مطالب این صفحه در تاریخ 05/10/2011  تازه شد!

مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

مجما

مرام مجما تقويت و گسترش جامعهء مدنی در افغانستان است!

مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما          مجما

جامعهء مدنی چیست؟

جامعهء مدنی حوزه یی از نظریات و روابط اجتماعی است که میان دولت و خانواده قرار داشته و از چنان فعالیت های غیر اجباری نماینده گی میکند، که بر محور مصالح، اهداف و ارزش های مشترک می چرخند.
جامعهء مدنی شامل فعالان و نهاد های متنوع مدنی است که از نظر ساختار اداری، استقلال و توانمندی از هم فرق دارند.
جامعهء مدنی با توجه به سرشت و نقش مدنی آن در راستای صلح ارزش به سزایی دارد.

 

 اهداف مجما:
  • افزایش سهم گیری تمام بخش ها و اقشار جامعه افغانی در روند بازسازی، انکشاف و صلح در کشور
  • بلند بردن نقش و موثریت جامعه مدنی در موضوعات مهم کشور
  • تقویت و گسترش شبکه های مدنی
  • ایجاد هماهنگی و صدای واحد برای جامعۀ مدنی افغانستان در مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

 

         شما در اینجا هستید: صفحهء نخست >> گزارش ها >> گزارش گفتمان نماینده گان......

  

 

 

 

پرتو نادری

گزارش گفتمان نماینده گان جامعهء مدنی افغانستان با کاندیدان ریاست جمهوری ۱۳۸۳

 

مقدمه:

بحث جامعۀ مدنى در افغانستان را مى توان يکى از مشخصه هاى مطبوعات ادارۀ موقت وحکومت انتقالى  خواند.

با انفاذ قانون جديد مطبوعات  در دورۀ ادارۀ موقت روشنفکران، نويسنده گان و روزنامه نگاران افغانستان مجال را آن  يافتند  تا مسايل و موضوعاتى را در ارتباط به نقش و اهميت جامعۀ مدنى در افغانستان ، جايگاه آن در گذشتۀ تاريخى کشور  و ضرورت رشد و انکشاف آن را مطرح کنند.

نخستين بار کنفرانس جامعۀ مدنى افغانستان از ٢٩ _ ٢ دسمبر ٢٠٠١ همزمان با کنفرانس تاريخى  بن در شهر بدهونف آلمان راه اندازى گرديد.

در اين کانفرانس٧٦تن اشتراک داشتند. هدف از اين کنفرانس اين بود که در شرايط خاص افغانستان، چگونه مى توان نهاد هاى مدنى را پايه گذارى کرد و جامعۀ مدنى در کشور را توسعه  بخشيد تا در جهت باز سازى، تحکيم صلح ، دموکراسى و حقوق بشر  نقش شايستۀ خود را بازى کند.

اشتراک کننده گان  اين کنفرانس يک چنين پيشنهادى را مطرح کردند و بدينگونه اجتماع جامعۀ مدنى  افغانستان به ميان آمد.

بايد ياد آور شد که انجمن صلح سويس و کشور آلمان  نخستين منابع امداد جهانى بودند که سهم  خود را در جهت تقويت  مالى اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان عملاً آغاز کردند  و بدينگونه در ماه مى دوهزار دو دفتر اين اجتماع در کابل گشود شد.

اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان از همان آغاز تاکنون با راه اندازى کنفرانس ها، ورکشاپ ها ، نشست ها و گرد هم آيى هاى اقشار و اصناف گوناگون اجتماعى و حمايت از گفتمان ها در زمينۀ دموکراسى حقوق بشر  و مشارکت مردم در امر آينده سياسى، اجتماعى کشور، تلاش کرده است تا نه تنها نقش جامعۀ مدنى در کشور را بالا ببرد؛ بلکه در جهت آگاهى مردم از يک جامعۀ کثرت گرا و متکى بر قانون و دموکراسى نيزکار کند.  

اجتماع جامعۀ مدنى مشخصاً در پروسۀ تصويب قانون اساسى ، با ايجاد يک  شبکۀ کارى از ٢٩ سازمان امداد افغانى برنامه هاى آگاهى عامه را در تمام ولايات کشور به پيش برده است.

اين در حاليست که يک چنين برنامۀ گسترده را در پروسۀ انتخابات همراه با شبکۀ کارى خويش در ولايات و ولسواليهاى کشور نيز عملى کرده است.

ما باور داريم که رسيدن به دموکراسى ، تامين  حقوق بشر بدون نقش و سهمگيرى جامعۀ مدنى امکان پذير نيست .

از جامعۀ مدنى به گونه وجدان آگاه و جامعۀ تلقى مى کنيم که نه تنها از عدالت اجتماعى، صلح و دموکراسى حمايت مى کند؛ درجهت ديگر با تمام عوامل  زورگويى ، افراط گرايى، تبعيض و عوامل منفى نيز مبارزه مى کند.

ما مى دانيم که ايجاد يک نظام متکى  بر قانون اساسى و دموکراسى مى تواند بستر رشد جامعۀ مدنى را فراهم کند.

آن جا که نظام توتاليتر حکومت مى کند، زمينه براى رشد جامعۀ مدنى نمى تواند وجود داشته باشد.

کمک به يک دولت متکى بر قانون و مردم سالار در حقيقت کمکى است  به جامعۀ مدنى .

جامعۀ مدنى اگر دريک جهت دولت  را انتقاد مى کند .

 در جهت ديگر  پايه هاى اجتماعى چنين دولتى  را نيز قوت مى بخشد. اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان درهفته هاى اخير خط مشى کانديدان  رياست جمهورى را مورد توجه قرار داده و  چنان که ديده شده است،  شمارى از کانديدان هر چند نه به گونۀ گسترده در ارتباط به نقش و اهميت جامعۀ مدنى ، رشد نهادهاى مدنى و مشارکت آنها در حيات سياسى . اجتماعى آيندۀ کشور اشاره هاى داشته اند.

با وجود آن دريک چنين مرحله حساس سياسى در کشور اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان لازم ديد تا دريک نشست و ديالوگ دوستانه با کانديدان، نه تنها خواستار ديدگاه هاى آنها در ارتباط به جامعۀ مدنى و اهميت آن شود؛ بلکه بداند که در صورت پيروزى آن ها در اين زمينه چه خواهند کرد؟ . و رابطۀ جامعۀ مدنى و جامعۀ سياسى را چگونه تلقى مى کنند.

چنين بود که اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان گفتمان نماينده گان نهادهاى مدنى شهر کابل با کانديدان رياست جمهورى را به روز پنج شنبه ٣٠ سپتمبر سال ٢٠٠٤ در تالار پامير هوتل انتر کانتيننتال کابل راه اندازى کرد.

البته اين نخستين بارى بود که کانديدان در نشستى اشتراک مى کردند که مشخصاً در ارتباط به جامعۀ مدنى ، جايگاه  و رابطۀ آن با جامعۀ سياسى  بحث  صورت مى گرفت  و به پرسشهاى نماينده گان جامعۀ مدنى پاسخ ارائيه مى شد.

در اين گفتمان ٦٨ تن از روشنفکران، نويسنده گان، روزنامه نگاران، هنرمندان، دانشمندان عرصه هاى علوم اجتماعى، شاعران، فعالان سازمان هاى امداد غير دولتى وحقوق بشر، کارمندان سازمانهاى حفظ محيط زيست، استادان دانشگاه هاى و آموزگاران مدارس اشتراک کرده بودند.  

از شمار ٦٨ تن اشتراک کننده ١٤ تن  آنان زنان بودند وبه همين گونه  دوتن از روشنفکران افغانستان در خارج نيز در اين نشست اشتراک داشتند.

 

        کانديدان اشتراک کننده در گفتمان :


 

شماره

اسم کانديد

نوع کانديدان

1         

محمد ابراهيم رشيد کانديد رياست جمهورى

مستقل

2         

داکتر امين الدين شفاجو معاون احمد شاه احمدزى

مستقل

3         

محمديونس مغل معاون وکيل منگل

مستقل

4         

دل آقا شکيب معاون عبدالحسيب  آرين

مستقل

5         

فياض مهر آيين معاون حاجى محقق

مستقل

6         

دپلوم انجنير محمدحکيم معاون محمدمحفوظ ندايى

مستقل

7                      

عالمى بلخى معاون محمديونس قانونى

نهضت ملى افغانستان


 

 

ديدگاه هاى کانديدان در ارتباط به جامعۀ مدنى :

1          محمدابراهيم رشيد کانديداى مستقل رياست جمهورى :

نخستين کسى  بود که به بيان ديدگاه هاى خويش در ارتباط به جامعۀ مدنى و چگونه گى آن پرداخت .

