مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> گزارش ها >> نشست شماری از نماینده گان...

  

 

 

 

پرتو نادری

نشست شماری از نماینده گان نهاد های جامعهء مدنی ، احزاب سیاسی  ، سازمانهای حقوق بشر و خبرنگاران  در پیوند به کشف گور های دسته جمعی در کشور

 

مقدمه :

می خواهم این گزارش را باسروده های از استادخلیل الله خلیلی آغاز کنم که سوگنامه یی است برای تمام بی گناهانی که در یک نیمه شب تاریک به خاک و  خون کشیده شده  اند :

 کشتند بشر را که سیاست این است

کردند جهان تبه که حکمت این است

در کسوت خیر خواهی نوع بشر

زادند چه فتنه ها  مهارت این است

 

شهرت طلبی بی هنری دونی پند

کردن جهان را به جهنم مانند

صدبار زمین به خون مردم تر شد

تا نام فلان این فلان گشت بلند

 

شهرت طلبی چند به هم ساخته اند

چون گرگ گرسنه در جهان تاخته اند

کردند به زیر پا هزاران سرو دست

تا گردن شوم خود برافروخته اند

 

 شهرت طلبان و دلبسته گان قدرت و آهن  در سرزمین ما نیز چنین کرده اند  . نیازی به برهانی نیست ؛ بلکه  زمین خود با دلتنگی هرازگاهی درکابل، هرات ، بدخشان ، پکتیکا، کنر این جا و آن جای دیگر شگاف بر می دارد و مرده گانش را پس می دهد.

مثل آن است که گویی فروغ فرخزاد سالها پیش از این مصیبت سرزمین ما را و شاید مصیبت جهانی را که ما در آن نفس می کشیم در این چند جمله ء کوتاه سروده است :

آن گاه

خورشید سرد شد

وبرکت اززمین ها رفت

وسبزه ها در صحرا ها خشکیدند

و ماهیان در در یا ها خشکیدند

و خاک مرده گانش را

زان پس به خود نپذیرفت

 

  هم اکنون چنین می نماید که  زمین خون آلود افغانستان ،  آن صبر دیرینه را ازدست داده  و  آن همه سکوت سنگین را درهم شکسته و  خود به داد خواهی  بر خاسته است و شاید هم وجدان روشنفکرانهء افغانستان را و تاریخ را  به داد خواهی فرا می خواند .

دیروزتهی دستان  بدخشان  بر سر گور دسته جمعی   در دشت قرق  گریستند و اما سیاسیون خواستند از عاطفه و اندوه آنان پله کانی بر بام  منافع حقیر سیاسی خویش بر پا دارند .

کسی اشک تمساح ریخت و کس دیگری خواست تا از استخوان های پوسیده ء شهیدان به گونه ء شلاقی بر ضد حریفان سیاسی خود استفاده کند ، وتمام . چه معلوم ، آن پنجه های پلیدی که دیروز در یک شب تاریک با فشاری  بر ماشه های مسلسل روسی ، امریکایی یا چنایی … انبوه از جوانان را چنان سپیدارانی بر خاک افگندند ، امروزنیز پنجه برماشه های تفنگ نداشته باشند . چه معلوم که امروز با دستان خون آلود و وجدان های تاریک و آماسیده  بر اریکه ء قدرت  تکیه نزده  اند !

هر چند پیدایی گور های دسته جمعی  در شهر های گوناگون کشور ؛ نشان می دهد که در سالهای پسین  چه در یای از خون و آتش از وجب وجب این سرزمین گذشته است ، با این حال   گور دسته جمعی دردشت چمتله  در شمال غرب کابل از هم اکنون بحث ها و موضیعگیری های گوناگون و حتی متضادی را در میان  احزاب سیاسی  کشور بر انگیخته است . از هم اکنون فرصت طلبان در تلاش آنند تا هیاهوی سیاسی  خود را در استخوان شکسته ء شهیدان  نیز بر دمند .

چه کسی یا چه گروهی این بنده گان خدا را دریک نیمه شب تاریک وهول انگیزازپای درافگنده است ؟

حالا که زمین این گونه بی صبرانه شگاف بر می دارد و به داد خواهی  بر می خیزد و از روی همه اندیشه ها و ایدیولوژی های حاکم در سالهای پسین در کشور پرده بر می اندازد ، جامعهء مدنی  ،  احزاب سیاسی و سازمانهای حقوق بشر افغانستان چه می توانند کرد !

آیا باید  دهان گشوده ء زمین را با تار مصلحت دموکراسی!  دوخت  و دوباره بر روی پیکر شهیدان خاک فراموشی ریخت  و یا این که به فریاد خاموشانه ء جمجمه ها پاسخ داد و به جستجو و شناسایی مجرمان جنگی رفت! مجرمانی که شاید امروز سوار بر خنگ دموکراسی می خواهند هفت اقلیم خدا را در نوردند !

امر دیگری که این اندوه را  دوچندان می سازد  این است که این گور ها در وضعیتی  دهان می گشایند که هم اکنون همه روزه انبوهی اززنان ، کودکان، پیرمردان در شهر ها و دهکده های کشور به وسیلهء گلوله های دموکراسی  به خاک و خون کشیده می شوند .

