|
«خصوصی سازی معادن» یکی
ازساخت و بافت کشورهای پیشرفته صنعتی ویا
سرمایه داری است که با خدعه وتذویرمعادن را
سیطره دولت ها ومردم ویا ازحاکمیت مردم با
کنارآمدن باا راکین به اصطلاح دولتی؛جدانموده،
درحدودصلاحیت حریصانه خودقرارمیدهند. معادنی
که صد درصد ازداراییهای عامه به شمارمی رود
درچنین حالات ازگاوغدودی هم مردم نمی رسید.
استادان حساس جیولوجی ومعادن ،
اقتصاد دانان فرهیخته، ورشنفکران وپیش کسوتان،
آگاهان این خطه باستانی سرنوشت کشورهای
پیشرفته صنعتی وسرمایه داری جهان رادررابط با
فابریکه های غول پیکر صنعتی یی که دارند به
طورطبیعی وروشن درک می کنند. این فابریکه ها
ضرورت مبرم ودایمی به مواد خام منرالی مورد
نیازرادارند.
تاآنجایی که سرزمین های این
کشورهانیازمندیهای این فابریکه ها وکارخانه
های تولیدی مربوط را ازداخل تامین می
نمایند، رشدوتوسعه ء جامعه شان درابعاد
گوناگون روند طعبی خودرا می پیماید. برای این
که به بحران کاهش وبه نبود مواد خام منرالی
مواجه نشوند، چندین کشورازین قبیل کشورها
درصددآن شدند که درآینده های نزدیک
ویادورازکدام کشوروکدام اوقیانوس به چنگ
آورندوگراف تولید وصدور امتعه
خودرادربازارجهانی به طورگسترده یی حفظ
نمایند. بدین منظور راه رشدکشور های عقب
گذاشته شده رابه هرنحوی که بتوانند مسدود
وناممکن سازند، که اکنون دراجرای این امرموفق
بدرآمده اند. یعنی آن کشورهای که دارای منابع
سرشار معدنی اند ، شمار از جوانان این کشورها
را به مثابه باشه های دست آموز برای آینده ها
تربیه می نمایند تا به هنگام ضرورت آنها را به
سرزمین های معدن خیز شان اعزام نمایند. به
اصطلاح این متخصصان انگلیسی دان زمینه دستبر
منابع معدنی را برای همان دوستان خود
مساعد می سازند.
برای تایید این امر دلایل
فراوانی وجود دارد ، ازآن شمار درکنفرانس
22/7/1386 بین المللی دانشگاه پولیتخنیک کابل
نماینده گان انگستان، جرمنی،جمهوری چک اعتراف
نمودند وگفتند «هرسال بیش از100-120 نمایندهء
کشورهای پیشرفته ی نیازمند جهان، درلندن یا
نیویارک گردهم می آیند و درباره مواد خام
مورد نیازخویش به مشوره می نشینند ، همان بود
که سه سال قبل درآسیا(افغانستان)
ودرافریقا(کانگو) درامریکای جنوبی (بولوی)
رابرگزیدند». دراین شمار کشورها تنها مردم
بولویاکه ازاین گونه شعارهای «خصوصی سازی
معادن» به ظاهررنگین وزیبا بنا برتجاربی که
ازهمسایه ها وقاره افریقا داشتند به واکنش جدی
پرداختند، اعتصاب و تظاهرات چند روزه یی رابه
راه انداختند. نماینده گان ازاین کشور برآمدند
و اما این که با چگونه شرایطی توانستند
وارد پیرو شوند درین باره تا کنون چیزنگفته
اند.
پیداست که بنابرنبود سیستم
اداری وعدم مدیریت سالم ملی درکشورونبود
زمینهءمساعد، وجود ساختاراجتماعی قبیله یی
قرون وسطای ؛ جامعه ما مخالف فروش وصدور مواد
خام منرالی از کشوربوده و به ویژه ما استادان
؛ پیش کسوتان آگاهان این جامعه خسته از جنگ
مطابق به ارشادات واحکام اسلامی که دارای های
عامه را امانتی در نزد دولت می داند ،
دست درازی به این داراییها، فروش وصدورآنها
ازکشورازصلاحیت دولت ها به ویژه گروه دست
آموزان بیگانه گان نیست. حتی درقانون اساسی به
صراحت توضیح داده شده است که دولت ها حق فروش
خصوصی سازی داراییهای عامه راندارند ازیکسو ،
فروش وصدور مواد خام منرالی ازکشور ، جامعه
امروز وفردای مارا به فقر وتیره ورزی به گدایی
وبینوای مواجه می سازد ، ازجانب دیگر نمی
خواهم وزارت محترم معادن وشرکای ارجمندشان
مواد خام منرالی (معادن) ما را به نام «خصوصی
سازی معادن» دراختیار متشبثین خصوصی بگذارند؛
که این معامله عجولانه بی اساس ومطرود
متولیان منابع معدنی
رامخالف منافع ومصالح جامعه
امروزوفردای خود می پنداریم.