او گفت ما از چنان جامعۀ مدنى طرفدارى مى کنيم که  متکى بر دين اسلام بوده باشد، استقلال ، تماميت ارضى در آن تامين باشد، تبعيض و تعصب در آن وجود نداشته باشد، او گفت  در يک جامعۀ مدنى مشارکت مردم امر ضرورى است، و مشارکت مردم خود زمينۀ تامين عدالت اجتماعى را فراهم کند، او هم چنان از نقش جامعۀ مدنى در امر بيدارى مردم و تفهيم قانون اساسى براى  مردم سخن گفت .

او گفت جامعۀ مدنى بايد با راه اندازى يک رشته برنامه هاى آموزشى مفاد قانون اساسى را براى مردم بياموزاند تا مردم با روح قانون اساسى، امتيازات، وظايف و مکلفيت هاى خود آشنا شوند.

بعداً سيد عالمى بلخى معاون کانديداى رياست جمهورى ،محمديونس قانونى

 

به ابراز ديدگاه هاى خود در ارتباط به جامعۀ مدنى پرداخت :

او گفت جامعۀ مدنى مفهومى است که تا هنوز تعريف روشن و قابل اتفاق در ارتباط به آن وجود ندارد، دانشمندان  و جامعه شناسان در کشور هاى گوناگون نظر به ويژه گيهاى آن جوامع تعاريف گوناگونى از آن به دست داده اند.

او گفت جهت ايجاد جامعۀ مدنى به شرايط زيرين ضرورت است و تا زمانى که اين شرايط وجود نباشد نمى توان از جامعۀ مدنى بحثى به ميان آورد.

 ١_ قانون

٢_ دولت و حکومت قانونمند، دولتى که بر مبناى قانونى بر خاسته باشد و آن هم  قانونى که  ناشى از ارادۀ مردم باشد .

٣_ ملت آگاه از قانون .

او گفت اين سه شرط زير بناى هستى جامعۀ مدنى را تشکيل مى دهد.

به نظر  عالمى بلخى نهادهاى مدنى و جامعۀ مدنى از هم فرق دارند  او گفت : نهادهاى مدنى جامعۀ مدنى نيستند؛ بلکه نهادهاى مدنى جامعه را در جهت مدنى شدن کمک و رهنمايى مى کنند و نبايد تصور کرد که همين نهادهاى مدنى جامعۀ مدنى هستند.  

او جامعۀ مدنى را از ديدگاه اسلام مورد بر رسى قرار داده  گفت که احکام اسلام با جامعۀ مدنى هيچگونه مخالفتى ندارد  و جامعۀ مدنى در اسلام جايگاه خود را دارد،  اسلام يک هزار چهار صد سال پيش از اين به جامعۀ مدنى که همان  جامعۀ  قانون سالار است اشاره مى  کند.

او در اين ارتباط به مهاجرت پيغمبر اسلام از مکه به يصريب اشاره نموده گفت که پس از مهاجرت پيامبر اين شهر به مدينه النبى شهرت  يافته . براى آن که پيامبر با وضع قوانينى مطابق به احکام قران   جامعه يى  را به وجود آورد که در آن حقوق شهروندى مراعات مى شد و قانون بر زنده گى مردم حاکم بود.

 

داکتر امين الدين شفاجو معاون اول انجنير احمدشاه احمدزى کانديداى رياست جمهورى :

 

 من امروز بسيار افتخار مى کنم که به نماينده گى از کانديد رياست جمهورى انجنير احمدشاه احمدزى  با انماينده گان جامعۀ مدنى در يک ديدار دوستانه گفتگو مى کنم.

او گفت  ما امروز به سوى جامعۀ مدنى حرکت نمى کنيم؛ بلکه ، يک هزار و چهار صد سال قبل  هنگامى که اسلام طلوع کرد با ممفهوم و مساله جامعۀ مدنى آشنا شده ايم.

ما اعتقاد داريم  که افراد يک کشور آزاد در چوکات شرعيت اسلام رهبر خود را برگزينند . ما روى اين اصل به امر انتخابات خير مقدم گفته و در  آن شرکت ورزيدم .

او گفت : تلاش هاى وجود دارد که مردم را در انتخابات فريب دهند و بايد تمام نهاد ها و شخصيت  ها فرهنگى وسياسى بکوشند که جلو يک چنين تلاش هايى را بگيرند.

او گفت ما خود را به تمام آزادى هاى فردى و اجتماعى در محدودۀ شريعت اسلام متعهد مى دانيم و در صورت پيروزى تمام آزادى هايى  را که  در اسلام عزيز وجود دارد در اختيار مردم قرار خواهيم داد.

ما خواهان يک پارلمان قوى و با صلاحيت در کشور هستيم به آزادى بيان اعتقاد داريم البته تا زمانى که کسى سخنى عليه اسلام و احکام آن به بيان نياورد.  مردم بايد آزادى داشته باشند که از عملکردهاى دولت انتقاد کنند.

ما خود را به آزادى مطبوعات متعهد ميدانيم، عقيده و شخصيت هر انسان را محترم مى شماريم و هيچ  غير مسلمان را به پيروى از اسلام مجبور نمى سازيم براى آن که  اسلام به چنين افرادى  در يک کشور اسلامى حق زنده گى داده است.

ما بر اساس اعتقاد به اسلام حقوق زنان را به آنها بر مى گردانيم.

هيچ پدر  و برادرى حق ندارد که دختر يا خواهر خودرا بدون رضايت او به ازدواج مجبور کند، يا بيوه ها نبايد مجبور باشند که با اقارب شوهر متوفاى خود ازدواج کنند.

 

محمد يونس مغل معاون وکيل منگل :

 

ما در خط مشى خود اعلان کرده ايم که ما طرفدار تاسيس شورا هاى مردمى هستيم.

شورا هاى مردمى  همان نهاد هاى سنتى مدنى است که در تمام اقوام افغانستان وجود داشته است.  شورا هاى موى سفيدان يا گروه ميانجيگران که  در راه حل تشنج هاى قومى تلاش مى کردند يکى از نمونه هاى نهاد مدنى سنتى است .

به جاى فرهنگ تفنگ و کلشينکوف بايد فرهنگ سازش و تفاهم ايجاد شود ، فرهنگ تفاهم زمانى ايجاد مى شود که جامعۀ ها ى مردمى را ايجاد کنيم، جامعه هاى مردمى در حالى ايجاد مى شود که  حاکميت قانون وجود داشته باشد.

فرق جامعۀ مدنى با حزب سياسى اين است جامعۀ مدنى نمى خواهد قدرت سياسى را بگيرد.

بلکه به حيث يک وسيله فشار در مقابل دولت فعاليت مى کند.

جامعۀ مدنى در آن جا به وجود مى آيد که بايد مناسبات فرد با جامعه و مناسبات جامعه با دولت روى اساسات قانون  استوار بوده باشد.

در جامعه هاى که براى مردم مجال آزادى وجود نداشته باشد جامعۀ مدنى نمى تواند به وجود آمد.

پس از جلسه بن  انتظار مى رفت که خلع سلاح صورت گيرد و حيات صلح آميز به وجود آيد اما متاسفانه اميدهاى مردم به نا اميدى بدل  شده است .

ما زمانى مى توانم زنده گى مردم سالار و قانون سالار را به وجود آوريم که نهادهاى مدنى ، دانشمندان  دولت را همکارى کنند تا در جهت قانونمدارى حرکت کند.

دل آقا شکيب معاون اول عبدالحسب آرين کانديداى رياست جمهورى :

او گفت در گام نخست بايد امنيت سراسرى تامين گردد تا فرهنگ صلح و تفاهم جاگزين فرهنگ تفنگ شود، او گفت در چنين صورتى است که امر باز سازى کشور مى تواند به پيش برود.

او گفت با موجوديت حاکميت تفنگ دموکراسى به وجود نمى آيد.

او گفت فکتور ديگر رسيدن به جامعۀ مدنى تامين وحدت ملى است که  استقلال سياسى، تماميت ارضى را تضمين مى کند.

او گفت از نظر ما هيچ فردى از افراد و هيچ گروه قومى نمى تواند به تنهايى در اين کشور حکومت کند.

او هم چنان به اهميت تعليم و تربيه و رشد سازمان هاى اجتماعى و سياسى در امر رسيدن به يک جامعه متمدن و پيشرفته تاکيد کرد.