به گفته ء پیشوایان دموکراسی خونین اگر چنین کشتار هایی اشتباه است د رآن صورت ، وقتی دموکراسی اشتباه می کند ، ما باید گورستانهای تازه یی داشته باشیم و هیج کس حق ندارد بگویو که بالای چشم دوستان ما! ابروست.

پیدایی گور دسته جمعی در دشت چمتله  یک بار دیگر ابعاد بزرگ استبداد ، خون ریزی و درنده خویی نظام های حاکم در چند دههء اخیر افغانستان را نشان می دهد . این امر  جامعهء روشنفکری ، نهاد های جامعهء مدنی  احراب سیاسی، سازمانهای حقوق بشر در کشور را شدیداً تکان داده است .

تا کنون مشخص نشده است که  گور دسته جمعی چمتله  مربوط به  کدام یک از حاکمیت ها در افغانستان است . با این حال چیزی که روشن است ، این است که قربانیان همه گان افراد بیگناه ملکی اند که قربانی قدرت طلبی جناح های در گیر  ها در کشور شده اند .

 پیدای چنین  گور ها یی مردم افغانستان  ، خانواده های قربانیان ، نهاد های مدنی، سازمانهای حقوق بشر، احزاب سیاسی ، روشنفکران ، دولت و جامعهء جهانی را به چالش بزرگی فرا می خواند .

این امر به داد خواهی گسترده یی نیازمند است . مجتمع جامعهء کدنی افغانستان باور دارد که تحکیم صلح بدون تامین عدالت در کشور نمی تواند ممکن باشد .

بادریغ تا هنوزدر رابطه به گور های دسته جمعی پیدا شده در کشور بحث و تحقیق کارشناسانه  یی صورت نگرفته است. این در حالی است که بدون یک چنین تحقیقی نمی توان در جهت تامین عدالت  گامی  به پیش برداشت.

هرچند تا هنوز شمار دقیق گور های دسته جمعی در کشور معلوم نیست ، بااین حال براساس گزارش های خبری  موجودیت اضافه ازهشتاد گور دسته جمعی در افغانستان  تخمین زده می شود که از آن شمار موجودیت  اضافه ازپنجاه گور یقینی شده ا ست .

تاهم اکنون دست کم ده گور دسته جمعی  در ولایات هرات ، کابل ، بدخشان ، کنر، پکتیکا و جاهای دیگر کشف  شده است .

  اخیراً بخش آموزش های مدنی مجتمع جامعهء مدنی افغانستان( مجما) به روز پنج شنبه بیست و هشتم سرطان 1386 خورشیدی برابر با 18 جولای 2007 میلادی با راه اندازی یک نشستی  مساله ء گور های دسته جمعی در کشور  را با نماینده گان جامعه ء مدنی ، احزاب سیاسی ، روشنفکران و خبرنگاران در میان گذاشت .

در این نشست اضافه ازپنجاه تن از نماینده گان نهاد های جامعهء مدنی ، احزاب سیاسی ،فعالان حقوق بشر؛ روشنفکران ، خبرنگاران و شخصیت های اجتماعی – سیاسی و فرهنگی اشتراک داشتند  و در ارتباط به موضوعات مطرح شده به بیان دیدگاههای خویش پرداختند .

 

دستور کار نشست :

- چه عوامل وانگیزه هایی سبب شده است تا  نظام های سیاسی در افغانستان دست به کشتار دسته جمعی مردم بزنند ؟

 

- حالا که  زمین خود به شهادت بر خاسته  ، ما را و تاریخ  را به داوری  فرا می خواند ، رسالت نهاد های مدنی ،  احزاب سیاسی  روشنفکران و مردم افغانستان  در این ارتباط چیست ؟

این نشست به وسیله ء عزیر رفیعی رییس مجتمع جامعه ء مدنی افغانستان گرداننده گی می شد .

 

دیدگاه ها:

·        انجینر امین الحق مایل عضو هییت رییسه ء مجتمع جامعه ء مدنی افغانستان و کارمند کمیته ء سویدن برای افغانستان

 این گور ها نشانگر جنایات نظام های گذشته در کشور است و اما  این که  چرا آنها دست به چنین جنایاتی زده اند ، دلیل آن را می توان در این امر جستجو کرد که چنان نظامهایی بر خاسته  از اراده ء مردم نبودند و بنیاد مردمی نداشتند . آنها خود را حاکم مردم می پنداشتند و  .به خود حق می دادند تا با مردم  آن گونه رفتارنمایند که خود می خواهند .

افزون بر این چنین نظامهای استحکام خود را نه در پشتی بانی مردم؛ بلکه در جلب حمایت کشور های بیگانه جستجو می کردند .

 امین الحق مایل در ارتباط به  پرسش دوم گفت که این حق و مسوولیت جامعهء مدنی است که در چنین مواردی صدای خود را بلند کند ، برای آن که خاموش ماندن زمینه ء تکرار یک جنین جنایاتی را می تواند فراهم کند.

