم مدرن اجتماعي ادبيات و فرهنگ تدريس شود.

·  در مكاتب بايد به مضامين علوم ديني به حيث يك مضمون اساسي بر خورد شود و موضوعات آن مطابق به ميزان فهم شاگردان فراهم گردد.

·        قرآن كريم در صنوف مختلف بايد با ترجمهء آن تدريس گردد.

·  در مدارس ديني بايدعلماي نيك نام و آگاه از علوم اجتماعي به حيث رييس مقرر شوند.

·        تعلیمات اسلامی باید از مودکستان آغازگردد.

·  وزارت حج و اوقاف باید از طریق مساجد  در امر گسترش تعلیمات اسلامی  با وزارت  معارف همکاری کنتد .

 

تعليمات حرفوي و مسلكي :

 مشكلات:

·  به يك مفهوم تقريباً تمامي مكاتب حرفوي و مسلكي در كشور تخريب شده است و اين خود عمده ترين مشكل را در تعليمات حرفوي و مسلكي به وجود آورده است.

·  وزارت معارف با مشكل جدي كمبود آموزگار در مكاتب حرفوي و مسلكي روبه رو است.

·        افغانستان نياز جدي به مكاتب تازه حرفوي و مسلكي دارد.

·  در ولایات دوردست و کوهستانی با در نظر داشت اقتصاد منطقه  باید مکاتب  اختصاصی  حرفوی پایه گذاری شود .

 

پيشنهاد ها و راه حل ها:

·  مكاتب حرفوي و مسلكي بايد متناسب با توسعهء زنده گي باز سازي و نو سازي گردند.

·  وزارت معارف نه تنها ناگزير از باز سازي مكاتب حرفوي گذشته است، بلكه بايد متناسب به حرفه تازه پديد آمده، مكاتب ديگري حرفوي و مسلكي را ايجاد كند.

·  براي مكاتب حرفوي بايد نصاب ديگري در چار چوب ستراتيژي ملي آموزشي ساخته شود.

·  وزارت معارف بايد با در نظر داشت امتيازاتي افراد مسلكي و باتجربه را به حيث آموزگار در مكاتب مسلكي جذب كند.

·  از اين كه مكاتب مسلكي جنبهء توليدي نيز دارد، بناً وزارت معارف بايد براي فروش توليدات چنين مكاتبي بازار يابي كند.

·  شايد بخش خصوصي علاقمند به سرمايه گذاري در بخش مكاتب حرفوي باشد بناً در چار چوب پاليسي دولت، وزارت معارف مي تواند خصوصي سازي مكاتب حرفوي را روي دست گيرد.

·  برای شاگردان مکاتب حرفوی  در  شهر کابل و ولایات باید   باشگاه سبانه ساخته شود .

·        تمام مکاتب مسلی ازنظر تشکیلات باید مربوط به وزارت معارف باشد .

·  مکاتب مسلکی باید ازصنف هفتم آغاز گردد  و  فارغان دوره ء ابتداییه پس از امتحان به این مکاتب جذب شوند .

 

 

سواد آموزي:

مشكلات:

بي سوادي كتله يي در افغانستان يكي از بزرگترين مشكلات اجتماعي كشور را تشكيل مي دهد. اين امر خود سبب دهها مشكل اجتماعي سياسي ديگر شده است. هر چند فيصدي دقيق بي سوادان در كشور معلوم نيست، با اين حال شايد اضافه از 80 در صد مردم كشور از بي سوادي رنج مي برند.

افغانستان در حالي مي خواهد مبارزهء شديد خود عليه بي سوادي را به پيش ببرد كه ظرف سال هاي جنگ از يك سو مكاتب سواد حياتي و نظام سواد آموزي تقريباً از هم پاشيده است، بلكه درجهت ديگر به سبب جنگهاي دراز مدت، گسترش فقر و مهاجرت، فيصدي بي سوادي در كشور به سرعت بالا رفته است.

اين يك امر بسيار خوشبينانه خواهد بود كه فكر شود وزارت معارف تنها با بخش سواد آموزي خويش مي تواند بي سوادي در كشور را ريشه كن كند.

 

پيشنهاد ها و راه حل ها:

·  براي مقابله با ريشه كن كردن بي سوادي وزارت معارف بايد يك برنامهء مشخص ستراتيژيك ملي را طرح كند.

·  مبارزه با بي سوادي بايد به يك حركت بزرك ملي بدل شده و از خانه خانه در كشور آغاز گردد.