کاملاً واضح است تحمیل
بازارآزاداقتصادی وخصوصی سازی معادن درشرایط
کنونی جامعه مارا بدو بخش رقتبار جدا میسازد:
دریک سوتراکم سرمایه وثروت
اندوزان ، درسوی دیگرفقیران وتیره روزان.
عاملان فرامرزی خصوصی سازی
معادن برای تعمیل آرمانهای خود با پیش بینی
های دور اندیشانه چه حوادث ناگواری را یکی پی
دیگربالای مردم شریف ماتحمیل ویا به ارمغان
آورده اند! (کشیدن پای شوروی وقت به اشغال این
کشور،همکاری امریکا واقمارش به سران مجاهدین
برای خروج آنها، سپس درهم انداختن تنظیم های
جهادی بااختلافات مذهبی، عقیدتی، سمتی،نژادی،
منطقه ای، تقسیم کرسی های به اصطلاح کلیدی
وغیرکلیدی دولتی)، درشعله ورساختن این روند تا
پیاده ساختن آرمانهای شوم خود مردم شریف ما
راچنان خسته وپریشان، محتاج،بی باور و بی
اعتنا ساخته است ، که حتا از اشتراک
درامرطرد و رد چنین معامله های
فقرزاوذلتبار،بیزار وبی اعتنا شده اند.
نزدیک به اکثریت کشورهای
بیداروآگاه روبه انکشاف جهان این روند «خصوصی
سازی معادن» رادرکشورهای خود را مردود دانسته
ودربرابرداراییهای عامهء مردم خود بی باک وبی
اعتنا نبوده اند ونیستند. واگر هم هستند آن
منابع معدنی که بتواند این فابریکه را فعال
نگاه کند شاید اندک ودرین حد نباشد.
بناً مااستادان وشخصیت ها ی
خبیر، آگاه، ترقی خواه، راهروان جامعهء مدنی
برای قطع تمامی معاملات ذلتبارزیر«شعارخصوصی
سازی معادن» برای جستجوی بدیل آن به
خاطربهره برداری معقول وسالم ازمنابع
سرشارمعدنی ، منع ورود سرسام آوروسایط ،
تیرآهن ها وسامان آلات بی رویه وبی کیفیت فلزی
که بیش از60تا 70 درصد اقتصاد جامعهء ما رامی
بلعد، به خاطر ایجاد زمینه اشتغال برای بیش
از ده هاهزارمتخصص، کاسب واهل فن، کارگران
مجرب که ازتخریب وفروپاشی بیش از 70کارگاه،
کارخانه ها، دستگاه های تولیدی بیکاروبی
سرنوشت ومتواری شده اند؛ برای ایجاد زمینهء
اشتغال بیش از30هزارمتخصص فارغ شده از موسسات
تحصیلات عالی که تاکنون برایشان زمینه
کاردرچوکات رشته های تخصصی میسرنبوده و
80درصد به کارهای فزیکی به منظورفراچنک آوری
یک مشت پول بخورونمیرروی آورده اند وپس
از10سال این انجنیران به اشخاص عادی تبدیل شده
ومی شوند. برای ایجاد زمینه کاردرنخست برای
500هزار تا ملیون مردم بیکاروبی سرنوشت، به
خاطرریشه کن ساختن تمامی کارهای ناروای آدم
ربای، کشت وترافیک خشخاش، ارتشا وفساد اداری
وکارهای نامشروع دیگر تصمیم بران شدتایکی
اززیرساخت های تولیدی-اقتصادی-اجتماعی
رابرگزنیم که پاسخ گوی طرداین همه نابسامانی
ها وشرایط سامان مند درکشورباشد.