در این صورت این پرسش به میان می آید که با قاتلان جه باید کرد ؟ آیا با نوع استدلال صلخواهانه می شود که جنایات آنها  را نادیده گرفت؟ آیا می توان آنها را اجازه داد که همچنان در مقامات بلند دولتی تکیه بزنند؟

یقیناً که نه؛  جامعهء مدنی نباید  خاموش بماند ؛ بلکه باید در همکاری با دولت و جامعهء جهانی در امر شناسایی   قاتلان  سهم بگیرد  و زمینه ء محاکمه ء انها را بدون در نظرداشت هرگونه  مقام و موقعیت آنها فراهم سازد .

مساله قابل توجه دیگر این که  خانواده های قربانیان  خود باید صدای اعتراض و دادخواهی خود را بلند کنند . جامعهء مدنی در این ارتباط باید به آنها کمک کند. برای آن که اگر این صدا خاموش بماند  در آن صورت دشوار خواهد بود که انتظار محاکمهء   قاتلان را داشته باشیم .

 

·        اجمل سهیل رییس حزب لیبرال افغانستان و معاون جبههء ملی دموکرات افغانستان

 در نظام  های دیکتاتوری دولت می کوشد تا دیدگاه ها و خواسته های خود را بر مردم تحمیل کند . نظام های دیکتاتوری درافغانستان نیز چنین  کرده اند و اآنگاه که با مخالفت مردم رو به رو می  شدند به خشونت و سر کوب می پرداختند  و جنین بود که مردم را به گونهء دسته جمعی  به کشتارگاهها  می فرستادند .

او گفت کشف این گور  ها انگیزه ء سیاسی دارد . دولت مشغول بازی موش و گربه است و می خواهد به وسیله ء چنین گور های دسته جمعی ، حریفان سیاسی خود را در درون دستگاه  بترساند .

 چنین گور هایی می تواند نشان دهنده ء موجودیت مراگز گوناگون  قدرت در سالهای آخیر باشد.آنهای که در این گور ها خوابیده اند بیگناهانی اند که قربانی جنگ های قدرت شده اند . دولت اساساً به اصلاحات گسترده ییی نیاز  دارد و  تا زمانی که چنین اصلاحاتی  پیاده نشود به مشکل می توان تصور کرد که  دولت بتواند  چنین مسایل پیچیده یی  را حل کند .

مردم انتظار دارند تا جنایتکاران شناسایی ومحاکمه شوند . جنابتکاران معلو الحال باید به مجکمه ء جنایات جنگی فرستاده شود .

در این ارتباط حزب لبیرال افغانستان و جبهء ملی دموکرات برنامه های مشخصی را روی دست دارد .  باید دامنهء بحث ها  را گسترده تر ساخت ، بحث ها را باید همگانی ساخت . باید به مردم  چنان اگاهی  سیاسی داد تا تا در یک برنامه دادخواهی همه گانی سهم بگیرند.

 

·        اورزلا اشرف:

من ازنسل جنگ هستم با صدای انفجار و صفیر گلوله و خبر مرگ و ویرانی  بزرگ شده ام .

ما باور داریم که دیکتاتوری و نبود آزادی بیان عامل چنین کشتار های جمعی شده است . آن گونه که دیده شده است در گور های دسته جمعی شماری از قربانیان در حال نشسته جان داده اند . معلوم می شود که آنها را زنده به گور کرده اند .

 باید هشیار بود و به کسی و گروهی اجازه نداد تا از این رویداد بهره برداری سیاسی کند.

اورزلا  گفت که او  شاهد بوده است که کسانی حتی  به دلیل شنیدن رادیو بی بی سی به زندان افگنده شده اند . در کشور مراکز متعدد قدرت وجود داشت . این امر فرهنگ گروگان گیری را به وجود آورد . گروگان گیر ها  گاهی که   خواسته های شان بر آورده نمی شد و یا هم به سبب انتقام جویی از جناح مخالف ، گروگان ها را به گونهء دسته جمعی می کشتند .

این گور ها هر کدام  شاهد چنان  بیداد و خون ریزیی است که شاید در کمتر کشوری تجربه شده باشد  و نباید در برابر آن  خاموش ماند .

هنوز صدای مردم خاموش است . این امر میتواند دو دلیل داشته باشد . نخست این که آنها  به سبب نبود حاکمیت قانون می ترسند که اگر صدای اعتراض خود را بلند کنند ، شاید کشته شوند. دو دیگراین که آنها می اندیشند که شاید صدای اعتراض آنها نتواند پاسخی پیدا کند. آنها باور ندارند که به صدای آنها پاسخی  داده شود .

مساله ء دیگر این که این گور ها به گونه کارشناسانه کاوش نمی شوند ؛ بلکه به آن شیوه یی کاوش  صورت می گیرد که می تواند علایم و شواهد را از میان بردارد.

در امر کاوش گور ها ظاهراً با نوع بی حرمتی به استخوانها شهیدان برخورد صورت می گیرد.