·  خانواده ها بايد تصميم بگيرند كه هيچ فرد از اعضاي خود را بي سواد باقي نگذارند.

·  براي گسترش و موفقيت سواد آموزي، بايد انگيزه هاي سواد آموزي را در ميان افراد بي سواد ايجاد كرد. يكي ازاين انگيزه ها اين مي تواند باشد كه آموزش سواد با آموزش حرفه ها پيوست گردد.

·  در يك برنامهء ملي ريشه كن سازي بي سوادي بايد تمامي رسانه هاي گروهي دولتي و خصوصي عمدتاً راديو و تلويزيون ها بايد برنامه هاي آموزشي مشخصي را پخش كنند.

·  نهاد هاي مدني و سازمان هاي غير دولتي بايد در چار چوب برنامهء ملي ريشه كن سازي بي سوادي سهم فعال بگيرند.

·  براي دوره هاي گوناگون سواد آموزي بايد نصاب آموزشي ساخته شود. در اين زمينه مي شود از تجربه هاي همسايه و منطقه استفاده كرد.

·  وزارت معارف و وزارت تحصيلات عالي مي توانند در چارچوب يك تفاهمنامه و با ايجاد يك پاليسي، معين مسأله استفاده شاگردان دورهء ليسه، نهاد تحصيلات عالي و پوهنتون ها را به حيث آموزگار در برنامهء ريشه كن كردن بي سوادي در نظر بگيرند. در اين صورت شاگردان داوطلب در ماه ها رخصتي مي توانند در محلات شان به آموزش سواد بپردازند.

·  آموزش سواد آموزي بايد همراه با مواد ممد درسي مانند كيست ها، چارت ها و وسايل ديگر به همراه باشد.

·  در نصاب آموزشي سواد آموزي بايد موضوعات به گونه يي گنجانيده شود كه در زنده گي عيني آن ها قابل لمس باشد. كتاب هاي سواد آموزي بايد به گونهء رنگه و جذاب در كاغذ بهتر به چاپ برسد.

·  کارشناسان آموزش باید  مطابق  به نیازمندی های زمان شیوه ها ی تازهء سواد آموزی را جستجو نمایند  تا موثر ترین  شیوه  درزمینه تطبیق گردد.

·  باید  در تمام ولایات کشور مکاتب شبانه ساخته شود تا امکان آموزش برای آن شمار جوانانی که  به سبب ادامه ء جنگها و مهاجرت ها  نتوانستند به آموزش خود ادامه دهند ، فراهم گردد.

 

تربيهء معلم:

مشكلات:

·  دارالمعلمين هاي عالي در افغانستان بسيار فرسوده به نظر مي آيند و تقريباً به يك بخش فراموش شده بدل شده اند.

·  علاقهء جوانان به آموزش در دارالمعلمين ها بسيار كاهش يافته است. اين امر نشان مي دهد كه ديگر جوانان كمتر علاقه دارند تا به مسلك معلمي بپيوندند. اين امر در دراز مدت مي تواند براي افغانستان يك فاجعهء فرهنگي را به بار آورد.

·  اكثراً دارالمعلمين ها نه تنها ساختمان هاي خود را از دست داده اند، بلكه سامان وسايل آموزشي، مواد ممد درسي، كتابخانه ها و آزمايشگاه ها در آن ها نيز از بين رفته است.

·  در دارالمعلمين ها نصاب دقيق وجود ندارد و برنامه هاي تدريس در آن ها به صورت عملي اجرا نمي شود.

·  شمار دارالمعلمين ها درافغانستان با در نظر داشت وضعيت و نياز مندي به معلمان مسلكي بسيار كم است.

 

پيشنهاد ها و راه حل ها:

·  نصاب آموزشي دارالمعلمين ها بايد با پوهنتون تعليم و تربيه هم آهنگ شود. تا بعداً فارغان دار المعلمين ها در صنف سوم پوهنتون تعليم و تربيه جذب شوند.

·  بايد تلاش شود تا دست كم در هر ولايت افغانستان يك دارالمعلمين ساخته شود. تا كمبود معلمان مسلكي زودتر رفع گردد.

·  بايد امتيازات قابل توجهي براي معلمان در نظر گرفته شود، تا جوان به آموزش در دارامعلمين ها تشويق شوند. شهرك هاي معلمان در كابل و ديگر ولايات كشور ايجاد گردد.