به همين گونه او به امر موجوديت قانونيت در جامعه تاکيد نموده گفت، بدون قانون و تطبيق آن نمى توان جامعه را از بى عدالتى نجات داد.

او گفت در کشور ما قانون وجود دارد؛  ولى مجريان صادق قانون وجود ندارد. بايد قانون به گونۀ يک سان  بالاى همه گان تطبيق گردد.

 

فياض مهر آيين معاون حاجى محمد محقق کانديداى رياست جهورى :

 

او گفت ديدگاه هاى تيم انتخاباتى ما در ارتباط به جامعۀ مدنى در خط مشى ،  منشور وحدت ملى  به تفصيل آمده است. با اين حال مى خواهم بگويم که هدف از جامعۀ مدنى همان مجموعۀ نهاد هاى مدنى است.

منظور از بحث هم اين است که اين نهاد در برنامه هاى کارى کانديدان رياست جمهورى چه نقشى و چه جايگاهى دارند.

او گفت به همان اندازه که نهاد هاى مدنى در کشور قوى باشد به همان اندازه جلو ناهنجارى ها و دشوارى ها  اجتماعى  گرفته مى شود.

به عقيدۀ  او جامعه مدنى در ابعاد زيرين مى تواند نقش برجسته داشته باشد.

¨       نقش آگاهى بخش جامعۀ مدنى ، که مى تواند مردم را به موقع از جريانات و رخداد ها آگاه سازد و ذهنيت ها را روشن کند.

¨       نقش بسيج کنندۀ جامعۀ مدنى .

در جامعۀ  ما ديده شده است هميشه بحران ها به سرعت به سوى خشونت کشيده شده است، در صورتى که جامعۀ مدنى از قوت برخوردار باشد مى تواند بحران ها را در مسير سياسى و مسالمت آميز سوق دهد و نهايتاً به  راه حل  مسالمت آميز برساند.

¨        نقش مهار کننده و نظارت کنندۀ جامعه مدنى .

ميدانيم که قدرت هر قدر بيشتر تمرکز پيدا کند و بر آن نظارت وجود نداشته باشد بيشتر خطرناک مى شود، در چنين شرايطى نقش نظارت جامعۀ مدنى مى تواند از حرکت قدرت به سوى استبداد جلو گيرى کند.

او گفت تيم ما در صورت پيروزى زمينه هاى لازم را درجهت رشد جامعۀ مدنى فراهم مى کند.

 

دپلوم انجنير محمدحکيم معاون داکتر مير محمدمحفوظ ندايى کانديداى رياست جمهورى :

 

او گفت  افغانستان سه دهه جنگ را پشت سر گذاشته است که اين جنگ ها بسيارى از نهادهاى اجتماعى _ فرهنگى کشور را از بين برده است.

او گفت از سه قرن بدينسو فقدان زعامت ملى در افغانستان احساس مى شود و در اين مدت اکثراً  زعامت از بيرون تعين شده است.

او گفت آخرين نمونه چنين زعامت هاى حکومت  طالبان بود.

او گفت امروز خوشبختانه در آستانۀ انتخابات قرار داريم، او گفت حامد کرزى هم بايد در اين جلسه اشتراک مى کرد.

ما بايد به حل بحران فکر کنيم.

ما از جامعۀ مدنى تقاضا داريم که با ما همکارى کند تا مشترکاً خواسته هاى مردم را بر آورده سازيم .

با اين حال مى خواهيم بگويم شمار احزابى که هم اکنون فعاليت مى کنند اساساً از بيرون آمده اند.

جامعۀ مدنى بايد در نشرات خود چنين مسايلى را انعکاس دهد.

 


 

ديدگاه ها و پرسشهاى نماينده گان نهاد هاى مدنى

 

قسيم اخگر-  نويسندۀ آزاد:

*_  مى خواهم به دو مساله اشاره کنم، نخست بايد بگويم که جامعۀ مدنى يک تعريف کمى ندارد، بلکه بر اساس کيفيت تعريف مى شود بناءً اگر ده تن با هم گرد آيند ونهادى بسازند مى توان آن را جامعۀ مدنى گفت . جامعۀ مدنى يک مفهوم توسعه پذير است،  در تعريف جامعۀ مدنى هر چند توافق کامل وجود ندارد؛ ولى مشترکاتى وجود دارد که براساس آن مى توان جامعۀ مدنى را به گونه نسبى تعريف کرد.

من فکر مى کنم همانگونه که رسو جامعۀ مدنى را در برابر حالت طبيعى قرار مى داد، شايد اين يک نقطۀ قابل توافق بوده باشد، به هر صورت حرکت انسان بعضاً شايد بر اساس انگيزه هاى غريزى صورت گيرد. حتى با انگيزه هاى ارثى و تعلقات قومى وغيره نيز صورت گيرد.

حالت غريزى حالت طبعى است، حالت ديگر،  آن حالت شعورى است،  حالت آگاهانه است، حالت اختيارى است.

ويژه گى جامعۀ مدنى هم بايد درهمين نکته بوده باشد.

نکتۀ ديگرى که مى خواستم بگويم من نمى دانم هر وقت  که حرکت و مساله يى مطرح مى شود،چنين  تشويش داريم که اين مساله برضد اسلام نباشد، در حالى که جامعۀ ما جامعۀ اسلامى است، جامعۀ روشنفکرى ما هيچگاهى در کل با اسلام مشکل نداشته است. مشکل جامعۀ مدنى و مشکل جامعۀ  روشنفکرى، هميشه با کسانى بوده است که اسلام را اسم مستعار خود ساخته اند.

 

عبدالعلى کوهى- استاد پوهنتون کابل :

*_ جامعۀ مدنى يک مقولۀ اجتماعى است، اما در افغانستان جامعۀ مدنى به مفهوم متعارفى که در اروپا و غرب وجود دارد، نيست .  اين که در افغانستان از زمان شير على خان در نيمۀ  سده نزد هم ميلادى بدينسو نمونه هاى از جامعۀ مدنى  محافظ کار را پيدا مى کنيم، اين امر بر خاسته از حکمت اجتماعى اسلام است.

درست است که جامعۀ مدنى تعريف دقيق ندارد؛ اما مشخصه هايى دارد، جامعۀ مدنى يک نوع فرهنگ تفاهم است  فرهنگ تفاهم شهروندى است و در مجموع فرهنگ تفاهم در برابر فرهنگ استبدادى و خشونت است.

هر قدر حکومت نيرومند تر باشد جامعۀ مدنى نيز نيرومند تر است، هر قدر حکومت قانونى باشد، جامعۀ مدنى ما نيرومند تر است.

جامعۀ مدنى مى تواند به حيث نيروى فشار تبارز کند، از فساد جلوگيرى کند.

خواهم از  کانديداى محترم بپرسم که  ما چگونه مى توانيم يک دولت قانونمند و نيرومند در افغانستان بسازيم تا جامعۀ مدنى ايجاد شود.

امروز موانع زياد در جهت ساختن حکومت نيرومند وجود دارد، درطى دونيم سال کمتر توجه به امر خلع سلاح صورت گرفته است.

ادارۀ موقت و انتقالى برنامۀ روشن  وشفاف نداشته است. لطفاً کانديداى محترم بگويند که آنها چگونه حکومت نيرومند قانونى مى سازند تا جامعۀ مدنى نيرومند باشد.

حبيب الله جاج پښتونزوى - استاد پوهنتون کابل :

*_ او گفت اساساً ما بايد بدانيم مدنيت چيست ؟ و آيا جامعۀ  ما مدنى است يا نه ؟

مدنيت آن حالت بشرى را مى گويند که يک جامعه از لحاظ معيارهاى علمى، اجتماعى ،  ادبى و عرصه هاى گوناگون آموزشى، مانند فن بيان ، منطق، رياضى، هندسه، ستاره شناسى و معمارى، کشاورزى  وصنعت در يک مرحلۀ پيشرفته قرار داشته باشد.

سوال اين است که چگونه مى توان که جامعه را مدنى سازيم اين امر مى گردد به گسترش تعليم و تربيه بر مى گردد.  و ما بايد نخست  به تعليم و تربيه توجه کنيم براى آن که تعليم و تربيه دوجنبه دارد.

نخست بخش علمى و دو ديگر بخش تربيتى يا پرورشى آن است.

عبدالرزاق اسمر روشنفکر و معاون کمسيون عالى دولتى مبارزه بامواد مخدر:

*_ کانديدان محترم در سخنرانى هاى خود گفتند که در صورت پيروزى از نهادهاى مدنى حمايت مى کنند، نظريات آن ها قابل قدر است؛ ولى تجربه در افغانستان و جهان ثابت کرده است که هر قدر دولت بخواهد بر نهادهاى مدنى و سازمان هاى اجتماعى دست ترحم بکشد از استقلال نهادهاى مدنى کاسته مى شود.