سخن آخر این که  کمسیون حقیقت یاب  باید  متشکل  از چنان شخصیتهای بیطرف باشد که ظرف سه دهه ء گذشته در جنایات  جنگی سهمی نداشته باشد .  برای آن که عضویت افراد جنگی در کمیسیون می تواند مشروعیت آن را زیر پرسش قرار دهد  و در آن صورت حقیقت پایمال خواهد شد.

 

·        سید جواد حسینی رییس حزب اسلامی افغانستان جوان

کشف گور های دسته جمعی بیانگر بیگناهی و بیجاره گی مردم و نشان دهنده  سفاکی و جنابتکاری نظام های گذشته  در کشور است.

ما همه گان در رویای تحقق عدالت به سر می بریم و اما شواهد نشان می دهد که تا رسیدن به تحقق عدالت در کشور فاصله ء بسیار دوری وجود دارد .

برای آن که همان هایی که که دیروز عدالت و ازادی را پایمال می کردند  ، امروزه به تحقق عدالت برخاسته اند .

بیسار ساده می گویند که دیروز اشتباهاتی رخ داده است و امروز باید اشتباهات  را اصلاح کرد .

پرسش این جاست  آیا ناقضان عدالت و حقوق بشر می توانند عدالت را در کشور تامین کنند؟

دریغ این جاست که  کوشش می شود حتی ازگور های دسته جمعی نیز بهره برداری سیاسی صورت گیرد. دولت پیوسته به گور های دسته جمعی از چشم انداز سیاست دیده  و از آن استفاده ء سیاسی  می کند

اساساً این گور ها بنا بر دلیل امتیاز گیری کشف می شوند . در یک چنین دستگاهی چگونه می توان انتظار تحقق عدالت را داشت .

ما برای ساختن  افغانستان به  انقلاب اصلاحات نیاز دارد . اگر انقلاب اصلاحات به پیروزی برسد در آن صورت می توان به تحقق عدالت امید وار بود .

 

·         داکتر بکتاش رییس حزب ترقی ملی افغانستان

وضعیت نشان می دهد که هم اکنون نیز کشتار های جمعی در کشور ادامه دارد . همین روز ها در ولسوالی گرشک ده ها تن به اثر بمباردمان کشته شده اند .

سیاست های جیوپولیتیک  و مداخلات  کشور ها ی همسایه دامنهء جنایات در فغانستان را افزایش  میدهد .

توسل به خشونت در امر رسیدن  به قدرت سیاسی ،نبود حاکمیت قانون، تعدد مراکز قدرت و جنگ قدرت و موجودیت گروه های شبه نظامی می توانند از عوامل کشتار های گروهی در کشورباشند.

هم اکنون موجودیت گروه های ملیشایی و موجودیت سلاح  خود می تواند زمینهء ادامه ء یک چنین جنایاتی را فراهم کند .

حزب ما باور دارد که بدون عدالت اجتماعی نمی توان به صلح پایدار دست یافت.

در این ارتبط پیشنهاد مااین است که کمیسیون حقیقت یاب باید از افرادی تشکیل شود که آنها در رویداد های جنگی سه دههء کذشته سهمی نداشته باشند.

باید بااستفاده از شیوه  های علمی عمر گور ها مشخص شود و برای مردم افغانستان گفته شود که این گور های دسته جمعی به کدام  یک از نظام های سه دههء گذشته تعلق دارد.

جانیان باید شناسایی شوند و به وسیله ء یک محکمهء بیطرف و با صلاحیت محاکمه شوند.

 

·        قسیم اخگر مدیر مسوول روزنامهء هشت صبح

در افغانستان تمامی حکومت ها ساختار قومی و قبیله یی  داشته اند و این حکومت ها به قبیله ء خاصی تعلق داشته اند . خشونت یکی از ویژه گیهای حکومت های قبیله یی است.

آن گاه که نظام قبیله یی با  بنیادگرایی و استبداد کمونستی در می آمیزد  فاجعه ابعاد گسترده تری پیدا کرد. نباید به دو جناح حاکم در پارلمان و کابینه اجازه داد  که از موضوع به نفع خود استفاده کنند . برای آن که دولت کنون به مانند دولت های گذشته  خواهان تحقق عدالت نیست.

در بدخشان گور دسته جمعی پیدا می شود و کرزی به آنم جا می روز البته نه برای همدردی با مردم بدخشان ؛ بلکه برای تضعیف  جبههء متحد ملی .

هم اکنون همه روزه ده ها تن کشته می شوند و خارجی ها  بیدا می کنند ، شاید دولت کرزی با کشف این گور ها می خواهد رو پوشی بر جنایت های امروزین بیندازد.

امیدی به دولت نیست  ؛ بلکه باید نهاد های جامعهء مدنی و احزاب سیاسی به گونهء یک نیروی فشار قوی عمل کرده و  قضیه را پیگیری کنند.

دولت کنونی سرشت عدالتخواهانه ندارد ؛ بلکه سرشت قبیله یی دارد. کرزی پیوسته از مصلحت سخن می گوید.