·  معلماني كه از صنف 12 و يا هم صنف هاي 13 و 14 فارغ شده اند، بايد با راه اندازي دوره هاي آموزشي زمستاني به تحصيلات خود تا صنف 16 ادامه بدهند.

·  در دارالمعلمين ها بايد در رابطه به مضمون تدريس آموزي توجه بيشتر صورت گيرد و بخش عملي آن تقويت گردد.

·  براي اين هدف در كنار هر دارالمعلمين بايد يك مكتب متوسطهء تجربوي ايجاد گردد و يا يك مكتب متوسطه به نام مكتب تجربوي مشخص گردد.

·        دوره ء آموزش داخل خدمت باید چهار ساله شود .

·  سازمان های غیر دولتی که در زمینه ء آموزش کار کرده اند می توانند  با راه اندازی  دوره های کوتاه آموزشی معلمان را  در بالا بردن  سویه ء علمی و مسلکی آنها کمک کنند .

·        فارغان صنف  دوازده نباید به حیث معلم استخدام گردند .

·  معیار ها جذب  به دارالمعلمین ها و موسسات عالی که معلم تربیه می کنند  باید بالا برده شود .

 

 

ساختمان مكاتب :

گفته مي شود كه افغانستان حدود 9000 مكتب دارد كه تنها 25 در صد آن داراي ساختمان است. آن شمار مكتب هاي هم كه ساختمان دارند با كمبود ميز چوكي و ديگر امكانات آموزشي رو به رو اند.

ساختمان مجدد هزاران مكتب در شر ايط كه دولت قدرت پرداخت به موقع حقوق ماهوار معلمان را ندارد، يكي از مشكلاتي است كه حل آن به اجراي برنامه هاي دقيق و دراز مدت توسعوي نياز مند است.

 

پيشنهاد ها و راه حل ها:

·  رياست ساختماني معارف كه در گذشته ها در ساختمان مكاتب تجربهء خوبي داشت بايد با ظرفيت بيشتريباز سازي شود.

·  بخش خصوصي تشويق شود تا در امر ساختمان مكاتب وزارت معارف و مردم افغانستان را كمك كند.

·  كميته هاي دفاع از معارف بايد زمينداران محل را تشويق كنند تا جهت ايجاد مكاتب جديد قطعه زمين هايي را در اختيار وزارت معارف بگذارند. به همينگونه بايد مردمت تشويق شوند تا در امر ساختمان مكاتب سهم بگيرند.

·  ساختمان مكاتب بايد با در نظر داشت نياز منديهاي آموزشي امروزين ايجاد گردد.

·         وزارت معارف در اين زمينه بايد به جستجوي منابع تازه بر آيد.

·        دولت بايد بودجهء انكشافي وزارت معارف را بالا ببرد.

·  ساختمان هاي مكاتب بايد با استفاده از نيروي انساني كشور و مواد ساختماني كشور ساخته شوند تا در هزينه صرفه جويي صورت گيرد.

·  نباید به  فروشنده گان دوره گرد  اجازه داد که پیش روی  مکاتب  بساط بیارایند . در عوض باید  در داخل مکاتب  غرفه ء فروش مواد مورد ضرورت شاگردان وجود داشته باشد .

 

·        در ساختمان مکاتب باید اتاقی  بر ادای نماز در نظر گرفته شود .

·  . باید به امر ایجاد مکاتب دخترانه در ولایات توجه ء بیشتری صورت گیرد .

 

مواد درسي:

كمبود مواد درسي امروزه مشكل عمدهء معارف كشور را تشكيل مي دهد. در بسياري مكاتب شاگردان يا در زير خيمه يا در زير آفتاب و يا هم در اتاق هاي خالي روي خاك مي نشينند و گويا درس مي خوانند.

چنين وضعيتي خود هر گونه انگيزهء آموزش در شاگردان و انگيزهء تدريس در آموزگاران را از بين مي برد.

پيشنهاد ها و راه حل:

·  رياست مركز ساينس بايد تقويت گردد. در گذشته اين رياست در كنار فاكولتهء انجينري پوهنتون كابل جايگاه بزرگي داشت. وركشاپ هاي بزرگ آن همه روزه به توليد وسايل آموزشي علوم طبيعي مي پرداخت. درمديريت سمعي و بصري تباشير، تختهء سياه، چارت ها مودل ها و مواد ديگر توليد مي شد. در جريان جنگ ها تمامي امكانات رياست مركز ساينس و سمعي و بصري از بين رفت. اين در حاليست كه اخيراًٌ وزارت معارف جايگاه رياست مركز ساينس و سمعي و بصري را به كدام يك از شركت هاي خارجي به گونهء قرار داد چندين ساله فروخته است.