به عبارت ديگر نهادهاى مدنى در صورت مداخلۀ دولت به نهادهاى دولتى تبديل مى شوند که در آن صورت اعتبار خود را از دست مى دهند.

مساله ديگر اين که مى خواهم ١٨ تن کانديد محترم  را مخاطب قرار دهم، که اضافه از دو دهه جنگ فرهنگ و روحيۀ خود را به ميان آورده است، و مردم در برابر شمارى از اصطلاحات و کلمه  ها حساسيت پيدا کرده اند. من بسيار احترامانه به  حيث يک شهروند افغانستان مى خواهم توجه کانديدان محترم را جلب کنم که ،  در يک هفتۀ باقى مانده از کمپاين انتخاباتى لطفاً بالاى زخم هاى مردم افغانستان نمک نپاشند.

يعنى به عوض تقابل و مقابله به فرهنگ تفاهم بپيونديد، يک ديگر راتحمل کنيد.البته  اين امر زمانى امکان را دارد که واقعاً ما به دموکراسى عقيده داشته باشيم.

وقتى مى گويم که ما به دموکراسى عقيده داريم ؛ ولى نتوانيم که همديگر راتحمل کنيم،به اين مفهوم است که ما به دموکراسى اعتقاد نداريم.

اين که ١٨کانديدا مقابله مى کنند حق آنند، فقط مى خواهم بگويم که روان مردم افغانستان به مفاهمه بيشتر نياز دارد.

نکتۀ ديگرى را که مى خواهم به گونۀ فشرده بيان کنم اين است که همان گونه که در افغانستان از تعدد احزاب بيزارى نشان داده مى شود، بايد از تمام تعدادها بيزارى نشان داده شود. براى جهانيان آيا قابل پرسش نيست که هيجده کانديداى رياست جمهورى در يک کشور کوچک وجود دارد؟

سيد مسعود استاد پوهنتون کابل :

*_ مى خواهم دو انتقاد يا دو پرسش رامطرح کنم. زمانى  رساله يى رابه نام انتخابات مطالعه کردم.

در آن جا مطرح شده بود که انتخابات دو  مرحلۀ عمده را پشت سر مى گذارد.

اما قبل از آغاز پروسۀ انتخابات  يک دورۀ آموزشى وجود دارد براى آنهايى که خود را انتخاب مى کنند.

در اين دوره آموزشى که يک هفته تا پانزده روز  را در بر مى گيرد، در اين دوره براى  تمامى کانديدان طريق تهيۀ خط مشى  آموزش داده مى شود.

يعنى  کارشناسان عرصۀ انتخابات و دانشمندان برجسته آنها را در اين زمينۀ آموزش مى دهند.

بعداً اين خط مش ها چاپ و نشر مى شود تا وسيعاً در اختيار مردم قرار گيرد.

در آن صورت مردم در چنين جلساتى با آگاهى قبلى از خط مشى آنان مسايل و پرسش هايى رامطرح مى کنند.

من فکر مى کنم چنين چيزى در افغانستان وجود نداشته است. چنين است که مسايل و موضوعات گنگ و ابهام آميز در خط مشى همۀ کانديدان وحتى در خط مشى کانديد درجه يک و نخبه که جناب آقاى کرزى هستند ديده مى شود.

من از کانديدان مى خواهم بپرسم آيا چنين چيزى را يعنى يک دورۀ آموزشى را تقاضا کرده اند يانه؟ و اگر نه کرده اندچرا ؟

پرسش دوم من متوجۀ اجتماع جامعۀ مدنى است.

و پرسش اين است که آيا ظرف دوماه گذشته ما بانوع خواب زده گى يا خواب   آلوده گى  روبه رو نبوده ايم . کدام يک از نهادهاى مدنى تاکنون توانسته است بگويد که پروسۀ انتخابات يک جانبه يا چند جانبه است يا چنين است يا چنان.

حالا ما خاموشيم ولى چه سود که پس از انتخابات بگويم که اى واى  انتخابات غير عادلانه بود.

سوال ديگر اين است که جامعۀ مدنى وهيجده کانديدچرا  صدا بلند نه کرده اند که محل هاى بيطرف در انتخابات تعين شده است. محل هاى که جنبش افغانستان از آن برخاسته است. چه جنبش راست و چه جنبش چپ  از پوهنتون کابل برخاسته است.  آيا کدام يک از کانديدان توانسته اند که به پوهنتون کابل داخل شود و گويا اين قلۀ بلند را فتح کند. کانديدان اجازۀ در آمدن به هيچ پوهنتون و هيچ مکتب را ندارند ، درحالى  که مليون ها جوان در اين مراکز وجود دارند.

چرا پوهنتون ها و مدارس که مليون ها جوان در آن ها وجود دارند ساحات ممنوعۀ انتخابات باشد.

اگر کانديدان در پشت پرده باهم تفاهم ندارند، پس چرا صدا بلند نمى کند.

هم اکنون درميان مردم اين آوازه وجود دارد که اين هيجده تن درميان همديگر زدو بندهاى دارند و به خاطر مشروعيت بخشيدن به يک  کانديد، خود را کانديد کرده اند و در آخرين روز به نفع او از کانديداتورى خود مى گذرند.

هنوز وقت است بايد صدا بلند کرد.  انتقاد من بلاى کمسيون مستقل حقوق بشر افغانستان نيز است که چرا در اين مورد اعتراض نکرده است.

ما مجبوراً بايد نظارت داشته باشيم. ضرورت ايجاد جامعۀ مدنى هم همين نظارت است.

درحالى که ماهم اکنون  درحال خواب برده گى هستيم ، سوال من متوجه عزيز رفيعى رييس اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان و کانديدان است که آيا کسى حق دارد که بزرگترين نهادهاى آموزشى کشور را به حالت بيطرف وخنثى در آورد؟

حبيب الله رفيع عضو اکادمى علوم :

*_ در آغاز جلسه محترم رشيد صاحب گفتند که ما از شانزده کانديداى رياست  جمهورى نماينده گى مى کنيم.

اين که آن ها گفتند ما نماينده گان همه گان هستيم خوشحال شديم. اما به نظر ما آن ها هيجده شخصيت جدا گانه هستند که خود را به مقام رياست جمهورى افغانستان کانديد کرده اند.

بناءً هر کدام شخصيت جداگانه دارند و به گونه مشخص خط مشى خود را ارائه کرده اند.

اين که محترم رشيد مى گويند که ما نماينده گان همه کانديدانيم اين امر مفهوم ائيتلاف را مى رساند.

من فکر مى کنم ائيتلاف براى آن ها سودى ندارد، بايد به جاى ائيتلاف اتحاد کنند.

اگر هدف همه گان خدمت به مردم است اين شانزده تن کانديد مى بايست  يک تن را انتخاب مى کردند و امکانات کاميابى خود را بيشتر مى کردند.

اما درشيوۀ ائيتلاف راى آن ها تقسيم مى گردد. اگر آنها اتحاد کنند و يک تن را انتخاب کنند و طرفداران همه به آن  کانديد راى بدهند مى شود که کرزى را شکست بدهند در غير آن هر کانديد شخصيت مستقل است و کسى از کسى نماينده گى نمى تواند کرد.

عزيزبارز کارمندسازمان اجتماعى :

*_ پرسش من هم متوجه جامعۀ مدنى است و هم متوجه کانديدان رياست جمهورى .

لطفاً کانديدان محترم مشخصاً بيان کنند که آن ها چه سياستى را در ارتباط به جامعۀ مدنى دارند؟

پرسش ديگر متوجه اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان و مشخصاً متوجه رييس آن آقاى عزيز رفيعى است، و آن که نهاد فى فاFIFA  که جهت نظارت بر انتخابات ساخته شد ه است چرا  تاکنون  FIFA فعاليت هاى چشمگيرى نداشته است ؟

انجنير امين الحق مايل کارمند سازمان اجتماعى :

*_ قانون و تطبيق قانون  يک عنصر مهم در جامعۀ مدنى به حساب مى آيد.

اما چيزى که مهم است اين است که دولت مسؤول تطبيق قانون است.

هر چند درسخنان کانديدان محترم و به همين گونه در خط مشى آن ها تاکيدات در ارتباط به قانون و قانونيت وجود دارد، اما به نظر من يک مساله مهم ديگر مساله ساختار دولت آينده است، خاصتاً مسالۀ کابينۀ است که در اين ارتباط کمتر بحث مى شود.