هر دولتی میل به تمرکز قدرت دارد و این مردم اند که باید با فشار دولت را مجبور به اصلاحات سازند. با این همه باید کوشید تا هر امر عدالتخواهان رو به جلو باشد و شکل انتقام جویی به خود نگیرد.

 

 

 

·        محمد اکرام اندیشمند  نویسنده و تجلیل گر مسایل سیاسی – اجتماعی

موجودیت دولت  های ایدیولوژیک و قبیله یی  در کشور ، وابسته گی آنها به دولت های بیگانه ،نبودن میکانیزم قدرت ، جامعهء قبیلوی همواره عامل مصیبت های سیاسی – اجتماعی بزرگ  در کشور شده است .

حکومت ها در افغانستان هیچگاهی نخواسته اند تا به نطرات مردم گوش دهند  و  یگانه چیزی که پیوسته در نزد دولت های افغانستان  مطرح بوده است ، نگهداری قدرت است .

انها در جهت حفظ قدرت پیوسته به خشن ترین شیوه ها تا کشتار های جمعی دست زده اند .

درست است که نهاد های جامعهء مدنی و سازمانهای حقوق بشر باید در جهت تامین عدالت کار کنند  ، دربرنامه عدالت انتقالی سهم شایسته و سازنده بگیرند ، مجرمان را شناسایی کنند و اما پرسش در این جاست که انسانهای وابسته به یک ایدیولوژی آیا می توانند در موردمخالفان ایدیدلوژیک خودبا بیطرف  و انصاف داوری کنند  ؟ بسیار دشوار به نظر می آید که چنین شود.

وقتی جامعهء مدنی و نهاد  های حقوق بشر در اختیار افراد وابسته به ایدیولوژی  می افتد دیگر کمتر می توان به تامین عدالت به وسیله ء چنان نهاد هایی باور مند بود . در عدالت انتقالی نیز چنین است . عدالت انتقالی نیزباید به وسیله ء نهاد ها و  افراد بی طرف  به پیش برده شود .

 

·        منیر مهربان  خبرنگار

اندیشه های مستبدانه  سبب اعمال مستبدانه می شود . در این صورت تقابل اندیشه نه سبب پیدایی جرقه ءحقیقت ؛ بلکه سبب کشتار می گردد.

در گذشته قاتلان فکر می کردند که به مردم خدمت می کنند . اساساً این همه جنایت در زیر چتر خدمت به مردم اجرا شده است ، اما آنها نمی دانستند که اشتباه اساسی  در اندیشه های انان است . برای آن که اندیشه های خشن نمی تواند سبب خوشبختی مردم گردد.

با دریغ امروز هم چه در جامعهء مدنی و چه در جامعهء سیاسی  افغانستان  افرادی با اندیشه های مستبدانه ء طالبانی  قدرت دارند  که می تواند از آنها به طالبان نکتایی پوش  تعبیر کرد. چنین افرادی پیوسته خود  را مدافع حقوق بشر جا می زنند در حالی که قاتلان مردم نمی توانند عدالت را تامین کنند!

جامعهء مدنی  وظیفه دارد تا جلو پیشرفت اندیشه های کاذب را بگیرد. افرادی با اندیشه های مستبدانه نباید در جامعهء مدنی  وجود داشته باشند .

حالا که زمان ، جامعهء مدنی و روشنفکران افغانستان را در  موقعیت دشواری قرار داده است ، جامعهء مدنی باید مردم  را به داد  خواهی فرا خواند و خود را به چنان منبع با اعتباری  بدل کند تا مردم بتوانند به ارائه اسناد ، مدارک و شواهد خود بپردازند .

 

·        فضل الله وحیدی  رییس اداره ء هم آهنگی سازمانهای افغانی

صلح خیر است ؛ اما نباید جنایت کار را فراموش کرد . اگر جلو جنایت گرفته نشود و اگر جنایت کار به جزای خود نرسد در آن صورت صلحی هم نمی تواند به میان آید .

من فکر می کنم جامعهء  مدنی افغانستان توان و جراًت آن را دارد تا در امر پیداکردن مجرمان با دولت و نهاد های حقوقی و بشری  کمک کند . جامعهء مدنی  باید چنین کاری  را انجام دهد .

 

·        فرشید حکمیا ر  از دفتر fccs

زمامداران در افغانستان با تک تازی حکومت  کرده اند و این تک گرایی نظام ها خود سبب ایجاد استبداد در کشور شده است . این در حالیست که کشور پیوسته به وسیله ء زورمندان جهانی نظارت و کنترول شده اند .چنین است که سیاسیون همواره  یکدیگر را با خشونت  نفی کرده اند  روی همین دلیل است  که   مردم افغانستان چیزی به نام جزب وسیاست را دوست ندارند .

می توان گفت که وابسته گی  به دولت های بیگانه  خود سبب شده است تا دولت های  افغانستان و مردان سیاسی  در راه های نا صوابی  به پیش کشیده شوند  .