اين امر امكان انكشاف رياست مرز ساينس را بسيار محدود ساخته است.

وزارت معارف بايد جاي مناسبي به رياست مركز ساينس جستجو كند تا فعاليت هاي توليدي آن آغاز گردد.

·  در گذشته كشور هند معارف افغانستان را در تهيه كيست ها لابراتواري براي مضامين فزيك و رياضي كمك مي كرد. امكان دارد هند هنوزعلاقمند به ادامهء چنين كمك هايي باشد، وزارت معارف مي تواند اين مسأله را با طرف هند مطرح كند.

 

ظرفيت پروري:

در ارتباط به امر ظرفيت پروري در معارف افغانستان كمتر توجه مي شود.

بسياري از معلمان با شيوه هاي نوين تدريس آشنايي ندارند.

بسياري از معلمان دانش مسلكي ندارند، بسياري از معلمان علوم طبيعي، با سامان وسايل و مواد لابراتواري آشنايي ندارندو نمي توانند تجارب مربوط به علوم طبيعي را انجام دهند.

معلمي خود يك پروسهء آموزشي دوامدار است، متاسفانه شماري از معلمان خود را بي نياز از آموزش هاي تازه مي پندارند.

در ميان معلمان بحث هاي علمي و ميتوديك كمتر صورت مي گيرد و شايد هيچ صورت نمي گيرد. مي شود گفت كه امروزه ظرفيت پايين معلمان خود يكي از مشكلات عمده در فرا راه معارف كشور است.

.

پيشنهاد و راه حل ها:

·  همانگونه كه پيش از اين گفته شد بايد دوره هاي اموزشي كوتاه مدت در زمينهء ميتود تدريس براي معلمان به وسيلهء رياست اكمال تخصص معلمان راه اندازي شود.

·  براي رسيدن به اين هدف ايجاب مي كند كه اكمال تخصص معلمان با ظرفيت بيشتري باز سازي شود. و بخشهاي آن در ولايات در چار چوب رياست معارف ولايات ايجاد گردد.

·  به همينگونه جهت بالا بردن تخصص معلمان ساينس و رياضيات بايد برنامه هاي كاري سوپر وايزران ساينس در ولايات عملي گردد، تا آن ها معلمان ساينس را در زمينهء تدريس عملي و نظري علوم طبيعي كمك كند.

·  بايد زمينهء آن در مكاتب آماده شود تا معلمان پيشگام براي معلمان ديگر درس هاي نمونه ارائه كنند.

·  معلمان دوره هاي ابتدايي بايد با اساسات روان شناسي كودك آشنايي يابند.

·  در كتابخانه هاي مكاتب بايد كتاب ها در رابطه به چگونه گي تدريس، شيوه هاي تدريس و موضوعات آموزشي بيشتر جابه جا شود.

·        در بودیجه ء انکشافی  وزارت معارف  باید ازدیاد  به عمل آيد.

·  ایجاد زمینه های سفر های  علمی معلمان به کشور ها دیگر  و آشنایی آنها با نظام  آموزشی آن کشور ها .

 زمینه  هایی  ایجاد گردد تا معلمان ولایت گوناگون  کشور بتوانند  به یدکدیگر دیدار و تبادل تجارب داشته باشند .

 

نتيجه:

تطبيق يك برنامه ستراتيژيك ملي آموزشي بدون معلم خوب، نصاب خوب، مكتب خوب و شاگرد علاقمند نمي تواند عملي گردد.

همان گونه كه افغانستان به نصاب آموزشي تازه و علمي ضرورت دارد به همان گونه به معلمان تازه نفس و آماده با علوم و ميتود هاي علمي تدريس، ساختمان هاي عصري و مواد جديد درسي نیز نياز مند است.

سترتیژی ملی آموزش در  افغانستان  بدون تردید یک برنامه ء همه جانبه بوده که تمامی اجزا را در بر خواهد گرفت .

حل اين همه مشكل همانگونه كه گفته شد به يك جنبش ملي ضرورت دارد اين جنبش را بايد ايجاد كرد و روز تا روز آن را تقويت نمود. به گفته يكي از اشتراك كننده گان هم اكنون بايد جهاد معارف در كشور را راه اندازي كرد.

 

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!