پرسش من اين است که در آينده اگر هر کانديد محترم موفق شود، در ارتباط به ساختار کابينۀ آينده چه معيارهاى را در نظر مى گيرد. البته هدف من چگونه گى کميت و کيفيت کابينۀ آينده است.

آيا اين کميت و کيفيت متاثر از مصلحت هاى سياسى است و يا اين که در آن جا ضرورت شايسته سالارى  در نظر گرفته مى شود تا ضامن ساختار ، ايجاد، رشد و انکشاف يک جامعۀ مدنى واقعى در افغانستان باشد.

ثريا پرليکا رييس اتحاديۀ سراسرى زنان افغانستان:

*_ به نظر من جامعۀ مدنى مى تواند يک پل پيوند درميان مردم و دولت  باشد. تا جاى که خط مشى کانديدان را تامطالعه کرده ايم، يا شنيده ايم، ديده مى شود که آنها به بيان مسايل عام و کلى پرداخته و خط مشى آن ها ٩٠ تا ٩٥ در صد باهم شبيه اند.

آن ها در ارتباط به موضوعات مشخص کمتر تاکيد کرده اند، از آن جمله آن ها در مورد جامعۀ مدنى مشخصاً تاکيداتى ندارند.

امروز که کانديدان محترم يا معاونان آن ها در اين نشست هر کدام مسايلى را در ارتباط به جامعۀ مدنى بيان کردند، لطفاً بفرمايندبگويند که آن ها چه برنامه هايى دارند و چگونه مى توانند که از جامعۀ مدنى به گونۀ يک پل درميان دولت و مردم استفاده کنند.

نمايندۀ يکى از کانديدان در اين جاگفت که آن ها  رابطۀ جامعۀ مدن را با جامعۀ جهانى تامين کنند. از نظر آن ها تشکر؛ اما جامعۀ مدنى خود بايد روابط خود را تامين کند.

و کمک هاى مالى همان گونه که آقاى اسمر گفت نوع وابسته گى را به وجود مى آورد.

اما دولت مى تواند کمک هاى ديگرى براى جامعۀ مدنى داشته باشد. مثلاً دولت مى تواند شهرک جامعۀ مدنى را بسازد.

همچنان ثريا پرليکا بر خط مشى کانديدان انتقاد کرد که مساله زنان وجوانان در خط مشى آن ها بسيار کمرنگ است.

محترم داکتر دادفر سپنتا _ استاد علوم سياسى در دانشگاه خن آلمان :

*_ بايد ما در نظر داشته باشيم، آنچه که امروز در جهان جامعۀ مدنى ياد مى شود نه در ويرانه هاى روم و يونان، گرچه شباهت هايى وجود دارد؛ ولى دقيقاً محصول دورۀ روشنگرى و مدرنيته  است که از انقلاب کبير فرانسه در اروپا سرچشمه گرفته است.

حالا اگر اين امر خوش ما مى آيد يانه، ولى واقعيت همين است.

زمانى جامعه به جامعۀ سياسى که همان دولت  و ارگان هاى آن است و جامعۀ مدنى تقسيم مى شود.

در اين صورت دولت گام به  گام از جامعه از شهروند و منتخبان تهى مى  گردد. انسان ها يى  که در دموکراسى ها زنده گى مى کردند، تلاش نمودند که جهت به مهار در آوردن و کنترول دولت و نهادينه ساختن  دموکراسى و جامعۀ شهروندى ، نهاد هاى جامعۀ مدنى را به وجود آوردند. در واقع جامعۀ مدنى بخش ها متشکل مردم يا شهروندان است که بخش ديگر جامعه يعنى جامعۀ سياسى را مى سازند اين دوبخش مى توانند با هم گفتگو کنند.

و براين مبنا پايه هاى دموکراسى و مشارکت مردم را رشد دهند.

اصلى ترين وظيفۀ جامعۀ مدنى به مفهومى که امروز درجهان پيشرفته معمول است، اين است که و تفاوت ميان ادعاى که در قانون به وجود آمده است و واقعيت تطبيقى قوانين را پيدا کنند.

آن گاه از طريق انتقاد و شيوه هاى مسالمت آميز سعى کنند تا آنچه درمتون قوانين ادعا مى شود جنبۀ تطبيقى پيدا کند.

مثلاً وقتى در قانون نوشته مى شود که در افغانستان زنان با مردان با هم حق مساوى دارند. پس تلاش جامعۀ مدنى و جنبش زنان که خود بخشى از جامعۀ مدنى است بايد اين باشد که اين وعدۀ قانون را گام به گام به واقعيت تبديل کنند.

مى خواهم بگويم که جامعۀ مدنى معادل جامعۀ متمدن نيست. دقيقاً بايد متوجه باشيم وقتى که يک مفهوم سياسى دريک فرايند به وجود مى آيد داراى يک پيام سياسى اجتماعى است و به آن مفهومى که ما به عنوان تمدن يا برخى ها فرهنگ سياسى مى شناسند فرق دارد.

اگر يکى از شخصيت هاى محترم به حيث رييس جمهور برگزيده شود نخست بايد مناطق ممنوعه را به روى جامعۀ مدنى بگشاييد. منظور من آن مناطقى نيست که آن جا بقاياى القاعده و طالبان وجود دارد و فعاليت هاى ترورستى را به پيش مى برند؛ بلکه در مناطق ديگر نيز نماينده گان جامعۀ مدنى از امنيت برخوردار نيستند.

آن ها بايد از امنيت قانونى برخوردار گردند واين کمک بزرگ خواهد بود.

دو ديگر اگر دولت متکى بر قانون وحقوق باشد بايد بر پايۀ چنين قانون و حقوق ، قانونيت جامعۀ مدنى ،و گسترش قانونيت به وجود آيد تا بتواند درکنار قانون به عنوان بخش متشکل جامعه فعاليت کند،

  اين خوب است که  دولتمردان و سياستمداران ما جامعۀ مدنى را کمک کنند اما دليل وجودى و منطق وجودى جامعۀ مدنى  اين است که از دولت جدا بماند.

هر نهاد مدنى وقتى دولتى شد ديگر جز جامعۀ مدنى نه ؛ بلکه جز جامعۀ سياسى يعنى دولت  است.

نمايندۀ يکى از کانديدان محترم در سخنرانى خود گفتند که امروز در افغانستان نهاد هاى وجود دارد که ازخارج  پشتى بانى مى شوند.

بايد ببنيم که دولت و جامعۀ ما در يک دوران گذار قرار دارد. دوران گذار در دو مرحله تاريخى بسيار مهم وعمده بوده است.

نخست پس از فروپاشى  فاشيزم در اروپا در کشور هاى که از فاشيزم به دموکراسى گذار مى کردند.

دو ديگر پس از فروپاشى کمونيزم در اروپاى شرقى که اين کشور ها با تکيه برجامعۀ مدنى از ديکتاتورى  به جامعۀ مبتنى بر دموکراسى وحقوق بشر گذار مى کردند.

امروز در افغانستان ما در حالت گذار به يک دولت ملى هستيم. در اين دوره همان گونه که دولت به حمايت دولت هاى دوست نياز دارد، جامعۀ مدنى افغانستان نيز به کمک و ارتباط و همبسته گى جامعۀ مدنى جهانى  عميقاً نياز مند است.

بدون اين همبسته گى نمى توان از دموکراسى ، حقوق بشر، عدالت و قانون دفاع کرد.

انجنير حيکم گل کارمند سازمان اجتماعى:

*_ پرسش من اين است که چگونه مى توان روابط مردم نهادهاى مدنى و دولت را باهم نگهدارى کنيم؟

خواهش من اين است که اگر آن ها به پوهنتون ها و مدارس رفته نمى توانند، آن ها مى توانند به تمام دهکده هاى افغانستان بروند و برنامه هاى تبليغاتى خود را به پيش ببرند. آنها نبايد تمام تبليغات خود را از طريق نشريه ها راديو ها و تلويزيون به پيش ببرند.

ملک ستيز کارمند انستيتوت حقوق بشر کشور دنمارک :

جامعۀ مدنى در کشور هاى گوناگون خصوصاً در کشور هاى درحالت گذار مثلاُ کشورهاى  که از جنگ به سوى صلح مى روند و ياهم از ديکتاتورى به دموکراسى مى تواند نقش مختلف داشته باشد.

در بعضى موارد مى تواند رهنمون کننده باشد. در موارد ديگر مى تواند نقش کنترول کننده داشته باشد.

من از بحث هاى شما کانديدان محترم چنين دريافتم که هنوز که شما زمام حاکميت سياسى را در دست نداريد، بر نقش رهنمونى دولت بيشتر  پافشارى صورت مى گيرد.