اساساً برای رسیدن  به عدالت باید نظام به  ثبات سیاسی  در کشور دست یافت .  البته نه  ثبات سیاسی دیکتاتورانه  ؛ بلکه  ثبات  سیاسی دموکراتیک و متکی بر خواسته ء  مردمی  که یک دولت   مردمی  واقعی آن را تضمین می کند ، نه چنان حکومتی  که فعلاً ما داریم  که گویا بر خاسته از انتخابات است! اما  خود  به قانون و حاکمیت قانون باورمند نیست.

 

·        حوریه مصدق رییس هراک

در گور های دسته جمعی کشف شده همه قربانیان افراد ملکی اند . هر دولت و گروهی که افراد ملکی را می کشد جنایتکار است . فاجعه ء بزرگتر این است که رییسان دولت ها در افغانستان پیوسته این حق را بر خود داده اند تا خون ملت را ببخشند . البته این تنها ملت است می تواند  حق خود را ببخشد  نه کسی دیگر. این یک امر بسیار ظالمانه است که اگر دولت ها بخواهند تا حق مردم را ببخشند .

 درست است که دولت های افغانستان در  چند دههء پسین دولت های ایدیولوژیک بوده اند ؛ اما در هیچ ایدیو لوژی انسان ها  به کشتار و  خون ریزی  تشویق نشده اند .

جستجوی و شناسایی قاتلان یک امر ضروری است . برای آن که خون این همه شهید را کسی بخشیده نمی تواند . رییس جمهور افغانستان  نمی تواند  حقوق  مردم را ببخشد.

جانیان جنین کشتار های جمعی باید شناسایی و محاکمه شوند ، اما تا هنوزمردم در این ارتباط خاموش اند . باید پدران ، مادران و بازمانده گان شهیدان صدای داد خواهی خود را بلند کنند . نهاد های جامعهء مدنی باید در این زمینه مردم را کمک نمایند .

 

·         فرید حسن زاده خبرنگار

درست است که گور های دسته جمعی بیان گر استبدای است که به وسیلهء  دولت  های گذشته و گروه های جنگی برمردم افغانستان اعمال شده است   ، بحق دراین رابظه به نظر من اتلاف وقت است . ما به گور های مردهگانمیبینیم ؛ اما به گور های جمعی زندهگان نگاه نمی کنیم .پرسش  این جاست  که ما چرا در ارتباط به وضعیت کنونی خاموشیم . مانباید به گذشته بر گردیم و از وضعیت کنونی غافل بمانیم . برای آن که امروز جامعه خود به  یک گورستان دسته جمعی بزرگ ابدل شده است .

باید وضعیت عمومی امروز  را تشریح کرد  تا بتوان بر مشکلات راه حلهایی پیدا کرد.

 

·         قیس دهزاد از آرمان شهر

به بهانهء بررسی وضعیت  دیروز نباید از وضعیت امروز غافل ماند . باید وضعیت امروز و جریانهای را که شکل می گیرد شناسایی کرد. هنوزهم آهنگیدر میان نهادهای که در زمینهء تامین عدالت کار می کنند بسیار اندک است . ایاتنها بحث روی گور های دسته جمعی  می تواند ما را به هم نزدیک کند و یا این که باید وضعیی را که هم اکنون جریان دارد نیز در نظر داشته و بررسی کنیم .

امروز در بهسود به سبب حملهء مسلحانهء کوچی ها صد ها  خانواده دهکده های خویش را ترک کرده اند. کوچی ها به  خانه های مردم آتش زده اند و شماری از آنان را کشته اند .

در این ارتباط جامعهء مدنی افغانستان چرا خاموش است؟

  

·        فضل احمد معنوی استاد پوهنتون کابل

درست  است که حکومت های گذشته بر مردم ظلم روا داشته اند ، آنها را به گونهء دسته جمعی به خاک و خون کشیده اند ؛ اما حکومت کنونی  آنها را در زیر خاک هم آرام نمی گذارد . چگونه گی کاوش گورهای  دسته جمعی  به گونهء که اسلام هدایت می دهد صورت نمی گیرد . چنین کاوشی  شایسته ء مرده گان اسلام نیست . نباید با استخوان های مرده گان  این گونه  با بی  حرمتی برخورد  کرد. دولت باید به این امر توجه کند و نبش گور ها باید بر اساس  هدایات اسلام صورت گیرد .

گذشته از این شیوه ء حفاری گور ها  می تواند تاثرات نا گواری  بر روان مردم و  خانواده های  قربانیان برجای گذارد.

 

·        عبدالرحمان هوتکی رییس سازمان حقوق بشر و حفظ محیط زیست افغانستان

جای خوشی است که جنبش فعالان حقوق بشر به یک قوت بدل می شود و به همینگونه رسیده گی به جنایات جنگی به یک اصل بدل شده است . برای آن که تا زمانی که به جنایات گذشته پرداخته نشود  نمیتوان به حکومت قانون  دست یافت .اما باید گفت که در طول تاریخ روشنفکران  در افغانستان  هیچ کاری که به نفع مردم افغانستان باشد انجام نداده اند .