برهمگان پرواضح است که این
نهاد زنده گی سازورفاهی همان فابریکه ذوب
فلزات است که بنام«میتالوژی سیاه ورنگه» شهرت
دارد که ایجاد آن یگانه منبع الهام بخش
وتجلیگاه آرمانهای سرکوفته تاریخی مردم مان
خواهد بود وحداقل آغازایجاد آنرا بیش ازسه سال
است که به پارلمان، دولت وآن کشورهای که بی
مدعا به کمک سرزمین ما شتافته اند با ادای ادب
وتمکین مسوولانه پیشنهاد نمودیم. این سرزمین
با منابع معدنی (جامد، مایع وگاز) بامقیاس
ذخایر بی نظیر،کم نظیربزرگ ، متوسط وکوچک
باکیفیت عالی را تقریباً به طوردست ناخورده
درسینهء خود دارد، تمامی نیازمندییهای ایجاد
این فابریکه را درمقایسه با هرکشوردیگرجهان،
تامین میکند.
به پیشنهاد های آزمون شده
واندیشیده، هم آهنگ با نیاززمان، سرنوشت
سازوضامن رفاه بخشی های جامعهء امروزوفرادی
ما بهانه تراشیدن، طفره رفتن واغماض کردن گناه
نابخشودنی است. واما پذیرش وآغازتعمیل آن قابل
تقدیرومباهات دانسته می شود. زیرا اگرپنجاه
سال پیش مانند شمار زیاد ازکشورها، دولت های
نیمه حاکم به سرنوشت این سرزمین دست بکار
اجرای این دو نهاد (آب وزراعتی شدن دشتها
وصحراهای خشک وبایر، بهره برداری معادن ازطریق
فابریکه ذوب فلزات سیاه ورنگه) می شدند ،
اکنون پشت وپهلوی جامعه ء شریف ما از ضرب وشتم
ورگبارها ، انفجارهای روز کاران زمان پر
ازاستبداد و خشونت کشور زخمی ودردمند و خون
چکان نمی بود ودراین لجن کثافت وتیره روزی
تاریخی دست وپا نمیزدند، دست شان مظلومانه به
خیروخیرات وقرض وصدقات پارچه نان بالا نمی
بود، مانند هرکشوردیگرسربلند ومتکی به خود می
زیستند. بهرحال جبران این همه نا کارآیی ها،
کم وکاستی های دیروزوخرابه های ذلتبارامروزرا
ایجاد فابریکه ذوب فلزات(صنعتی شدن)، زراعتی
شدن ملیونها جریب زمین ازطریق آب گردانها
ومهارسازی دریاها، پاسخگوی قطعی خواهد بود.
باکمال احترام به خاطرحل
مشکلات ومعضلات پیچیده جوامع امروزوفردای مان
ازمقام محترم وزارت معادن ووزرای ارجمند دولت
، نمایده های پارلمان با ادای ادب وتمکین طلب
داریم که ازخصوصی سازی معادن، فروش وصدورآن
ازکشورولوپس از مراحل غنی سازی آنها هم باشد،
به طورقطع منصرف شده ، توجه اساسی دلسوزانه ،
میهنی وملی گرایانه ومسوولانه خودرا
درامراجرا وتعمیل اعمارتاسیسات فابریکه ذوب
فلزات وبهره برداری منابع معدنی تنها ازطریق
این فابریکه که حافظه غرورملی ، مولد تمام
وسایط وسامان آلات باکیفیت و... درکشورخواهد
بود، معطوف بدارند. هرگونه معاملات دیگر به
ویژه فروش وصدور آنها از کشور زیر شعار نابه
هنگام ، ذلتبار وفقر زای«خصوصی سازی معادن»
ولو اگر عاید و یاقیمت بلند بالایی مقطعی را
هم داشته باشد، حتا (0.2فیصد) مشکل ونا
هنجاریهای جامعه امروزی مارا بااین ساختار
قبیله سالاری لجام گسیخته دولتی که دارد، رفع
کرده نمیتواند. پس برای جامعه فردای ما چه نقش
خواهد داشت؟!
باتأسف این آقایان قطاً به این
پیشنهاد زنده گی ساز ورفا ه بخش جامعه، همچون
پیشنهادهای پیشین ما
وقعی نمی
گذارند ؛ زیرا هرهفته چندین بارتبلغات فریبنده
ومسموم کننده را ازطریق تلویزیون براه انداخته
ذهینت مردم شریف مان را نسبت به این روند
ذلتبار«خصوصی سازی معادن» مغشوش می سازند.