البته اين خصلت جامعه هاى است که در مرحلۀ گذرا قرار دارند.

يعنى داشتن حاکميت قوى بر اجتماعات مدنى.

بايد گفت نهادهاى مدنى مسلکى مى تواند يک دشمن دوست براى دولت باشد، سخن اين است که آيا دولت مخالف پذيراست؟ آيا دولت از ديدگاه مثبت به طرف دشمن خود مى نگرد؟

اين پرسش به شما کانديدان محترم بر مى گردد.

در شمارى کشورها به نهاد مدنى نقش نظارت کننده مى دهند.

در بعضى از کشورهاى امريکا لاتين مغز  رهنمون مى گويند. در آسياى مرکزى جامعۀ مدنى به عنوان دشمن سرسخت در برابر دولت بروز کرده است.

مى خواهم از شما بپرسم که شما جامعۀ مدنى را چگونه تلقى مى کنيد آيا به عنوان دوست نزديک مى شناسيد؟ وقتى جامعۀ مدنى بخواهد شمارا رهنمايى کند آيا اين مخالف سياسى خود را به حيث دوست رهنمون مى پذيريد؟

داکتر صاحب نظر مرادى :

 *_  هدف از چنين گفتمان ها اين است که بيشتر بتوانيم همباورى و اعتقاد خلق بکنيم.

ما بايد به چگونه گى کشور خود توجه کنيم دست کم در دودهۀ گذشته ما شاهد حضور نظامى دو ابرقدرت جهانى هستيم ما شاهد فروپاشى دوپايگاه ايديولوژيک در کشور خود هستيم. غير از اين ما شاهد حضور لشکرهاى غير رسمى چندين مليتى در کشور خود بوده ايم.

در اين کشور فقر، عقب مانده گى ، کم فرهنگى نفاق، مرض  و ده ها نابه سامانى ديگر وجود دارد.

حتماً علت و انگيزه هاى وجود دارد که هر روزه در اين کشور بحران شکل مى گيرد، و کشور به تبلور بحران تبديل مى شود.

درهمين نقطه زمانى کسى يا نهادى بخواهد مسؤوليتى را بپذيريد مسلماً با دشواريهاى بزرگى بايد مقابله کند بدون شک مسؤوليتى  را که جامعۀ مدنى پذيرفته است  بسيار سنگين است. وظايف آن ها بسيار دشوار است.

مى خواهم به نماينده گان نهاد هاى مدنى و کانديدان رياست جمهورى و دانشمندان عرصۀ  سياست و تحليلگران مسايل سياسى بگويم  که بياييد با هم توافق کنيم ودر مورد کشور خود فکر تازه ارائه کنيم.

از سه سال بدينسو که در کشور فضاى دموکراسى به وجود آمده است و مطبوعات بى سانسور ارائه مىکنيم. 

آيا قلم و مطبوعات عضو جامعۀ مدنى نيست .

آيا روزى جامعۀ مدنى از اين يا آن روزنامه نگارى که بر شخصيت ها ، اقوام و ارزش ها اهانت کرده است پرسيده است که چرا چنين مى کند؟

اگر دموکراسى اين است که هر که هر چه بخواهد انجام بدهد و در هر راه بدى  که بخواهد برود بناءً  نبود آن بهتر از موجوديت آن است.

ما آرمان داريم بايد تمامى افزارها و امکانات را باهم يکى کنيم و در جهت آرمانى که خدمت به انسان است قرار دهيم و  جامعه را از مجمع تناقضات که ناشى از تعدد قومى، تعدد مذهبى مى شود. رها سازيم.

اگر ما به چنين هدفى برسيم بسيار خوب است اگر نرسيم به اين معنى است که جامعۀ مدنى نتوانسته است در اين زمينه کار موثرى  انجام دهد.

دوستان از دوره هاى يونان باستان و روم سخن گفتند درحالى که درهمين سرزمين خود مان در دوران کوشانى ها جامعۀ مدنى وجود داشت.

در آن دوره پلوراليزم سياسى و مذهبى در جامعه وجود داشت.

مجموعه يى از تفکرات وجود داشت که مدنيت بزرگى را به وجود آورد که افتخار بزرگ منطقه است.

ما مى توانيم با در نظر داشت جامعۀ مدنى در دوران کوشانى ها بسيارى از مشکلات خود را حل کنيم.

در افغانستان تعدد مذهب، تعدد فرهنگ ، تعدد زبان ها وجود دارد، با در نظر داشت چنين وضعى نظام افغانستان مى تواند شکل جبهه يى داشته باشد يا مى تواند يک نظام ايتلافى باشد.

بسيارى  از مسؤولان دولتى ماهم جبهه و هم ايتلاف را رد مى کنند در حالى که جبهه و ايتلاف هيچ نقص و گناهى ندارند.

اگر ما فلان پست را به فلان قوم مى دهيم بايد شرايطى هم باشد که چگونه کسى انتخاب شود.

تا به جاى  يک فرمانده و متنفذ قومى يک فرد متخصص و مسلکى در پست قرار گيرد.

عبدالرحيم ستار کارمند سازمان اجتماعى :

مى خواهم به اين مساله اشاره کنيم که جامعۀ مدنى قوى در کنار حکومت قوى ساخته مى شود.

اين امر از توجه کانديدان محترم هم به دور مانده است.

آيا آنها در برنامه هاى  خود در ارتباط به ايجاد يک جامعۀ مدنى قوى که بتواند بر تطبيق قانون نظارت کند و در جهت رشد منابع اقتصادى موثر باشد فکر کرده اند؟

آيا شما کانديدان محترم به اين نکته توجه کرده ايد که اگر منابع امداد جهانى کمک هاى خود را به افغانستان قطع کنند، بقاى جامعۀ ما از لحاظ اقتصادى چگونه خواهد بود؟

شما چقدر خوشبين هستيد که در آينده چقدر منابع اقتصادى پيدا مى کنيد و زمينۀ بقاى يک جامعۀ مدنى قوى را فراهم مى کيند؟

 

پاسخهاى کانديدان به پرسشهاى نماينده گان جامعۀ مدنى

 

ابراهيم رشيد کانديداى مستقل رياست جمهورى :

 _  * من تعريف جامعۀ مدنى را به حيث  مغزهاى رهبرى يک جامعه مى دانم نه به حيث الفاظ  ديگرى که دوستان استفاده کردند.

متاء سفانه پس از ٢٥ سال جنگ هيچ کسى اعتماد ندارد که از موقف خود که  حتى قانون اساسى برايش داده است دفاع کند. من همچون جامعۀ مدنى را غير فعال مى دانم. اگر واقعاً جامعۀ مدنى  در افغانستان وجود مى داشت و وظايف خود را انجام مى داد ما هيچگونه تشويشى نداشتيم که در دوران انتخابات افغانستان تخطى صورت گيرد.

فعلاً در افغانستان يک قوت اجرائيه است که آن هم در بيرون کشور ساخته شده است . قوۀ قضائيه و مقننه هنوز وجود ندارد، در دنياى ديگر هنگام انتخابات، اگر رييس حکومت  که خود را دوباره کانديد کرده است بر سرقدرت بماند، در آن جاها قوت ها قضائيه و مقننه از روند انتخابات نظارت مى کنند. متاسفانه در افغانستان قوۀ  نيست که از انتخابات نظارت کند. اگر ما مى دانستيم که چنين نهاد مدنى در افغانستان وجود دارد ما به آن مراجعه مى کرديم و اختيار را به آن مى داديم تا از موقف کانديدان و انتخابات پشتى بانى کند.

زيرا در طول تاريخ افغانستان اين نخستين بارى است که مردم فرصت يافته اند تا زعيم خود را انتخاب کنند.

اگر در اين امر خيانتى صورت گيرد.  مردم مايوس مى شوند، اعتبار و اعتماد خود را از دست مى دهند. در رابطه به پرسش يکى از دوستان که گفتند از مجاهدين نام نگيرد، من ميگويم که از مجاهدين نام مى گيرم. آن ها يک و نيم مليون شهيد دادند يک مليون معيوب دادند. اضافه از ٥ مليون مهاجر شدند و با اين قربانى افغانستان را آزاد کردند. نمى شود آنها با دادن قربانى هاى خود فراموش شوند.

بايد مجاهدين ، خوانوادۀ شهدا و معيوبين به ديدۀ قدر نگرسته شوند و به آنها به اندازۀ شان وظايف داده شود.

نبايد در برابر کلمۀ مجاهد حساسيت نشان داد، اين درست نيست.