در جامعهء ما همیشه در میان روشنفکران و مردم فاصله وجود داشته است . این فاصله را باید ازمیان برداشت .

باید پیامهای چنین نشست هایی برای مردم ، دولت و جامعهء جهانی مشخص گردد.

در ارتباط به گور های دسته جمعی شماری بر این باور اند  که با در نظر داشت وضعیت به وجود آمده و صلح نسبی  باید از جنایات گذشته ،  گذشت  ؛ اما در مقابل شمار دیگری بر این نکته تاکید می کنند که  بدون تامین عدالت نمی توان به صلح پایدار دست یافت.پیشنهاد من این است که از بحث های سیاسی بگذریم و بیشتر روی نتیجه گیری این نشست کار کنیم  ، فاصلهء موجود در میان مردم و روشنفکران را ازبین ببریم  تا پیامی برای مردم افغانستان داشته باشیم .

 

·        واقف حکیمی  مدیر مسوول هفته نامه ء مجاهد و سخنگوی جمیعت اسلامی افغانستان

باید از حقوق بشری دید مشترکی داشته باشیم .باید بتوانیم عدالت را با دید مشترک  از حقوق بشری و انسانی تعریف کنیم . برای آن که  حقوق بشر در فلسفه های گوناگون می تواند تعابیر گوناگون داشته باشد .

نخست ازهمه تامین عدالت به رعایت قانون نیازمند است . البته قوانین عدالت مند .  تا زمانی که قانون رعایت نشود عدالتی نمی تواند به وجود آید. البته این جا هدف از قانونی است که متکی بر حقوق انسانی  و خواست مردم باشد .

 

·        محمدی یکاولنگی

به سبب احترام به مرده گان نباید  از تعقیب  جانیان  چشم پوشید. باید راه های عملی محاکمه ء جنایتکاران جستجو شود. قاتلان باید به محاکمه کشانیده شوند . در مقابل حق مردم هیچ گونه گذشتی نمی تواند به وجود آید . این قربانیان همان  افراد ملکی و بی گناهانی اند که به وسیله ء افراد نظامی به اسارت گرفته شده و بعداً به گونهء دسته جمعی کشته شده اند و کشتن اسیر در هر فرهنگی جنایت است .

 

·        فوزیه ء کوفی نماینده ء مردم در پارلمان

یک چنین بحث ها و گفتگوهایی می تواند زمینه های اعتماد  در میان روشنفکران و نهادهای مدنی  و سازمانهای اجتماعی را  گسترش دهد  . ما نمی توانیم دربرابر چنین رویدادهایی خاموش بمانیم . وقتی می بینیم که در این گور های دسته جمعی انبوهی از مردمان بیگناه خوابیده اند ؛ باید به آن با نوع دید انسانی نگاه کنیم ، ان را یم فاجعهء انسانی تلقی کنیم و نباید با دید سیاسی به ان ببینیم و مساله را سیاسی بسازیم .  نباید به گروه ها و احزاب سیاسی فرصت آن را داد تا از مساله به نفع خود  بهره برداری کنند.

نباید قضیه را سیاسی ساخت ؛ بلکه باید  به آن با دید تخصصی نگاه کرد .

 قاضی القضات پیشین افغانستان که  رییس کمیسیون بررسی گور دسته جمعی دشت چمتله است همراه با  اعضای کمیسیون  با استخوان های شهیدان با نوع بیرحمی بر خورد می کنند  .

 این کاوش ها اساساً روی اهداف سیا سی صورت می گیرد،  در حالی که  هم اکنون همه روزه دهها انسان بی گناه  نیز  کشته می شوند .

 

·        وحید مژده تحلیلگر مسایل سیاسی – اجتماعی

کشتار جمعی همچنان وجود دارد. در زمان درهم کوبی نظام طالبان در شمال کشور دست کم هشت هزار طالب دسگیر شدند . بعداً از این شمار سه هزار تن آنان رها شدند و سرنوشت پنج هزار تن  دیگر تا هم اکنون معلوم نیست .

بر اساس گزارش ها دریکی از کانتینر هایی که دست کم یم صدو پنجاه هزار تن طالب انتقال می شدند از میان انها تنها ده تا پانزده تن آنان زنده ماند ودیگران به سبب کمبود هوا در کانتینر جان دادند .

چنین حوادثی در همین دوران صورت گرفته است .

 ·        غلام علی صارم مدیر مسوول مجلهء اعتصام

تطبیق عدالت یک  امر ضروری است ؛ اما  باید میکانیزم تطبق آن را ایجاد کرد. در هر حال هدف تطبیق عدالت است واین امر به این مفهوم نیست که به خاطر رویداد های دیروز حوادث  امروز نادیده گرقفته شود و یا هم بر عکس برای رویداد های امروز از رویداد های دیروز چشم پوشی شود.

  تاریخ در باره ء انسانها در پیوند به اعمال آنها  قضاوت می کند نه در ارتباط به اندیشه ء آنها.

باید کمیسیون مستقلی جهت ایجا میکانیزم تطبیق عدالت ایجاد گردد. این کمیسیون باید راهکار ها ی تطبیق عدالت را مشخص سازد.