اندیشمندان، استادان وآگاهان
ارجمند کشور باید به آگاهی تک تک مردم برسانند
که اگر این پروسه فروش وصدور منابع معدنی شان
از کشور یکسال دیگر بدین منوال دوام کند،
وزارت محترم وشرکای داخلی وخارجی اش به طوری
دوام دار در هر نوبت از دولت ها به فروش وصدور
بهترین وبا کیفیت ترین معادن با زخایر بی نظیر
و کم نظیر وبزرگ دیگر ما از کشور نایل خواهند
آمد. این عرضه گران ومتقاضیان داخلی و خارجی
با این روش عجولانه وناسنجیده خود آهنگ رشد
وانکشاف سست ولرزان جامعه را(در چنین زمان
بارشدآهنگ پرشتاب انکشاف جهان) ضعیف تر و سر
انجام برای ابد متوقف خواهند ساخت.
بگونه یی که همگان اطلاع
دارند، بیش از سه سال است که وزارت محترم
معادن با وزرای محترم خارجه ، مالیه ، تجارت ،
اقتصاد و شرکای دیگرش وهم یک نماینده از
شورای ملی شمار از معادن مواد مفیده سرنوشت
سازاین سرزمین راکه تکیه گاه مطمین اقتصادی
جامعه امروز و فردا مااست، برای فروش وصدور
آنها از کشور تحت عنوان«خصوصی سازی معادن»
مخالف تمام معیارهای شرعی ، قانون اساسی،
نیازهای آرمانی وتاریخ جامعهء ما ، در اختیار
متشبثین خصوصی قرار داده اند.
بدین مبنا باید خاطر نشان ساخت
که جز از تعمیل پلان مرحله ای ایجاد تاسیسات
فابریکه ذوب فلزات و به کاربرد تمام گروه های
معادن (فلزات سیاه ورنگه ، فلزات نجیبه، فلزات
کمیاب و با اهمیت، عناصر فلزی رادیواکتیف)
وهمچنان معادن غیر فلزی(نفت گاز، ذغال سنگ و
سنگ های آتشزا به مثابه مواد انرژی حرارتی این
فابریکه باقی هرگونه معامله گری های دیگر در
بارهء فروش وصدور مواد خام منرالی(منابع
معدنی) کاملاً با منافع ومصالح جوامع شریف
امروز وفردای ما منافات دارد. یعنی منابع
معدنی یا از طریق فابریکه ذوب فلزات مورد بهره
برداری قرار گیرند ویا تا ایجاد فابریکه مزبور
یکی از وجایب و مسوولیت اساسی دولت هااست که
ازآنها حفاظت ومراقبت نماید.
مبرمیت وضرورت تاخیر ناپذیر
ایجاد فابریکهء ذوب فلزات در کشور
ایجاد فابریکه فلزات که بنام
«میتالورژی سیا ورنگه» نیز شهرت دارد، یکی از
زیرساختهای بزرگ تولیدی، اقتصادی، اجتماعی،
فرهنگی و یگانه منبع الهام بخش و تجلی گاه
آرمانهای جامعه امروز وفردای ماست. باید برای
تحقق بخشیدن این وجیبه انسانی، میهنی، اجتماعی
و تاریخی تا پایان عمرکوشش وتلاش نمایم و به
هیچ وجه به آزمندان و حریصان داخلی و فرامرزی
اجازه نباید داد امکانات ایجاد این نهاد زنده
گی ساز ورفا هی جامعه را محدود، منحصر و سر
انجام مسدود سازند.
برای شناخت همه جانبه یی اهمیت
و نقش رفا ه بخشی وشکوفاسازی آن باهمه امکانات
که دراین سرزمین وجود دارد، ما در گام نخست
اساسی ترین مواد مورد ضرورت آن را بگونه ء زیر
برمی شماریم:
1.
منابع انرژی: اعمار دستگاه
برقی آبی، نفت، گاز، ذغال سنگ عناصر رادیو
اکتیف (یورانیم ، توریم، رادیم)، قوای بشری.
2.
فلزات سیاه و رنگه:
- سیاه- (آهن ، منگنیز،
کرومین، تیتان ، ولفرام ، نکل ، مولبدین،
کوبالت ، نیوبیم وعناصر فلزی دیگر).