 شمارى و اقعاً مجاهد اند  از کشور دفاع کرده اند و شمار ديگر  از نام مجاهد استفاده کرده اند کسانى که از جهاد افغانستان تخطى کرده، کسانى که دستان شان به خون ملت آغشته است، اگر من به قدرت برسم تمام آنها، محاکمه خواهم کرد تا مجاهدان برائت پيدا کنند.

يکى از دوستان گفتند که بايد از شمارى افراد آگاه و کارشناس انتخابات خواسته مى شد که کانديدان  را در  پروسۀ انتخابات  وتهيه خط مشى رهنمايى مى کردند و يارى  مى رساندند تا آن ها به گونه  و شايسته مى توانستند برنامه هاى انتخاباتى خود را به پيش ببرند.

بايد بگويم که بر اساس همان مثل عاميانه هر کس در افغانستان يک سير است نه چهارک.

هر کس خود را عالم و دانشمند مى پندارد، اين مشکل در ميان مردم افغانستان وجود دارد.

هم چنان در پاسخ آن برادرى که پرسيد که گويا من مى خواهيم از شانزده کانديد ديگر نماينده گى کنم، بايد بگويم  که ما کانديدان ايتلافى نيستم؛ ولى به اين نکته توافق داريم که هيچ کسى حق ندارد در برنامه هاى انتخاباتى خود از امکانات دولتى استفاده کند.

شوراى که ما ساخته ايم شوراى همکارى است ، ما با هم همکارى داريم و اين به مفهوم ايتلاف نيست.

ما مى گويم که بايد کمسيون انتخابات امکانات و وسايل را به گونۀ متساويانه در اختيار کانديدان قرار دهد، در حالى که اين امر نقض مى شود.

هم چنان يک خواهر گفت که چرا در پوهنتون ها و مدارس اجازه ندارند که کانديدان به مبارزات انتخاباتى بپردازند و وقتى چنين چيزى اعلان شد همه کانديدان خاموش ماندند.

ما به پوهنتون ها مراجعه کرديم ولى رياست پوهنتون کابل و وزارت تحصيلات عالى شرايط ديکتاتورانه يى را در پوهنتون ها وضع کرده اند. که کسى حق ندارد حتى در اتاق خود هم تصوير يک کانديد رياست جمهورى رانصب کند.

و هيچ کانديد نمى تواند در پوهنتون ها به بيان خط مشى خود بپردازد، در حالى که اگر محصلان پوهنتون ها آينده سازان کشور اندبايد  از وضعيت سياسى _ اجتماعى کشور به دور نگهداشته نشوند  آيندۀ کشور چگونه ساخته مى شود، بايد آن ها از جريانات سياسى کشور آگاه باشند، درگذشته ها جوانان و نوجوانان هسته فعاليت هاى سياسى در کشور مى ساختند.

ما از نيروى آن انکار کرده نمى توانيم ، ما بايد شرايط را براى آنها آماده کنيم ، آن ها بايد از تجارب نسل هاى پيشتر استفاده کند.

ما فکر مى کرديم که جامعۀ مدنى افغانستان به وسيلۀ کدام جهتى تمويل مى شود و ياتطميع مى شود، چرا ما مثال هاى داريم که نهاد هاى سياسى يکى پى ديگر سمارق وار در کشور پديد آمده اند و بعداً از جناب حامد کرزى دفاع کردند .

ما تصور مى کرديم که شايد  اين نهاد مدنى هم بر اساس پيشنهادها و يا تطميع جناب حامد کرزى به وجود آمده است.  حالا اين شک و ترديد رفع شده است، با اين حال هنوز گله منديم که  چرا اينها در ارتباط په تخطى هاى که در انتخابات صورت مى گيرد دورى مى کنند و صداى خود را بلند نمى کند.

و از حقوق حقۀ  مردم دفاع نمى کند.

در ارتباط به شباهت ها در ميان خط مشى کانديدان بايد بگويم که بلى  شباهت هاى زيادى درميان خط مشى کانديدان  به شمول خط مشى حامد کرزى وجود دارد براى آن که خواسته هاى مردم افغانستان اشتراکات زيادى دارد  و افغانستان سرزمين مشترک همه است.

ابراهيم رشيد در ارتباط به پرسش ديگرى که چرا کانديدان تنها از رسانه ها استفاده مى کنند و به دهکده ها نمى روند و با مردم مستقيماً تماس نمى گيرند بايد گفت:

ما ظرف ٢٣ سال چنين کرده ايم به دهکده ها رفته ايم و با مردم در تماس بوده ايم. اگر درد و غم مردم نمى بود ما به حکومت کرزى اکتفا مى کرديم.  وقتى  بى عدالتى را در شهر کابل و ديگر ولايات کشور ديديم بر آن شديم تا  خود را به رياست جمهورى کانديد کنيم.

او در آخر از اجتماع جامعۀ مدنى تشکر کرد و گفت که اين نشست سبب آن شد تا مفکورۀ جامعۀ مدنى به گونه روشن تر فهميده شود.

عالمى بلخى معاون محمديونس قانونى:

در پاسخ به پرسش هاى که اشتراک کننده گان در ارتباط به خط مشى کانديدان مطرح کردند چين پاسخ ارائه کرد.

بايد بدون تعارف بگويم که در ارتباط به جامعۀ مدنى  از نظريات و ديدگاه هاى استادان و دانشمندان چيزهاى سودمندى و تازه يى آموختم .

اين ديدار و گفتگو  واقعاً بسيار سودمند و مفيد بود و از اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان اظهار شکران و قدردانى مى کنم که چنين نشستى را راه اندازى کرده است .

واقعاً ديدگاه هاى که به وسيلۀ استادان و دانشمندان و نماينده گان نهادهاى مدنى بيان گرديد، براى  کانديدان بسيار سودمند بود.

ولى از جامعۀ مدنى يا بهتر است بگويم از نهاد هاى جامعۀ مدنى  گله مندى دارم که آن ها گاهى به وظايف و مسؤوليت هاى خود به گونه اساسى برخورد نمى کنند، مثلاً يکى از وظايف مهم نهادهاى مدنى مى بايست نظارت بر انتخابات مى بود، ولى تا جاى  که من اطلاع دارم ، کسيون مشترک تنظيم انتخابات براى نماينده گان نهادهاى مدنى  صرفاً نقش مشاهد را قايل شده است.

و نهاد هاى مدنى هم همين نقش مشاهد را پذيرفتند، در حالى که بايد نقش ناظر را مى داشتند.

نهادهاى مدنى بايد جداً متوجه قانونمندى و تطبيق قانون در جامعه باشند .

در حالى که در جريان کمپاين انتخابات تخلفات و مسايل زيادى  رخ داد، ولى از طرف نهادهاى مدنى و مشخصاً از طرف اجتماع جامعۀ مدنى عکس العملى   وجود نداشته است.

مثلاً بعضى  کانديدان با طياره به ولايات جهت کمپاين انتخاباتى مى روند.

در حالى که اين طياره  يا دولتى است که کسى حق استفاده آن را در کمپاين خود ندارد و يا هم طياره متعلق به خارجى ها است که استفاده از طياره خارجى ها خود يک تخلف است، در چنين حالاتى از نهاد هاى مدنى صداى بلند نمى شود.

در رابطه به مسالۀ پوهنتون سوالى که مطرح شد بسيار به حق و به جا است؟

وقتى اعلان شد که کانديدان نمى توانند در پوهنتون با دانشجويان صحبت کنند و خط مشى خود را بيان کنند و محصلان نمى توانند در اين زمينه ها بحث و گفتگو کنند، شوراى همکارى کانديدان مشترکاً اين  امر را محکوم کرد که عمل خلاف دموکراسى ، خلاف آزادى بيان و خلاف جامعۀ مدنى است، 

با تاسف گوش شنوا وجود نداشت و بهتر بود تا نهاد هاى مدنى  در اين ارتباط از حقوق استادان و محصلان دفاع مى کردند.

ما باور داريم که پوهنتون و تمام نهاد هاى آموزشى هميشه نقش مثبت داشته است، گذشته نشان ميدهد که اين نهادها هميشه نقش مثبت داشته است البته کمبودها و ضعف ها هم در کار بوده است.

در وضعيت  کنونى که شعار دموکراسى و پلورالزم سياسى داده مى شود، يک چنين بر خوردى با چنين نهاد هاى علمى درست نيست و بايد نهاد هاى مدنى در چنين مواردى اعتراض خود رامطرح کنند.