 

فشرده ء دیدگاه ها و پیشنهاد ها  :

·        گور های دسته جمعی در کشور اگر در یک جهت بیانگر مظلومیت مردم بیگناه افغانستان است در جهت دیگر نشان می دهد که دولت های تمامیت خواه و ایدیولوژیک در کشور در جهت نگهداری قدرت از هیچ گونه استبداد و انسان کشی  رویگردان نبوده اند .

 

·        این گور های نشان می دهد که  دولت های مستبد گذشته و گروه های جنگی تمامی ملت افغانستان را  چنان  گرو گانی در اختیار داشتند و هر بار که می خواستند  می توانستند با سرنوشت و زنده گی آنها بازی کنند.

 

·        گرچه هم اکنون ، هر روزه    شماری از مردمان بیگناه افغانستان در اثر بمباردمان و حملات انتحاری به خاک و خون کشیده می شوند ؛ اما این امر نباید سبب  سکوت و بی توجهی به جنایاتی شود که  حاکمان قدرت در گذشته مرتکب شده اند .

 

·        جهت دریافت  دقیق  عمر گور های دسته جمعی  باید گروهی از کارشناسان استخدام گردند   تا  این امر روشن شود که  چنین کشتار های دسته جمعی مشخصاً در  دوران  کدام یک از حاکمیت  ها در افغانستان صورت  است.

 

·        گور ها باید به گونه کارشناسانه مورد کاوش قرار گیرد تا علایم و شواهد جرم ازمیان نرود.

·        نهاد های مدنی ، احزاب سیاسی و روشنفکران افغانستان مکلفیت دارند تا در امر شناسایی مجرمان با دولت و سازمان های حقوق بشری همکاری کنند.

 

·        نهاد  های مدنی باید به خانواده های  قربانیان کمک کند تا آنها بااعتماد  به داد خواهی پرداخته و صدای خود را بلند سازند. برای آن که اگر مردم به داد خواهی نپردازند در آن صورت  نمی توان جنایتکاران را به دادگاه فرستاد.

 

·        دولت و پارلمان افغانستان حق آن را ندارند تا خون شهیدان را بر قاتلان بخشند ، بلکه این حق مردم است تا  در زمینه تصمیم بگیرند.

 

 

·        جنایتکاران باید شناسا یی شوند . برای محاکمه ء آنها باید محکمه ء ویژه ساخته شود . مجرمان شناسایی شده باید   بدون در نظر داشت مقام شان  به دادگاه فرستاده شوند .

برای آن که  صلح پایدار در کشور بدون تامین عدالت اجتماعی نمی تواند به وجود آید .

 

·        کمسیونی باید  از نماینده  گان نهاد های مدنی ، احزاب سیاسی ، سازمانهای  حقوق بشر  ایجاد گردد. این کمیسیون باید متشکل از چنان افرادی باشد که ظرف سه دههء گذشته به جنایات جنگی متهم نبوده و شامل جناح های جنگی نبوده باشند .

 

·        کمسیون نه تنها چگونه گی کاوشهای گور های دسته جمعی را  ازنطر اسلامی و مسلکی نظارت خواهد کرد ؛ بلکه در امر تحلیل  شواهد و  شناسایی جنابتکاران  نیز همکاری خواهد کرد.

 

·         گور های دسته جمعی در کشور بیانگر فاجعه ء دوامدار انسانی ظرف چند دههء گذشته است ، بناً نباید به گروه ها،  سازمانهای سیاسی و دولت فرصت داد تا از این رویداد استفاده ء سیاسی کنند . به این مساله باید به مثابه ء یک فاجعهء انسانی نگاه کرد .

 

·        هرچند کشف گور ها در این روز ها می تواند دلایل سیاسی داشته باشد و دولت  می خواهد که از آنها در جهت تضعیف  حریفان سیاسی خود استفاده کند  و در جهت دیگر توجهء مردم را از کشتار های که این روز های  به وسیله ء بمباردمانهای هوایی  صورت می می گیرد منحرف سازد ؛ ولی با این حال این امر نباید سبب آن شود که تعقیب جنایتکاران  به فرامومشی سپرده شود!

 

·        جامعهء مدنی باید بتواند که اعتماد مردم را در امر داد خواهی جلب کند و این امکان را به وجود اورد تا مردم   خواستار محاکمه ء جنایتکاران گردند .

 

·        سخن آخراین که اشتراک کننده گان  نحوه ء کاوش های گور های دسته جمعی را با آموزش های اسلام هم آهنگ ندانسته و تا کید کردند  که در اسلام طندهگان همان حرمتی را دارند که مرده گان  و نباید با استخوان شهیدان به بی حرمتی برخورد شود .

همچنان براین نکته  تاکید شد که کسی بدون اجازهء دادگاه عالی (ستره محکمه) حق  گشودن گور های دسته جمعی را ندارد .

 این نشست به ساعت یک بعد ازچاشت پایان یافت

 دوم اسد 1386

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

( مجما)

شهر کابل

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!