- رنگه- (مس ، المونیم ، جست
، سرب ، قلعی ، انتیمون، بسموت، سیماب )، بدین
جهت است که فابریکه ء مزبورنیزبه نام
میتالورژی سیاه ورنگه شهرت دارد.
3.
فلزات نجیبه: طلا ، نقره
، پلاتین وگروپ آن (پلادیم ،
اریدیم ، رودیم ، روتینیم ، اوسمیم ).
4.
عناصرکمیاب فلزی زمینی:
لانتانیم ، سیریم ، پراسودیم، نیودیم،
پرامیتیم، سماریم، اتیریم، گادونیم، تولیم،
لوتینیم، اوسمیم،(رجوع به سکیچ ضمیمه این
مقاله).
5.
عناصرکمیاب پاشان- لیتیم،
بیریلیم ، روبیدیم، سیزیم ، هافنیم ، تنتالیم
، نایوبیم ، سکاندیم ، گالیم ، رینیم ، کدمیم
، اندیم ، تالیم ، جرمانیم ، سیلینیم ، تلوریم
، زرکونیم وعناصر دیگر. هریک این همه
عناصرفلزی خوش بختانه دهها معدن را درساحات
معدن خیزوگشترش ساحات پگماتیت ها به وجود
آورده اند.
پژوهش های گوناگون منرالوزی ،
جیوکیمیای یی ، پتروگرافی وجیوفزیک وکاوش های
دیگرکه درباره فلزات کمیاب لیتیم ، روبیدیم،
سیزیم، سکاندیم، کادمیم، نیوبیم وفلزات دیگر
از این قبیل صورت گرفته است ، منسوب بودن دقیق
آنها را به پگماتیت ها با زتاب میدهد. یکی از
این شمار- فلزات کمیاب لیتیم است که به طور
جستارگونه آنرا به بررسی می گیریم.
معادن لیتیم درگستره کمربند
پگماتیت خیز افغانستان به درازای 850 تا
900کیلومتر( ازهلمند تا ننگرهار، لغمان تا
اشکاشم) باپهنای 150 تا 200کیلومتر تثبیت شده
است. دها انباشته های معدنی این فلز به مقیاس
معدن درمحدوده این گستره تشکیل گردیده است.
مانند معدن جامنک ، درومگل ، پسگوشته ومعادن
دیگر واقع ولایت نورستان که ذخایراوکساید
لیتیم درین معادن ازپنجصد تا یک ملیون تن واما
معادن درومگل وجامنک (ولایت نورستان) که ذخایر
بیش ازچهارملیون تن اوکساید لیتیم را دارند،
یگانه معادن به سطح جهان یعنی بی نظیرشمرده می
شوند. اگرچه کانادا نیز یگانه کشورپگماتیت
خیزجهان است ودارای مقدار زیاد اوکساید لیتیم
می باشد اما ذخایر این فلزات درافغانستان نسبت
به کانادا چشم گیرتراست.
ذخایربیریلیم نیز درپگماتیت
های افغانستان به حد قابل ملاحظ گسترش دارد.
هم چنان ذخایر تننالیم ونیوبیم درمعدن نیلاو(
ولایت لغمان) وساحات نورستان ونقاط دیگرکمربند
پگماتیت خیز از اهمیت بلند برخورد داراست.
ناگفته نگذریم معادن فلزات
کمیاب ذخایر را از نکاه کمیت به مقیاس آهن ،
مس ، سرب وجست وغیره ندارد یعنی اگر ذخایرتا
ده تن ویا ده ها تن انباشته های معدنی را
داشته باشند می توان به خلاف مس وآهن سرب وجست
به آنها معدن گفت.
مثلاً فلزسیزیم درمنطقه تتنگ
سرخ رود (ننگرهار) ازده ها تاصدها تن ذخایرخود
معادن را بوجود آوره اند که ازشماربزرگترین
ویا بی نظیرجهان به حساب می روند.
برخی از فلزات نادره مانند
نیوبیم افزون برپگماتیت ها درکتله های
احجارکاربناتیت ها تشکل نموده اند ، مانند
کاربناتیت های منطقه خانشین ولایت هلمند که
گواه برموجودیت آن باعین شرایط درمناطق دیگر
نیزمی باشد.