يکى از دوستان پرسيدند که کانديدان در صورت پيروزى جامعۀ مدنى را به چه عنوانى مى پذيرند، بايد بگويم که تيم ما حاضر است که جامعۀ مدنى را به عنوان دوست رهنمون بپذيرد و جامعۀ مدنى را آيينۀ دولت مى دند  تا دولت در آن نواقص و کاميابى هاى خود ببيند.

محمديونس مغل معاون وکيل منگل کانديداى مستقل :

او بر نهادهاى مدنى افغانستان انتقاد کرد که نبايد تمام فعاليت ها و تلاش هاى خود را در شهر کابل متحرک سازند، بلکه بايد به ولايات کشور توجه کنند و  دامنۀ فعاليت خود را از شهرکابل بيرون در ولسواليها و دهکده ها نفوذ پيدا کنند. براى آن که با نفوذ جامعۀ مدنى در ميان مردم فرهنگ تفاهم و فرهنگ  تشنج  زدايى درميان مردم گسترش پيدا مى کند.

او از موضعگيرى جامعۀ مدنى در ارتباط به حوادث و رويدادهاى اجتماعى انتقاد کرد. او مشخصاً به پروژۀ شيرپور اشاره نمود گفت : زمانى که مردم به زور برچه از اين منطقه رانده شدند و بدينگونه ملکيت آن ها و يک ساحه تاريخى در اخيتار قدرتمندان گذاشته  شد تا براى خود خانه هاى بلند آباد کنند، جامعۀ مدنى خاموش بود که بايد در اين ارتباط واکنش نشان مى داد و در برابر اين بى عدالتى مى ايستاد.

به همين گونه او انتقاد کرد که نقش جامعۀ مدنى در پروسۀ انتخابات بسيار فعال و موثر نبود.

با اين حال او از اجتماع جامعۀ مدنى اظهار قدردانى کرد که يک چنين ديدار کانديدان و نماينده گان جامعۀ مدنى را فراهم کرد.

او گفت بسيار بهتر مى بود که اگر چنين نشستى پيشتر از اين راه اندازى مى شد، محمد يونس مغل گفت که در ارتباط به جامعۀ مدنى درخط مشى ما تذکراتى داده شده و ما به اهميت اين مساله توجه کرده ايم .

نتيجه :

هر چند بحث در ارتباط به جامعۀ مدنى، اهميت و نقش جامعۀ مدنى در وضعيت کنونى افغانستان ، دورنماى جامعۀ مدنى در حيات سياسى _ اجتماعى آينده کشور و تاثير گذارى جامعۀ مدنى بر جامعۀ سياسى ( دولت) گسترده تر از آن است که بتوان تمام اين جوانب را در يکى دونشست مورد بررسى و ارزيابى قرار دارد.

بر رسى اين مساله به راه اندازى کنفرانس هاى گستردۀ کارشناسانه نياز دارد. اجتماع جامعۀ مدنى علاقه دارد تا در آينده يک چنين کنفرانسى را راه اندازى کند.

ديدار نماينده گان نهاد هاى مدنى با کانديدان رياست جمهورى در يک فضاى دوستانه صورت گرفت.

البته اين نخستين بارى بود که يک چنين بحث و ديالوگى در ميان نماينده گان  جامعۀ سياسى و جامعۀ مدنى افغانستان که به راه افتاد.

آنچه که سبب خشنودى اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان گرديد اين است که کانديدان و نماينده گان آن ها با دلگرمى از چنين نشستى استقبال کردند.

براى ماجالب بود که شمارى از نماينده گان کانديدان ضمن قدر دانى از اجتماع جامعۀ مدنى اظهار نمودند که درنتيجه اين ديدار و گفتگو آن ها مسايل و موضوعات تازه يى را در ارتباط به جامعۀ مدنى آموختند.

با اين حال قابل ياد کرد است که بعضى از معاونان کانديدان تصور دقيقى در ارتباط به جامعۀ مدنى نداشتند.

با اين حال شمار ديگرى به ويژه گيهاى ساختار اجتماعى و وضعيت فرهنگى افغانستان و سنت هاى موجود درکشور اشاره کرده و تاکيد نمودند که آنها طرفدار آنند تا جامعۀ مدنى در کشور با در نظر داشت يک چنين شرايطى  کار خود را ادامه دهد.

کانديدانى  هم جامعۀ مدنى  رابه حيث يک دوست رهنمون کننده و يک نيروى ناظر بر چگونه گى تطبيق قانون درکشور پذيرفته و اظهار اميد وارى کردند که در صورت پيروزى با فراهم آورى امنيت و حاکميت قانون و جستجوى منابع اقتصادى بتوانند پايه هاى دولت را استحکام بخشند.

اين شما از کانديدان باور مند اند که جامعۀ مدنى در آن جاى پديد مى آيد که آن جا قانون و حکومت قانونى وجود داشته باشد.

البته در اين صورت نيرو و قوت جامعۀ مدنى مستقيماً وابسته به قوت چنين دولت هايى است.

آنچه که مايۀ اميد وارى است، اين است که تمام کانديدان اشتراک کننده اظهار کردند که آن ها درچار چوب خط مشى خود و در صورت پيروزى تلاش خواهند کرد تا حاکميت قانون درکشور تامين گردد. يک چنين بياناتى مى تواند براى جامعۀ مدنى افغانستان  مايۀ اميدوارى بوده باشد که در آينده بتوانند در فضاى بهترى کار کنند.

شمارى از کانديدان تاکيد کردند که جامعۀ مدنى به حيث يک عامل دموکراتيز سازى جامعه در خط مشى آن ها مطرح شده است.

با ا ين حال آنها نيز پرسش ها و انتقادهاى را مطرح کردند که تاکنون جامعۀ مدنى درافغانستان نتوانسته است  آن گونه که شايسته است به حيث يک نيروى هشدار دهند، ناظر بر تطبيق قانون و انتقاد کنندۀ صريح حکومت ظهور کند.

اما شمارى از اشتراک کننده گان ضمن بيان ديدگاه هاى خود اظهار داشتند:

در جاى که هنوز سايۀ  تفنگ وجود دارد و دولت قانونى نمى تواند است تحکيم و گسترده گى لازم خود را داشته باشد، جامعۀ مدنى نمى تواند در يک چنين فضايى نشوء نما کند.

اشتراک کننده گان ديدگاه هاى خود را در ارتباط به چگونه گى ساختار حکومت در آينده، اهميت جامعۀ مدنى، نقش و اهميت آن در جهت رسيدن به يک جامعۀ متکى بر قانون، براى کانديدان بيان داشتند. البته شمارى از کانديدان با برخى از تلقى هاى اشتراک کننده گان  موافق نبودند؛ ولى آنها تماماً علاقمند بودند که در آينده جامعۀ مدنى وجامعۀ سياسى افغانستان بتوانند باهم همکارى  موثر ترى داشته باشند.

کانديدان همه گان راه اندازى اين نشست را ستايش کردند؛ ولى بعضى از آنها بر اجتماع جامعۀ مدنى انتقاد کردند که چرا يک چنين نشست هايى  را زودترين راه اندازى نکردند تا مى توانستند ديدارها و گفتگوهاى  بيشترى با نماينده گان جامعۀ مدنى داشته باشند.

از اين ديدار برمى آيد که  در ارتباط به جامعۀ مدنى هنوزنه تنها در ميان سياستگزاران و کلاً جامعۀ سياسى افغانستان برداشت يک دست ودرک همگونى وجود ندارد؛ بلکه درميان فعالان جامعۀ مدنى نيز دريافت ها و درک ها از جامعۀ مدنى متفاوت است.

هنوز تعريف مشخصى در افغانستان در ارتباط به جامعۀ مدنى وجود ندارد. هرچند مفهوم جامعۀ مدنى و تعريف آن مى تواند درکشور هاى گوناگون متفاوت باشد، ولى براى جامعۀ افغانستان درحالى که دروضعيت گذار به سوى دموکراسى است درک دقيقتر جامعۀ مدنى از اهميت زيادى بر خوردار است.

اجتماع جامعۀ مدنى افغانستان اين مساله رابا علاقمندى دنبال مى کند و آرزو دارد تا در آينده با راه اندازى گفتگوها، کنفرانس ها و نشست ها در ميان روشنفکران و  نماينده گان  جامعۀ مدنى و جامعۀ سياسى بتواند دست کم دريافت هاى نسبتاً مشترکى از جامعۀ مدنى داشته باشد.

 

صفحهء گذشته

 
 


برای دیدن بهتر ویب سایت مجما شما صفحهء کمپیوتر خود را به 768*1024 هماهنگ سازید و از بروسر IE6 یا بلند تر استفاده نمائید!