کشور مانظربه این همه غنامندی
منابع معدنی نسبت به هرکشور دیگر درامرایجاد
فابریکه ذوب فلزات ، موفقترودست بازتر دارد،
اما تأسف به دولت مردان پنجاه سال اخیر که
توجه به این نهاد زندگی سازکه ما هم درپرتو
فیوضات آن زندگی آرام میداشتیم ؛ نکرده اند.
شرط دیگرایجاد فابریکه مزبور
این است که در راس هردوگروه فلزات سیاه ورنگه
یک یک معدن باذخایر بی نظیروجود داشته باشد.
الحق که این شرط را فابریکه یی پیشنهادی ما
بالاتر ازآنچه تعیین شده است دارا میباشد.
یعنی معدن آهن حا جیگک ولایت بامیان با سه
ملیارد تن آهن خود درراس فلزات سیاه ومعدن
چندین فلزی مس عینک با ذخایر بیش ازبیست تا
پنجاه (50-20) ملیون تن مس درراس گروه فلزات
رنگه ، که بنابراین ویژه گیهای عالی میتواند
جایگاه ستراتژیک فابریکه ذوب فلزات را
درکتگوریهای بلند تعیین ومشخص سازد.
همچنان دو دومعدن بزرگ از نوع
سیاه ورنگه در راس هریک ازدوگروه نیزمیتوانند
همان نقش را داشته باشند.
فراوردها
(نقش بهره برداری منابع معدنی
تنها از طریق فابریکه ذوب فلزات)
ازتحلیل همه جانبه متن مقاله
که گذشته های برنامه سیاست های خصوصی سازی
معادن ، ویژه گیهای منابع معدنی ، ضرورت مبرم
زمان جاری وفردا ها درامر بهربرداری این منابع
ازطریق خصوصی سازی یا فابریکه ذوب فلزات ونقش
ان درحیات جامعه ، مطالب زیراستخراج گردید:
1.
حافظ شرف ، عزت، افتخار، وقار
وغرورملی درکشور؛
2.
مانع ورود سرسام آوری وسایط ،
تیرآهن های وزین وتمامی سامان آلات بی کیفیت
فلزی به کشور که بیش از 60 تا 70 فیصد اقتصاد
جامعه ما را می بلعد؛
3.
منع صدورمواد خام منرالی
(منابع معدنی) از کشور؛
4.
فراهم شدن زمینه کاریابی برای
500هزار تا یک ملیون حتا تا دوملیون مردم
بیکار متخصص بی سرنوشت .
5.
به ویژه مساعد شدن زمینه
اشتغال برای دهاهزار فارغان متخصص بی سر نوشت
موسسات تحصلات عالی که در چوکات غیر مسلکی
بخاطر نبود زمینه های کاری تخصصی در چوکات غیر
مسلکی برای فراچنگ آوری مزد بخورو نمیر مصروف
کار فزیکی اند و بعد از 10 سال دانش مسلکی را
از دست میدهند وبه یک انسان عادی تبدیل می
شوند واین امر یک فاجعه بزرگ درچنین کشوری
پنداشته میشود.
6.
میسر شدن زمینه کار برای
هزارها متخصص، کاسب واهل فن فابریکات ،
کارخانه ها، کارگاه ها ، و دستگاه های کاری و
تولیدی که پس از فروپاشی آنها دراثر جنگ های
تحمیلی بیکار و متواری شده اند .
7.
تولید تمام وسایط ، سامان
آلات فلزی مورد نیاز درداخل کشور، که 60 تا 70
درصد اقتصاد کشور را نسبت به ورود آنها بالا
میبرد.
8.
فعال شدن روند امور پارتی های
جیولوژیکی ، تفحصی ، اکتشافی برای استخراج
معادن نو در سراسر کشور؛
9.
رشد استعدادها، نوآوریها
وابتکارات پژوهشگران، انجینران در بخش های
تخصصی این فابریکه ؛
10.
بهره برداری بلا استثنا از
تمام منابع معدنی توجیه شده بالا در صورت
موجودیت فابریکه مزبور. واما درصورت خصوصی
سازی که فروش دو معادن با ذخایر بی نظیر
سیاورنگه (آهن ومس) که درمحراق توجه فروشندگان
قرار گرفته اند، ضربه مهلکی است به سرنوشت
تمام معادن بشمول شماره های(4و5 صفحه 3)
همچنان معادن باذخایر متوسط وکوچک دست کم 90
درصد آنها به طوربن بست، بی سرنوشت، متروک و
مدفون در سینه زمین کما کان باقی خواهد ماند
که نه توان استخراج و نی توان فروش آنها را
خواهیم داشت. قضاوت خیر و شر بودن این روند
را آگاهان و فرهیختگان جامعه مان میدانند.
11.
تسریع روند همگرایی و
دگردوستی اقوام ، قبایل، عشایر و طوایف زیر
چتر صدها پروژه های کاری و تولیدی این
فابریکه.
از اعلانات مذبوحانه خصوصی
سازان و ثروت اندوزان چنین بر میاید که این
آقایان باشرکای داخلی و خارجی شان چنان تصمیم
قاطع به فروش و صدور مواد خام منرالی (
داراییهای عامه) ما دارند، که این منابع
معدنی، این تکیه گاه عظیم اقتصادی جامعه توام
بااین فابریکه رفاه بخش وزنده گی ساز باتمام
دست آوردها و فروآوردها یش نزد این آقایون
پرکاهی هم اهمیت ندارد.
وزارت معادن ودولت امریکا به
منظور نفی روند ایجاد فابریکه ذوب فلزات به سم
پاشی های مسموم کننده وگیچ کننده دست یازیده
اند و آن چنین است:
وزارت معادن: منابع معدنی کشور
برای (3500سال دیگر) مردم ما کافی است.
دولت امریکا: منابع معدنی
افغانستان بیش از 500 تریلیون ارزش دارد یعنی
اشاره به همان (3500سال) است که خطاب به
متوالیان معدن می گوید:
هر چه میتوانید بفروشید و حیف
و میل کنید.
باز هم وزارت معادن به طو
ابتکار اعجاز گونه اعلان داشته که یک معدن آهن
با ذخایر شش ملیارد تنی را در یکاولنگ کشف
نموده است و این کشف غیر علمی وعملی مخالف
تمامی معیار های جیولوجی واکتشاف معادن
درگذشته ها ومعاصر جهان بدون پارتی
مجهزجیولوجیکی وجیوفزیکی پنداشته می شود. به
ویژه اعلام تثبیت شش ملیارد تن آهن یکاولنگ
نداشتن معلومات و د رک درست در بارهء نحوه
های دشوار وپر حجم محاسبات ذخایر و تثبیت آن
است. از منظر نگارنده این سم پاشی علیه
احساسات شریف استادان، وارستگان و آگاهانی که
مخالف تاراج منابع معدنی اند، میباشد.
به هرحال این ابتکارمقام محترم
وزارت معادن را صمیمانه تبریک عرض می کنم. وچه
بجا خواهد بود که عوض معدن حاجیگک ،آن معدن
کشف شده خود را اگردقیق باشد یا نباشد درمعرض
معامله فروش وصدور از کشور قرار دهند.
پیشنهاد
این موضوع حیاتی را درشرایط
حساس جامعه مان که با عناوین گوناگون ومفاهیم
واحد (منع استخراج ، فروش وصدور مواد خام
منرالی ازکشور، حفظ مواد خام منرالی تا ایجاد
فابریکه ذوب فلزات درکشور) مزین شده اند ، هر
یک را به طور جداگانه به شورای محترم ملی ،
مقام محترم ریاست محترم دولت ، وزارت محترم
معادن با کمال احترام پیشکش نمودیم دریغا این
نهادهای دولتی وحتا شورای ملی موضوع را نه
تنها مورد بررسی قرار نداده اند ، بلکه با
تبلیغات مسموم کننده ای نسبت تقویه ای ادامه
این روند اسفبار وفقرزا «خصوصی سازی معادن »
به پا برخواستند.
بناً ازتمامی سازمان ها
ونهادهای ملی ومردمی کشور با کمال احترام طلب
داریم که نشستی را زیر عنوان منع فروش وصدور
مواد خام منرالی از کشور وایجاد تاسسات
فابریکه ذوب فلزات (میتالورژی سیاه ورنگه) در
کشور برگذار نمایند واین موضوع حساس وحیاتی
جامعه امروز وفردای مان را با ژرف دقت ارزیابی
های همه جانبه نمایند وتا ایجاد فابریکه مزبور
هر دولت نا گزیر است که ازمنابع معدنی توجیه
شده بالا مسوولانه وملی گرایانه حراست وحفاظت
نموده وازهرگونه معامله گری فروش وصدور منابع
معدنی ازکشور جداً ممانعت وجلوگیری کنند.
ومن الله توفیق |